سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
توحید آن است كه صفات نقص و حاجت را كه بر تو رواست به خدا نسبت ندهی، و عدل آن است كه آنچه خداوند انجام آن را برای تو ناپسند دانسته است، به خداوند نسبت ندهی.»
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فرق عدل در شیعه با معتزله

عدل

هر دو مکتب شیعه و معتزله، عدل را به عنوان یکی از اصول مذهب خود اعلام می نمایند و هر دوی آنها به حسن و قبح عقلی معتقدند، بدین معنا که موضوعاتی وجود دارند که حتی اگر حکمی در ارتباط با آنها از جانب شرع مقدس نازل نشده باشد، عقل بشری به تنهایی می تواند خوبی و یا بدی آنها را تشخیص دهد و ظلم نیز یکی از این موارد است که عقل هر بشری آن را قبیح و زشت می داند و بر این اساس، خداوند نمی تواند مرتکب چنین قبیحی شود و لزوما پروردگار، در رفتار خود، عدالت را پیشه خواهد نمود.


 

 

 

تفاوت این دو مذهب در آن است که معتزله، برای خروج از این بن بست که اگر تمام کردار بشر را به خدا نسبت دهیم، ثواب و عقاب او را منافی عدالت خواهیم یافت، توحید افعالی را زیر سۆال برده اند، اما شیعه، بدون آن که توحید افعالی را منتفی بداند و رفتار بشر را کاملا مستقل فرض نماید، با بیان این که فعل بشر در طول فعل خدا است و نه در عرض آن، بدون آن که از اعتقاد به عدالت خداوند دست بردارد، از این بن بست خارج شده است.

در این مقاله دو موضوع عدل در اصطلاح متکلمان و فرق عدل در شیعه یا معتزله به طور خلاصه مورد بررسی قرار می گیرد:

عدل در اصطلاح متكلمان

موضوع عدل در علم كلام، فعل خداوند است و حقیقت آن همان حسن و نیكویی است. یعنی افعال خداوند همگی حسن و پسندیده است، و خداوند هرگز فعل نازیبا و ناپسند انجام نمی‎دهد و آنچه را كه واجب و نیكوست ترك نمی‎كند.

متكلمان عدلیه (اعم از شیعه و معتزله) اذعان دارند كه در توحید و عدل وامدار امام علی ـ علیه السلام ـ می‎باشند. تعریفی را كه آنان برای عدل الهی ذكر كرده‎اند در حقیقت برگرفته از سخنی است كه امام علی ـ علیه السلام ـ در این باره دارند. از آن حضرت از توحید و عدل سۆال شد. در پاسخ فرمود: التوحید الا تتوهمه، و العدل الا تتهمه؛ (نهج البلاغه، حكمت 470) توحید آن است كه درباره خداوند با وهم و پندار داوری نكنی، و عدل آن است كه خداوند را به كارهای ناروا متهم نسازی».

نظیر این سخن از امام صادق ـ علیه السلام ـ نیز روایت شده است، چنان كه فرموده است:

«اما التوحید فان لا تجوز علی خالقك ما جاز علیك، و اما العدل فان لا تنسب الی خالقك ما لامك علیه؛ (شیخ صدوق، توحید، ص 96) توحید آن است كه صفات نقص و حاجت را كه بر تو رواست به خدا نسبت ندهی، و عدل آن است كه آنچه خداوند انجام آن را برای تو ناپسند دانسته است، به خداوند نسبت ندهی

توحید آن است كه درباره خداوند با وهم و پندار داوری نكنی، و عدل آن است كه خداوند را به كارهای ناروا متهم نسازی

جایگاه عدل در عقاید معتزله

معتزله بر این باورند برخى از کارها در واقع عدل و برخى دیگر ظلم به شمار مى آید، به عنوان مثال پاداش دادن خداوند به افراد نیکوکار و کیفر دادن به افراد گنه کار در حقیقت مساوى با عدل است و محال است که خداوند خلاف آن عمل نماید، براى اینکه خداوند عادل بوده و هرگز ظلم نمى کند و ظلم بر خدا قبیح است این گروه حسن و قبح عقلى و ذاتى را پذیرفته اند.

معتزله معتقدند که عقل آدمى در تشخیص حسن و قبح اشیا استقلال داشته و با قطع نظر از بیان شارع مى تواند حسن ذاتى بعضى از کارها مانند راستى، امانت، عفت، تقوا و... را و نیز قبح ذاتى برخى از کارها مانند دروغ، خیانت، فحشا و... را تشخیص دهد. بنابراین، افعال در ذات خود پیش از آن که خداوند درباره آنها حکمى بیاورد، داراى حسن ذاتى و یا قبح ذاتى مى باشند. و این مسأله خود مسایل دیگرى را در پى دارد که برخى از آنها مربوط به الهیات و پاره اى دیگر مربوط به انسان مى باشد این که آیا خلقت و آفرینش اشیا، هدف و غرض دارد یا نه؟

گفتنى است معتزله از جهت این که طرفدار عدل مى باشند، منکر توحید در افعال بوده و معتقدند که لازمه توحید افعالى این است که آدمى خود آفریننده افعال خود نباشد، بلکه خداوند آفریننده افعال او باشد و این دیدگاه بر خلاف عدل الهى است، و نیز خلاف اشاعره که منکر آزادى و اختیار انسان مى باشند.

بنابراین، مى توان به جایگاه اصل عدل در دیدگاه معتزله پى برد که چرا همچون عالمان شیعى، عدل را در شمار اصول ایمانى و اعتقادى به حساب آورده و اصل دوّم از اصول پنج گانه خویش قرار داده اند.

بنابراین، معتزله توحید افعالى را به تصور خود فداى عدل و اشاعره به گمان خود عدل را فداى توحید افعالى نموده اند; اما در واقع نه معتزله توانستند عدل را به شکل صحیح توجیه نمایند و نه اشاعره به ژرفایى توحید افعالى رسیدند.» با این نگاه، اختلاف اساسى اشاعره و معتزله درباره مسأله توحید و عدل دور مى زند.

مکتب معتزله

عدل از منظر امامیه

عالمان شیعى با الهام از وحى قرآن و سخنان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت ایشان مسأله عدل را به عنوان اصل دوّم از اصول پنج گانه اعتقادى شیعه پذیرفته و بر این باورند: حسن و قبح افعال عقلى و ذاتى است. یعنى پاره اى از افعال از نظر ذاتى نیک و حسن بوده و برخى دیگر نیز قبیح و ناپسند هستند، عقل آدمى با قطع نظر از حکم شارع به صورت مستقل مى تواند حسن و قبح برخى افعال را درک نماید; همانند حکم عقل به حسن عدالت و قبح ظلم، از این رو، خداوند امر نمى کند مگر به کارهایى که حسن و شایسته باشند و نهى نمى کند مگر از کارهایى که قبیح و ناشایست باشند و احکام شرعى نیز دایر مدار مصالح و مفاسد واقعى و نفس الامرى مى باشند که در متعلقات آنها موجوداست روى همین اصل هر چیزى که در واقع داراى مفسده باشد شارع نهى مى کند چون کار قبیح و ناپسند ازاو سر نمى زند بنابراین خداوند عادل است.

توحید آن است كه صفات نقص و حاجت را كه بر تو رواست به خدا نسبت ندهی، و عدل آن است كه آنچه خداوند انجام آن را برای تو ناپسند دانسته است، به خداوند نسبت ندهی

نتیجه اینکه:

تفاوت معتزله و شیعه در موضوع عدل از این نکته سرچشمه می گیرد که با این که هر دو گروه، عدل را به عنوان اصلی از اصول مذهب خود معرفی نموده اند، اما معتزله برای اثبات عدل، توحید افعالی را به چالش کشیده اند. توحید افعالی به این معنا است که فاعل تمام کارها، چه خیر و چه شر، خداوند بوده و غیر از او فاعلی وجود نخواهد داشت و اصولا تا خداوند اراده ننماید، وقوع هیچ اتفاقی ممکن نخواهد بود. (انسان، 30؛ تکویر، 29 و ...)

گویا این ابهام برای معتزله به وجود آمده است که اگر فاعل تمام کردارهای خیر و شر، خداوند است، پس ثواب و عقاب و بهشت و جهنم چگونه با عدالت سازگار خواهد بود؟ بنابراین، نباید توحید افعالی را پذیرفت و فعل هر شخصی را تنها باید منتسب به خود او دانست و نه به پروردگار، تا بتوان ثواب و عقاب را منطبق بر عدالت ارزیابی نمود.

اما شیعه معتقد است که توحید افعالی، منافاتی با خواست و اراده بشر ندارد و ممکن است اراده بشر در طول اراده خداوند محقق شده هر چند که بدون اراده پروردگار، بشر در تحقق اراده خود ناکام خواهد ماند، اما می توان معتقد بود که خداوند اراده نموده تا در راستای قدرت واسعه خود و نه در عرض آن، اختیارات محدودی به انسان ها  داده و بر همین اساس، آنان را مورد ستایش و مۆاخذه قرار دهد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش اعتقادات شیعه تبیان   


منابع:

سایت اسلام کوئیست

سایت اندیشه قم

 

مطالب مرتبط:

عدل الهی اصل کدام مذهب است؟

عدل الهی به چه معناست؟

آیا حلال و حرام الهی عادلانه است؟ (2)

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین