سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
افعال اختیارى انسان به خود انسان منسوب است و به نحو حقیقت به خداوند انتساب دارد. منسوب به انسان است؛ زیرا بر اساس قدرت و اراده ی او و تحت تأثیر عزم و جزم و تصمیم و گزینش او انجام مى‏پذیرد. و منسوب به خداوند است؛ زیرا هستى انسان و تمام آثار وجودى او، از جم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

جبر یا اختیار؟!

اختیار

افعال اختیارى انسان به خود انسان منسوب است و به نحو حقیقت به خداوند انتساب دارد. منسوب به انسان است؛ زیرا بر اساس قدرت و اراده ی او و تحت تأثیر عزم و جزم و تصمیم و گزینش او انجام مى‏پذیرد. و منسوب به خداوند است؛ زیرا هستى انسان و تمام آثار وجودى او، از جمله افعالش معلول خداوند و وابسته به اوست.


مقصود از لاجبر و لاتفویض بل امر بین امرین چیست؟ آیا منظور مخلوطى از جبر و تفویض است؟

جمله ی"لاجبر و لاتفویض بل امر بین امرین" مضمون احادیث متعددى است که از اهل بیت عصمت و طهارت در نقد دو نظریه‏ى نادرست جبر و تفویض بیان شده است و در حقیقت آموزه‏اى مستقل و دقیقى است که افعال اختیارى انسان ها را بدرستى تبیین مى‏کند. به عنوان مقدمه لازم است که تعریف واژه‏ها روشن شود و آن گاه به بحث اصلى بپردازیم.

«جبر»؛ یعنى این که انسان در افعال و کردار خود مجبور باشد و از خود اختیارى نداشته باشد. به عبارت دیگر، افعال بندگان مستند به خداوند متعال باشد. اما اختیارى که در مقابل جبر است، و بهتر است از آن به تفویض تعبیر شود، به این معناست: موجود زنده - مثلاً انسان - حالتى داشته باشد که خود منشأ فعل و ترک باشد و از روى علم و اراده و خواست خود کارى را انجام دهد یا ترک کند و هیچ عامل دیگرى حتى خداوند در فعل و ترک او تأثیر نداشته باشد. به عبارت دیگر، بنده در فعل خود کاملاً مستقل و یگانه موثر و علت تامه است و رابطه‏ى فعل اختیارى با خداوند متعال قطع باشد، که معتزله بر این باورند.

متکلمان اشعرى استناد فعل آدمیان را به خداى تعالى مى‏دانند به گونه‏اى که همانند جمادات هیچ اختیارى از خود ندارد و این معناى جبر در مکتب آنهاست. اما نظر شیعه به تبع ائمه ی اطهار (علیهم السلام) این است که نه جبر امکان تحلیل دقیق افعال انسانى را دارد و نه تفویض، بلکه تحلیل دقیق کار بشرى، راهى میان جبر و اختیار است. انسان در فعل و ترک اختیار و قدرت دارد، اما این قدرت و اختیار را خداى سبحان به او داده و قدرت بشرى نفى کننده ی قدرت الاهى نیست. به عبارت دیگر، گروهى اراده و اختیار انسان را نفى کرده‏اند (جبریون) و گروهى اراده ی الاهى را نفى کرده‏اند (طرفداران نظریه‏ى تفویض)، اما به نظر ما، اراده و قدرت و اختیار آدمى در طول اراده و قدرت الاهى است.

امر بین امرین به این معناست که در عین این که فعل مستند به انسان است، مستند به اراده ی ذات بارى تعالى نیز است. اما اراده و اختیار انسان در عرض اراده‏ى الهى نیست تا شریک در اراده‏ى الهى شود، بلکه به بیانى که عرض شد در طول اراده ی الهى است

توضیح این مطلب عمیق نیاز به مقدمات فلسفى دارد. اما به اختصار بیان مى‏شود که هستى هر موجود و پدیده‏اى، پرتویى از شأن و هستى خداست و هیچ ذره‏اى در عالم نیست، مگر این که تحت پرتو نور الاهى قرار دارد، به همین طریق هر فعل و کار و اثرى که از موجودات صادر مى‏شود، فعل و اثر خداوند است. پس همان گونه که هستى و حالات و حواس و ویژگی هاى انسان از خداست، فعل و عمل و کار و آثارش نیز حقیقتاً به خدا منتسب است. با دقت در این بیان معلوم مى‏شود که هر دو نظریه‏ى جبر و تفویض صحیح نیستند؛ زیرا در عین حال که انسان حقیقتاً موجود بوده و هستى حقیقتاً به او نسبت داده مى‏شود، در عین حال هستى او به خدا منسوب است، و او هستى را از ذات پاک هستى بخش گرفته است. بدین ترتیب فعل و عمل صادره از انسان، حقیقتاً و واقعاً فعل و عمل و کار اوست و به این دلیل به خداوند نسبت داده مى‏شود؛ زیرا چنانچه تمام هستى او از خداوند است، تمام حالات و آثار وجودى او - همچون افعال اختیاریش - وابسته به خداوند است.

اختیار

بنابر این، افعال اختیارى انسان - از روى حقیقت نه مجاز - به خود انسان منسوب است و به نحو حقیقت به خداوند انتساب دارد. منسوب به انسان است؛ زیرا بر اساس قدرت و اراده ی او و تحت تأثیر عزم و جزم و تصمیم و گزینش او انجام مى‏پذیرد. و منسوب به خداوند است؛ زیرا هستى انسان و تمام آثار وجودى او، از جمله افعالش معلول خداوند و وابسته به اوست.

پس امر بین امرین به این معناست که در عین این که فعل مستند به انسان است، مستند به اراده ی ذات بارى تعالى نیز است. اما اراده و اختیار انسان در عرض اراده‏ى الاهى نیست تا شریک در اراده‏ى الاهى شود، بلکه به بیانى که عرض شد در طول اراده ی الاهى است؛ یعنى اراده و اختیار و قدرت انسان، یکى از اجزاء علت تامه ی افعال اختیارى اوست. پس انسان مجبور نیست؛ زیرا ملاک اختیار یعنى قدرت و اراده در او موجود است و در عین حال او مختار على الاطلاق نیز نیست؛ زیرا مقدمات کار در اختیار او نیست. و این همان معناى امر بین امرین است که بر تمام افعال صادره از انسان حاکم است. پس آموزه ی امر بین امرین اثبات اختیار انسان با حفظ ارتباط على و معلولى آن به اراده الاهى است و در برابر ناتوانى تحلیلى دو نظریه جبر و تفویض به خوبى افعال اختیارى انسان را تبیین مى‏کند.

 

آثار اعتقاد به جبر در جامعه

معتقد شدن به جبر، آثار بدی در جامعه می‌گذارد و ابعاد مختلف زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. این عقیده، مانند میکروب بیماری فلج، روح و اراده انسان را فلج می‌سازد؛ چرا که این مسلک، انسان را کاملاً فاقد اختیار و آزادی می‌داند.

«جبر»؛ یعنى این که انسان در افعال و کردار خود مجبور باشد و از خود اختیارى نداشته باشد. به عبارت دیگر، افعال بندگان مستند به خداوند متعال باشد

در این‌جا برخی از آثار منفی اعتقاد به جبر در جامعه بیان می‌شود:

1. افزایش ظلم و تعدّی: این طرز تفکر، دست چپاول زورگویان را درازتر می‌سازد؛ زیرا این افراد، مقام و اموالی را که غصب کرده‌اند، نعمت‌هایی از جانب خدا به شمار می‌آورند؛ چرا که طبق این عقیده برای خود اراده‌ای در کسب آن نمی‌بینند.

2. افزایش خضوع در برابر ظلم: این عقیده از طرفی دیگر، ظلم‌پذیری را رواج داده و موجب می‌شود، برخی از افراد جامعه، به خود حق اعتراض و گرفتن حقشان را ندهند و این افراد وظیفه خود را صبر در برابر جبر الهی بدانند؛ زیرا آنها چنین می‌اندیشند هر بلایی که بر آنان وارد می‌شود، مستقیماً از جانب خدا است و مقابله با آن خلاف مقام تسلیم و رضایت نسبت به خواست الهی است.

3. رواج فساد: چون این مکتب رابطه‌ای بین اعمال و شخصیت انسان و آینده سعادت‌بار و شقاوت‌بارش قائل نیست، معتقدان به این نظریه هرگز در فکر تقویت شخصیت و اصلاح اخلاق و اعمال خود نمی‌افتند و همه چیز را به تقدیر و سرنوشت می‌سپارند که این موجب اصلاح نشدن جامعه و رواج فساد در آن می‌گردد.

4. سلب مسئولیت و پوچ‌گرایی: لازمه اعتقاد به جبر، سلب مسئولیت از انسان است که به معناى نفى مهم‌ترین ویژگى موجود در انسان می‌باشد. این امر منتهی به پوچى و بیهودگى هر نظام تربیتى و اخلاقى و حقوقى و از جمله نظام تشریعى اسلام می‌شود؛ زیرا در صورتى که انسان، اختیارى در انجام کارهایش نداشته باشد دیگر جایى براى وظیفه و تکلیف و امر و نهى و پاداش و کیفر، باقى نخواهد ماند. این حالت منجر به ایجاد آشوب و بی‌سامانی در انجام تکالیف و وظایف اجتماعی خواهد شد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش اعتقادات شیعه تبیان   


منبع: سایت اسلام کوئیست

 

مطالب مرتبط:

آثار منفی اعتقاد به جبر

اختیار یا جبر؟!

جبر و اختیار در کلام امام هادی علیه السلام

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین