سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
باید دید مقصود از زندگى چیست؟اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبیعى بوسیله اعضاى حاسه،و خواستن‏هاى ناشى‏براى اشباع غرایز طبیعى حیوانى است و بس،نه تنها ایمان براى چنین زندگى موردنیاز نیست،بلكه مزاحم و مخل آن نیز محسوب میشود.از اینجا است كه اشخاصى‏كه میگ
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مریم پناهنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

یک چیزی که قلبتو آروم می‌کند!!

عبادت

قرآن حكیم: ای كسانی كه ایمان آورده اید! از (مخالفت با دستورات الهی) پرهیز كنید و وسیله ای  برای تقرب به او بجویید؛ ودر راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید. (سوره مائده - آیه 35)

اساسا دنیا  مقدمه ای جهت رسیدن و تقرب به خداست و در آن وسایط و وسایلی قرارد دارد که تحقق این هدف را تسریع می بخشد.


مفهوم قرب و تقرب به خدا

باید دانست‌ كه‌ چون‌ تقرّب‌ بنده‌ به‌ خداوند عزّوجلّ حاصل‌ گردد حجابهای‌ نفسانی‌ او از میان‌ برداشته‌ می‌شود. قرب‌ به‌ خدا یعنی‌ بی‌پرده‌ بودن‌. تقرّب‌ به‌ خدا یعنی‌ انجام‌ دادن‌ فعلی‌ كه‌ موجب‌ رفع‌ حجاب‌ شود.تمام‌ عباداتی‌ را كه‌ انجام‌ می‌دهیم‌ باید به‌ نیّت‌ تقرّب‌ به‌ سوی‌ او بوده‌ باشد، و گرنه‌ آن‌ عبادت‌ باطل‌ است‌ و به‌ پشیزی‌ ارزش‌ ندارد، گرچه‌ پیكره عمل‌ درشت‌ و چشمگیر بوده‌ باشد.قرب‌ به‌ خداوند، قرب‌ مكانی‌ و یا زمانی‌ و یا سائر امور طبیعی‌ نیست‌. چرا كه‌ خداوند محلّی‌ ندارد تا انسان‌ بدان‌ محلّ نزدیك‌ گردد. و در زمانی‌ واقع‌ نمی‌باشد تا انسان‌ بدان‌ زمان‌ خود را نزدیك‌ نماید. مكان‌ و زمان‌ و سائر عوارض‌ و جواهر، مخلوق‌ و آفریده خدا هستند، و در مشت‌ قدرت‌ وی‌ قرار دارند. امّا میان‌ نفس‌ انسان‌ و خداوند حجابهائیست‌، بلكه‌ هفتاد هزار حجاب‌ است‌. و هر عملی‌ را كه‌ انسان‌ انجام‌ دهد، خواه‌ فعل‌ طاعت‌ بوده‌ باشد خواه‌ ترك‌ معصیت‌، اگر از روی‌ قصد قربت‌ و نیّت‌ نزدیكی‌ به‌ وی‌ باشد، یك‌ عدد از حجابها را بر می‌دارد یعنی‌ نفس‌ انسان‌ یك‌ مرحله‌ به‌ خداوند نزدیكتر می‌شود و خود را روشن‌تر می‌نگرد، و قساوت‌ و ظلمات‌ درونی‌اش‌ را كمتر و سبكتر احساس‌ می‌نماید؛ تا رفته‌ رفته‌، بنده‌ جمیع‌ حجابهایش‌ از بین‌ می‌رود و میان‌ وی‌ و خدای‌ وی‌ هیچ‌ فاصله‌ و بعد نفسانی‌ باقی‌ و برقرار نمی‌ماند. (کتاب الله‌شناسی/ جلد اول)

 

وسایل تقرب به خدا

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در خطبه 110 نهج البلاغه وسایل تقرب به خداوند را اینطورمعرفی فرموده است: ایمان به خدا و پیامبر، جهاد، نماز، زكات، روزه، حج و عمره، صله رحم، صدقه پنهانی و آشكار، نیكوكاری، یادخدا، پیروی از راه و رسم پیامبر(صلی الله علیه) و عمل به قرآن.

لبیك-یعنى اجابت میكنم دعوت ترا اى خداى من،كه اگر این كلمه واقعااز دل برآید، قطعى است كه دعوت از خدا هم واقعا متوجه آن بنده گشته است. آیاكسانى كه مورد دعوت خداوندى قرار گرفته‏اند،شرفى بالاتر از این سراغ دارند كه‏خدا آنان را خواسته است كه در پیشگاه او حاضر شوند و به شهود عظمت و فروغ اونائل آیند؟

«بهترین وسیله‏اى كه توسل كنندگان بخداوند سبحانه و تعالى انتخاب نموده‏اند، ایمان به او و به فرستاده او، و جهاد در راه اوست، زیرا جهاد در راه خدا مقام اعلاى‏اسلام است، و كلمه اخلاص است، كه مبناى فطرت اصلى انسان بر آن است، و برپاداشتن نماز است كه اصل دین است، و پرداخت زكاتست كه فریضه واجب است، وروزه ماه رمضان كه سپرى از عذاب است، و حج‏بیت الله و عمره در آن كه فقر رامنتفى و گناه را میشوید، و صله رحم مال را مى‏افزاید، و اجل را به تاخیر مى‏اندازد، و صدقه پنهانى كه كفاره گناهست، و صدقه آشكار كه مرگ زشت و سخت را دفع‏مینماید، و انجام كارهاى نیكو كه از سقوطهاى پست جلوگیرى مى‏كند، در ذكرخداوندى حركت كنید كه بهترین ذكر است، و علاقه پیدا كنید به آنچه كه خداوندمتقیان را وعده فرموده است، زیرا وعده خداوندى راست‏ترین وعده‏ها است، و اقتداء كنید به هدایت پیامبرتان، زیرا برترین هدایت‏ها است، و بپذیرید سنت پیامبرتان را زیرا هدایت كننده‏ترین سنتها است. »(نهج البلاغه/ترجمه علامه محمد تقی جعفری) در ادامه چند مورد این وسایل تقرب به خدا را مورد توجه قرار می دهیم:

ایمان

ایمان به خدا:

باید دید مقصود از زندگى چیست؟ اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبیعى بوسیله اعضاى حاسه،  و خواستن‏هاى ناشى‏ براى اشباع غرایز طبیعى حیوانى است و بس، نه تنها ایمان براى چنین زندگى موردنیاز نیست، بلكه مزاحم و مخل آن نیز محسوب میشود. از اینجا است كه اشخاصى‏كه میگویند: انسانها میتوانند بدون ایمان زندگى كنند! انسان و زندگى او را درمرتبه‏اى از حیوانیت پست در نظر میگیرند كه شایستگى درك و پذیرش ایمان را ندارد. پیشنهاد ایمان به چنین اشخاص، مانند پیشنهاد اندیشه نیرومند براى یك بیمار روانى‏است كه اندیشه براى او سبب زحمت و رسیدن فورى به پوچى است. و اگر مقصوداز زندگى، عبارتست از زندگى با همه ابعاد و استعدادهاى انسانى، محال است كه‏بدون ایمان از چنین زندگى برخوردار گشت. براى انسانى كه ایمان به موضوعى ندارد، توقع اندیشه و عمل بر مبناى قانون درباره آن موضوع، همان مقدار منطقى است كه ‏توقع حركات منظم و منطقى مبتنى بر وجدان آگاه براى یك حیوان بى‏اندیشه‏و بى‏ذهن!!(شرح نهج البلاغه/ علامه محمد تقی جعفری)

جهاد در راه خدا:

از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده است كه فرمود: بهشت، دربى دارد كه نام آن «باب المجاهدین» مى‏باشد؛ به طرف در حركت كرده، در حالى كه درب باز شود، مجاهدان شمشیر به خود آویخته، مردم در محشر، فرشتگان خدا درودگویان به استقبالشان مى‏شتابند؛ پس هر كس جهاد را ترك كند خداوند جامه خوارى و ذلّت را بر اندام او بپوشاند، و او را در طول زندگى نیازمند و تهیدست مى‏گرداند، و دین او را از میان بردارد (بیدین از دنیا مى‏رود)، چرا كه خداوند تبارك و تعالى امّت مرا (به خاطر) سم اسبان (مجاهدان) و جایگاه نیزه‏هاى آنان، عزیز و سرافراز مى‏دارد.(پاداش نیكیها و كیفر گناهان/ترجمه ثواب الأعمال/479)

نماز:

امام کاظم (علیه السلام ) فرمودند: بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب پیدا می کند، نماز است. (تحت العقول ، ص 455)

زکات:

امام صادق علیه‏السلام فرمودند: سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ شود. (کافى، جلد2، ص 18)

باید دید مقصود از زندگى چیست؟اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبیعى بوسیله اعضاى حاسه،و خواستن‏هاى ناشى‏براى اشباع غرایز طبیعى حیوانى است و بس،نه تنها ایمان براى چنین زندگى موردنیاز نیست،بلكه مزاحم و مخل آن نیز محسوب میشود.از اینجا است كه اشخاصى‏كه میگویند: انسانها میتوانند بدون ایمان زندگى كنند!انسان و زندگى او را درمرتبه‏اى از حیوانیت پست در نظر میگیرند كه شایستگى درك و پذیرش ایمان را ندارد

روزه: 

پیامبر(صلی الله علیه) فرمود: روزه گرفتن، سپری است در برابر آفت های دنیوی،حجابی است در برابر عذابهای اخروی.(مصباح الشریعت،ص133) ابو عبد اللَّه صادق (علیه السلام) گفت: آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قلّه بلند اسلام باخبرت سازم؟ من گفتم: آرى. ابو عبد اللَّه گفت: ریشه اسلام نماز است. و شاخه اسلام زكات است و قلّه بلند اسلام‏جهاد در راه خداست. ابو عبد اللَّه گفت: آیا از درهاى خیر، باخبرت سازم؟ بدان كه روزه سپر آتش است. (گزیده كافى/ج‏3/125)   

حج:

در دین مقدس اسلام هیچ عبادتى مانند حج،داراى آن همه ابعاد متنوعى كه هریك‏احساس نوعى از تكلیف را اشباع مینماید،نمیباشد. از آن جمله:

تكلیف مالى است كه مسلما براى عمل حج وجود دارد. انسان با اداى‏این تكلیف است كه بمرحله آزادى ارتباط با مال و منال دنیا میرسد و در راه انجام‏تكلیف دست از آن برمیدارد.

لبیك-یعنى اجابت میكنم دعوت ترا اى خداى من، كه اگر این كلمه واقعااز دل برآید، قطعى است كه دعوت از خدا هم واقعا متوجه آن بنده گشته است. آیا كسانى كه مورد دعوت خداوندى قرار گرفته‏اند، شرفى بالاتر از این سراغ دارند كه‏ خدا آنان را خواسته است كه در پیشگاه او حاضر شوند و به شهود عظمت و فروغ اونائل آیند؟ وقوف در صحراى عرفات و نیایش در آن،از اعماق قلب توام با خلوص‏و صفا. مضامین دعاى عرفه‏اى كه سرور شهیدان امام حسین بن على علیهما السلام در آن‏مكان مقدس الهى خوانده است، مى‏فهماند كه بنده مشتاق انجذاب به بارگاه ربوبى، چگونه میتواند با پروردگارش ارتباط برقرار كرده و در جذبات آن فیاض مطلق‏فرو رود.!

هر سرو قد كه‌ بر مه‌ و خور، حسن‌ می‌فروخت           چـون‌ تـو درآمـدی‌ پی‌ كار دگر گـرفت‌

زین‌ قصّه‌ هفت‌ گنبد افلاك‌ پر صداست                       كوته‌ نظر ببین‌ كه‌ سخن‌ مختصر گـرفت‌

 

مریم پناهنده       

بخش نهج البلاغه تبیان


 

مطالب مرتبط:

بهترین وسیله ها برای تقرب به خدا

روح لطیف زن سلاحى براى تقرب به خدا

آرمان در زندگی چیست؟

دعای توسل

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین