سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مقتصدان نه به راه باطل می‌روند و نه اهل سبقت در ایمان و عمل صالح هستند، بلکه بین این دو راهی اتخاذ می‌کنند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مقتصد در بیان قرآن به چه کسی گفته می شود؟


قرآن کریم، گاه واژه و یا عبارتی را در مصداق و یا موردی معین به صورت یک اصطلاح به کار می‌برد و سپس همان معنای اصطلاحی را در جای دیگری مورد استفاده قرار می‌دهد. توجه به این معانی اصطلاحی به درک معنای آیات، کمک شایانی خواهد کرد. در این باره نمونه زیر قابل توجه است.


اعتدال

اصطلاح «مقتصد»

«قصد» در لغت به معنای «میانه‏روی» است و مقتصد کسی است که حالت اعتدال و میانه دارد.

قرآن کریم، در جایی این واژه را به گونه‌ای طرح فرموده که بار اصطلاحی خاصی پیدا می‌کند و سپس همان اصطلاح را در جای دیگری به کار می‌گیرد.

در سوره فاطر می‌فرماید:

«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِیرُ» (1)

سپس میراث کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان خود سپردیم. از میان آن‌ها عده‌ای ظالم بر نفس خویشند، و جمعی میانه‌رو هستند، و گروهی به اذن خدا، پیشتاز در خیراتند و این همان فضیلت بزرگ است.

در آیه فوق، مردم به سه دسته تقسیم شده‌اند:

ستمکار بر نفس، میانه‌رو و پیشتاز در خیرات.

از تقابل سه دسته فوق، «مقتصد» معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند. مقتصدان نه به راه باطل می‌روند و نه اهل سبقت در ایمان و عمل صالح هستند، بلکه بین این دو راهی اتخاذ می‌کنند.

بنابراین در آیه شریفه فوق، واژه «مقتصد» به معنایی که در برخی عبارات دیگر آمده، به گونه‌ای که جنبه مدح و ستایش داشته باشد، نیست. (2) بلکه به نظر می‌رسد واژه «مقتصد» معادل «اصحاب یمین» است و به طور کلی، سه دسته «ظالم»، «مقتصد» و «سابق» معادل سه دسته اصحاب شمال، اصحاب یمین و سابقون هستند که قرآن کریم درباره قیامت مطرح فرموده است. این نکته در برخی تفاسیر وارد شده است. (3)

«وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً * فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ  مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » (4)

و شما [در قیامت] سه گروه خواهید بود:

نخست سعادتمندان و خجستگان، چه سعادت‌مندان و خجسته‌گانی! گروه، دیگر شقاوتمندان و شومان، چه شقاوتمندان و شومانی! و پیشگامان پیشگام؛ آنان همان مقرّبان خدایند.

اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعاً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به بوستان‌های پرنعمت در می‌آوردیم. و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل می‌کردند، قطعاً از برکات آسمان و زمین برخوردار می‌شدند. از میان آنان گروهی میانه‌رو [مقتصد] هستند، و بسیاری از ایشان رفتاری ناپسند دارند

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نیز درباره سه دسته مذکور، وصف زیبایی آمده است:

«الظالم یحوم حوم نفسه، و المقتصد یحوم حوم قلبه، و السّابق بالخیرات یحوم حوم ربّه» (5)

ظالم کسی است که بر گرد نفس خویش می‌گردد؛ و مقتصد بر گرد قلب خویش، و پیشتاز در خیرات بر گرد پروردگار خود.

 

کاربرد «اصطلاح» مقتصد

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَإِذَا غَشِیَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ». (6)

و هنگامی که [در سفر دریا] موجی همچون توده‌های ابر آنان را فراگیرد، خدا را با اخلاص می‌خوانند. اما چون [خدای رحمان] آنان را نجات دهد و به خشکی رساند، برخی از آنان «مقتصد» خواهند بود و [برخی دیگر این آیت الهی را در نجات از دریا، نادیده می‌گیرند، و البته] جز پیمان شکنان ناسپاس، هیچ کس آیات ما را انکار نمی‌کند.

اگر به اصطلاح «مقتصد» در آیه قبل توجه نشود، چه بسا ظرافت مطلب در این آیه نیز روشن نشود. کسانی که از دریا نجات می‌یابند (خصوصا آن‌ها که سابقه‌ای در شرک و توجه به دنیا دارند)، بر دو دسته خواهند بود: «ظالم بر نفس» و «مقتصد»؛ و از دسته سوم، یعنی «سابق  بالخیرات» کسی در میان آن‌ها نیست.

به عبارت دیگر، مردم در دریا به هنگام بلا دگرگون می‌شوند و در دعا و توجه به خدا، حالتی خالصانه پیدا می‌کنند.

مقتصدان نه به راه باطل می‌روند و نه اهل سبقت در ایمان و عمل صالح هستند، بلکه بین این دو راهی اتخاذ می‌کنند

همین حالت خلوص و دعای با اخلاص، ولو در یک لحظه، موجب جلب رحمت الهی و نجات آن‌ها می‌شود. اگر آن‌ها می‌توانستند آن خلوص را حفظ کنند، در سلک پیشتازان قرار می‌گرفتند، اما متأسفانه چنین نیست. تنها گروهی از آن‌ها، در حد مقتصدان و اصحاب یمین، در راه خدا باقی می‌مانند (نه در حد سابقین) و گروه دیگر نیز، دوباره به راه کفر و انکار و عناد باز می‌گردند.

نظیر همین مطلب، در این آیه آمده است:

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ * وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِیرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا یَعْمَلُونَ» (7)

و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعاً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به بوستان‌های پرنعمت در می‌آوردیم. و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل می‌کردند، قطعاً از برکات آسمان و زمین برخوردار می‌شدند. از میان آنان گروهی میانه‌رو [مقتصد] هستند، و بسیاری از ایشان رفتاری ناپسند دارند.

در آیه فوق، درباره اهل کتاب، وجود دو دسته افراد مطرح شده است: یک دسته مقتصدان، که گروهی از اهل کتاب را تشکیل می‌دهند، و دسته دیگر بدکاران که بیش‌ترین آن‌هایند. ولی سخنی از دسته «سابقین بالخیرات» نرفته است که این مطلب در این آیه شریفه بسیار شایان توجه و تأمل است.

 

پی نوشت ها:

(1). فاطر، آیه 32.

(2). چنان‌که در نهج البلاغه، خطبه متقین ملاحظه می‌شود، امیر المۆمنین (علیه السلام) در مدح اهل تقوا می‌فرماید: «ملبسهم الاقتصاد». همچنین در روایاتی دیگر، «قصد» و میانه‌روی در غنا و فقر، مورد ستایش قرار گرفته است.

(3). ر.ک: تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 32، سوره فاطر.

(4). واقعه، آیه 11-7.

(5). بحار الانوار، ج 23، ص 214: معانی الاخبار، ص 104 و البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 363.

(6). لقمان، آیه 32.

(7). مائده، آیات 65 و 66.

بخش قرآن تبیان


منبع: ایکنا

 

مطالب مرتبط:

آثار مثبت نعمت میانه روی!

تنها معیار برای میانه روی

میانه‌روی و اعتدال

میانه رو تنگدست نمی شود

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین