سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مقتضای عدالت الهی در آن است که همه در نزد او مساوی باشند و به همه به یک چشم بنگرد، و فضیلتی برای یکی بر دیگری نباشد إلا به تلاش، که همان تقوای الهی است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چرا همه ی انسانها در یک مقام نیستند؟

پرسش: چرا خداوند همه ی انسان ها را در یک مقام قرار نداده است؟

 

سوال از خدا پاسخ از شما

1. عدالت گاه در عمل ابتدایی یک عامل اخلاقی بررسی می شود، و گاه در واکنش به عمل دیگری است.

مثلا، یک کارفرما می تواند کارگران خود را در نقشهای مورد نیاز کارگاهش بگمارد، و کسی حق ندارد به او بگوید چرا مشاغل و تکالیف متفاوتی به کارگران خود سپرده است. معیار عدالت در این موارد حکمت و انگیزه ای است که کارفرما را به ایجاد کارگاه و استخدام کارگر واداشته است.

ولی همو در مقام پاداش و حق العملی که به کارگران خود می دهد می بایست به نسبت تلاش و استحقاقی که دارند، دستمزد بپردازد، و تفاوت بی دلیل و تبعیض پذیرفتنی نیست.

 

2. نظام عالم نظامی است دارای نظم و هدفمند، که خداوند به هدف تکامل موجودات آن را بوجود آورده است. این که چرا خداوند باید هدف داشته باشد و هدف برای او چگونه متصور است، مسئله ای است که در جای دیگری باید به آن پرداخت.

از آنجا که حیات، و به خصوص زندگی موجودات عاقل مختار ـ اعم از انس و جن ـ از پیچیدگی های فراوان برخوردار است، این کاملا طبیعی و قابل درک است که در عالم نقش های متکثر و متفاوتی وجود داشته باشد. تفاوتهایی که در عالم، در نقش و جایگاه انسانها وجود دارد، از همین زاویه قابل تفسیر است.

مثال روشن این تفاوت ها، نقشهایی است که در یک نمایش تئاتر برای هنرپیشه های متفاوت در نظر گرفته می شود. مگر می شود همه شخصیتها در یک نمایشنامه پادشاه باشند؟! طبیعی است که بعضی هم باید فرودست و بعضی فرادست باشند تا نمایش مورد نظر شکل بگیرد؛ نمایشی که نه برای سرگرمی و بازی، بلکه برای هدف تکامل همه انس و جن، بلکه همه موجودات ترتیب داده شده است.

 

3. تفاوت امکانات انسانها بخشی قابل تغییر نیست، و بخشی قابل تغییر است. تفاوت های ژنی، هوش و استعداد یا نقائص و توانایی های خلقت انسانها و یا تا حدودی محیطی که در آن زندگی می کند و بزرگ می شود، از نوع اول است؛ ولی مواردی که انسان این امکان را دارد که محیط خود را تغییر دهد، از نوع دوم می باشد.

 

در این كه انسانها در محیط های گوناگون از نظر فرهنگ و تربیت، تمدن و ساختارهای مختلف حیات، دوستان و آشنایان و حتی خوراک و آب و هوا رشد می كنند، و هر كدام از این مسائل تاثیری بسزا در شكل گیری شخصیت انسانها دارد جای شک و شبهه نیست. حتی اتفاقاتی كه برای شخص روی می دهد، هم در این مهم تأثیر می گذارد. و این البته در انتظاری كه خداوند از فرد فرد انسانها دارد، تفاوت ایجاد می كند. خداوند از همه انتظارات یكسان ندارد. كسی كه در محیطی مساعد بزرگ شده وظائف سنگین تری هم برعهده دارد، و از كسی كه در شرائط نامطلوب بسر می برد توقع كمتری هست.

این كه در تعالیم دینی آمده است كه هیچ كس نمی تواند در باره آخرت خود ـ و همین طور، آخرت دیگری ـ قضاوت كند، و مۆمن همیشه در خوف و رجاء است، به همین مطلب باز می گردد كه ما نمی توانیم به دقت بدانیم انتظار خدا از ما تا چه حد بوده است؟

 

در روایتی این مضمون آمده است که روزی خداوند به موسای پیامبر(ع) فرمود: ای موسی! در وعده گاه فلان، از میان بنی اسرائیل بدترین آنها را به نزد من بیاور. در موعد مقرر حضرت موسی(ع) به تنهایی آمد، بدون آن كه كسی را به همراه داشته باشد. خدا از علت عدم اطاعت امرش سوال كرد. موسی عرض كرد: هر كه را دیدم نتوانستم بگویم او بدتر از من است. خداوند در جواب فرمود: اگر غیر این می كردی، موسی نبودی. این روایت به خوبی مقصود ما را روشن می كند.

 

4. اگر چه شرائط اجتماعی و خانوادگی و مثل آن می توانند در اعتقادات و عمل انسان تاثیرگذار باشند ـ و به همین جهت است كه اسلام دستورات ویژه ای درباره چگونگی و نحوه زندگی و ارتباط با دیگران و چگونگی تشكیل خانواده و حتی خوراک دارد - ولی این شرائط معمولا اختیار انسان را سلب نمی كنند.

به عبارت دیگر هر كدام از موارد فوق می تواند مانع و مزاحمی برای حركت انسان باشد، ولی در غالب اوقات ـ اگر نگوییم همیشه ـ مانعیت آن به نحوی نیست كه نتوان آن را با همت و اراده به كناری زد، و ادامه طریق داد؛ بلكه باید گفت میزان سختی تلاشی كه انسان برای رفع تأثیر این موانع می كند، خود موجب مضاعف شدن قرب او به خدا و كمال او خواهد شد، ولو این قرب در این دنیا قابل رۆیت و محاسبه برای مثل ما انسانهای عادی نباشد.

بنابراین نمی توان به تصور این كه فلانی در فلان محیط رشد كرده و من در آن محیط رشد ننموده ام، گفت: پس تكلیفی بر من نیست. انسانهای بسیاری بوده اند كه در محیطهای به مراتب بدتر و ناپسندتر از محیطهای دیگر رشد و نمو نموده اند، ولی با پشتكار و استقامت و اراده قوی توانسته اند به مراتبی بس رفیع تر و بزرگتر از كسانی كه در محیطی مناسب رشد كرده بودند دست یابند.

در روایت است كه خداوند سختی و مصیبتی را برای كسی بوجود نمی آورد، الا آن كه صبر در برابر آن را نیز به او عطا می كند. پس همه می توانیم در برابر موانع مقاومت كنیم و این انتظار از همه ما هست. بله، همانطور که گذشت، به تبع سختی و آسانی راه ثواب اطاعت و عقاب عصیان متفاوت است، و البته آن را تنها خدا می داند و بس.

 

5. آن چه در سه مطلب اول عرض کردیم تحلیل عدالت در کنش الهی و نقش دهی های متفاوت او به انسانها بود، و آن چه در مطلب چهارم گفتیم ناظر به واکنشی است که خداوند بر اساس ایفای خوب نقش توسط انسانها و عدم ایفای آن، نشان می دهد. این واکنش و پاداش، همانطور که در مطلب اول گفتیم، نمی تواند متفاوت و تبعیض آمیز باشد. مقتضای عدالت الهی در این بخش آن است که همه در نزد او مساوی باشند و به همه به یک چشم بنگرد، و فضیلتی برای یکی بر دیگری نباشد إلا به تلاش، که همان تقوای الهی است.

این همان است که خود فرمود: "لیس للإنسان إلا ما سعی" ـ یعنی آنچه برای انسان می ماند، همان سعی و تلاش و كوششی است كه می كند.(نجم/39) ـ و "إن أکرمکم عند الله أتقاکم"

آن چه خداوند متعال از بنده می خواهد سعی و تلاش انسان در راه رسیدن به اوست، و نه جایی كه انسان به آن می رسد. اگر ما تلاش كنیم خداوند "من حیث لایحتسب" ما را به مقصود می رساند.

 

در این راه "هر كه بامش بیش، برفش بیشتر" یعنی هر كس زمینه رشد بیشتری داشته، رشد بیشتری از او می خواهند، و در روز قیامت با توجه به این موانع است كه خداوند حسابرسی می كند. در آنجا رشد به حسب سختی راه ارزیابی می شود.

بعد از بیان این مطالب به نظر می رسد دغدغه ای که شما در سوال از آن یاد کرده اید، پاسخ خود را گرفته باشد؛ و آن این که خداوند انسانها را متفاوت، با امکانات و توانایی های متفاوت آفریده است. این تفاوتها بر اساس حکمتی که خود خدا می داند، ضروری بوده است ـ که خدا جز بهترین گزینه ها را برای خلقت بر نمی گزیند ـ اگر چه تقدیرات الهی گاه قابل تغییر است و با توجه و تلاش و دانش ما این قابلیت را دارد که به گونه دیگری رقم بخورد.

و اما نکته ای که باید به آن توجه داشت که مقامات معنوی انسانها بر اساس تلاش انسانها تعیین می شود، و به عبارت دیگر، ما موظف به وظیفه ایم، نه نتیجه. هر کس به مقداری که تلاش می کند، پاداش می گیرد.

در آخر تأکید می کنیم که در معارف دینی بر دو اصل تأکید شده است: یکی این که "لیس للإنسان إلا ما سعی" یعنی هر کسی به اندازه کارش مزد می گیرد و دشواری و آسانی کار در پاداش او اثر دارد.

دوم آن که "لایکلف الله نفسا إلا ما آتاها" یعنی خداوند جز به اندازه ای که امکان و توانش را داده از کسی انتظار ندارد.

مشاوره مذهبی

مشاور: موسسه ذکر

تنظیم: گل محمدی

مرکز مشاوره


جهت مشاهده پرسش و پاسخ های عمومی مشاوره معارف اسلامی اینجا کلیک کنید.

جهت دریافت مشاوره از بخش مشاوره معارف اسلامی اینجا کلیک کنید.