تفاوت دیگر سحر با معجزه این است که ساحر در انجام کار خود ادعای نبوت نمی کند، پس چیزی که از او صادر می شود با معجزه متمایز است، زیرا شرط معجزه این است که صاحب آن ادعای پیامبری کند و بر معجزه خود تحدی نماید
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شرایط معجزه در فرق اسلامی

معجزه

علما و مفسران قرآن هر پدیده بزرگ و فوق طبیعی را معجزه نمی دانند ، بلكه از دیرباز برای تحقق معجزه و اعجاز، اركان و شرایطی را لحاظ كرده اند، كه در صورت نبودن این شرایط، آن امر خارق العاده از دایره اعجاز بیرون می رود.


در این مقاله به نقل و بررسی اقوال مختلف در این مسأله می پردازیم. هر چند در این مورد نیز توجه كمی از سوی غالب عالمان قرآنی به این موضوع (شرایط معجزه) شده است و شاید بتوان در ضمن اقوال آنان در مورد «معجزه» مطالبی را یافت. زیرا آنچه كه در تعریف چیزی می آید، می تواند به نحوی به عنوان شرط و ركن آن چیز در نظر گرفته شود.

دیدگاه شیعه 

در مجمع البیان طبرسی می توان سه شرط: «خارق عادت بودن» و «قابل معارضه نبودن» و «گواه بر صدق نبوت بودن» را برای معجزه در نظر گرفت. البته این شرایط به صراحت در كلام مرحوم طبرسی وجود ندارد، بلكه می توان آن را ضمن تبیین «معجزه» كه ایشان ارائه داده است دریافت؛ مانند عبارات زیر كه در تعریف «معجزه» از او آمد :

" ....إنها معجزه یتعذّر الإتیان بها علی كلّ بشر.... " ( طبرسی ، مجمع البیان ، ج1 ص 317) "... آن معجزه ای است كه بشر از آوردن مثل آن عاجز است ".

و نیز:

«معجزه بیانگر صدق ادعای نبوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است ».( همان ـ ج4 ص 469 )

« اگر آن چیز خارق العاده باشد،معجزه است.» ( همان ـ ج3 ص 210 )

همچنین شیخ طوسی در تفسیر «التبیان» در تعریفی «معجزه» را بر همین دو ركن «تصدیق نبوت و معارضه ناپذیر بودن» استوار دانسته و ضمن تفسیر كریمه (...وَ قالُوا مَهما تَأتِنَا بِه مِن آیَه ... ) ( أعراف ، 132)  می گوید:

« واژه آیه، به معنی معجزه ای دال بر نبوت مدعی است، معجزه هر چیزی است كه دیگران در معارضه و مقاومت در برابر آن ناتوانند. » ( طوسی، التبیان ، ج4 ص520 )

مرحوم مجلسی نیز در«بحار الانوار» پس از تعریف معجزه، هفت شرط را برای آن قائل است:

1، این كه از افعال خدا یا چیزی معادل آن باشد 2، خارق العاده باشد 3، قابل معارضه نباشد (پس سحر و شعبده معجزه نیستند) 4، همراه با تحدی باشد 5 ، موافق با ادعا باشد 6، تكذیب كننده او نباشد 7، معجزه باید متاخر یا همراه با دعوی نبوت باشد، نه قبل از آن، و مشهور این است كه امور خارق العاده قبل از ادعای نبوت ، كرامات و مقدمات نبوت هستند» . ( مجلسی، بحارالانوار ، ج17 ص222)

تفاوت دیگر سحر با معجزه این است که ساحر در انجام کار خود ادعای نبوت نمی کند، پس چیزی که از او صادر می شود با معجزه متمایز است، زیرا شرط معجزه این است که صاحب آن ادعای پیامبری کند و بر معجزه خود تحدی نماید

در البیان هم، در ضمن تعریف «معجزه» چنین مطالبی به عنوان شرط تحقق اعجاز مطرح شده است؛ آیت الله خویی اولین شرط را، صداقت مدعی منصب الهی و در واقع مطابق بودن این ادعا با عقل و منطق و نیز نقل ثابت و قطعی می داند.( خویی، البیان ، ص35)

و نیز در موضعی دیگر دو شرط «تحدی» و «خارق العاده بودن» را برای معجزه بیان كرده است. (خویی ، البیان ، ص90)

به این ترتیب در نظر علمای شیعه، معجزه علاوه بر خارق العاده بودن و اینكه انجام مثل آن برای دیگران مقدور نیست، باید گواهی بر صدق مدعی نبوت باشد و از الهی بودن دعوت او خبر بدهد. این حداقل شرایط برای اطلاق «معجزه» بر یك چیز است.

 

دیدگاه اهل سنت

زمخشری «معجزه» را در موارد زیر این گونه معرفی می كند:

معجزه تنها مخصوص انسان صادق در ادعا می باشد. زیرا معجزه تصدیق مدعی نبوت از جانب خداست.» ( زمخشری ، الكشاف ، ج3 ص309)

... »اگر پیامبر بر چنین كاری (آوردن قرآن) برخلاف اعراب، قادر است، پس انجام این كار معجزه است، زیرا مخالف عادت می باشد و چون معجزه است در واقع تصدیقی از جانب خدا برای او محسوب می شود.» ( همان ، ج4 ص128)

با توجه به موارد  مذكور و مصادیق متعدد دیگر در «كشاف»، معجزه دارای شرایطی چون «خارق عادت  بودن»، «غیر قابل هماوردی» و «شاهد صدق و راستی پیامبر بودن» می باشد.

پیش از زمخشری نیز «جصاص» به دو بعد «شاهد صدق» و «عدم معارضه» برای معجزات اشاره كرده است:

«... المعجزات ، الداله علی صدق الرسول ... .»( جصاص ، احكام القرآن ، ج3 ص268)«... معجزات دال بر صدق پیامبر هستند.»

و در تفسیر شریفه (وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبّ‏ِ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا ءَامِنًا وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ ءَامَنَ مِنهُم بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِر...) ( بقره ، 126) كه ظاهراً اشاره ای به چشمة «زمزم» دارد می گوید:

« ... و ذلك لا یقدر علیه إلا الله و هو مع ذلك معجزه لإبراهیم (علیه السلام .» ( جصاص، احكام القرآن ، ج1 ص93) «... و این امر در توان كسی غیر از خدا نیست، و در واقع معجزه ای برای حضرت ابراهیم است.» 

زکریای رازی

ارکان اعجاز در بیان فخر رازی

مطلب زیادی از فخر رازی در این مورد یافت نشد، و تنها از تعابیر زیر می توان دو رکن «خارق العاده» و «اثبات نبوت» را برای معجزه لحاظ کرد.

وی در ذیل آیه شریفه (... فَأنجَاهُ اللهُ مِن النّارِ...) ( عنکبوت ، 24)  که در مورد حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) است، می گوید:

« ... المعجز ینبغی أن یکون خارقاً للعاده...» ( رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب ، ج225 ص45) « معجزه شایسته است (باید) که خارق العاده باشد.»

که ظاهراً مراد فخر رازی از تعبیر «ینبغی» (شایسته است) ، همان شرط اعجاز می باشد.

و در بیان آیه (... جَعَلنَا عالِیَها سافِلَها ...) ( هود ، 82) می نویسد: .... بدان که این کار از دو نظر معجزه غالبی است، یکی اینکه کندن زمین و بالا بردن آن در آسمان، عملی است خارق العاده ... » ( رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب ، ج18 ص383)

و در عبارت زیر که معجزه را بیانگر صحت نبوت می داند:

«... زیرا معجزه مبین صحت نبوت است ... »( همان ، ج3 ص595)

از معدود آثاری که در آن به صراحت برای «معجزه» شرایط و ارکانی برشمرده می شود، «جامع الأحكام» قرطبی است.

او پنج شرط را برای تحقق معجزه در نظر گرفته است که به طور اختصار در اینجا می آوریم:

شرط اول این است که از اموری باشد كه تنها خداوند بر انجام آن قادر است، و معجزات باید مانند (شکافتن دریا و...) در توان بشر نباشد.

شرط دیگر اینکه معجزه باید مخالف عادت باشد... پس افعالی مانند طلوع خورشید از مشرق هر چند تنها از عهده خداوند بر می آید، معجزه به شمار نمی آید، زیرا عادت خورشید طلوع از مشرق است.

سوم اینکه مدعی رسالت باید با آن معجزه استشهاد به خداوند کند و امر خویش را به او مربوط بداند.

دیگر اینکه معجزه باید مطابق ادعای مدعی باشد  و گفته او را تصدیق کند، ... نه اینکه مانند مسلمه کذاب باشد که ادعای نبوت کرد و گفت معجزه من زیاد شدن آب چاه بوسیله آب دهان می باشد، ولی آب چاه فرو رفت و خشکید.

پنجمین شرط تحقق معجزه ، این است که هیچ کس به عنوان معارضه و هماوردی نتواند مانند آن را انجام دهد... .» ( قرطبی، الجامع لأحكام القرآن ، ج1 ص70)

ظاهراً دو شرط اول و پنجمی که قرطبی ذکر کرده ناظر به یک مسئله است، و آن هم « ناتوانی بشر در هماوردی و معارضه با معجزات» می باشد.

وی در بیان تفاوت معجزه با سحر می گوید:

تفاوت دیگر سحر با معجزه این است که ساحر در انجام کار خود ادعای نبوت نمی کند، پس چیزی که از او صادر می شود با معجزه متمایز است، زیرا شرط معجزه این است که صاحب آن ادعای پیامبری کند و بر معجزه خود تحدی نماید. ( همان ـ ج4 ص47)

در نظر علمای شیعه، معجزه علاوه بر خارق العاده بودن و اینكه انجام مثل آن برای دیگران مقدور نیست، باید گواهی بر صدق مدعی نبوت باشد و از الهی بودن دعوت او خبر بدهد. این حداقل شرایط برای اطلاق «معجزه» بر یك چیز است

تعریف دیگری که آورده می شود، ازکتاب«الاتقان» سیوطی است؛ وی در معنای معجزه این سه خصوصیت را بیان می کند:

معجزه چیزی است خارق العاده، كه همراه با تحدی است و در معارضه مغلوب نمی شود.» ( سیوطی ، جلال الدین ، الإتقان فی علوم القرآن ، ج2 ص1001)

وی علاوه بر دو رکن «خارق عادت» و « معارضه ناپذیر بودن »، «تحدی» را به عنوان شرطی برای اعجاز در نظر می گیرد.

 

نتیجه گیری:

با توجه به اقوال مذکور از عالمان و مفسران مشهور دو مکتب در مورد ارکان و شرایط تحقق اعجاز و معجزه، که تا حدود زیادی نیز به هم نزدیک است، اموری که خارق عادت نیست و یا قابل معارضه و مقابله باشند (مانند سحر) و یا اینکه ادعای شخص مدعی مخالف با عقل و نقل قطعی باشد، و یا گواهی بر صدق مدعی و الهی بودن ادعای او نباشد، چنین اموری از دایره اعجاز بیرون اند و اصطلاح معجزه برآنها اطلاق نمی شود.

البته شرط «تحدی » نیز در میان برخی از علمای شیعه مانند مرحوم مجلسی، مرحوم خوئی و آیت الله مکارم شیرازی، به چشم می خورد.

از اشاعره هم، قرطبی و سیوطی به این شرط قائل هستند، ولی در میان معتزله چنین عقیده ای یافت نمی شود.

فرآوری: زهرا اجلال      

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منابع:

مقاله مهدی موسوی ؛ سایت حوزه

وبلاگ حقگو

پرسمان

 

مطالب مرتبط:

معجزه در معجزه

معجزه موقت، معجزه دائمی

نظر شیعه درباره معجزه!

 

مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.