سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
والدینی که سعی می کند سلطه خشونت بار خود را به هر قیمتی که شده، حفظ کنند و فرزندانی که در خانه، دوستی برای خود نمی یابند و کینه و خشونتی مستمر را در دل می پرورانند جذب روابط عاطفی با افرادی بیرون خانواده می شوند یا رابطه با جنس مخالف را ترجیح می دهند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بدون رابطه با جنس مخالف افسرده ام!

ارتباط

وقتی فرزندان آدم و حوا در دنیای امروز به سن بلوغ نزدیك می شوند، آرام آرام احساس می كنند علاقه دارند با یكدیگر رابطه داشته باشند. این كشش بین دخترها و پسرها گاهی آن قدر جذاب و قوی می شود كه بزرگترها را به اضطراب وا می دارد. بر اساس هنجارهای جامعه و دین این رابطه ها باید كنترل شود. برای این منظور باید علت و ریشه این كشش را شناخت. به نظر شما علت گرایش این آدم ها و حواهای جوان و نوجوان به رابطه با جنس مخالف چیست؟


باید گفت ذهن آدمی پیوسته آمیزه ای از واقعیت و عدم واقعیت است. آمیزه ای از شناخت واقعی از محیط و شناخت غیر واقعی از آن است. هر چند سنین میانسالی و پس از آن این امکان را می دهد که به این واقعیت ذهنی خویش واقف شود و بپذیرد که آنچه را او می داند و می شناسد تمامی واقعیت نیست بلکه ممکن است چیز یا چیزهایی نیز وجود داشته باشد که او نداند و یا اینکه در محاسبه وارد نکرده باشد. به این لحاظ که انسان در میان سالی اساسا با احتیاط سخن می گوید و با احتیاط عمل می کند.

به سخن دیگر نوجوان به آسانی نمی تواند از ذهن خویش خارج شود و ذهن دیگران را نیز در نظر بگیرد. به همین لحاظ است که در مورد اندیشه و باور خود مطلق عمل کند و باور خود را تقریبا به طور مطلق، درست می پندارد و باعث می شود که کمتر به عواقب عمل خویش و وقایعی که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندند، بیندیشد. باور امروز او به طور مطلق راهنمای عمل اوست. این احتمال را کمتر به ذهن خود راه می دهد که ممکن است، اشتباه کنم و یا اینکه در آینده از عمل خویش آسیب ببینم. از طرفی دیگر می بینیم که خانواده ها نیز برای یاری کردن فکر فرزندان باید با وظایفشان پیرامون فرزندپروری آشنا شوند چنان که امام علی علیه السلام می فرمایند:

«حقّ الولد علی الوالدان یحسّن اسمه و یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن؛ حق فرزند بر پدر این است که اسم نیکو برای او انتخاب کند، و نیکو تربیتیش نماید، و قرآن را به او بیاموزد.» و حضرت امام سجّاد نیز در مقام تربیت فرزند و مسئولیّت سنگین الهی آن از پیشگاه خدا استعانت می جوید و عرضه می دارد: «و اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برّهم، بارالها! مرا در تربیت و تأدیب و نیکی فرزندانم یاری نما.»

والدینی که سعی می کنند سلطه خشونت بار خود را به هر قیمتی که شده، حفظ کنند در نتیجه فرزندان در خانه، دوستی برای خود نمی یابند و کینه و خشونتی مستمر را در دل می پرورانند جذب روابط عاطفی با افرادی بیرون خانواده می شوند یا رابطه با جنس مخالف را ترجیح می دهند

امام علی(علیه السلام) آنقدر به تربیت فرزندان اهمیت می داد که حتی، به قول خود امام، در این امر شتاب می کند، فرمود:

انما قلب الحدث کالارض الخالیه ماالقی فیها من شیء قبلته. فبادر تک بالادب قبل ان یقسو قلبک، و یشتغل لبک؛

قلب نوجوانان مانند زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو، شتاب کردم، پیش از آنکه دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد.

امیرالمومنین(علیه السلام) نه تنها در سنین کم فرزندان به تربیت آنها می پرداخت، بلکه در سنین جوانی آنها نیز در این امر کوتاهی نمی کرد. در حالی که لحظات پایانی عمر امام سپری می شد به امام حسن و امام حسین(علیه السلام) وصیت فرمود و توصیه های فراوانی در مورد اخلاق معاشرتی ابراز داشت. از جمله: ایجاد صلح و آشتی در بین مردمان، رسیدگی به حال یتیمان، نیکی به همسایگان، بخشش همدیگر، ایجاد پیوند دوستی، امر به معروف و نهی از منکر و ....

خانواده

امام علی(علیه السلام) بنا به گفته ی خود، یکی از حقوق فرزند بر پدر را تعلیم قرآن می داند، ایشان نسبت به آموزش فرزندان خود توجه خاصی داشتند، به طوری که به امام حسن(علیه السلام) می فرمایند:

ان ابتدئک بتعلیم کتاب الله عزوجل و تاویله، و شرائع الاسلام و احکامه، و حلاله و حرامه، لا اجاوزذلک بک الی غیره؛

در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خدا همراه با تفسیر آیات را به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را، از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و این همه توجه را به تو کردم و غیر تو را برنگزیدم.

بنابراین امام علی(علیه السلام) به تعلیم و تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می داد. در این بین تعلیم آداب معاشرت نیز مورد اهتمام امام بود، به طوری که به امام حسن(علیه السلام) فرمود با افرادی مانند احمق، بخیل، فاسق، دروغگو دوستی نکند:

یابنی، ایاک و مصادقه الاحمق، فانه یرید ان ینفعک فیضرک. وایاک و مصادقه البخیل، فانه یقعد عنک احوج ماتکون الیه. وایاک و مصادقه الفاجر، فانه یبیعک بالتافه. وایاک و مصادقه الکذاب، فانه کالسراب: یقرب علیک البعید، ویبعد علیک القریب؛.

بنابراین امام علی(علیه السلام) مانند پدری مهربان به امور فرزندان می پرداختند:

رایت حیث عنانی من امرک ما یعنی الوالد الشفیق، واجمعت علیه من ادبک ان یکون ذلک؛ همان گونه که یک پدر مهربان، بهترین نیکی ها را برای فرزندش می خواهد، من نیز صلاح دیدم که تو را بدین صورت تربیت کنم و همت خود را بر آن گماشتم.

همان طور که ملاحظه می فرمایید تربیت فرزندان از دیدگاه مولای ما کاری سهل و اتفاقی نیست و خانواده باید شرائطی را فراهم آورد که فرزندان شان بتوانند به آسانی افکار و تمایلات خویش و مشکلات و تعارضات خود را با والدین یا دیگر اعضای خانواده خویش در میان بگذارند.

نوجوان به آسانی نمی تواند از ذهن خویش خارج شود و ذهن دیگران را نیز در نظر بگیرد. به همین لحاظ است که در مورد اندیشه و باور خود، مطلق عمل کند و باور خود را تقریبا به طور مطلق، درست می پندارد و باعث می شود که کمتر به عواقب عمل خویش و وقایعی که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندند، بیندیشد

خانواده ای که فرد در آن احساس بیگانگی و تنهایی می کند و کسی را به عنوان هم راز و هم سخن و هم کلام نمی یابد، نمی توان خانواده مطلوبی به لحاظ تربیتی به شمار آورد. و متأسفانه برخی والدین، شرائط را به گونه ای ایجاد می کنند که فرزندان شان نمی توانند در یک موقعیت آرام و مناسب با آنها به گفتگو بنشیند. چنین فضایی زمینه را برای ایجاد ارتباط عاطفی نوجوان با فردی خارج از خانواده فراهم نموده و او را هم راز و دلسوز خود انتخاب خواهد کرد که آغاز مشکلات خواهد شد.

در حقیقت در چنین خانواده هایی نوجوان و جوان جرأت اظهار عقیده و بیان مشکلات خود را ندارد. برخی از پدران سلطه و اقتدار خود را در این می دانند که با چهره اخم آلود و خشن در خانه حضور پیدا نموده و از هر گونه مکالمه دوستانه و ارتباط عاطفی مناسب با فرزندان شان اجتناب ورزند و معتقدند نباید به فرزندان خود رو بدهند و آنها را نسبت به خود اصطلاحا پر رو کنند. به همین دلیل به گونه ای رفتار می کنند که فرزند بین خود و او لایه ای بسیار محکم و غیر قابل نفوذ احساس می کند.

والدینی که سعی می کنند سلطه خشونت بار خود را به هر قیمتی که شده، حفظ کنند و فرزندانی که در خانه، دوستی برای خود نمی یابند و کینه و خشونتی مستمر را در دل می پرورانند جذب روابط عاطفی با افرادی بیرون خانواده می شوند یا رابطه با جنس مخالف را ترجیح می دهند.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش نهج البلاغه تبیان   


منابع:

نهج البلاغه

روش تربیت فرزند در نهج البلاغه نویسنده: محمد رضا احمدی

اخلاق علوی با تأکید بر نهج البلاغه نویسنده: مرجان باوفا

فصلنامه پژوهش های نهج البلاغه

 

مطالب مرتبط:

پاسخ به سئوالات ارتباط دختر و پسر

ارتباط دختر و پسر با چشم چرانی(3)

حوصله خانواده را ندارم! با جنس مخالف شادترم!

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین