سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
خداوند متعال در هر عصر و زمانی در مورد تشریع و ابلاغ احكام و دستورات خویش، ابتدا میزان درك و ظرفیت مردم آن زمان را در نظر می گرفت و سپس متناسب با همان ظرفیت عقلانی، دستورات خود را تشریع و توسط رسولان به مردم ابلاغ می فرمود
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مهدی صفری
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چرا خدا دین خود را اسلام نامید!

ایمان

یكی از مباحثی كه در موضوع خاتمیت می توان آن را مطرح نمود و مورد توجه و دقت  قرار داد، دین و شریعتی است كه خداوند بی همتا آنرا توسط رسول گرامی خود حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) به مردم رساند واز مردم خواست كه نسبت به پذیرش آن با جان و دل اقدام نمایند. دینی كه از همان آغاز به دین اسلام نامگذاری شد و نام و آوازه اش به عنوان آخرین دین الهی به گوش جهانیان رسید.


در همین راستا در قرآن  آیه ای وجود دارد كه تنها دین مورد پسند خداوند را دین اسلام معرفی می كند ودر این باره می فرماید :( إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام)1: دین در نزد خدا، اسلام است.

در نگاه ابتدایی ممكن است كه ما گمان كنیم كه این آیه شریفه سایر ادیان را زیر سۆال برده و منكر آاسمانی بودن آنها شده است، به گونه ای كه  آنها را صرفاً یك سلسله ازآیین های  ساختگی و بی اساسی معرفی نموده كه هرگز منشأ الهی نداشته و با سرچشمه وحی كاملاً بی ارتباط است.

با كمی دقّت و حوصله معمای نهفته برای ما حل شده و به این نكته می رسیم كه خداوند هرگز در این آیه شریفه در صدد انكار سایر ادیان كه خود سازنده آن است نیست، چراكه «واژه" دین" در لغت در اصل به معنى جزا و پاداش است، و به معنى اطاعت و پیروى از فرمان نیز آمده است، و در اصطلاح مذهبى عبارت از مجموعه قواعد و قوانین و آدابى است كه انسان در سایه آنها مى‏تواند به خدا نزدیك شود و به سعادت دو جهان برسد و از نظر اخلاقى و تربیتى در مسیر صحیح گام بردارد.

واژه" اسلام"  نیز به معنى تسلیم است، بنا بر این معنى جمله" إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ" این است كه آیین حقیقى در پیشگاه خدا همان تسلیم در برابر فرمان او است، و در واقع روح دین در هر عصر و زمان، چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود، بر اساس همین مطلب می توان گفت پیروان ادیان گذشته در زمان خود مسلمان به شمار می آمدند هرچند به حسب ظاهر نام یهودی یا مسیحی ویا چیز دیگری داشته باشند».2

 

ادیان آسمانی چه تفاوتی با هم داشتند؟!

نكته قابل توجه در مورد ادیان اسمانی آن است كه  بر اساس نظر متخصصین حوزه ادیان  هر یك از  این ادیان، قبل از اینكه مورد تحریف و دست كاری قرار بگیرند بایكدیگر تفاوت جوهری و بنیادین نداشتند، و همگی بر  پایه ی توحید و یگانه پرستی بنا شده بودند و ستون اصلی و اساسی آنها را پرستش خدای یگانه و انجام فرامین و دستورات او تشكیل می داد.

به منظور توضیح بیشتر می توان گفت: هر یك از ادیان توحیدی از سه بخش اصلی تشكیل می شدند كه عبارتند از:

1- عقاید       2- اخلاق         3-احكام

ادیان سابق در مقایسه با دین شریف اسلام ناقص به شمار می آیند و به حكم عقل سلیم هنگامی كه نسخه ی كامل یافته ای از دین وجود دارد ماحق نداریم سراغ دین ناقص برویم

در بخش اول و دوم كه بخش عقاید و اخلاق باشد، تقریباً با هم هماهنگ بوده و تفاوت چندانی بین آنها وجود نداشت اما در بخش سوم كه بخش احكام باشد با یكدیگر اختلاف دارند، كه بر اساس نظر پژوهشگران عرصه ی ادیان این اختلاف و تفاوت صرفاً در كمیت و كیفیت و نحوه ی  اجرای احكام است، كه این امر قطعاً به هدف اصلی این ادیان كه عبارت باشد از توحید و پرستش خدای یگانه لطمه و ضربه ای وارد نمی ساخت.

اعمال زیبایی چون نماز، روزه، حجاب، انفاق و... اختصاص به دین اسلام نداشته ودر سایر ادیان نیز وجود داشت وجز مهمترین احكام و دستورات الهی آنها به شمار می آمد.

به عنوان نمونه در شریعت عیسی (علیه السلام) برپایی نماز از واجبات مهمی به شمار می آمد که خداوند، در همان آغاز تولد به ایشان توصیه کرد. اولین کلماتی که حضرت عیسی پس از تولد در جمع مردم حیرت زده بیان کرد، در مورد نماز بود. قرآن می فرماید: حضرت عیسی علیه السلام چنین گفت: «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً و جعلنی مبارکاً این ما کنت و اوصانی بالصلاة و الزکاة مادمت حیاً» 3

ترجمه: من بنده خدا هستم. خداوند به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است مرا مایه برکت قرار داد هرکجا که باشم و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرد.

قرآن در توصیف مریم (علیها السلام) مادر حضرت عیسی (علیه السلام) نیز، پس از این که او را به خاطر ایمان، تقوا و پاکدامنی، برگزیده زنان جهان نام می نهد، خطاب به او می فرماید:

«یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین». 4

ای مریم برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جای بیاور و با رکوع کنندگان رکوع کن».

زرتشت

آیین زرتشتیان

از آثار بر جای مانده از زرتشتیان نیز استفاده می شود كه نمـاز مهمترین راه ارتباط فرد با خداوند و سپاسگزاری از بخششهای بی کران آن خالق مهربان بوده است.« نماز زرتشتیان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده است كه در پنج نوبت باید همراه با دعاهای مخصوص ادا می شد. هم چنین مقدماتی برای انجام این مراسم عبادی دارند كه به مقدمات نماز در اسلام بی شباهت نیست. در كتاب دیانت زرتشتی آمده است: «زرتشتی ها هر 24ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می كنند و آداب مذهبی تابع این «پنج گاه» است. بر هر زرتشتی مومن فرض است كه در هر یك از پنج دوره ادعیه و مناجات های خاص بخواند. بنابراین در آیین زرتشت نیز نماز یكی از اركان مهم دین به شمار می آمد، اما اینكه اصل آن چگونه بوده به خاطر تحریف و تغییرات فراوان معلوم و مشخص نیست؛ و آنچه امروزه بین زرتشتیان مرسوم است  را نمی توان آن را  به عنوان یك عبادتی كه در درگاه  الهی مورد قبول است پذیرفت.  در واقع نماز در این آیین نوعی آوازه خوانی فردی یا جمعی است و با نمازی كه در اسلام مطرح می باشد، فرق های اساسی دارد. چرا كه نماز اسلام دارای ركوع و سجود و قنوت و ... بوده و دارای احكام ویژه ای است.بر خلاف نماز زرتشتیان كنونی».5

در آیین یهود نیز نماز جایگاه و اهمیت بسیار والایی برخوردار بوده است كه در این زمینه محكمترین سند را می توان آیات نورانی قرآن كریم دانست. به عنوان نمونه خداوند خطاب به حضرت موسی می فرماید: «إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی».6

ترجمه: من اللَّه هستم، معبودى جز من نیست، مرا پرستش كن و نماز را براى یاد من به‏پادار. آنچه در توضیح این آیه می توان گفت آن است كه: «مطابق شواهد تاریخی  هنگامى كه مدت قرارداد حضرت موسى (علیه السلام) با" شعیب" در" مدین" پایان یافت، همسر و فرزند و همچنین گوسفندان خود را برداشت و از مدین به سوى مصر رهسپار شد، راه را گم كرد، شبى تاریك و ظلمانى بود، گوسفندان او در بیابان متفرق شدند، مى‏خواست آتشى بیفروزد تا در آن شب سرد، خود و فرزندانش گرم شوند، اما بوسیله آتش‏زنه آتش روشن نشد در این اثناء همسر باردارش دچار درد وضع حمل شد.

طوفانى از حوادث سخت، او را محاصره كرد در این هنگام بود كه شعله‏اى از دور به چشمش خورد، ولى این آتش نبود بلكه نور الهى بود، موسى به گمان اینكه آتش است براى پیدا كردن راه و یا برگرفتن شعله‏اى، به سوى آتش حركت كرد هنگامى كه موسی( علیه السلام) نزد آتش آمد، صدایى شنید كه او را مخاطب ساخته مى‏گوید: اى موسى" من پروردگار توام، كفشهایت بیرون آر، كه تو در سرزمین مقدس" طوى" هستى .

موسى با شنیدن این نداى روح پرور:" من پروردگار توام" هیجان زده شد و لذّت غیر قابل توصیفى سرتاپایش را احاطه كرد، این كیست كه با من سخن مى‏گوید؟! این پروردگار من است، كه با كلمه" ربك" مرا مفتخر ساخته، تا به من نشان دهد كه در آغوش رحمتش از آغاز طفولیت تا كنون پرورش یافته‏ام و آماده رسالت عظیمى شده‏ام.

سپس از همان گوینده این سخن را نیز شنید:" و من تو را براى مقام رسالت برگزیده‏ام، اكنون به آنچه به تو وحى مى‏شود گوش فرا ده"!

و به دنبال آن نخستین جمله وحى را موسى به این صورت دریافت كرد" من" اللَّه" هستم، معبودى جز من نیست" (إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا).

" اكنون كه چنین است تنها مرا عبادت كن، عبادتى خالص از هر گونه شرك" (فَاعْبُدْنِی).

" و نماز را برپاى دار، تا همیشه به یاد من باشى" (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی)»7

چنانچه ملاحظه فرمودید: این  آیه خطاب به حضرت موسی كه  پیامبر یهودیان است  پس از بیان مهمترین اصل دعوت انبیاء كه مساله توحید است دستور به نمازمی دهد نمازی كه  بزرگترین عبادت و مهمترین پیوند خلق با خالق و مۆثرترین راه براى فراموش نكردن پروردگار  یگانه به شمار می آید.

بنابراین نماز  عبادتی است همگانی  كه در همه ادیان وجود داشت  و اختصاص  به شریعت اسلام ندارد. لازم به ذكر است كه سایر اعمال و دستورات الهی ازقبیل روزه ،حج،حجاب و...  نیز همین حكم را دارند كه ما به جهت رعایت اختصار از پرداختن به آنها صرف نظر می كنیم.

تحقیقات نشان می دهدكه تفاوت مو جود میان  آموزه های دین اسلام وسایر ادیان همگی ناشی  از این امر می شود كه خداوند متعال در هر عصر و زمانی در مورد تشریع و ابلاغ احكام و دستورات خویش، ابتدا میزان درك و ظرفیت مردم آن زمان را در نظر می گرفت و سپس متناسب با همان ظرفیت عقلانی، دستورات خود را تشریع و توسط رسولان به مردم ابلاغ می فرمود كه این امر باعث می شد كه هریك از ادیان در آموزهای خود از نظر كمی و كیفی با دین سابق خود متفاوت باشد و از آن كاملتر و جامعتر به شمار آید، كه این روند تكاملی ادامه یافت تا اینكه نوبت رسید به دین همیشه جاوید و ماندگار اسلام، دینی زنده و پویا كه آموزهای آن از هرگونه نقص و كاستی مبرا است، و می تواند سعادت دنیا و آخرت انسان را به خوبی تأمین نماید. نكته بسیار مهمی كه در اینجا وجود دارد آن است كه آمدن دین جدید با خود نسخ دین گذشته را به همراه داست به این معنا كه با آمدن دین جدید، دین سابق از سوی پروردگار منسوخ اعلام می شد، و آنها موظف بودند كه  دین جدید را به عنوان یك رسمی و قابل قبول بپذیرند و به احكام و دستوراتش پایبند باشند.

خداوند متعال در هر عصر و زمانی در مورد تشریع و ابلاغ احكام و دستورات خویش، ابتدا میزان درك و ظرفیت مردم آن زمان را در نظر می گرفت و سپس متناسب با همان ظرفیت عقلانی، دستورات خود را تشریع و توسط رسولان به مردم ابلاغ می فرمود

با توجه به آنچه بیان شد این مطلب نیز مشخص می شود كه، اگرچه ادیان آسمانی با  یكدیگر در ارتباط بوده و همگی بر پایه ی توحید و یگانگی پرستی بنا شده اند اما این امر به این معنا نیست كه ما مجازیم از میان ادیان هر دین و آیینی را كه خواستیم اختیار نماییم، زیرا اولاً: ادیان موجود به غیر از اسلام ، همگی تحریف شده ا ند و به هیچ وجه قابل اعتماد نیستند. دوماً: حتی در صورتی هم كه تحریف نمی شدند باز نمی توانستیم به آنها پایبند باشیم به دلیل اینكه ادیان سابق  در مقایسه با دین شریف اسلام ناقص به شمار می آیند و به حكم عقل سلیم هنگامی كه نسخه ی كامل یافته ای از دین وجود دارد ما حق نداریم سراغ دین ناقص برویم.

خداوند متعال به دلیل كامل بودن دین اسلام و عدم نقص آموزه ها ی سعادت آفرین آن، آیه اكمال  را بر قلب مقدس رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) نازل فرمود، آیه ای كه تنها دین مورد پسند را دین اسلام معرفی می كند و می فرماید: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً).8 : امروز دین و آیین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین شما پذیرفتم.

بنابراین  هنگامی كه خورشید عالم تاب اسلام از افق مكه طلوع نمود همه انسان ها - از آغاز  طلوع اسلام تا برپایی روز قیامت – از سوی پروردگار هستی مكلفند كه دین اسلام را به عنوان برترین دین الهی بپذیرند و به دستوراتش پایبند باشند، چرا كه دین اسلام آخرین دینی است كه با آموزهای خود، نسخه شفابخش الهی را به منظور تأمین سعادت دنیا و آخرت در اختیار انسان قرار می دهد و این دین كه عصاره تمام ادیان به شمار می آید به خوبی می تواند پایانی خوش و درخشان را برای او به ارمغان آورد.

 

پی نوشت:

1-سوره آل عمران،آیه 19

2- تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 470

3- سوره مریم، 30 آیه

4-آل عمران، ص42 

5- آیینه. آیین مزدیسنی، ص41، دیانت زرتشتی مقاله از مری بویس، ص155،به نقل از پایگاه اینترنتی اقامه نماز، بخش روایات نماز

6-سوره طه، آیه 14

7- برگفته از تفسیر نمونه، ج‏13، ص 168 با اندكی تغییر

8- سوره مائده، آیه 3

مهدی صفری           

بخش اعتقادات شیعه تبیان


مطالب مرتبط:

چرا اسلام بهترین دین خداست؟

آیا بعد از ظهور تنها دین اسلام باقی می ماند؟

اسلام دین موقتی است؟!

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین