سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
ما هیچکدام دوست نداریم کسی وارد حریم خصوصی زندگیمان شود و به نوعی در زندگیمان سرک بکشد حال آن فرد هر دلیلی که می خواهد داشته باشد؛ تجسس یکی از مهمترین موضوعات اخلاقی است که متأسفانه گریبان بسیاری را گرفته است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سرک کشیدن در زندگی دیگران ممنوع!


ما هیچکدام دوست نداریم کسی وارد حریم خصوصی زندگیمان شود و به نوعی در زندگیمان سرک بکشد حال آن فرد هر دلیلی که می خواهد داشته باشد؛ تجسس یکی از مهمترین موضوعات اخلاقی است که متأسفانه گریبان بسیاری را گرفته است.

تجسس

انسانی که سالم است نگاه مثبتی به زندگی و اطرافیانش دارد؛ پس کسی که دنبال عیبجویی دیگران است قطعا فردی است که از نظر شخصیتی مشکلی دارد چنانچه این رفتار بر طبق آیات قرآن و روایات، مذموم دانسته شده و جایز نیست. زیرا در روایات آمده است اگر کسی به آبروی دیگری بی‌احترامی کند و حرمت او را از بین ببرد مثل این است که به خانه کعبه بی‌احترامی کرده است.

 

معنای تجسس

واژه عربی تجسس، در اصل به معنای «با دست لمس کردن» و مجازاً به معنای «نگاه کردن از سر کنجکاوی برای شناسایی دیگران» است.(1)این واژه در فارسی به معنای «خبر جستن» است(2) مرحوم شهید ثانى نیز در تعریف اصطلاحی آن مى‏فرماید: معنى تجسّس این است كه بندگان خدا را زیر پرده ستّاریّت پروردگار رها نكنى و پرده از روى كار آنان بردارى و آنچه را كه خداوند پوشیده داشته است آشكار كنى كه این كار وسیله كسب اطلاع از امور مخفى آنها و پرده برداشتن از روى اسرارشان مى‏شود و در نتیجه آنچه بر تو پوشیده بود آشكار مى‏گردد كه اگر مخفى بود دل و دینت سالم‏تر مى‏ماند.(3)

اصل در دین اسلام حسن ظن داشتن به دیگران است و سوء ظن نسبت به دیگران حرام است زیرا موجب تجسس در زندگی خصوصی افراد می گردد. خداوند حکیم در قرآن کریم از این عمل زشت در ضمن منع از گناهان دیگر می فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا...»(4) (ای مومنان از بسیاری از گمانها بپرهیزید که بعضی از ظنون گناه است و تجسس نکنید...).

به عبارت دیگر از جمله شروط ایمان عدم دخالت و تحقیق بیجا در امور مسلمانان است و با صیغه نهی كه آمده دلالت بر حرمت تجسس می كند و در روایت نیز در مورد مجازات اینگونه افراد در قیامت آمده است: «كسی كه به سخن و مكالمات افراد گوش می‌كند در حالی كه آنها از اینكه كسی به گفته آنها گوش دهد كراهت دارند، روز قیامت در گوش او سرب گداخته ریخته می‌شود.(5)

اطلاع از شرایط جامعه، نیازهای مردم و ایجاد عدالت اجتماعی كه از مهم‌ترین وظایف حاكم است، و دستیابی به آنها تا حد زیادی به گزینش مسئولان و كارگزاران حكومتی متعهد، مۆمن و متخصص، وابسته است، نیازمند تحقیق و تفحص از عملكرد دستگاه‌ها و سازمان‌های اجتماعی است

انواع تجسس

تجسّس سه نوع است: در امور شخصی،‌ در امور اجتماعی و در امور دشمن.

تجسّس در امور شخصی افراد به حكم عقل و صریح آیه «ولاتجسسوا» و روایات متعدد، جایز نیست. امور شخصی افراد همان حوزه مربوط به خود فرد و خانواده اش است که تمایل ندارد دیگران از آن باخبر شوند. چنانچه فقها مصادیق تجسّس در امور شخصی افراد را چنین بیان كرده‌اند: 1. استراق سمع و گوش ایستادن (مثلاً برای تشخیص غناء بودن آهنگی؛ 2. استشمام (مثل استشمام دهان شخصی برای كشف شرب خمر؛ 3. طلب بازرسی از لباس‌ها و آنچه در زیر لباس مخفی كرده است؛ 4. سۆال از اسرار و عورات.(6)

نقل كرده‌اند كه عمر شبی از كوچه‌ای عبور می‌كند و صدای مرد و زنی را از خانه‌ای می‌شنود. وی از بالای دیوار خانه بالا می‌رود و مردی را به همراه زنی شراب به دست در حیاط خانه می‌یابد. به مرد می‌گوید: ای دشمن خدا! فكر می‌كنی خدا تو را در حالی كه معصیت می‌كنی مستور خواهد داشت؟! مرد به عمر می‌گوید: ای امیرمۆمنان! اگر من یك اشتباه كردم، تو سه اشتباه كردی. خداوند فرموده: «و لاتجسسوا»، ولی تو تجسّس كردی، و گفته: «آتُوا البُیُوتَ مِن ابوابِها» و تو از دیوار آمدی و فرموده است: «اذا دَخَلتُم بُیوتاً فَسَلِّمُوا» و تو سلام نكردی.(7)

تجسّس در امور اجتماعی یا همان «بازرسی» و «نظارت»: بنا بر دلیل عقلی و برخی روایات، جایز و در برخی شرایط واجب است. اطلاع از شرایط جامعه، نیازهای مردم و ایجاد عدالت اجتماعی كه از مهم‌ترین وظایف حاكم است، و دستیابی به آنها تا حد زیادی به گزینش مسئولان و كارگزاران حكومتی متعهد، مۆمن و متخصص، وابسته است، نیازمند تحقیق و تفحص از عملكرد دستگاه‌ها و سازمان‌های اجتماعی است.(8)

تجسّس در مورد دشمنان حكومت و گردآوردن اطلاعات از آنها به حكم عقل و شرع جایز است. آیه چهارم سوره منافقون، سیره پیامبر(صلى الله علیه و آله) و حضرت علی(علیه السلام) بر جواز این امر دلالت دارد. امام رضا(علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) هرگاه سپاهى را گسیل مى‏ داشت و به فرماندهى بدگمان بود یكى از افراد مورد اعتماد خود را به عنوان جاسوس همراه او مى ‏فرستاد.(9)

 

آثار تجسس از عیوب مردم

1)رسوا شدن

رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله: لا تَطلُبوا عَثَراتِ المۆمنینَ ؛ فإنّ مَـن تَتَبّعَ عَثَراتِ أخیهِ تَتَبّعَ اللّه عَثَراتِهِ ، ومَن تَتَبّعَ اللّه عَثَراتِهِ یَفْضَحْهُ ولو فی جَوفِ بَیتِهِ.(10) پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله): لغزشهاى مسلمانان رانجویید كه هر كس لغزشهاى برادرش را پى جوید خداوند لغزشهاى او را پیگیرى مى كند و هر كه را كه خداوند عیبجویى كند رسوایش مى سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد.

كسی كه به سخن و مكالمات افراد گوش می‌كند در حالی كه آنها از اینكه كسی به گفته آنها گوش دهد كراهت دارند، روز قیامت در گوش او سرب گداخته ریخته می‌شود

2)بدنام شدن مسلمان بی گناه

عنه صلى الله علیه و آله: لا تَسألوا الفاجِرَةَ : مَن فَجَرَ بِكِ ؟ فكما هانَ علَیها الفُجورُ ، یَهونُ علَیها أنْ تَرمیَ البَریءَ المسلِمَ (11). پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله): از زن بد كاره نپرسید: چه كسى با تو فسق كرد؟ زیرا همان گونه كه به راحتى مرتكب فحشا مى شود به راحتى هم مسلمان بى گناهى را بدنام مى كند.

3) تنها ماندن

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : لا تُفَتِّشِ النّاسَ عن أدیانِهِم فتَبقى بلا صَدیقٍ(12). امام صادق(علیه السلام): از دین و آیین مردم پرس وجو مكن كه بى دوست مى مانى.

4) تباه کردن مردم

سنن أبی داوود عن بعض الأصحاب : سَمِعتُ رَسُول اللّه صلى الله علیه و آله یَقُولُ: إنَّكَ إِنْ اتَبَعتَ عَوراتِ الناس أَفسَدْتَهُم أَوكِدتَ أَن تُفسِدَهُم(13). سنن ابو داوود به نقل از یكى از اصحاب پیامبر (صلى الله علیه و آله): از پیامبر خدا شنیدم كه مى فرمود: اگر تو در پى كشف اسرار و عیوب مردم باشى ، آنها را تباه مى كنى و یا در صدد تباه كردن آنها برآمده اى.

بنابراین تجسس در امور شخصی افراد بر طبق آیات و روایات حرام است اما تجسس در امور اجتماعی یا همان نظارت و تجسس در جنگها جایز و در برخی موارد واجب است.

 

پی نوشت ها:

1ـ ابن منظور، لسان العرب ج6، ص38.   

2ـ دهخدا، ذیل واژه «جسّ».

3ـ شهید ثانی،كشف الریبه،ص9.

4ـ حجرات/12.

5ـ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 93.

6ـ فیض کاشانی، التحفة السنیة، ص 201.

7ـ محمد طاهر قمی شیرازی، كتاب الأربعین، ص 549.

8ـ حسین اترک، مقاله ماهیت و حکم اخلاقی تجسّس.

9ـ وسائل الشیعه ،ج 11، ص 44.

10ـ اصول کافی، ج2،ص 355؛ میزان الحکمة،ج3، ص 2208.

11ـ مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 227.

12ـ بحارالانوار ، ج 78، ص 253.

13ـ سنن أبی داود، ج 2، ص453، ح 4888.

زهرا انصاری نسب              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


مطالب مرتبط:

مرز اخلاقى تجسّس و كنجكاوى

تفسیر احسن الحدیث

تحسّس یا تجسّس ؟!

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین