سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
خشکسالی در سرزمین «طوس» بیداد می کرد. روزهای سوزان و بی رحم سپری می شد و قطره‏ی بارانی از آسمان نمی‏چکید. تنها امید مردم، خانه امام رضا (ع) بود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دانه‌های باران

باران

خشکسالی در سرزمین «طوس» بیداد می کرد. روزهای سوزان و بی رحم سپری می شد و قطره‏ی بارانی از آسمان نمی‏چکید. تنها امید مردم، خانه امام رضا (ع) بود.

روزی امام به مردم گفت:« همه شما سه روز روزه بگیرید تا پس از آن، با هم نماز باران بخوانیم.»

سه روز بعد، وقتی خورشید بالا آمد، مردم پشت سر امام از شهر بیرون رفتند. امام در جلوی جمعیت به نماز ایستاد. پس از نماز امام دستانش را رو به آسمان بی ابر برد و گفت:« ای پروردگار مهربان! باران سودمند رحمت خود را بر مردم نازل بگردان!»

ناگهان ابر های تیره سر تا سر آسمان را پوشاند. چند لحظه بعد، صدای غرش رعد وبرق در همه ی دشت پیچید.

باران، زمین‏های تشنه را سیراب کرد و چشمان مردم از شوق، غرق در اشک شد.

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع: ال البیت

مطالب مرتبط:

غذا در کنار پیامبر (ص)

سقا خانه‌ی اسماعیل طلایی

گناه در محضر خدا

حجرالاسود

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین