هر سخنران، باید در مورد موضوع سخنرانی خویش اطلاعات كاملی داشته باشد تا مخاطبان براساس صلاحیت علمی و اطلاعاتی او، سخنانش را قبول كنند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آفات خطابه (1)

آفات خطابه (1)

هر سخنران، باید در مورد موضوع سخنرانی خویش اطلاعات كاملی داشته باشد تا مخاطبان براساس صلاحیت علمی و اطلاعاتی او، سخنانش را قبول كنند.

یكی از بهترین شیوه های انتقال پیام در تبلیغ، بیان مطالب به صورت سخنرانی و خطابه است لیكن آسیبها و آفاتی نیز برای آن متصوّر می باشد.

در این سطور قصد داریم تا برخی از آفتهای خطابه را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.

 

1. عدم آمادگی علمی

هر سخنران، باید در مورد موضوع سخنرانی خویش اطلاعات كاملی داشته باشد تا مخاطبان براساس صلاحیت علمی و اطلاعاتی او، سخنانش را قبول كنند. خطیب باید در حدّ خودش دین شناس باشد، موضوعاتی را كه برای مجلس خطابه آماده می كند، به خوبی بفهمد تا مخاطبان را آن چنان كه شایسته است اقناع كند.

 

در دین اسلام، سخن گفتن از روی علم و بصیرت و لب فرو بستن از بیان نادانسته ها، یكی از حقوق خداوند بر بندگانش شمرده شده است؛ چنان كه امام باقرعلیه السلام در پاسخ زراره كه پرسید: «مَا حَقُّ اللّهِ عَلَی الْعِبادِ؛ حق خداوند بر بندگانش چیست؟ » فرمودند: «أنْ یقُولُوا مَا یعْلَمُونَ وَیقِفُوا عِنْدَ مَا لاَ یعْلَمُونَ؛ آن است كه آنچه را كه می دانند، بگویند و در چیزی كه نمی دانند، توقف نمایند.»

 

بدون علم و آگاهی سخن گفتن، گاهی بدین صورت است كه خطیب، موضوعی را مورد بحث قرار می دهد كه در تخصص او نیست و از آن بی اطلاع است. دیگر آنكه در مطلبی بحث كند كه در تخصص او است؛ ولی برای مهیا شدن باید وقت مطالعه و مراجعه داشته باشد و اگر بخواهد بدون مراجعه سخن بگوید، بدون علم سخن گفته است. خطیبی كه بدون علم و آگاهی، مطالب خود را در كرسی خطابه مورد بحث و بررسی قرار می دهد، با این كار:

 

الف. ارزش كلام و شخصیت خود را كاهش می دهد.

ب. خود را نزد مخاطب متهم می سازد. علی علیه السلام فرمودند: «لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ فَتُتَّهَمَ بِإخْبَارِكَ بِمَا تَعْلَمُ؛ درباره چیزی كه از آن علم [و اطلاع] نداری سخن مگوی، چه این [كار موجب می شود] كه در هنگام گفتن از روی علم نیز متهم شوی.»

ج. دچار لكنت زبان می شود. از جمله عواملی كه موجب می شود خطیب نامفهوم سخن بگوید و احیاناً دچار لكنت زبان گردد، دو دلی و تردید در صحت مطلبی است كه می خواهد بیان نماید. علی علیه السلام فرمودند: «لاَ تُحَدِّثْ مَا تَخَافُ تَكْذِیبَهُ؛ سخنی كه می ترسی مورد تكذیب واقع شود، نگو.» اگر خطیب بخواهد یك سخنرانی خوب و قانع كننده برای مخاطبان ارایه كند، باید چند برابر وقت سخنرانی، به جمع آوری مطالب بپردازد.

 

در سفری كه به زیارت امام رضاعلیه السلام داشتیم، در خدمت دوستان به محضر حضرت آیة اللّه فلسفی، برادر مرحوم فلسفی، شرفیاب شدیم. از ایشان درباره خاطراتی كه از برادرشان داشتند، سۆال كردیم. فرمودند: «ایشان در این اواخر برای هر سخنرانی شش ساعت مطالعه می كردند.»

 

وقتی خطیب به اندازه كافی در خصوص موضوع سخنرانی خود مطالعه نكرد و مطالب را آماده ننمود، در هنگام سخنرانی دچار مشكلاتی می شود.  از جمله آنها آن است كه در حین خطابه، به جهت نبود مطلب كافی شروع به تكرار مطالب می كند كه این كار موجب خستگی مخاطب شده، او را نسبت به شنیدن ادامه سخنرانی بی رغبت می كند. به علاوه، این كار باعث می شود خطیب از موضوعی به موضوع دیگر برود و به اصطلاح از این شاخه به آن شاخه بپرد. بنابراین، برای اینكه خطیب به این آفت خطابه گرفتار نشود، لازم است برای موضوع سخنرانی به اندازه كافی مطالب مفید جمع آوری كند و در هنگام ارائه آنها، نظم و ترتیب را مراعات كند.

 

2. عدم تناسب موضوع

گاه اتفاق می افتد كه خطیب تناسب مطلب با مجلس را رعایت نمی كند و موضوعی را كه برای بحث انتخاب كرده، شایسته مجلس و متناسب با فهم مخاطبان نیست؛ در نتیجه به آنها ستم می كند.

علم و آگاهی خطیب به موضوع بحث، بدان معنی نیست كه او مجاز باشد در هر مجلسی و برای هر مخاطبی، آنچه را كه در آن موضوع آماده كرده و آگاهی دارد، بگوید؛ چرا كه این كار خلاف بلاغت و موقعیت شناسی است و آسیبی است كه خطیب و خطابه را تهدید می كند.

 

مرحوم فلسفی رحمه الله می گوید: مجلسی را به مناسبت سالگرد یكی از روحانیان بزرگ و عالی قدر تشكیل داده بودند. برای سخنرانی در آن مجلس از واعظ تحصیل كرده و لایقی كه می توانست به خوبی و شایستگی عهده دار مجالس سنگین شود، دعوت شده بود. او موقعی كه منبر رفت، مشاهده كرد چند نفر از روحانیان كه در دل از روش اجتماعی و مشی سیاسی آنان ناراحت و متأثر بود، در مجلس حضور دارند. دیدن آن چند نفر احساس واعظ را به شدت تحریك نمود و آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت كه از مجتهد بزرگوار و فقیه عالی قدری كه مجلس به مناسبت سالگرد او تشكیل یافته بود، غافل شد و تمام توجه وی به عواطف درونی خودش معطوف گردید و سخن را از مذمت علمای سوء آغاز نمود و در این باره روایات متعددی خواند و تا پایان مجلس از بحث علمای سوء خارج نشد. نتیجه آن سخنرانی نامتناسب و غیربلیغ آن شد كه علما و افراد محترمی كه در مجلس حضور داشتند، سخت رنجیده خاطر و متأثر شدند و گمان بردند كه خطیب مجلس این سخنان را درباره عالم متوفی گفته است؛ از اینرو، وی را ملامت نمودند.

 

3. شتاب زدگی

یكی دیگر از آفتهای خطابه، شتاب زدگی در سخنرانی است. عجله و شتاب در سخنرانی، موجب پیوستن كلمات به یكدیگر می شود كه در نتیجه موضوع مورد بحث برای شنوندگان نامفهوم می ماند. همچنین جاذبه سخن خطیب در نزد مخاطب از بین می رود؛ زیرا در این حال، آهنگ سخن در كلمات رعایت نمی شود. در حالی كه در طی خطابه، كلمات باید با صراحت به پایان برسند و موارد فصل و وصل مراعات گردد و كلماتی كه آخر آنها شدت ادا و یا نرمی در تلفظ لازم دارند، رعایت شوند؛ ولی عجله و شتاب، تمام كلمات را به هم متصل ساخته و لطافت كلام را از بین می برد. از طرفی، شنونده نیز باید مجال شنیدن و فكر كردن داشته باشد؛ از اینروی، خطیب باید ایستگاهها را در نظر بگیرد و موارد تعجب و استفهام را هم مشخص سازد. و اگر شعر می خواند، دكلمه وار باشد تا كلمات آهنگین تعبیر گردد و در طی كلام، به شنونده مجال تفكر داده شود.

 

البته خطیب باید متوجه باشد كه كلمات را هم خیلی با كندی و سنگینی بیان نكند. خود این عمل موجب ملالت مخاطب می شود و او را از شنیدن باز می دارد.

از اموری كه سبب شتاب زدگی در ارائه مطالب می شود عدم تنظیم آنهاست. خطیب با مرتب و منظم كردن مطالب و دانسته های خود، دارای قدرت ابتكار و متانت در سخنرانی خواهد شد كه خود موضوعی بسیار اساسی در خطابه است.

 

4. عدم مراعات هماهنگی

از نكات مهمی كه خطیب باید در هنگام سخنرانی آن را مراعات كند تا كلامش هرچه بهتر و بیشتر در مخاطب اثر بگذارد و افراد بیشتری را به خود و سخنانش جذب كند، اصل طبیعی و فطری هماهنگی است كه از فنون مهم سخنوری به شمار می رود. سخنران باید به گونه ای حرف بزند كه مطلب مورد بحث با كیفیت صوت، وضع قیافه، صدای خفیف یا شدید، حركات دست و زبان و اندام و... منطبق باشد.

 

آنجا كه می خواهد برای امیدواری پاكان و تشویق نیكوكاران از پاداش الهی و رحمت نامحدود خداوند مهربان سخن بگوید، یا آنكه می خواهد به گناهكاران نادم و تائب، مژده مغفرت و بخشش دهد و آنان را به عفو الهی دلگرم سازد، حتماً باید با صدای پرمهر، كلمات دلنواز، آهنگی نرم و قیافه ای امیدبخش سخن بگوید. به عبارتی، سخن خطیب به گونه ای باید باشد كه در مجلس، جوّ رحمت به وجود آید تا شنوندگان با استماع سخنان او اشك شوق بریزند و با امیدواری به فیض نامحدود الهی مجلس پایان پذیرد. آنجا كه می خواهد گناهكاران جسور و بی باك را به خود آورد، پرده غفلتشان را بدرد و از روز قیامت و كیفر گناه آگاهشان سازد، با آهنگی نگران كننده اعلان خطر كند. این مهم بیش و پیش از هر چیزی نیازمند آن است که واعظ خود پیش از دیگران متعظ بوده و با آنچه می گوید، در نهان خود ارتباط داشته باشد.

 

اگر خطیب هماهنگی را رعایت نكند و مثلاً بشارت رحمت و مژده مغفرت الهی را با آهنگی خشن و قیافه ای تلخ ادا كند، همچنین خشم خداوند و مجازات گناهكار را با آهنگی نرم و قیافه ای شاد القا كند، مخاطبین دچار تضاد روحی می گردند. نه نیكوكاران و پاك دلان آن طور كه باید از بشارت او امیدوار می شوند و نه گناهكاران و آلودگان از هشدار وی آن طور كه باید احساس خوف و خطر می نمایند.

 

5. اضطراب

اضطراب باعث می شود كه خطیب در استفاده از كلماتی كه مایل است آنها را در سخن خود به كار برد، دچار مشكل شود؛ در نتیجه، میزان به كارگیری كلمات نامناسب افزایش یافته، به دنبال آن تلاش برای تصحیح سخن و روشن كردن آن فزونی یابد.

6. كم رویی

در برخی مواقع، كم رویی خطیب سبب كم گویی مضر می شود. در چنین حالتی، سخنران توانایی ابراز پیام به صورت مستقیم و روشن ندارد، در نتیجه، سعی دارد به صورت غیر مستقیم دیدگاه خود را مطرح كند. غیر مستقیم شدن سخن باعث می شود كه یك جمله سهل و آسان به جملات مبهم و توأم با تردید تبدیل شود، در نتیجه، خطیب را به كم گویی مضر به مقصود مبتلا كند.

ادامه دارد...


منبع: سایت جامع تبلیغ ذی طوی (با اندکی تصرف).

تهیه و تنظیم: سید صدرالدین مرتجی-گروه حوزه علمیه تبیان