صدیق کسی است که از خدا و رسول اطاعت می‌کند و لذا می‌توان استفاده کرد که این اطاعت واجب است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

هر کس شایسته لقب "صدّیق " نیست!


وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ(حدید ،19)

کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند آنها صدیقین، و شهداء نزد پروردگارشان هستند، بر آنها است پاداش (اعمال) شان، و نور (ایمان) شان، و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اصحاب دوزخند.


راستگویی

«صدّیق» کسی است که سر تا پا صداقت و راستی است، و عملش گفتارش را تصدیق می‌کند.

راغب در مفردات «صدیق» را بسیار راستگو معنا کرده است[ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، درالعلم دار الشامیه، ج 1، ص 479] و طریحی این واژه را به سه معنا می‌داند:

اوّل کسی که اصلاً دروغ نمی گوید؛ دوّم آنکه مداوم امر حق را تصدیق می‌کند و سوم کسی که به صدق عادت دارد. [ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، کتاب فروشی مرتضوی، ج 5، ص 199]

ابن منظور نیز تقریباً همین معنا را برای «صدیق» بیان کرده است[ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار صادر، بیروت، 1414 ق، ج 10، ص 194] و در صحاح جوهری نیز «صدیق» به «دائم التصدیق» معنا شده است.[ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج 4، ص 1508]

در مجموع می‌توان گفت کلمه ی «صدیق» دلالت بر مبالغه ی در صدق می‌کند،[ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج 7، ص 162] یعنی کسانی که بسیار صادقند. باید توجه داشت که «صدق» مدّ نظر تنها زبانی نیست و سخنانی است که انسان می گوید تنها یکی از مصادیق آن است و مصداق دیگرش عمل است که اگر مطابق با زبان و ادعا او بود ، آن عمل نیز «صادق» می‌شود.

بر این اساس «صدیق» کسی است که به هیچ وجه دروغ در او راه ندارد و کاری که حق بودن آن را نمی‌داند، انجام نمی‌دهد، هر چند که مطابق با هوای نفسش باشد و سخنی را که راست بودن آن را نمی‌داند نمی گوید و قهراً حتی کسی به جز حق را هم نمی‌بیند، پس او کسی است که حقایق اشیاء را می‌بیند و حق می‌گوید و حق انجام می دهد.[ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج 4، ص 252]

علامه می‌فرماید: در این آیه ، هم خطاب به مۆمنین این امت است و هم خطاب به مۆمنین اهل کتاب. و مراد از ایمان به خدا و پیامبران خدا ، ایمان خالصی است که طبیعتاً جدای از اطاعت و پیروی نیست. و اگر در آیه ی (أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ) آمده؛ منظور الحاق مۆمنین به شهداء و صدیقین است. زیرا در آیه دو قرینه آمده که دلالت بر این منظور دارند. اوّل جمله (عِنْدَ رَبِّهِمْ) می‌باشد یعنی اینان نزد پروردگارشان صدیق و شهیدند و دوّم جمله (لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ) می‌باشد زیرا ضمیر هم در «لهم» به مۆمنین بر می‌گردد و ضمیر هم در(أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ)به صدیقین و شهداء بر می‌گردد.[طباطبایی،همان،ج 19،ص 286]

شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا از امام رضا (علیه‌السلام) روایت کرده که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: برای هر امتی «صدّیق» و «فاروق» است و برای این امت، علیٌ صدیق و فاروق است

مراد از «صدیقین» و «شهداء» در آیه همان‌هایی هستند که در آیه 69 سوره نساء آمده است.

«صدیق» کسی است که ملکه صدق در گفتار و کردارش سرایت کرده باشد و در نتیجه آن چه می‌گوید انجام می‌دهد و آن چه را انجام می‌دهد بر زبان می‌آورد و «شهدا» کسانی هستند که گواهان اعمال مردم در روز قیامت اند، نه کشته شدگان در راه خدا.[فخر رازی، ابوعبدالله، مفاتیح الغیب، ج 29، ص 462]

فخر رازی نیز می‌گوید: صدیق صفت است برای کسی که کثیرالصدق است یعنی علاوه بر صداقت در ایمان به خدا و رسولان او، در امور دیگر نیز صداقت دارد.[ طباطبایی، همان، ج 19، ص 286]

- (وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا).[ سوره نساء / 69.] «و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیق‌های خوبی هستند.»

در این آیه چند نکته قابل توجه است. اوّل آنکه از جمله (وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ) فهمیده می‌شود که صدیق کسی است که از خدا و رسول اطاعت می‌کند و لذا می‌توان استفاده کرده که این اطاعت واجب است؛[ علامه طباطبایی، همان، ج 4، ص 651]

دوّم آنکه جمله ی (فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ) بر این دلالت دارد که افرادی که از خدا و رسولش اطاعت می‌کنند، ملحق به (الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ) یعنی نبیین، صدیقین، شهدا، و صالحین هستند و از خود آنان نیستند .

سوّم آنکه «نعمت» یاد شده در جمله (أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ) به معنای نعمت ولایت است:[ همان]

 

مصادیق «صدّیقین» در روایات

مفسرین در مورد ویژگی‌های انسان‌های صدّیق چند وجه ذکر کرده‌اند:

اول: این که هر که تمام دین را تصدیق کرد و در او شکی راه نیافت او صدّیق است و دلیل به آن این آیه شریفه است: (وَالَّذِینَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ) .[ سوره حدید/19.]

دوم: بعضی گفته‌اند: صدیقون أفضل اصحاب نبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد؛

سوم: صدیق اسم کسی است که در تصدیق رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سبقت گرفته است و آنگاه در آن امر بین مردم پیش‌رو شود.[ همان]

چهارم: «صدّیق» صیغه ی مبالغه بوده و به معنای کسی است که پیوسته راستگو و راست‌کردار باشد.[ فرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن]

طبرسی نیز آن را به معنای بسیار تصدیق‌کننده ی حق و به تعبیری کثیر الصدق معرفی کرده است.[ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج 5، ص 225.]

با توجه به همین مطالب است که در تفاسیر شیعی مانند تفسیر قمی، نور الثقلین، البرهان فی تفسیر القرآن و.. مصداق «صدیق» در قرآن کریم، حضرت علی (علیه‌السلام) معرفی شده است و مفسّرین برای اثبات این ادّعا به روایاتی نیز استناد می‌کنند که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهد شد.

1- از ابن شهر آشوب از انس بن مالک از کسی که او نامش را برده ولی انس فراموش کرده، از ابی صالح، از ابن عباس روایت آورده که گفت: در آیه (وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ) منظور از نبیین محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و منظور از صدیقین علی (علیه‌السلام) است که اولین فردی بود که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در دعوی نبوت تصدیق کرد و منظور از شهداء علی و جعفر و حمزه و حسن و حسین (علیهما السلام) است.[ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 127.]

امام علی

2- علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش گفته است منظور از نبییّن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و صدیقین علی و الشهدا، حسن و حسین و منظور از «الصالحین» ائمه اطهار می‌باشد و عبارت «حسن اولئک رفیقاً» نیز اشاره به قائم آل محمد دارد.[ تفسیر قمی، ج 1، ص 142]

3- شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا از امام رضا (علیه‌السلام) روایت کرده که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: برای هر امتی «صدّیق» و «فاروق» است و برای این امت، علیٌ صدیق و فاروق است.[ عروسی حویزی، علی بن جمعه، نورالثقلین، ج 5، ص 515]

در آخر باید به این نکته نیز اشاره کرد که در بین تفاسیر اهل سنّت نیز می‌توان مواردی را یافت که دیدگاه آنها در مورد مصداق «صدیقین» در قرآن همسو با دیدگاه علماء و مفسرین شیعه می‌باشد.

به طور مثال در تفسیر شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ذیل این آیه، 5 تا روایت آورده که در همه آنها مصداق «صدیقین» را علی‌ بن ‌ابیطالب (علیه‌السلام) معرفی شده است. از جمله این روایت:

«أخبرنا محمد بن عبدالله بن عبیدالله قال: أخبرنا محمد بن أحمد بن یعقوب قال: حدثنا عبدالعزیز بن یحیی الجلودی قال: حدثنا إبراهیم بن فهد قال: حدثنا محمد بن عقبه قال: حدثنا الحسین بن الحسن قال: أخبرنا عمرو بن ثابت. عن علی بن حزور عن أصبغ بن نبات، قال: تلا ابن عباس هذه الآیه فقال: من النَّبییّن محمد، و من الصّدِّیقین علی بن أبی طالب و من الشُّهداء حمزه و جعفر و من الصّالحین الحسن و الحسین و «حسنَ اولئکَ رفیقاًَ» فهو المهدی فی زمانه».[ حسکانی، همان، ج 1، ص 198]

هرچند در برخی تفاسیر دیگر ابوبکر به عنوان مصداقی از «صدیقین» معرفی شده است.[ و علاءالدین بغدادی در تفسیرش «لباب التاویل فی معانی التنزیل» (جلد 1، ص 398)] امّا نکته‌ ای که در این میان قابل توجه است ،ف آن است که روایاتی که حاکی از این مطلب هستند همگی از عکرمه نقل شده است؛ مثل این حدیث: قال عکرمه: المراد بالنّبیین هاهنا محمد، و الصدیقین أبوبکر و بالشّهداء عمر و عثمان و علیّ، و بالصّالحین سائر الصّحابه.[ ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن بن علی، زاد المیسر فی علم التفسیر، ج 1، ص 998.]

 

افراد مۆمن اجر شهید را دارند

افراد مۆمن اجر و پاداش شهیدان را دارند، و به منزله شهداء محسوب می‌شوند، لذا در حدیثی داریم کسی خدمت امام صادق (علیه‌السلام) آمد و عرض کرد: ادع الله ان یرزقنی الشهادة؛ از خدا بخواه که شهادت را به من روزی کند!

امام (علیه‌السلام) فرمود: ان المۆمن شهید، و قرا هذه الایة مۆمن شهید است، سپس همین آیه (و الذین آمنوا بالله و رسله ...) را قرائت فرمود. (تفسیر نمونه)

«صدیق» کسی است که به هیچ وجه دروغ در او راه ندارد و کاری که حق بودن آن را نمی‌داند، انجام نمی‌دهد، هر چند که مطابق با هوای نفسش باشد و سخنی را که راست بودن آن را نمی‌داند نمی گوید و قهراً حتی کسی به جز حق را هم نمی‌بیند، پس او کسی است که حقایق اشیاء را می‌بیند و حق می‌گوید و حق انجام می دهد

به هر حال خداوند مۆمنان راستین را در اینجا به دو وصف توصیف می‌کند:

نخست وصف صدیق و دیگری شهید، و این نشان می‌دهد که منظور از مۆمنان در آیه مورد بحث مقام بالائی از ایمان است، و الاّ یک مۆمن عادی چگونه می‌تواند این دو وصف را به خود اختصاص دهد؟ سپس می‌افزاید: برای آنهاست پاداش اعمالشان و نور ایمانشان (لهم اجرهم و نورهم).

این تعبیر سربسته اشاره به پاداش عظیم و نور فوق العاده آنهاست.(تفسیر نمونه ج 23، ص351)

در پایان می‌فرماید: «و كسانى كه كافر شدند و آیات ما را تكذیب كردند آنها دوزخیانند» (وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ).

تا با مقابله این دو گروه با یکدیگر مقام والای گروه اول، و انحطاط و بدبختی گروه دوم آشکار گردد.

و از آنجا که در گروه اول، سطح بالای ایمان مطرح بود، در این گروه نیز کفر شدید مطرح است، لذا با تکذیب آیات الهی همراه ذکر شده. (تفسیر نمونه، ج 23، ص 349)

 

نتیجه

با توجه به آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت منظور از «صدیقین» در آیه 69 سوره نساء و در آیه 19 حدید با استناد به روایات متعدّدی که از ناحیه ی پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وارد شده، وجود مقدّس امام علی (علیه‌السلام) می‌باشد و روایاتی که در مجامع روایی اهل‌سنّت از وجود پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده و شخص دیگری را مصداق این آیات دانسته شده، از لحاظ سندی قابل خدشه بود و همگی آنها از فرد واحدی نقل شده است.

زهرا اجلال       

بخش قرآن تبیان  


منابع:

پرسمان

اسک دین

مجله بشارت؛ ش 37

مقاله مبینه اختر، ایکنا

 

مطالب مرتبط:

تفاوت حیات برزخی شهدا با سایر افراد  

شهید در قرآن

هدف از جنگ، شهادت نیست