سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
بر مسئولان واجب است کسانی را متصدی امور قرار دهند که از لحاظ ویژگی های مدیریتی،آشنایی با قرآن و احادیث بر دیگران برتری داشته باشند وگرنه طبق فرموده رسول خدا این مسئولان به خدا و رسولش و تمامی مۆمنان خیانت کرده اند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مدیر اصلح از نگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله)

دیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در تبیان


(مدیر آرمانی)كسی است كه زحمت زیردستان خود را بردوش كشیده، پیوسته به یاریشان می شتابد، بخشنده و سخی است، با قدرتمندان سازش نمی كند، و در خود احساس قدرت می كند چون مالك قلب مردم است و نیازی به سازشكاری و پنهانكاری در زندگی ندارد؛


بسیار واضح است كه انسان باید افزون بر رفتارهای عمومی اخلاقی، در هر جامعه، به لحاظ موقعیت و جایگاه خاصّ خانوادگی، شغلی، تحصیلی و ... به قوانین و ضوابط دیگری نیز پای بند باشد.این مطلب در مورد مدیران بخشهای خرد و کلان اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که مدیران جامعه اسلامی باید اسلام را در حوزه مدیریتی خود پیاده كنند و طبیعی است كه لازمه عمل به اسلام آگاهی هرچه بیشتر به اسلام است و مدیرانی كه از معارف و احكام و اخلاق اسلامی كم اطلاع و احیانا بیگانه هستند هرگز نخواهند توانست مجری اسلام باشند و همان چیزی اتفاق می‏افتد كه در بسیاری از حوزه‏های مدیریتی شاهد آن هستیم و متاسفانه عملكرد نامطلوب آنان گاهی به حساب خدا و پیامبر اسلام و نظام اسلامی ثبت می‏شود و نه به حساب جهل و بیگانگی این نوع مدیران از اسلام و... 

 

 

ویژگی های اخلاقی مدیران در نظام اسلامی

1ـ تدبیر

تدبیر به معنای اندیشیدن به فرجام امور،نگریستن به عواقب مثبت یا منفی كارها از ویژگیهای اساسی مدیر است و مدیر موفق كسی است كه به تدبیر شهرت دارد و كسی است كه امور را در جای خود می نهد.چنانچه در احادیث آمده است:

1) حُسنُ التَّدبیرِ یُنمِی قلیلَ المالِ وَ سوءُ التَّدبیر یُفنی كَثیرَه (1) نیك تدبیری ثروت اندک را افزون می كند و سوء تدبیر ثروت فراوان را از بین می برد.

2) سوء التدبیر مفتاح الفقر و لافقر مع حسن تدبیر (2) با نیك تدبیری هیچ فقری وجود ندارد.

3) صلاح العیش التدبیر (3) صلاح زندگی و وضع مطلوب اقتصادی در تدبیر و برنامه ریزی است.

از این عبارتها مشخص می شود كه تدبیر عنصری دخیل در اداره زندگی است كه افراد خانواده را از بدیها و بلاهای فقر حفظ می كند، همچنین عناصر مهم در اداره دولت و حكومت بر مردم است، چون از نشانه های سیاست آرمانی و از مبانی اساسی توسعه اقتصادی است. بنابراین مدیر خردمند كسی است كه تدبیر را در مدیریت از لوازم اولیه مدیریت خود می داند.

كسی كه كارگزار و مدیری را به كار گمارد در حالی كه می‏داند در میان مسلمانان فردی وجود دارد كه برای آن مسئولیت‏شایسته‏تر و به قرآن و سنت آگاه‏تر است در این صورت قطعا به خدا و رسول خدا و همه مۆمنان خیانت كرده است»

2ـ فرماندهی (حكمرانی)

از آنجاییكه مدیریت مجموعه اوامر و نواهی به مردم است در حقیقت نوعی حكمرانی است. حكومت، موقعیتی است كه حاكم از طریق آن فرمانها را صادر می كند و عدالت، پایه و اساس آن است .اگر صاحب حكومت، انسان كریمی باشد و در عین قدرت ببخشد و در حكومت عدالت ورزد، و این شیوه را در حوزه حكومت به كاربندد، زیباترین شیوه های سیاست را به كار بسته است.

3ـ قدرت

قدرت به معنای سیطره و چیرگی، همان إعمال قدرت بر نیروهای تحت فرمان صاحب قدرت می باشد. بنابراین مدیریت بایسته، گونه ای از گونه های قدرت است، چون نمایانگر شكلی از اشكال إعمال قدرت بر نیروهای تحت فرمان می باشد. چه نیروهای معنوی باشند و چه مادّی. مظاهر قدرت، نیروی خودپسندانه و طغیان نیست بلكه گذشت، نیكوكاری، شكیبایی، فروخوردن خشم و گذشتن از حق به نفع دیگران می باشد. اینها همان ویژگیهای مدیریت بایسته است.

4ـ سروری و سیادت

(مدیر آرمانی)كسی است كه زحمت زیردستان خود را بردوش كشیده، پیوسته به یاریشان می شتابد، بخشنده و سخی است، با قدرتمندان سازش نمی كند، و در خود احساس قدرت می كند چون مالك قلب مردم است و نیازی به سازشكاری و پنهانكاری در زندگی ندارد؛ شیوه او صراحت و درستكاری است، اهل خدعه و فریب هم نیست، زیرا او روشی استوار و اهداف ثابتی در زندگی دارد.

مجلس

5ـ سیاست

سیاست به معنای فن رهبری مردم مفهومی است كه بر آن اتفاق نظر است و لفظ آن بر گرفته از « ساسَ یَسُوسُ » و گفته می شود « سائِسُ الخَیل » یعنی كسی كه به پرورش اسب مشغول است و اسب را به میل خود رام و مطیع  می نماید. پس سیاست معنایی مطابق با معنای مدیریت دارد؛ چون مدیریت نیز فن رهبری مردم است. سیاست و مدیریت هر دو در این حوزه دو چهره یك عمل محسوب می شوند.بنابراین سیاست همان مدیریت گروهی معین از مردم برای هدفی مشخص می باشد. 

 

انتخاب مدیر اصلح

از پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرموده: «من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم اولی بذلك و اعلم بكتاب الله و سنه نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المۆمنین؛(4) كسی كه كارگزار و مدیری را به كار گمارد در حالی كه می‏داند در میان مسلمانان فردی وجود دارد كه برای آن مسئولیت‏شایسته‏تر و به قرآن و سنت آگاه‏تر است در این صورت قطعا به خدا و رسول خدا و همه مۆمنان خیانت كرده است.»

این حدیث ما را به نکات مهمی رهنمون می سازد:

در این حدیث اولا سخن از انتخاب فرد غیر شایسته نیست‏بلكه فرض بر شایستگی منتخب است در حالی كه شخص شایسته‏تری وجود دارد.

ثانیا اولویت و برتری را با اعلمیت‏به قرآن و سنت آمیخته كرده است زیرا كسی كه می‏خواهد مدیر نظام اسلامی باشد كسی است كه می‏خواهد اسلام را در حوزه مدیریتی خود پیاده كند و طبیعی است كه لازمه عمل به اسلام آگاهی هرچه بیشتر به اسلام است و مدیرانی كه از معارف واحكام و اخلاق اسلامی كم اطلاع و احیانا بیگانه هستند هرگز نخواهند توانست مجری اسلام باشند و همان چیزی اتفاق می‏افتد كه در بسیاری از حوزه‏های مدیریتی شاهد آن هستیم و متاسفانه عملكرد نامطلوب آنان گاهی به حساب خدا و پیامبر اسلام و نظام اسلامی ثبت می‏شود و نه به حساب جهل و بیگانگی این نوع مدیران از اسلام و..

از آنجاییكه مدیریت مجموعه اوامر و نواهی به مردم است در حقیقت نوعی حكمرانی است. حكومت، موقعیتی است كه حاكم از طریق آن فرمانها را صادر می كند و عدالت، پایه و اساس آن است. اگر صاحب حكومت، انسان كریمی باشد و در عین قدرت ببخشد و در حكومت عدالت ورزد، و این شیوه را در حوزه حكومت به كاربندد، زیباترین شیوه های سیاست را به كار بسته است

ثالثا چنین گزینشی را خیانت ‏به خدا و رسول خدا و مۆمنان برشمرده است آن هم نه فقط مۆمنان زیر مجموعه آن مدیریت ‏یا بخشی از مۆمنان جامعه كه با آن حوزه مدیریتی سر و كار دارند بلكه به «جمیع المۆمنین‏» یعنی به همه مۆمنان خیانت كرده است زیرا هر گوشه از كشتی نظام اسلامی كه سوراخ شود تمام كشتی و همه سرنشینان آن را در معرض غرق شدن قرار می‏دهد.

رابعا اگر چه به نظر می‏رسد مرجع ضمیر «هو یعلم‏» و فاعل فعل «خان‏» هر دو همان مقام مافوق و صادركننده حكم است اما شخص انتخاب شده یعنی خود مدیر نیز اگر به برتری فرد یا افرادی بر خود آگاه باشد كه این بار مسئولیت را بهتر و سالمتر از او می‏توانند به سر منزل مقصود برسانند و در جهت انتخاب اصلح تلاش نكند معلوم نیست از دائره این خیانت‏خارج باشد.

خامسا مدیران مافوق مجاز نیستند كه خود را در جهل و عدم اطلاع از مجموعه شایستگان نگهدارند و به استناد «هو یعلم‏» در حدیث عدم علم خود را مبنای تصمیم گیری در انتصابات قرار دهند بلكه با توجه به ذیل روایت و اهمیت و ضرورت اداء امانت در مسئولیت، موظف به تلاش برای كسب علم و آگاهی نسبت‏به همه افرادی است كه شایستگی تصدی مسئولیت مورد نظر را دارند.

بنابراین بر مسئولان واجب است کسانی را متصدی امور قرار دهند که از لحاظ ویژگی های مدیریتی،آشنایی با قرآن و احادیث بر دیگران برتری داشته باشند وگرنه طبق فرموده رسول خدا این مسئولان به خدا و رسولش و تمامی مۆمنان خیانت کرده اند.

 

پی نوشت ها:

1ـ غررالحکم و دررالکلم ، ج3 ، ص 387، حدیث 4833.

2ـ همان، ج4، ص 132 و ج6 ، ص 437.

3ـ همان، ج 4، ص 194.

4ـ بیهقی، ج‏10، ص‏18.

فرآوری: زهرا انصاری نسب       

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

محمد حسن رحیمیان - پاسداراسلام، ش 234(سایت اندیشه قم)

سایت سازمان بازرسی

 

مطالب مرتبط:

بدا به حال قاضیان رشوه‌ گیر !!

در مغز مردم چه می ریزید؟

ویژگى‌هاى یک مدیر موفق

وظایف و تكالیف اساسى یک مدیر

 

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین