سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، ب
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شاید به آن نیاز پیدا کنی!

علی ولی الله

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت». (نهج البلاغه، حکمت 356)


در این مقاله به دو داستان کوتاه از نهج البلاغه اشاره میکنیم:

 

تسلیت امام علی (علیه السلام) به عزادار

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت». (نهج البلاغه، حکمت 356)

به این ترتیب، امام هم بازماندگان را دلداری داد (که این یک مسأله همگانی است) و هم درس عبرتی به آنها آموخت که روزی شما نیز به کاروان مرگ ملحق خواهید شد.

گویند: اسکندر آن سردار و کشورگشای معروف، در آستانه مرگ به مادرش چنین وصیت کرد، گفت: جنازه مرا به اسکندریه ببرید و به مادرم بگوئید، سفره طعام بگستراند و همه مردم را دعوت کند، مگر کسی که عزیز و دوستی را از دست داده باشد، تا شرکت کنندگان بدون خاطره تلخ وارد مجلس گردند وقتی مادر او این وصیت را شنید، طبق وصیت طعام مفصلی آماده ساخت و عموم مردم را دعوت کرد، به شرط اینکه داغ عزیز و دوستی را ندیده باشند. هنگام طعام هیچکس نیامد، مادر از علت واقعه پرسید، گفتند: شما شرط کردید کسی که داغ عزیز یا دوستی را ندیده است در مجلس حاضر شود، در دنیا کسی نیست که چنین باشد. مادر به راز وصیت پی برد و گفت: «فرزندم با بهترین طریق مرا تسلّی خاطر داد». (داستان باستان، ص 13 ـ در این مورد این مثال آمده: البلیه اذا عمّت طابت (وقتی بلا همگانی شد گوارا می شود).

متوجه باشید که: «هر گاه یکی از شما، نگاهش به زن زیبائی افتاد، که او را به شگفتی آورد با همسر خود آمیزش کند چرا که همسرش نیز زنی همانند آن زن است!»

شکیبائی و تحمل امام علی (علیه السلام)

بعد از جریان اسفبار «حکمین» که در زمان حکومت علی ـ علیه السلام ـ روی داد بخشی از یاران دیروز علی ـ علیه السلام ـ دشمنان کینه توز آن حضرت شده بودند و به عنوان «خوارج» به فتنه گری و آتش افروزی مشغول بودند.[1]

امام علی ـ علیه السلام ـ در کنار یاران و اصحاب نشسته بود، در این هنگام زن زیبائی از آنجا عبور کرد، چشم حاضران به آن زن افتاد و آنها همگی متوجه او شدند.

امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: چشمهای این مردم، سخت در طلب است (برای دیدن زن حریص می باشد) و این مایه تحریک شهوت و هیجان خواهد بود.

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت»

بنابراین متوجه باشید که: «هر گاه یکی از شما، نگاهش به زن زیبائی افتاد، که او را به شگفتی آورد با همسر خود آمیزش کند[2] چرا که همسرش نیز زنی همانند آن زن است!»

یکی از خوارج (به راحتی و با کمال آزادی، گستاخانه) گفت:

قاتلهُ الله کافراً ما افقههُ؟!: «خدا این کافر را بکشد چقدر دانا و آگاه است!»

اصحاب (از جسارت او ناراحت شدند) از جای خود پریدند تا او را به قتل برسانند.

ولی امام به آنها فرمود: «رویداً انّما هو سبٌّ بسبٍّ، او عفوٌ عن ذنبٍ: «آرام باشید جواب دشنام، دشنام است و یا بخشیدن و عفو از گناه».[3]

این جریان چند مطلب را به ما می آموزد: 1. اوج شکیبایی علی ـ علیه السلام ـ 2. آزادی در حکومت علی ـ علیه السلام ـ 3. عفو و بزرگواری علی ـ علیه السلام ـ 4. فرونشاندن طغیان غریزه جنسی از راه حلال موجب ترک حرام است.

ضمنا ناگفته نماند نظر به اینکه خوارج، از روی جهل معتقد به کفر علی ـ علیه السلام ـ بودند، ناسزاگویی آنها غیر از ناسزای شخص معتقد به اسلام علی ـ علیه السلام ـ است، که دومی «حد» دارد، و در اولی «حدّ» نیست.[4]

 

پی نوشتها:

[1] . شرح خوئی، ج 21، ص 500.

[2] . چرا که حرص در چشم چرانی ناشی از طغیان غریزه جنسی است و درمان آن، دفع شهوت جنسی از راه حلال است.

[3] . نهج البلاغه، حکمت 420.

[4] . شرح خوئی، ج 21، ص 500.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش نهج البلاغه تبیان  


منابع:

پایگاه تخصصی نهج البلاغه

سایت اندیشه  قم

محمد محمد اشتهاردی - داستان های نهج البلاغه

 

مطالب مرتبط:

صبر چیست و نتایج آن چه می باشد؟

مراتب صبر

ثمرات صبر

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین