وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: تقیه مواردی دارد و برای تقیه جایگاههایی است که هر کس آن را از جایگاههایش زایل کند و آن را در غیر مواردش به کار برد برایش جایز و درست نیست.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نقطه اوج تقیه در قرآن

تقیه

تقیه پیشینه ای بسیار کهن دارد. موارد متعدد تقیه در زندگی صالحان و پیامبران پیشین در متون اسلامی آمده است. در قرآن کریم موارد بسیاری از تقیه کردن پیامبران پیش از اسلام یافت می شود. با توجه به آیات می توان گفت حضرت ابراهیم بیش از سایر پیامبران به تقیه متوسل شده است. در ادامه، ابتدا نمونه هایی از تقیه در قرآن کریم و سیره انبیا و صالحان را ذکر می کنیم سپس آیات پیرامون تقیه را بیان می کنیم


1- در زمانی که حضرت ابراهیم دعوت اهالی شهر را در خروج از شهر نپذیرفت و فرمود« انی سقیم» (من مریض هستم) این عذری از روی مصلحت بود. همچنین پس از در هم شکستن بتها، تبر را بر دوش بت بزرگ قرار داد و در پاسخ سۆال بت پرستان فرمود: « بل فعله کبیرهم» ( بت بزرگ بت های کوچک را شکسته است) بر طبق تقیه عمل کرده است.

2- تقیه اصحاب کهف به عنوان نقطه اوج تقیه در قرآن مطرح شده است.  اصحاب کهف از روی تقیه در دربار پر از ظلم و جور مانده بودند و ایمان خود را کتمان می کردند.

3- داستان عمار هم نمونه ای از تقیه است که در قرآن ذیل آیه 106 سوره نحل به آن اشاره شده است. عمار یاسر در مقابل شکنجه ها تاب مقاومت نیاورد ، اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجه های مشرکان به شهادت رسیده بودند. پس از این که مشرکان او را آزاد کردند عمار نگران و سراسیمه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسید که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نموده‌ام. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) به او فرمودند: دلت را چگونه یافتی؟ عرض کرد مطمئن به ایمان. رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر بار دیگر هم در چنین وضعی قرار گرفتی همین عمل را انجام بده.

 

آیات مرتبط با تقیه

1-  لَّا یَتَّخِذِ الْمُۆْمِنُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُۆْمِنِینَ  وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فىِ شىَ‏ْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَئةً  وَ یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ  وَ إِلىَ اللَّهِ الْمَصِیرُ(28)

مۆمنان نباید كافران را- به جاى مۆمنان- به دوستى بگیرند و هر كه چنین كند، در هیچ چیز [او را] از [دوستىِ‏] خدا [بهره‏اى‏] نیست، مگر اینكه از آنان به نوعى تقیّه كنید و خداوند، شما را از [عقوبت‏] خود مى‏ترساند، و بازگشتِ [همه‏] به سوى خداست. (آل عمران ، 28)

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: تقیه مواردی دارد و برای تقیه جایگاههایی است که هر کس آن را از جایگاههایش زایل کند و آن را در غیر مواردش به کار برد برایش جایز و درست نیست

در این آیه به همه مسلمانان امر شده است که ولایت و تدبیر امور خود را به کافر ندهند. اگر این کار را بکنند از حزب خدا نیستند و از زمره مۆمنین خارج می شوند اما آیه یک استثنا هم دارد که آن را با ادات استثنا (الا) نشان می دهند. مورد استثنا همان تقیه است و در اینجا به این معناست: مۆمن اظهار کند ولایت کافر را پذیرفته است ولی در حقیقت و در باطنش این طور نباشد.

علامه طباطبایی این جمله را (الا ان تتقوا منهم تقاة )  دلیل جواز و مشروعیت تقیه می دانند.

2- مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئنِ‏ُّ  بِالْایمَانِ وَ لَاكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

هر كس پس از ایمان آوردن خود، به خدا كفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‏] مگر آن كس كه مجبور شده و [لى‏] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیكن هر كه سینه‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود، (نحل، 106)

در این آیه که اشاره دارد به داستان عمار یک جمله ی شرط وجود دارد و یک جواب شرط، اما برای جواب شرط استثنایی آمده است و آن استثناء مواردی است که فرد تقیه می کند به این شکل که مجبور به تظاهر کفر می شود بعد از این که ایمان آورده است. به این ترتیب کفر بعد از ایمان مورد عذاب الهی واقع می شود به جز در صورت تقیه.

3- وَ قَالَ رَجُلٌ مُّۆْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَكْتُمُ إِیمَانَهُ‏...

و مرد مۆمنى از خاندان فرعون كه ایمانش را پنهان مى‏داشت، گفت‏…(غافر،28)

به همه مسلمانان امر شده است که ولایت و تدبیر امور خود را به کافر ندهند. اگر این کار را بکنند از حزب خدا نیستند و از زمره مۆمنین خارج می شوند اما آیه یک استثنا هم دارد که آن را با ادات استثنا ( الا) نشان می دهند. مورد استثنا همان تقیه است و در اینجا به این معناست : مۆمن اظهار کند ولایت کافر را پذیرفته است ولی در حقیقت و در باطنش این طور نباشد

این آیه به مۆمنی از آل فرعون اشاره می کند. در این آیه برای توصیف آن مرد گفته شده است: یکتم ایمانه (ایمانش را پنهان می کرده). در واقع او می خواست با کمک تقیه در دربار فرعون نفوذ کند و به حضرت موسی خدمت کند.

در بعضی از آیات، مورد تقیه با ادات استثناء آمده است و این نشان دهنده آن است که تقیه یک امر استثنایی و اضطراری است چیزی شبیه به مردار خوردن که در موارد اضطرار و قحطی جایز شمرده شده است.

سیره عقلا در موارد استثنا به این صورت است که، در همان مورد استثناء باید عمل کرد و نمی توان آن را به کلیه شۆون زندگی سرایت داد. و باید توجه داشته باشیم که اسلام قوانین کلی و اصول عمومی خود را دارد و نمی توان یک امر استثنایی را جانشین این اصول کرد چرا که در آن صورت فرع مقدم بر اصل میشود . 

در راستای همین مسئله است که امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: تقیه مواردی دارد و برای تقیه جایگاههایی است که هر کس آن را از جایگاههایش زایل کند و آن را در غیر مواردش به کار برد برایش جایز و درست نیست.

 

خلاصه

طبق آیات قرآن درباره تقیه و سیره انبیا و صالحین، جواز و مشروعیت تقیه ثابت می شود. داستان عمار، پاسخ های حضرت ابراهیم به بت پرستان، تقیه اصحاب کهف و... مواردی از تقیه است و نشان دهنده آن است که تقیه در پیش از اسلام هم به عنوان یک روش برای دفع ضرر، مورد استفاده قرار می گرفته است.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منابع

 نقش تقیه در استنباط، نعمت الله صفری

تقیه امر به معروف و نهی از منکر، سید احمد طیبی شبستری

مقاله تقیه در قرآن کریم و نقش آن در انسجام اسلامی، حسین مطیع

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین