وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
با توجه به مستندات تاریخی و روایی آیا امیرالمؤمنین و ائمه‌علیهم‌السلام در تحقق وظایف موفق بودند؟و آیا سیاست امیرالمؤمنین و معاویه یکسان بوده و یا تفاوتی وجود دارد؟ دکتر اسدی در مصاحبه اختصاصی با تبیان به این سوالات پاسخ می‌دهد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مریم جعفری
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیا امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) موفق بود؟

دکتر اسدی گرمارودی 

دانشمند بزرگوار و استاد گرانقدر جناب آقای دکتر محمد اسدی گرمارودی، استاد برجسته و مدیر گروه معارف دانشگاه صنعتی شریف متولد شهریور 1329 و دارای دكترای فلسفه و كلام اسلامی است. بیش از 15 سال تدریس فلسفه، كلام، عرفان، اصول فقه، تعلیم و تربیت در دانشگاه‌های تهران، تربیت معلم و آزاد اسلامی و تدریس روان‌شناسی اسلامی و علم‌النفس برای دوره فوق‌لیسانس روان‌شناسی بالینی انستیتو روان‌پزشكی دانشگاه علوم پزشكی ایران و تنظیم و تدوین جزوه درسی این واحد برای آن دانشگاه و تدریس دروس معارف اسلامی از اولین روز بازگشایی دانشگاه‌ها، پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های: صنعتی شریف، تهران، صنعتی امیركبیر، علوم پزشكی ایران، تربیت معلم و سه سال مسۆول گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشكی ایران از جمله سوابق تدریسی ایشان است .

ایشان محضر بزرگانی چون مرحوم شهید مطهری(ره) را درک کرده و جلسات ایشان همواره پر شور و مملوء از جوانان طالب فراگیری علوم اهل بیت(علیهم‌السلام) و دیگر اقشار جامعه می‌باشد و بیشتر مباحث ایشان در مورد ولایت در قرآن و مطالب معرفتی و عرفانی است. از ایشان آثار و مقالات مختلفی به چاپ رسیده است از جمله:

1-اكسیر اشك بر امام حسین(علیه‌السلام)؛سال 1379به چاپ رسید و تاكنون سه‌بار تجدید چاپ شده است.

2. حقیقت سوخته؛ در سال 1379 به چاپ رسید و چاپ دوم آن در سال 1381 صورت پذیرفته است.

3. نقش غدیر در كمال انسانها؛ كه سال 1381 به چاپ رسیده است و در سال 1385 به چاپ دوم رسید و هم اكنون برای چاپ سوم آماده شده است.

4. كارائی دین در دنیا؛ در سال 1381 به چاپ رسید.

5. عقیده شیعه در خطبه شقشقیه؛ در سال 1384 به چاپ رسید و در سال 1386 تجدید چاپ گردید.

آنچه در پیش روی شماست گفتگویی علمی با استاد عزیز و گرانقدر جناب دکتر اسدی گرمارودی به مناسبت عید غدیر در دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد .


* با توجه به مستندات تاریخی و روایی موجود آیا امیرالمۆمنین علی(علیه السلام) و ائمه معصومین علیهم‌ السلام در تحقق وظایف و مسئولیتشان موفق بودند؟ اگر چنین است شیوه و مسیر این موفقیت چه بوده؟ و به چه میزان موفقیت کسب کردند؟ و آیا سیاست امیرالمۆمنین و معاویه یکسان بوده و یا تفاوتی وجود دارد؟

بطور کلی موفقیت و عدم موفقیت را باید بر مبنای جهان بینی و باورهایمان بررسی کنیم ممکن است با یک نگرش و یک جهان بینی امری موفقیت به حساب آید و در جهان بینی دیگر موفقیت محسوب نشود مثلا اگر بنده به عنوان یک مسلمان معتقدم خدا و قیامت حق است که " فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره " یعنی قبول دارم یک ذره خیر یا شر در اعمال، نتیجه اش را فردای قیامت خواهم دید، یا این باور را قبول ندارم و می گویم دروغ است یا برعکس به آن اعتقاد دارم.

در حالت اول: اگر به من مسئولیت و کاری واگذار شود برای بدست آوردن موفقیت بالاتر، هر خطا و خلافی را انجام می دهم آیا این موفقیت است یا عدم موفقیت؟ اگر جهان بینی معنوی مطرح نباشد موفقیت است زیرا توانستم پول زیادی جمع کرده و مدت زیادی پست اجتماعی بالایی را داشته باشم.

امامت نیز اجرای ابلاغ است و ابلاغ کار رسالت است "ما علی الرسول الاالبلاغ " مقام رسالت پیغمبر اسلام ابلاغ است، اما مقام امامت پیامبر اسلام، تحقق و اجراست و این اجرا و تحقق بعد از پیامبر نیز باید ادامه یابد چون این دین جاودانه است، لذا وقتی در غدیرخم به پیامبر امر شد "بلغ ما انزل الیک من ربک" در واقع این "ما انزل " همان "من کنت مولاه فهذا علی مولاه "بود ، پس اجرا از کانال ولی الله صورت می گیرد لذا فرمود: "الیوم اکملت لکم دینکم "حالا کامل شد یعنی آنچه را که بناست از دین بگیریم باید با امامت گرفت

اما اگر معتقد باشم "الدنیا مزرعه الاخره" دنیا یک کلاسی است که در آن، دوره می بینم و نتیجه را در آخرت به من نشان می دهند، حال اگر در دنیا خیلی از موقعیتها را بدست نیاورم باز هم موفق هستم؟

با این نگرش نگاه کنیم به زندگی حضرت نوح(علیه السلام)، به نص صریح قرآن 950 سال حضرت نوح فحش و دشنام شنید، کتک خورد، پیروانش اذیت و آزارها دیدند. در طول این 950 سال کسانی که ظاهرا بر حضرت غلبه کرده و پیروز بودند مردند و نبودند تا شاهد طوفان نوح باشند، آیا آنها پیروز بودند یا حضرت نوح؟

حضرت نوح (علیه السلام) چون روی موقعیت و اعتقاداتش ایستادگی کرد نتیجه اش را حتی در دنیا هم دید با اینکه ما معتقدیم حقیقت هستی، عالم دیگری است.

البته به این معنا نیست که دین کارایی در دنیا ندارد بلکه در دنیا نیز کارایی دارد و ما آثار و عواقب آن را می‌بینیم. اگر با این دید نگاه کنیم یکی از عوامل بسیاربسیار موثر و حتی از نبوت هم موثرتر برای هدایت و سعادت دنیا و آخرت بشر طبق نص قرآن، امامت است. علیرغم اینکه قرآن کریم نبوت، انبیاء و رسولان را خیلی مهم جلوه داده، اما در آیه 124 سوره مبارکه بقره می‌فرماید:

"و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما"

براساس این آیه حضرت ابراهیم پس از طی مراحل و مراتب و امتحانهای متعدد به مقام امامت می رسد و این نشان می دهد که امامت حضرت از نبوتش بالاتر است. البته لازم است این شبهه را جواب دهیم که برخی خیال می کنند ما شیعه ها امیرالمۆمنین را از پیامبر بالاتر می دانیم ،لازم است جواب دهیم که پیامبر اسلام هم پیامبر است و هم امام، همچنین پیامبران اولوالعزم نیز مقام امامت داشتند، برخی از پیامبران دیگر که اولوالعزم نبودند نیز مقام امامت داشتند. برای فهم بیشتر اهمیت امامت و اینکه مقامی برتر از نبوت است با یک تحلیل بسیار ساده و تجربی آن را توضیح می دهم.

دکتر اسدی

فرض کنید بنده در یک دانشکده پزشکی مسئول دانشکده هستم برنامه دانشکده را ابلاغ می کنم، در برنامه آمده است این تعداد دانشجو با این ضابطه پذیرش می شود، این تعداد ترم داریم، اساتید و درسهایی که باید تدریس شود معرفی می شوند. همانطور که گفتیم این فقط ابلاغ است و کسی با این ابلاغ پزشک نمی شود بلکه با اجرای ابلاغ این نتیجه به دست می آید.

امامت نیز اجرای ابلاغ است و ابلاغ کار رسالت است "ما علی الرسول الاالبلاغ " مقام رسالت پیغمبر اسلام ابلاغ است، اما مقام امامت پیامبر اسلام، تحقق و اجراست و این اجرا و تحقق بعد از پیامبر نیز باید ادامه یابد چون این دین جاودانه است، لذا وقتی در غدیرخم به پیامبر امر شد "بلغ ما انزل الیک من ربک" در واقع این "ما انزل " همان "من کنت مولاه فهذا علی مولاه "بود ، پس اجرا از کانال ولی الله صورت می گیرد لذا فرمود: "الیوم اکملت لکم دینکم "حالا کامل شد یعنی آنچه را که بناست از دین بگیریم باید با امامت گرفت.

حضرت نوح (علیه السلام) چون روی موقعیت و اعتقاداتش ایستادگی کرد نتیجه اش را حتی در دنیا هم دید با اینکه ما معتقدیم حقیقت هستی، عالم دیگری است

* آیا امیرالمۆمنین این نتیجه را گرفت؟ آیا امامان بعد از امیرالمۆمنین گرفتند؟ و در دوران غیبت امام عصر(عج) تا به امروز شیعیان این نتیجه را گرفته اند؟

پاسخ را با دو بحث شروع می کنیم:

1- مبنای هدایت به وسیله هادی مطلق، خداست که پیامبر و امام را به عنوان عقل بیرونی قرار داد و از طرف دیگر عقل هم در درون ما به عنوان حجت درونی قرار داد.

آیا این هدایت از طرف پروردگار بالاجبار است یا اتمام حجت است با اختیار مکلف؟

اختیار مکلف که معلوم است پس باید از طرف پروردگار اتمام حجت صورت بگیرد.

مثلا اگر خداوند شخصی را که در او عقل قرار نداده و دیوانه است محاکمه کند که چرا هدایت نشدی؟ این که تکلیف مالایطاق است و هیچ عاقلی نمی پذیرد. اما اگر به او عقل بدهد اما پیامبر و امام قرار ندهد، مۆاخذه معنا ندارد زیرا می‌فرماید: "و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا " در این آیه رسول به معنای عام است زیرا پیامبر خاتم النبیین است نه خاتم المرسلین، لذا رسالت امامت ایشان  ادامه دارد. حال اگر خداوند رسول یا امام قرار ندهد امساک فیض شده است.

 

* آیا بعد از پیامبر، امیرالمۆمنین و امامان دیگر در اتمام حجت الهی موفق بودند؟ اگر جواب مثبت است به چه قیمت این اتمام حجت صورت گرفت؟

با آن نقشه ای که منافقین و دشمنان مکتب امامت در صدر اسلام کشیدند نتیجه آن شد که بعد از وفات پیامبر طبق نص صریح قرآن و به اعتراف مفسران بزرگ اهل سنت همچون "فخر رازی" در "مفاتیح الغیب " تعبیر خواب پیامبر آن شد که شجره ملعونه بنی امیه بر منبر و محراب پیامبر مسلط شدند و طی مدت 50سال ، چهار معصوم به شهادت رسیدند. سال 11هجری پیامبر اسلام از دنیا رفت و سال 61 هجری امام حسین به شهادت رسید و در فاصله این 50 سال حضرت زهرا ، امیرالمۆمنین و امام حسن به شهادت رسیدند. البته در طول این مدت 50 سال، تلاش فراوانی هم از سوی این بزرگواران صورت گرفت.

اگرچه امیرالمومنین حدود 5 سال در راس حکومت قرار گرفتند، اما سه جنگ مهم در این مدت کوتاه از سوی دشمنان رخ داد و در طول این 50 سال نیز قدرت در دست دشمنان بود.

دکتر اسدی

* حال باید دید شهادت این چهارمعصوم کار را به کجا رسانید؟

با یک مثال عرض می کنم: اگر ما یک کتاب خیلی مفید مثلا پزشکی داشته باشیم و قرار است که تدریس شود ولی کتاب را در یک گاوصندوق گذاشته‌اند و در آن را بسته اند و در کمدی گذاشتند و آن کمد در اتاقی است که در اتاق را بسته و در ساختمانی است که در ساختمان را هم بسته اند. ما اولین کاری که می کنیم این است که بفهمانیم که آن کتابی که قرار است تدریس شود، این کتاب است. پس باید در ساختمان و سپس اتاق و بعد هم در کمد را باز کنیم و در گاوصندوق را باز کنیم.

این چهار معصوم توانستند بفهمانند امام یزید نیست. آنکه قرار است بعد از پیامبر اجرا کند معاویه نیست .یعنی اگر این چهار معصوم شهید نمی شدند و پنجاه سال کار به سبک حضرت زهرا و امیرالمۆمنین و صلح امام حسن و جریان امام حسین و عاشورا نبود از اسلام و معلمین آن اثری نبود و باید این کلام امام حسین را گفت که فریاد می زد " اذ بلیت الامه ... و علی الاسلام والسلام.

سال 11هجری پیامبر اسلام از دنیا رفت و سال 61 هجری امام حسین به شهادت رسید و در فاصله این 50 سال حضرت زهرا ، امیرالمۆمنین و امام حسن به شهادت رسیدند. البته در طول این مدت 50 سال، تلاش فراوانی هم از سوی این بزرگواران صورت گرفت. اگرچه امیرالمومنین حدود 5 سال در راس حکومت قرار گرفتند، اما سه جنگ مهم در این مدت کوتاه از سوی دشمنان رخ داد و در طول این 50 سال نیز قدرت در دست دشمنان بود

این دانشکده پزشکی که من مثال زدم بناست پزشک تربیت کند اما یا کتاب را عوض کرده اند یا کتاب همان است اما استاد بی سواد درس می دهد و همه هم خیال می کنند پزشکی همین است. ولی باید کسانی بیایند، داد بزنند که این دروغ است. درست است که کتاب همین است اما این معلم هایی که پزشکی درس می دهند اینها نیستند باید اینها را بیرون ببرند معلم های دیگری بیاورند.

وقتی در صدر اسلام به کعبِ الاحبار اجازه می دهند که تفسیر بگوید با اینکه یک عالم یهودی است و مأمور است اسرائیلیات را وارد اسلام کند. به ابوهریره اجازه می دهند راوی حدیث باشد با اینکه به جاعل حدیث مشهور است. اما به امیرالمۆمنین اجازه نقل روایت نمی دهند. قرآنی را که در موقع تکثیر برای مردم می‌آورد از او نمی پذیرند.

این چه معنائی دارد؟ معنای آن این است که خط مقابل بسیار قوی است. اما این خط قوی وقتی به عاشورا می رسد امام حسین فریاد می زند: " الا ترون انّ الحق لایعمل به و انّ الباطل لاینتاهی عنه  لیرقب المومن فی لقاء الرب محقا انی لا اری الموت الا السعاده و الحیاه مع الظالمین الاّ برما."

و یا موقع خروج از مدینه به سوی مکه و کربلا می فرماید: "انما خرجت لطلب الاسلام فی امه جدی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی " من می خواهم سیره پدرم را زنده کنم.

این 50 سال کار را به جائی رساند که امام سجاد توانست در قالب دعا توضیح دهد و امام باقر و امام صادق بتوانند مکتب را بشکافند. اما از امام علی و امام حسن و امام حسین روایات تفسیری، فقهی و اخلاقی نداریم ، نه اینکه بلد نبودند بلکه  حاضر نبودند اینها را در کلاس بیاورند. همانطور که گفتم اینها آمدند در را شکستند، در گاوصندوق را شکستند و کتاب را بیرون آوردند و گفتند که چه کسی این کتاب را تفسیر کند این بود که در زمان امام صادق در کلاس درس او همه حاضر شدند و این یک موفقیت بود.

البته دلیل جمعیتی و تعداد ملاک نیست چرا که اکثرهم لایعقلون، اکثرهم لایشکرون ...

روایت مشهوری است که " ارتدالناس بعدالنبی الاثلاث اوسبع " یعنی بعد از رحلت پیامبر فضا چنان آلوده شد و قضایایی پیش آمد که تنها سه نفر یا هفت نفر در حقانیت حضرت علی ایستادگی کردند و تکان نخوردند.

اما در این عصر که تعداد مسلمانان در کل جهان حدود یک میلیارد و پانصد میلیون نفر هستند نزدیک به پانصد میلیون نفر آنها شیعه هستند.

امام علی

چهار مذهب دیگر یک میلیارد و مذهب شیعه که از ابتدا سه یا هفت نفر بیشتر نبودند نزدیک به پانصد میلیون نفر شده اند، با توجه به اینکه در طول تاریخ پیروان کدام مذهب را به اندازه شیعه کشتند؟ آنها را رافضی معرفی کردند و اجازه اظهار نظر به آنها ندادند. همین الآن در عربستان سعودی که پایگاه وحی است شیعه اجازه اظهار نظر ندارد و کتاب شیعه اجازه ورود ندارد.

"دکتر تیجانی" به عنوان یک متفکر اهل سنت در کتاب آنگاه که هدایت شدم جریان شیعه شدن خود را چنین توضیح می دهد: در یک همایش در قاهره شرکت کرده بودم، بین ساعت استراحت آمدم سر میز چایی بخورم آقایی جلو من نشسته بود گفتم از کجا آمده اید گفت: از نجف. گفتم: جعفری هستید؟ گفت: بله. چاییم را از روی میز برداشتم رفتم آنطرف چون حاضر نبودم با یک جعفری سر یک میز چایی بخورم. آن آقا خندید و گفت شما که مسلمان هستید و خود را متفکر می دانید قرآن می گوید: "فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" سبس گفت شما شنیدید ما چه می‌گوییم؟ این حرف مرا تکان داد گفتم خوب بگویید حرف شما چیست؟ آن شخص دو کتاب به من داد "اصل الشیعه و اصولها " از مرحوم "کاشف الغطاء" و "عقائد الشیعه" از "مرحوم مظفر" و از من خواست که آنها را مطالعه کنم و شماره تماس خود در نجف را هم به من داد. کتاب ها را خواندم و تکان خوردم و همین سبب شد من شیعه شوم .

روایت مشهوری است که " ارتدالناس بعدالنبی الاثلاث اوسبع " یعنی بعد از رحلت پیامبر فضا چنان آلوده شد و قضایایی پیش آمد که تنها سه نفر یا هفت نفر در حقانیت حضرت علی ایستادگی کردند و تکان نخوردند. اما در این عصر که تعداد مسلمانان در کل جهان حدود یک میلیارد و پانصد میلیون نفر هستند نزدیک به پانصد میلیون نفر آنها شیعه هستند

این ده بیست سال اخیر رسانه ها، اینترنت و ماهواره ها کار را کمی راحت تر کرده اند وگرنه با آن جو خفقانی که "شیخ فضل اله نوری" را به جرم اینکه کتاب "احقاق الحق" را نوشت تکه تکه کردند. صلاح الدین ایوبی که به عنوان یک قهرمان اسلامی شناخته شده در شهر حلب شیعیان را زنده به گور می کرد.

فاطمیون را در مصر قلع و قمع کردند و دانشگاه الزهراء را که متعلق به آنها بود به الازهر تغییر نام دادند.

با این همه خفقان و کشتار و عدم اجازه اظهار نظر و بیان چکار کردند که امروزه از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر بیش از چهارصد میلیون شیعه هستند. در همین پنجاه سال اخیر لااقل صد متفکر برجسته غیر شیعه را می توان نام برد که برگشته و شیعه شده اند و کتابهای عالی نوشتند که یکی از آنها دکتر تیجانی است. "دکتر حفدی داوود"، "دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود"، "دکتر محامی الحسین اردنی" و "دکتر صالح الوردانی " از دیگر این متفکرین هستند.

دکتر صالح الوردانی یک اندیشمند معاصر و مصری است. کتابی دارد به نام "السیف و السیاسه فی الاسلام "در مقدمه این کتاب عبارتی دارد که بسیار جالب است. می گوید استاد تاریخ هستم در دانشگاه تاریخ درس می دهم روزی دانشجوئی از من پرسید چه جنایتی امکان داشت در کره زمین اتفاق بیفتد که بعد از رحلت پیامبر، به نام خلافت اسلامی و خلیفه اسلامی مرتکب نشده باشند؟ دیدم حرف درستی است خلفای بنی امیه و بنی عباس هر جنایتی که در این عالم امکان داشت مثل قتل، ظلم، غارت، فحشاء و ... مرتکب شده اند.

به عنوان نماینده خلیفه سوم به کوفه می رود و حاکم می شود. شبی آنقدر شراب می خورد و مست است که در محراب عبادت استفراغ می کند و نماز صبح را چهار رکعت می خواند و رو به جمعیت کرده می گوید: سر حال هستم اگر می‌خواهید بیشتر بخوانم. آیا این اسلام قرار بود الگو شود؟

چه بگویم این سبب شد که به اسلام شک کنم، این چه اسلامی است که خلفاء و جانشینان پیامبر به عنوان اسلام هر کاری که خواستند کردند؟

به عنوان نماینده خلیفه سوم به کوفه می رود و حاکم می شود. شبی آنقدر شراب می خورد و مست است که در محراب عبادت استفراغ می کند و نماز صبح را چهار رکعت می خواند و رو به جمعیت کرده می گوید: سر حال هستم اگر می‌خواهید بیشتر بخوانم. آیا این اسلام قرار بود الگو شود؟

این استاد می گوید داشتم به اسلام شک می کردم و از اسلام برمی گشتم تا اینکه خدا به من عنایت کرد و اسلام واقعی را که در زیر چهارده قرن خاک دفن شده بود بیرون کشیدم و آن اسلامی است که علی و آل علی معرفی کردند و امروز افتخار می کنم مسلمان هستم ولی اسلامی که علی و آل علی معرفی می کنند.

مسلمانم مسلمان غدیرم                       امیرالمۆمنین باشد امیرم

دکتر اسدی

اسلام ابوسفیانی را نمی توان اسلام دانست. آنچه که در عصر حاضر، جامعه بشری و جوامع اسلامی گرفتار آن هستند تکفیری ها و وهابی ها هستند آیا اسلام این است که آنها می گویند؟

فرض کنید یک نفر به عنوان یک انسان در یک کشور اسلامی می خواهد بگوید عقیده شما را قبول ندارم باید او را بکشند؟ قتل عام کنند؟ کجای اسلام این را گفته؟

مگر تکفیری ها در سوریه کاری غیر از این انجام می دهند؟ مخالفان، خصوصاً شیعیان را زنده زنده دفن می کنند یا می سوزانند یا سینه اش را می شکافند و قلبش را به دندان می گیرند این اسلام است؟

اگر تفکر اسلام ابوسفیانی و معاویه ای قرار بود بعد از پیامبر رواج پیدا کند چرا بیش از چهارصد میلیون قویا می گویند اسلام آن است که علی و آل علی می گویند. در بین متفکرین برجسته اهل سنت هر کدام که بی غرض هستند و به منابع مراجعه می کنند اتمام حجت می شود.

حال آیا امیرالمۆمنین موفق بوده اند یا نه؟ باید گفت بله و بلکه باید گفت حضرت حق موفق بود زیرا خدا هادی است پیامبران را همراه با معجزات فرستاد و اتمام حجت کرد.

 

دوست عزیز ادامه مصاحبه را در هفته آینده با ما دنبال کن

مصاحبه: دکتر جعفری    

بخش اعتقادات شیعه تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین