سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از خود راندن یتیمان وبی تفاوتی در طعام مسکینان از نشانه های تکذیب دین است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شناسایی تکذیب کننده دین به روایت سوره ماعون


آیا تکذیب کننده دین را دیدی؟

این یک روش بلاغی جالب است به طوری که اول در ذهن مخاطب ایجاد سوال کنیم تا او بعد از اینکه ذهنش درگیر سوال شد و به دنبال پاسخ آن بود با اشتیاق بیشتری به سمت آن برود و پاسخی که به دست می آورد را در ذهن بسپارد و قدرش را بیشتر بداند.


یتیم

جواب این سوال هم خیلی جالب است؛ در حالیکه مخاطب توقع دارد پاسخ این سوال معرفی، مکذب دین از لحاظ اعتقادی باشد، با یک پارامترهای رفتاری به معرفی آن می پردازد.

معلوم می شود که اینجا منظور کسی است که عملاً دین را تکذیب می کند، هر چند در اعتقاد، خودش را به آن ملزم می داند؛ چرا که تصدیق دین، فراتر از ادعا و اظهار ظاهری است.

 

پارامترهای شناسایی مکذّب دین

1- کسی که یتیم را از خودش با شدت و خشونت دور می کند، نه اینکه کمکی به او نمی کند، بلکه به شخصیتش هم توهین می کند و به او صدمه روحی می زند.

2- علاوه بر اینکه به کسی که در اداره زندگی اش مانده و راه به جایی ندارد و طعام نمی دهد، بلکه دیگران را هم به این کار تشویق نمی کند.

پس وای بر اینگونه نمازگزاران ؛ این نمازگزاران شاید در صف اول نماز جماعت هم باشند اما در واقع دین را تکذیب می کنند و دروغ می پندارند.

 

تهدید نمازگزاران مکذب دین

از خود راندن یتیمان و بی تفاوتی در طعام مسکینان از نشانه های تکذیب دین است.

وای بر نمازگزارانی که با غفلت از حقیقت نماز و جمع بین ریا کاری و منع کمک مالی به نیازمندان زمینه فعلیت یافتن این اوصاف را فراهم می سازند و در عمل دین را تکذیب می کنند. (ر.ک علی صبوحی.تدبر در قرآن ص 322)

 

چرا عاقبت این نمازگزاران چنین شد؟

در نمازشان سهل انگار هستند، نماز را کامل با همه آداب انجام نمی دهند و یا اینکه به مداوم خواندن آن توجه نمی کنند.

یادمان نرود که نماز نماد خدا گرایی است. اگر کسی با اینکه نماز می خواند نتواند جایی که لازم است از دنیا به خاطر رضای خدا بگذرد، معلوم است که نمازش اشکال دارد.

اگر تعبیر به طعام كرد، نه به اطعام، براى این بود كه اشاره كرده باشد به اینكه مسكین گویا مالك زكات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینكه كسى به او اطعام كند، وقتى طعام را كه حق خود او است به او بدهند او خودش مى‏خورد

کلیدهایی برای درمان بیماری

گویا خداوند در این سوره برای درمان این بیماری روحی کلید هایی را معرفی می کند؛

اول کشف علت بیماری: درست وکامل ادا نشدن نماز

درمان بیماری: اقامه نماز با همه آنچه که باید در آن در نظر گرفت.

اگردنبال دارو برای درمان بیماری دنیا گرایی هستید، بروید ببینید نمازتان چه ایرادی دارد که تو را در برابر این بیماری واکسینه نکرده است.

برای درمان این بیماری راهی به جز رفع همان ایراد نداریم.

این فرد در نماز هم شاید مقدمات را ظاهراً رعایت می کند؛ شاید «ولاالضضضضضالیین»را هم خیلی غلیظ بیان می کند ولی آداب باطنی را رعایت نمی کند؛ نیتش برای خدا خالص نیست، برای ریا می خواند، برای مردم، برای کسب مقام و وجه ی اجتماعی.

 

ماعون به چه معناست؟

وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (7)

ماعون آن است كه پیوسته در گردش و جریان است چنانكه آن را تبر، دیك، دستاس و نحو آن كه معمولا به عاریه داده می شوند، معنى كرده‏اند. (قاموس القرآن-ج 6 ص 263)

در این آیه خداوند ریشه یابی می کند و راهکار می دهد. اینها کسانی هستند که از دادن کوچکترین چیز ها حتی وسائل معمولی زندگی به دیگران کوتاهی می کنند.

حتی از درخواست های کمی که دیگران از آنان دارند و آنها هم انجام آن برایشان مقدور است کوتاهی می کنند و این باعث می شود که روحیه بخشش در آنها نهادینه نشود و بالتبع درموارد دیگر هم نتوانند از مالشون بگذرند و در راه خدا بدهند.

این وابستگی به اموال مانع این می شود که نماز آنها، نماز حقیقی ای بشود.

نماز

یک رابطه دو طرفه

در واقع یک رابطه دو طرفه بین نماز حقیقی و دل بریدن از دنیا وجود دارد.

هرچه به نمازهایمان اهمیت بیشتری بدهیم، وابستگیمان به دنیا کمتر می شود و یتیم را از خودمون دور نمی کنیم و... در نتیجه مکذب دین نمی شویم.

از طرف دیگر هم اگه می خواهیم نمازمان را بدون سهو بخوانیم و نماز حقیقی اقامه کنیم، باید از مال دنیا به نیازمندان ببخشیم.

رابطه نماز با دل بریدن از دنیا در سوره معارج هم به همین نحو ترسیم شده:

إنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا

إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا

وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا

إِلَّا الْمُصَلِّینَ

الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ

وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ

لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

انسان طبیعتاً حریص آفریده شده است؛ چون زیانى به او رسد بى‏قرارى نماید و چون مال و دولتى به او رو كند ، بخل ورزد و منع احسان نماید، مگر نمازگزاران؛ همان كسانى كه همیشه در نمازند و آنهایى كه در مال خود بهره‏اى معین كرده‏اند تا به فقیران آبرومند محروم رسانند.

آری نماز این قابلیت را دارد که انسان را از دنیا گرایی و در نتیجه، راندن یتیم و مانند آن باز بدارد اما سهو و ریا منع ماعون مانع از فعلیت یافتن این قابلیت در برخی از نمازگزاران شده و در واقع مکذب دین می شوند.

حال باید دید با این وجود چه اتفاقی می افتد که در جامعه ی اسلامی که همه مدعی مسلمانی هستند، و حتی در نماز جماعت شرکت می کنند،این همه انسان محتاج وجود دارد که حتی از حداقل های یک زندگی ساده محرومند و خیلی کم به آنها توجه می شود.

برای اینکه بتوانیم در مواقع درست و لازم از مالمان در راه خدا بگذریم، باید از کم شروع کنیم؛اول مانع خیر های کوچیک نشویم و از قرض دادن کم اجتناب نکنیم تا این روحیه جزء خصیصه رفتاری ما بشود .

ذكر این دو كار پشت سر یكدیگر (ریاكارى و منع ماعون) گویى اشاره به این است كه: آنها آنچه براى خدا است به نیت خلق بجا مى‏آورند، و آنچه براى خلق است از آنها دریغ مى‏دارند، و به این ترتیب هیچ حقى را به حق دارش نمى‏رسانند

از نکات قابل توجه این سوره دقت در فعل های 5 آیه ی آخر سوره است.

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ

الَّذِینَ هُمْ یُرَاۆُونَ

وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ

کلمه «ساهون» یک وصف است و همان طور که می دانیم که صفت اگر به دفعات کم، در کسی اتفاق بیافتد، به صورت فعل به کار می رود مثلاً می گویند فلانی خیاطی می کند ولی به کسی خیاط می گویند که کارش خیاطیه.

در اینجا کلمه «ساهون» به عنوان یه وصف به ما این پیام را می دهد که صرف چند بار تکرار شدن سهو در نماز ما را در زمره مکذبان دین قرار نمی دهد و نباید اگر گاهی اوقات به آن مبتلا شدیم، ناامید شویم، بلکه وقتی این صفت مشکل ساز می شود که به صورت یک صفت دائمی برای ما در بیاد و در اکثر اوقات با ما همراه باشد.

همین طور است فعل های «یراءون» و «یمنعون» که به صورت مضارع به کار رفته و کسانی که به زبان عربی آشنایی دارند می دانند که فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد؛ یعنی فعلی که بارها و بارها تکرار می شود.

ریا در نماز و منع ماعون کارهایی است که ما را از هدف اصلی خلقت دور می کند ولی اگر در اثر غفلت به آنها مبتلا شدیم، باید سعی در توبه کنیم و مواظب باشیم که این صفات به صورت ملکه نفسمان درنیایند که در اون صورت طبق این سوره مبارکه هر چند به ظاهر مسلمان و نمازگزار هستیم ولی در واقع از مکذبان دین محسوب می شویم.

ذكر این دو كار پشت سر یكدیگر (ریاكارى و منع ماعون) گویى اشاره به این است كه:

آنها آنچه براى خدا است به نیت خلق بجا مى‏آورند، و آنچه براى خلق است از آنها دریغ مى‏دارند، و به این ترتیب هیچ حقى را به حق دارش نمى‏رسانند. (تفسیر نمونه ج 27 ص 263)

 

چند نکته:

1-فعل یدع از ریشه (دعع) به معنى دفع شدید است. (راغب)

و از اساس البلاغه نقل شده «دعّ الیتیم» یعنى یتیم را به ظلم و جفا دفع كرد و از خود راند. (قاموس القرآن، ج 2، ص 344)

در اینجا این نكته جلب توجه مى‏كند كه در مورد یتیمان مسأله عواطف انسانى بیشتر مطرح است تا اطعام و سیر کردن آن ها چرا كه بیشترین رنج یتیم از دست دادن كانون عاطفه و غذاى روح است، و تغذیه جسمى در مرحله بعد قرار دارد. (تفسیر نمونه، ج 27، ص 359)

در واقع یه رابطه دو طرفه بین نماز حقیقی ودلبریدن از دنیا وجود دارد. هرچه به نمازهایمان اهمیت بیشتری بدهیم، وابستگیمان به دنیا کمتر می شود و یتیم را از خودمون دور نمی کنیم و... در نتیجه مکذب دین نمی شویم

2- وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ

كلمه "حض" به معناى تحریك و تشویق است، و در كلام مضافى حذف شده، تقدیرش" وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ " است، یعنى مردم را به اطعام طعام مسكین تشویق نمى‏كند.

بعضى از مفسرین گفته‏اند: اگر تعبیر به طعام كرد، نه به اطعام، براى این بود كه اشاره كرده باشد به اینكه مسكین گویا مالك زكات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینكه كسى به او اطعام كند، وقتى طعام را كه حق خود او است به او بدهند او خودش مى‏خورد. (تفسیر المیزان، ج 20، ص 633)

3- در معنای کلمه مسکین گفته اند:

المسكین: فهو مفعیل مبالغة فی الساكن، و هو الّذی بلغ فی السكون الى أقصاه و تجاوز حدّه،

و یعبّر هذا عمّن یكن محدودا قدرة و قوّة و تمكّنا بحیث یعجز عن السعی و الجهد فی توسعة المعیشة (التحقیق ج 5 ص 165)

(مسکین بر وزن مفعیل صیغه مبالغه از ساکن است و آن کسی است که در سکون به بالاترین حد آن رسیده واز حد گذشته است و این کلمه به کسی گفته می شود که قدرت و قوت و توانایی او به قدری محدود است که از سعی وکوشش در توسعه معیشتش عاجز است.)

و اینکه در اینجا کلمه مسکین ذکر شده است نه فقیر شاید نشان دهنده شدت دلبستگی این شخص به دنیا است که حتی نسبت به چنین کسی که هیچ راهی و روزنه امیدی برای امرار معاش خود ندارد بخل می ورزد و دیگران را نیز دعوت به بخل می کند.

 

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  


منابع:

پرسمان

سایت ایده ها

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین