سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
لازمه مساوی قرار گرفتن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ با خداوند در اطاعت، این نیست كه نعوذبالله پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مثل خدا شده و عملش ذاتی شود، بلكه بدین معنا است كه اوامر پیامبر همان اوامر الهی و نواهی او، نواهی الهی است
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کسانی که با خدا برابر هستند !!!

علم

خداوند متعال در قرآن، ائمه اطهار - علیهم السلام- را مساوی با پیامبر و پیامبر را مساوی با خود قرار داده است. «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی ‌الامر منكم» (سوره نساء، آیه 59).


 

فَرق علم پیامبر و علم امام

در ابتدای این بحث، لازم است به چند نكته اشاره شود:

1ـ پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ دارای مناصب و شئوناتی بود؛ مانند: نبّوت ، دریافت وحی، ولایت، رهبری مردم و مرجعیت دینی، كه تمام آن شئونات غیراز نبّوت و دریافت وحی به ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ یكی پس از دیگری منتقل شده است.

2ـ علم امام علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ علم اكتسابی و مكتبی نبوده است؛ بلكه علم لدنی و خدادادی بوده است كه از طریق پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به ائمه اطهار- علیهم السلام- رسیده است.

3ـ امام علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ باب علم نبی می‌باشند. در كتب اهل سنت، حدیث معروف «انا مدینه العلم و علیٌ بابها» (كنزالعمال، ج 11، ص 614، روایت 32978)  آمده است.

آیا علم پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه امّی بود، اكتسابی بود یا خدادادی و لَدنّی؟ حتماً قبول دارید، كه لدنّی و خدایی بوده است، امام علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ باب همان علم می‌باشند.

ـ بعد از ذكر این مقدمه، باید گفت:

اولا: خداوند متعال در قرآن، ائمه اطهار - علیهم السلام- را مساوی با پیامبر و پیامبر را مساوی با خود قرار داده است. «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی ‌الامر منكم» (سوره نساء، آیه 59). و از اینكه فرموده است رسول و اولی الامر را اطاعت كنید، استفاده می‌شود كه اولی الامر باید معصوم باشند، چنانكه «فخررازی» اعتراف نموده است: «لابدّ أن یكون معصوماً عن الخطاء» (فخررازی، التفسیر الكبیر، ج 5، جزء 10، ص 144) و طبق آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر) پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و اهل بیت- علیهم السلام- دارای عصمت می‌باشند.

نكته مهم اینكه؛ لازمه مساوی قرار گرفتن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ با خداوند در اطاعت، این نیست كه نعوذبالله پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مثل خدا شده و عملش ذاتی شود، بلكه بدین معنا است كه اوامر پیامبر همان اوامر الهی و نواهی او، نواهی الهی است «و ما ینطق عن الهوی ان هو الاّ وحی یُوحی، علّمه شدید القوی» (سوره نجم، آیه 5 ـ 3)

همچنانكه قرآن واجب‌الاطاعه است كلام وحدیث اهل بیت هم واجب‌الاطاعه می‌باشد، چون هر چه می‌گویند، طبق دستور خداوند می‌گویند

آیا مساوی بودن اولی‌الامر با پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خصوصاً اینكه با یك امر آمده است و (اطیعوا) یك بار بیان شده است، «اطیعوا الرسول واولی الامرمنكم» نشانه این است كه اولی‌الامر دارای تمام منصب‌های پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌شود؟ اگر این چنین باشد، نعوذُبالله این اشكال بر خداوند هم وارد است؟ امّا اگر بگوئیم فقط در اطاعت مثل رسول‌الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و رسول الله - صلی الله علیه وآله- هم در اطاعت مثل خداوند متعال است نه در تمام جهات، این عین تصریح قرآن است ،چنانكه در ادبیات عرب وقتی می‌گویند زید مانند شیر است یعنی در شجاعت نه در یال و كاكل داشتن، پس لزوم اطاعت از احادیث ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ، مانند لزوم اطاعت از حكم پیامبر اسلام است نه اینكه آنها نبی باشند.

ثانیاً: پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ را عدل قرآن قرار داده است فرموده: «انی قد تركت فیكم ما ان اخذتم به لن تضلوا (انی تارك فیكم الثقلین) كتاب الله و عترتی اهل بیتی.» من در میان شما چیزی گرانمایه را باقی گذاشتم (و یا ثقلین باقی گذاشتم) كه اگر آن را بگیرید و بدان تمسك جویید هرگز گمراه نخواهید شد. كتاب خداوند و خانواده من، در نقل مسلم «انی تارك فیكم الثقلین» دارد و در نقل خوارزمی دارد «لن یَفترقا حتی یردا علیَّ الحوض» این دو از هم جدا نمی‌شوند تا وقتی كه در حوض كوثر بر من وارد شوند. اما دلالت حدیث ثقلین این نیست كه كلام ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ كلام خداوند است، بلكه مراد این است که همچنانكه قرآن واجب‌الاطاعه است كلام وحدیث اهل بیت هم واجب‌الاطاعه می‌باشد، چون هر چه می‌گویند، طبق دستور خداوند می‌گویند.

در واقع باید گفت كه حدیث ثقلین همان چیزی را نسبت به اهل بیت می‌گوید، كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حدیث منزلت، نسبت به حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ا فلا تَرضی یا علی ان تكون منی بمنزله هارون من موسی اِلَا اَنّهُ لا نبی بعدی» یا علی راضی نمی‌شوی كه نسبت به من بمنزله هارون نسبت به موسی باشی؟ (می‌بینی تمام مناصب هارون برای تو ثابت است)، جز آنكه بعد از من نبی نیست، یعنی حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه اطهار- علیهم السلام- تمام مناصب و شئونات پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را دارا می‌باشند، جز رسالت و دریافت وحی؛ در نتیجه كلام و احادیث آنها از این جهت اعتبار دارد.

حدیث ثقلین

ثالثاً: طبق آنچه در كتب اهل سنّت آمده است و اهل بیت- علیهم السلام- را هم به تصریح خود امام علی- علیه السلام- كه جانشینان است همان قرآن قرار داده‌اند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «علی مَعَ القرآن و القر‌آن مَعَ علی لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض» علی با قرآن است و قرآن با علی است و این دو از یكدیگر جدا نمی‌شوند تا اینكه در روز قیامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند، حاكم گفته است این حدیث صحیح الاسناد است. معنای همراه بودن علی با قرآن این است كه هر چه علی بگوید، موافق قرآن است، مخالف قرآن نمی‌گوید، نه اینكه بر علی وحی می‌شود، و همین معنی را دارد حدیث «علی مع الحق و الحق مع علیّ»

رابعاً: ائمه اطهار - علیهم السلام- طبق آیه تطهیر و آیه اولی‌الامر، دارای عصمت می‌باشند، و عصمت تنها در بعد اخلاقی و عملی (كه عدم اشتباه و عدم نسیان باشد) نیست، بلكه عصمت از جهل و عدم اشتباه در بیان مطالب علمی و دینی و تفسیر قرآن و عدم اشتباه در اخذ مطالب از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد وحی و غیره و عدم اشتباه و عدم مانع از رساندن آن به طور صحیح بدست مردم هم لازم است و این خود بهترین دلیل است بر اعتبار احادیث ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ و ضرورت نقل احادیث آنها.

بنابراین: اولاً: خود قرآن اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) را، در كنار اطاعت از خدا و پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله‌ـ قرار داده است. ثانیاً: خود پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حدیث ثقلین، اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ را عِدل قرآن قرار داده است و در حقیقت علم آنها علمی است الهی. ثالثاً: اهل سنت در روایات خود، حضرت علی ـ علیه السّلام ـ را همراه قرآن دانسته‌اند، كه معنای آن با توجّه به حدیث منزلت و ... ، عصمت ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ است بدین معنا كه آنها موافق قرآن حرف می‌زنند و این بدان معنا نیست كه بر آنها وحی نازل شود و علمای شیعه نیز قائل به چنین امری نیستند.

 

ضرورت علم امام نزد علمای اسلامی

اكثر علمای امامیه و اهل تسنن اعم از اشاعره و معتزله، یكی از ویژگی‌ها و شرایط مهم امام و خلیفه بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) را داشتن علم و آگاهی لازم به امور دینی و شرعی می‌دانند.

لازمه مساوی قرار گرفتن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ با خداوند در اطاعت، این نیست كه نعوذبالله پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مثل خدا شده و عملش ذاتی شود، بلكه بدین معنا است كه اوامر پیامبر همان اوامر الهی و نواهی او، نواهی الهی است

در ذیل برای نمونه به دیدگاه برخی از متكلمان شیعی و سنی اشاره می‌شود:

قاضی القضات عبد الجبار همدانی ( متوفی 415 ه .ق) از دانشمندان بزرگ معتزله نیز شرط عمده، «علم» ، «عدالت و پارسایی» و «شجاعت» را برای امام معتبر می‌داند و در خصوص علم می‌نویسد: « ... یجب أن یكون مبرزاً فی العلم ...» امام می‌بایست علمش شاخص و بارز و در حد اجتهاد باشد، به اندازه‌ای كه بتواند به اقوال علما مراجعه و قول ضعیف را از قوی تشخیص بدهد.

دیگر علمای اهل سنت، همچون غزالی، ابن خلدون، و قاضی عضد الدین ایجی و ... دیدگاههایی مشابه نظر فوق دارند.

 

رویكرد علمای امامیه:

سید مرتضی (متوفی436 ه ق) می‌گوید : امام باید به تمام مسائل و احكام شریعت و ابعاد سیاسی و تدبیر امور، اعلم باشد.

شیخ الطائفه محمد بن الحسن طوسی( متوفی 460) در ضمن شماردن هفت شرط برای تصدی مقام امامت در مورد علم امام می‌نویسد: «سومین صفت برای امام علم امام است، به تمام مسائل و امور؛ یعنی به حكم عقل امام باید به تمام آنچه درباره امامت به او واگذار شده، عالم باشد . از قبیل علم امام به حكومت داری و امورسیاسی و دانستن مصالح و مفاسد اموری كه مربوط به مردم است. همچنین امام باید عالم به تمام مسائل شریعت و دین باشد، چون حكم امام باید مطابق با دستورات شریعت باشد» . همچنین خواجه نصیر الدین طوسی، علامه حلی ، محقق حلی و ابن میثم بحرانی و ... از علمای برجسته امامیه همگی بر اعلم بودن امام تأكید می‌كنند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منابع:

سایت اندیشه قم

مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

مطلبی از محمد امین صادقی

 

مطالب مرتبط:

علم امام معصوم (علیه السلام) و مسائل امروزی

عصمت و علم امام

علم امام به شهادت و شبهه خودکشی

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین