• تعداد بازديد :
  • شنبه 1393/03/24
  • تاريخ :

آسیب شناسی تعلیم و تربیت نوین

هفت انتقاد به تعلیم و تربیت نوین

در دنیای امروز، پیشرفت شتاب آلود فناوری و توسعه علوم ریاضی، طبیعی و انسانی، قدرت و توان بشر را افزایش چشم گیری بخشیده است. این موضوع را از جمله در علوم تربیتی و روان شناسی نیز شاهد هستیم. لیکن به همان نسبت که امروزه تعلیم و تربیت دقیق تر و گسترده تر عمل می کند، خطر تاثیرات آسیب زا و تباه کننده ی آن نیز بیشتر است.

یکی از کارکردهای اصلی روان شناسی و علوم تربیتی در زمان حاضر این است که به والدین، مربیان و معلمان مشتاق و تشنه ی راه سعادت فرزندان خود، هشدار دهد تا مراقب باشند چگونه با فرزندان خود رفتار کنند و آن ها را تربیت کنند. در این نوشتار و نوشتارهای مرتبط بعدی به هفت انتقاد به تعلیم و تربیت نوین خواهیم پرداخت که عبارتند از:

 

آسیب شناسی تربیت ابزاری
آسیب شناسی تربیت علمی
آسیب شناسی تربیت حیوانی
آسیب شناسی تربیت جامعه مدار
آسیب شناسی تربیت غیرارزشی
آسیب شناسی تربیت غیرارادی
آسیب شناسی تربیت اکتسابی

 

در این نوشتار به شرح آسیب شناسی تربیت ابزاری، تربیت علمی و حیوانی می پردازیم.

 

تربیت ابزاری

دست اندرکاران آموزش و پرورش همواره کوشیده اند از طریق به کارگیری وسایل مختلف آموزشی و کمک آموزشی، اهداف تعلیم و تربیت را محقق سازند. پیشرفت ها و ابداعات بسیار چشم گیری که در چند دهه ی اخیر در زمینه ی بهبود روش ها و وسایل آموزشی صورت گرفته، سبب گردیده است که اهداف اصلی تعلیم و تربیت تحت الشعاع این وسایل قرار گرفته و به تدریج به دست فراموشی سپرده شوند.

 

در بخش فعالیت های فوق برنامه، بعضا مسابقات و رقابت ها به جای آن که ابزار و وسیله ای برای ارتقای ارزش های اخلاقی، گذشت و فداکاری، نوع دوستی و مهرورزی باشد به ضد آن تبدیل شده است و نه تنها دست رسی به اهداف تربیتی را تسهیل نکرده، بلکه خود مانع بزرگی در تحقق استعدادهای انسانی و فضایل اخلاقی شده است.

کتاب

اگر توجه افراطی به وسایل برای تکمیل و تکامل آن باشد و نه صرفا به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف، بدین ترتیب آن ها بر همین میزان از راه بردن به هدف در می مانند و بدین سان وسیله و ابزار تربیتی، ارزش عملی خود را از دست می دهد.

غلبه و برتری وسیله بر هدف و پیامد آن در از هم گسستگی میان اهداف قصد شده با رفتارهای کسب شده، از آسیب ها و آفات اصلی است که بر تعلیم و تربیت معاصر سایه افکنده است.

 وسایل تعلیم و تربیت جدید بد نیستند، به عکس غالب آن ها از وسایل تعلیم و تربیت قدیم بهترند. گرفتاری و مصیبت دقیقا در این است که آن ها به قدری خوب هستند که به واسطه آن ها هدف از مقابل چشمان مان گم می شود. این مسئله بدان منجر شده است که بسیاری از معلمان و مربیان نسبت به اهداف تعلیم و تربیت بی اعتنا گردیده و در آن ها این اعتقاد به وجود آید که گویا بدون داشتن هدف هم می توان تربیت کرد. انگیزه رقابت تحصیلی، کنکور، معدل گرایی، رتبه بندی دانش آموزان، شاگرد اولی ها و .... همه و همه خود به هدف های تغییرناپذیر تبدیل شده اند، حال آن که همه ی این اقدامات باید بهانه و وسیله ای برای پیشرفت باشند و نه این که به غایت و هدف آرمانی تبدیل شوند. بنابراین وسیله به هدف تبدیل شده است.

 

در تعلیم و تربیت جدید، دانش آموز به خوبی آزمون می شود و مورد مشاهده قرار می گیرد. در تعلیم و تربیت نوین، نیازهای کودک به خوبی تقسیم بندی شده، روان شناسی او رشد و توسعه ی فزاینده ای داشته و روش هایی که همه چیز را برای او آسان کند، به اندازه ای تکامل یافته که بیم آن می رود هدف همه این اصلاحات ارزشمند فراموش شود.

 

تربیت علمی یا علم زده

تربیت کودک

دومین آسیب تربیت جدید، تعاض و یا ناموزونی بین مبانی علمی و مبانی فلسفی و دینی آن است. هدف تربیت باید انسان شدن انسان باشد. و یا به تعبیری جدیدتر، تحقق انسان و خودشکوفایی تمامیت استعدادهای او باشد، حال آن که جهت گیری تعلیم و تربیت کنونی بر مدار سلیقه و مدگرایی زمانه و یا گزینش پاره پاره از وجود انسان می چرخد.

این تفکر و نگرش علمی محض نسبت به انسان می تواند اطلاعات ارزشمند و همواره جدیدی درباره ی وسایل و ابزار های تعلیم و تربیت در اختیار ما قرار دهد، از واضحات است. ولی این علم قادر نیست مبانی نخستین و جهت گیری های بنیادین تعلیم و تربیت را به ما رائه دهد، زیرا این تعلیم و تربیت ضرورتا ابتدا باید بداند که انسان چیست و طبیعت انسان کدام است و جایگاه اررزشی او ذاتا مشروط به چه چیزی می باشد.

 

تفکر علمی محض همه ی این چیزها را نمی شناسد، زیرا او اصلا یک وجود این چنینی را نمی شناسد، بلکه او از وجود انسانی فقط آن چه را در حیطه ی حسیات و مشاهدات قابل اندازه گیری به دست، می شناسد. در این جاست که کارکرد دین و فلسفه در کنار کارکرد علم و دانش مشخص می شود. علم به توصیف این که انسان چه هست و دین به توصیف و تجویز آن که انسان چه باید باشد، می پردازد.

 

تربیت حیوانی

آسیب دیگری که در تعلیم و تربیت جدید خودنمایی می کند این است که تربیت جدید هنوز تربیت انسان و حیوان را به دستی از هم تفکیک نکرده است. ضمن قبول این که در انسان نیز نوعی تربیت حیوانی وجود دارد، این اشتراک نباید ویژگی های متمایز انسان با حیوان را نادیده بگیرد. آن چه تعلیم و تربیت کنونی در صدد ایجاد آگاهی نسبت به این موضوع است که انسان را نوعی تربیت حیوانی که بر عادات جسمانی، روانی، بازتاب های شرطی، فعالیت حسی حافظه و غیره متکی است، تلقی می کند.

این تربیت بر جنبه های مادی و فردیت و یا آن چه که در انسان منشا انسانی ندارد، مربوط می شود. ولی تربیت، تربیت حیوانی نیست. تربیت انسان، یک رشد و تحول انسانی جهت تحقق بخشیدن به ظرفیت ها و قابلیت هایی است که فراتر از این جا و اکنون و برتر از قواعد و فنون شرطی سازی است.

 

امید است که معلمان و مربیان و دست اندرکاران آموزش و پرورش و هر آن که به نحوی با دانش آموزان و متربیان در ارتباط هستند بتوانند با آگاهی از آسیب های تعلیم و تربیت نوین، در جهت اصلاح و رفع این آسیب ها بکوشند. در مقاله بعدی به شرح آسیب شناسی تربیت جامعه مدار، تربیت غیرارزشی، تربیت غیرارادی و تربیت اکتسابی خواهیم پرداخت.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - فرآورنده: نسیم گوهری

 

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName