امام على علیه السلام همیشه آرزومند بود كه صاحب كمالى پیدا كند تا از مشكلات علوم و اسرار آفرینش با او بازگو كند و اشاره به سینه خود كرده و می فرمود: «در سینه من دریاى خروشان علم در تموج است ولى...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شاهدى در میان كوران

حضرت محمد


رسول گرامی اسلام صلى الله علیه و آله كه سر حلقه سلسله عالم امكان و به ساحت قرب حق از همه نزدیكتر است مسلما علم بیشترى از جانب خداوند به او افاضه شده و برابر نص صریح قرآن كریم كه می فرماید: «علمه شدید القوى»(1) آن حضرت بر رمز وجود و اسرار كائنات بیش از هر كسى آگاه بوده است.


 

در این میان علم وصی ایشان حضرت امام على علیه السلام مقتبس از علوم و حكم آن جناب است زیرا برابر نقل مورخین از عامه و خاصه امام على علیه السلام دروازه شهر علم پیغمبر صلى الله علیه وآله بود.(2)خود حضرت امیر علیه السلام نیز فرمود:

«لقد علمنى رسول الله صلى الله علیه و آله الف باب كل باب یفتح الف باب»(3)

یعنى رسول خدا مرا هزار باب از علم یاد داد كه هر بابى هزار باب دیگر باز می كند.

و شیخ سلیمان بلخى در كتاب ینابیع المودة می نویسد كه على علیه السلام فرمود:

«سلونى عن اسرار الغیوب فانى وارث علوم الانبیاء و المرسلین»(4)

درباره اسرار غیب‏ها از من بپرسید كه من وارث علوم انبیاء و مرسلین هستم.

آری، امام على علیه السلام صریحا فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى» بپرسید از من پیش از آنكه از میان شما بروم! و از این جمله كوتاه میزان علم آن جناب روشن می شود زیرا موضوع علم را قید نكرده و دائره سۆالات را محدود ننموده است بلكه مردم را در سۆال از هر نوع مشكلات علمى آزاد گذشته است و این سخن دلیل احاطه آن حضرت بر رموز آفرینش و اسرار خلقت است و چنین ادعائى به غیر از وى از كسى دیده و شنیده نشده است. چنانكه ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه گوید: همه مردم اجماع كردند بر اینكه احدى از صحابه و علماء نگفته «سلونى قبل ان تفقدونى» مگر على بن ابیطالب.(5)

 

حامل علم تمام انبیاء

روزى امام باقرالعلوم علیه السلام براى شاگردان خود سخن مى گفت و فرمود: مردم رطوبت را مى مكند ولى نهر بزرگ را رها مى كنند. شخصى پرسید: نهر بزرگ چیست؟ امام باقر علیه السلام فرمود: آن نهر بزرگ رسول خدا و علمى است كه خدا به او عنایت فرموده است، همانا خداوند سنتهاى همه پیامبران از حضرت آدم تا حضرت محمد صلى الله علیه و آله را براى پیامبر اسلام جمع كرده است.

شاگردى پرسید: آن سنتها چه بوده ؟ امام فرمود: همه علم پیامبران و علم رسول خدا؛ كه همه آن علم را رسول خدا به على - علیه السلام- تحویل داد.

امام على علیه السلام همیشه آرزومند بود كه صاحب كمالى پیدا كند تا از مشكلات علوم و اسرار آفرینش با او بازگو كند و اشاره به سینه خود كرده و می فرمود: «ان ههنا لعلما جما»؛ در سینه من دریاى خروشان علم در تموج است ولى افسوس كه كسى استعداد فهم آن را ندارد

یكى از شاگردان پرسید: اى پسر پیامبر! امیرمۆمنان على - علیه السلام - اعلم و آگاهتر است یا بعضى از پیامبران؟!

امام باقر علیه السلام (خطاب به حاضران) فرمود: بنگرید به این شخص كه چه سۆ الى مى كند، خداوند گوشهاى هر كه را مى خواهد مى گشاید، من به او مى گویم خداوند علم تمام پیامبران را در وجود محمد صلى الله علیه و آله گرد آورد و آن حضرت همه آن علم ها را به على - علیه السلام - تحویل داد، در عین حال از من مى پرسد، على - علیه السلام - اعلم است یا پیامبران ؟(6)

 

اقیانوس بی کرانه دانش

علماء و مورخین (از عامه و خاصه) نوشته‏اند كه امام على علیه السلام فرمود: از من بپرسید پیش از آنكه مرا نیابید به خدا سوگند اگر بر مسند فتوى بنشینم در میان اهل تورات به احكام تورات فتوى دهم، در میان اهل انجیل به انجیل و در میان اهل زبور به زبور و در میان اهل قرآن به قرآن، بطوریكه اگرخداوند آن كتابها را به سخن در آورد گویند على راست گفت و شما را به آنچه در ما نازل شده فتوى داد. (7)

روزى عده اى از علماى یهود، نزد عمر بن خطاب آمدند و گفتند: اى خلیفه اگر به سۆ الات ما پاسخ صحیح بدهى ، ما به اسلام مى گرویم و گرنه، مى فهمیم كه اسلام بر حق نیست . عمر گفت : هر چه مى خواهید بپرسید. من جواب مى دهم .

یهودیان این سۆالات را مطرح كردند:

1. قفل هاى آسمان چیست ؟

2. كلید آسمانها چیست ؟

3. قبرى كه صاحبش را گردش مى داد، چه بود؟

4. آنكه قومش را انذار كرد در حالى كه نه از جن بود و نه از آدمیان، كه بود؟

5. پنج چیزى كه روى زمین راه رفتند و در رحم و شكمى به وجود نیامدند، چه چیزهاى هستند؟

6. پرندگانى مانند دراج یا خروس در آوازهاى خود چه مى گویند؟...

غدیر

عمر كه از پاسخ دادن عاجز شده بود، از شرمندگى سر به زیر افكند و گفت كه پاسخ این سۆالات را نمى داند. یهودیان كه این جریان خوشحال شده بودند، گفتند: پس ثابت شده كه اسلام بر حق نیست.

سلمان فارسی كه در جلسه حاضر بود، گفت: كمى صبر كنید، من كسى را خواهم آورد كه حقانیت اسلام را براى شما ثابت كند و پاسخ تمام سۆ الات شما را بدهد. سپس به سوى منزل امیرمۆمنان على علیه السلام رفت. پس از مدتی امام على علیه السلام در حالى كه در لباس رسول الله صلى الله علیه و آله مى خرامید، وارد مسجد شد. عمر با دیدن ایشان با خوشحالى به طرف ایشان رفت و دست در گردن آن حضرت انداخت و گفت: یا ابوالحسن به راستى كه فقط تو مى توانى پاسخ تمام سۆ الات این یهودیان را بدهى.

حضرت على علیه السلام رو به یهودیان كردند و فرمودند: من شرطى دارم و آن این است كه اگر من به تمام سۆالات شما پاسخ درست بدهم چنانچه در تورات شماست ، شما نیز داخل دین اسلام شده و مسلمان شوید. یهودیان این شرط را پذیرفتند. سپس حضرت پاسخ تمام سۆ الات آنان را بیان فرمود:

1. قفل آسمانها، شرك به خداوند است . زیرا وقتى بنده اى مشرك شد، عملش بالا نمى رود.

2. كلید این قفلهاى بسته، شهادت دادن به یگانگى خداوند و نبوت رسول الله صلى الله علیه و آله است .

3. قبرى كه صاحبش را گردش داد، آن ماهى بود كه یونس پیامبر را بلعید.

4. آن كه قومش را انذار كرد، نه از جن و نه از آدمى زاد، مورچه سلیمان بود كه گفت : اى مورچگان داخل منزلتان شوید كه سلیمان و لشكرش شما را در زیر پا نابود نكنند و ایشان نمى دانند.

امام على علیه السلام صریحا فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى» بپرسید از من پیش از آنكه از میان شما بروم! و از این جمله كوتاه میزان علم آن جناب روشن می شود زیرا موضوع علم را قید نكرده و دائره سۆالات را محدود ننموده است بلكه مردم را در سۆال از هر نوع مشكلات علمى آزاد گذشته است و این سخن دلیل احاطه آن حضرت بر رموز آفرینش و اسرار خلقت است و چنین ادعائى به غیر از وى از كسى دیده و شنیده نشده است

5. پنج چیزى كه بر زمین راه رفتند ولى در شكمى به وجود نیامدند، عبارتند از: حضرت آدم، حوا، ناقه صالح، قوچ ابراهیم و عصاى موسى.

6. دراج در آوازش مى گوید: الرحمن على العرش استوى. و خروس در آوازش مى گوید: اذكرو الله یا غافلین.

از علماى یهود كه سه نفر بودند، دو نفر ایمان آوردند و به یگانگى خدا و نبوت رسول الله صلى الله علیه و آله، شهادت دادند، ولى نفر سوم گفت: اگر به این سۆ ال من پاسخ دادى، من هم ایمان مى آوردم . حضرت فرمود: سۆال كن از هر چه مى خواهى ؟ او گفت: به من خبر بده از قومى كه در اول زنده بوده و بعد مردند و بعد از 309 سال خدا آنها را زنده كرد؟ داستان آنها چیست ؟

حضرت فرمود: این داستان اصحاب كهف است و داستان را براى او از ابتدا بازگو كرد.

پس از آن حضرت به او فرمود: اى یهودى، آیا این داستان كه من برایت بازگو كردم، با آنچه كه در تورات آمده است، یكسان بود؟

یهودى گفت : آرى نه یك حرف زیاد و نه یك حرف كم . اى ابوالحسن! دیگر مرا یهودى مخوان كه من شهادت مى دهم به این كه جز خدا نیست و این كه محمد - صلى الله علیه و آله - بنده و فرستاده او است و تو اعلم این امت هستى.(8)

 

مصحفى در سراى زندیقان

امیرمومنان على علیه السلام با آن همه علم و دانش در میان اشخاص جاهل و نادان افتاده بود و مردم جز تنى چند از خواص اصحابش از علم او بهره‏مند نمی شدند و مصداق سخن سعدى را داشت كه گوید:

عالم اندر میانه جهال‏                                مثلى گفته‏اند صدیقان‏ 

شاهدى در میان كوران است‏                      مصحفى در سراى زندیقان

امام على علیه السلام همیشه آرزومند بود كه صاحب كمالى پیدا كند تا از مشكلات علوم و اسرار آفرینش با او بازگو كند و اشاره به سینه خود كرده و می فرمود: «ان ههنا لعلما جما»؛ در سینه من دریاى خروشان علم در تموج است ولى افسوس كه كسى استعداد فهم آن را ندارد.

 

پی نوشت:

1) نجم : 5.

2) انا مدینة العلم و على بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب؛ مناقب ابن مغازلى ص 80؛ كفایة الطالب باب 58 ص 221؛ فصول المهمه ابن صباغ ص 18. و باز نوشته ‏اند كه پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: علم و حكمت به ده جزء تقسیم شده نه جزء آن به على اعطاء گردیده و یك جزء به بقیه مردم و على در آن یك جزء هم اعلم مردم است؛ ینابیع المودة باب 14 ص 70؛ كشف الغمه ص 33.

3) خصال صدوق جلد 2 ص 176.

4) ینابیع المودة باب 14 ص 69.

5) شرح نهج البلاغه جلد 2 ص 277؛ كفایة الخصام ص 673.

6) اصول كافى، ج 1.

7) ارشاد مفید جلد1 باب2 فصل1 حدیث4؛ امالى صدوق مجلس55 حدیث1؛ ینابیع المودة ص74؛ مناقب خوارزمى.

8)  الغدیر، ج 11، ص 294.

فرآوری: ابوالفضل صالح صدر     

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

على كیست؟، فضل الله كمپانى.

داستانهاى الغدیر، تجلى امیر مۆمنان على علیه السلام، سیدرضا باقریان موحد.

1001 داستان از زندگانى امام على علیه السلام، محمد رضا رمزى اوحدى.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .