می روم آرام پشت پنجره کوچه ها از برف، لیز و دیدنی است بچه ها در کوچه گرم بازی اند غنچه ی لبخند آنها چیدنی است
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فصل سرما
زمستان

می روم آرام پشت پنجره

کوچه ها از برف، لیز و دیدنی است

بچه ها در کوچه گرم بازی اند

غنچه ی لبخند آنها چیدنی است

هیچ آوازی نمی آید به گوش

جز صدای قار قار یک کلاغ

فصل سرما آمده، دیگر کسی

از گل و سبزه نمی گیرد سراغ

جوجه گنجشکی نشسته در حیاط

دانه های برف را بو می کند

با نوک زردش به دنبال غذا

جست و جو، این سو و آن سو می کند

تک درخت خانه هم تنها شده

خسته از شب های غمگین و سیاه

کی می آید آن بهار رنگ رنگ؟!

چشم هایش منتظر مانده به راه

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:رشد نوجوان (انسیه موسویان)

مطالب مرتبط:

روستا از بالا

خواب کودکی

دل گفته‌های پنهانی

در حاشیه یادهایت

باغ تبسم

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .