وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حکمت خداوند متعال اقتضا می کند عالم دیگری باشد تا به تمایلاتی همچون بی نهایت طلبی که در انسان وجود دارد و در دنیا پاسخی برای آن وجود ندارد، پاسخ داده شود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آب بندی انسان در دنیا!

معاد

در مقاله اثبات اصل معاد با برهان حکمت یک تقریر از برهان حکمت بیان شد، که خداوند کار عبث نمی کند و این که انسان به کمال برسد و سپس نابود بشود مثل این است که یک نقاش تابلوی نفیسی را بکشد و زمانی که کامل شد خرابش کند، این کار حکیمانه نیست. این برهان، برهان مهمی است، اگر خوب فهمیده شود در فهم معاد و در ایمان به معاد بسیار موثر است.


در این مقاله برهان حکمت در اثبات معاد را با تقریر و استدلال دیگری بیان می کنیم.

تمایلات انسان

در وجود انسان و در ذات انسان گذشته از موجودات دیگر ابعادی تعبیه شده، کشش ها و تمایلاتی وجود دارد که به درد این دنیا نمی خورد، مثلا میل به جاودانگی و بی نهایت خواهی که در فطرت انسان وجود دارد به طوری که انسان ذاتاً بی نهایت خواه هست و تمایلاتی از این قبیل در وجود انسان به چشم می خورد.

اگر ما باشیم و این دنیا، باید گفت این تمایلات، زائد و غیرحکیمانه است. از طرفی حکمت خداوند اقتضا می کند که هیچ چیز غیرحکیمانه ای را خلق نکند. بنابراین باید عالم دیگری باشد که در آنجا محدودیتی نباشد و هر چه انسان می خواهد در اختیارش باشد [که البته هست به عنوان مثال در بهشت مومن هر چه اراده کند در اختیارش هست] و باید عالم جاودانه ای باشد که این میل به خلود انسان، در آنجا پاسخ داده شود.

این نکته را با یک مثال شاید بهتر بتوان توضیح داد. اگر فرض کنید که مثلاً یک کارخانه ای ماشین هایی را با مشخصات خاصی تولید می کند مثلا کمک های قوی، شاسی بلند، لاستیک های پهن و آج دار و چیزهایی از این قبیل دارد.

این ماشین ها را به کشوری که کویری، صاف و هموار، که نه برف و طوفانی در آن هست، نه کوه و کمری صادر می کنند. اولین سوالی که به ذهن انسان می رسد، اینکه این ماشین ها به درد این کشور نمی خورند. وزن ماشین سنگین شده، قیمتش بالا رفته، سرعتش پایین آمده، سوختش زیاد شده و یک سری ابزار اضافه در آن تعبیه شده که اصلاً به درد نمی خورد.

اگر این مطلب ثابت شد که انسان دارای روح جاودانه ای هست خود به خود این سوال مطرح می شود که باید عالم دیگری ورای عالم ماده باشد، عالمی که این روح متعلّق به آن عالم است

این کار، کار حکیمانه ای نبوده زیرا در آنجا ماشین کمک دار و 8 سیلندر و با این مشخصات به درد نمی خورد. وقتی به مهندسین طراح ایراد گرفته شود شما چرا این کار را کردید؟ می گویند اشتباه می کنید ما این ماشین ها را برای این کشور تولید نکردیم، برای فلان کشوری که کوه و دشت و بیابان دارد و در حال جنگ هم هست تولید شده و بعد از آنکه در اینجا آب بندی شد به آنجا می فرستیم.

شبیه همین در مورد انسان نیز مطرح است. خداوند در انسان یک سری کمک های عجیب و غریب تعبیه کرده که وزن انسان را سنگین کرده، به طوری که او را به زمین چسبانده و مشکلاتی برایش ایجاد کرده، از طرفی به درد دنیا هم نمی خورد. وقتی که از خداوند متعال سوال می کنیم، اگر انسان را برای دنیا خلق کردی میل به خلود برای چیست؟ بی نهایت خواهی او چه معنائی می دهد؟

خداوند در پاسخ می فرماید شما اشتباه می کنید، ما شما را برای دنیا خلق نکردیم " خلقتم للبقاء لا للفناء " آمدید دنیا که آب بندی بشوید، آمدید اینجا که مدرسه را طی کنید و شایستگی ادامه زندگی در آن حیات جاودانه را پیدا کنید. پس حرف کاملاً حکیمانه و صد در صد منطبق بر حکمت است.

حکمت خداوند متعال اقتضا می کند عالم دیگری باشد تا به تمایلاتی همچون بی نهایت طلبی که در انسان وجود دارد و در دنیا پاسخی برای آن وجود ندارد، پاسخ داده شود

من یا شخصیت انسان

همان طور که گفته شد برهان های فراوانی می شود بر اصل معاد اقامه کرد. برهان دیگری که می توان اقامه کرد و به حکمت ذات باریتعالی بر می گردد آن است که با توجه به این که ثابت شده، انسان یک بعد ثابتی دارد به نام شخصیت یا روح یا هر عنوان دیگری. این بعد ثابت با گذر زمان تغییر نمی کند، در حالی که جسم انسان همواره در حال تغییر است. پس باید یک بعد غیر جسمی و غیر مادی باشد، حالا روح یا هر چیز دیگری که نامیده اند.

اگر این مطلب ثابت شد که انسان دارای روح جاودانه ای هست خود به خود این سوال مطرح می شود که باید عالم دیگری ورای عالم ماده باشد، عالمی که این روح متعلّق به آن عالم است. این بعد ثابت انسان ویژگی های ماده ندارد، قابل تقسیم نیست، اجزا ندارد و همان من یا شخصیت انسان است که باید در عالم دیگری غیر از عالم دنیا و عالم ماده زندگی بکند. بدین ترتیب می شود برهان دیگری اقامه کرد که این هم به نوعی بر می گردد به حکمت خداوند متعال که این بعد را که خلق کرده، حتماً عالمی هم، با مشخصات این بعد خلق کرده که این بعد انسان در آن عالم زندگی خواهد کرد.

 

نتیجه

حکمت خداوند متعال اقتضا می کند عالم دیگری باشد تا به تمایلاتی همچون بی نهایت طلبی که در انسان وجود دارد و در دنیا پاسخی برای آن وجود ندارد، پاسخ داده شود. از طرفی بعد روحی و غیر مادی انسان نیز ضرورت وجود جهان دیگر را تائید می کند.

فراوری: جعفری         

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: پاسخ به سوالات اعتقادی استاد محمدی، موجود در سایت رادیو معارف

 

مطالب مرتبط:

چرا برخی معاد را قبول ندارند؟!

دلائل اثبات معاد

آیا معاد، جسمانی است؟

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین