سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
عوامل متفاوتی در ایجاد یا تشدید اختلال های گفتار و زبان دخیل می باشند، دو زبانگی در کنار سایر عامل می تواند چنین اختلالاتی را در افراد ایجاد نماید. ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دوزبانگی

عوامل متفاوتی در ایجاد یا تشدید اختلال های گفتار و زبان دخیل می باشند، دو زبانگی در کنار سایر عامل می تواند چنین اختلالاتی را در افراد ایجاد نماید. دو زبانه بودن بدین معنا ست که یک فرد یا مجموعه ای از افراد در یک جامعه زبانی از بیش از یک زبان در امر ارتباط استفاده می کنند.

ازجمله عواملی كه می توانند در رشد گفتار و زبان نقش مۆثری داشته باشند عبارتند از: هوش، جنسیت، رشد فیزیكی و سلامت كودك، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، عوامل عاطفی، الگوی مناسب برای تقلید، انگیزش، اختلالات عضوی،  محیط خانوادگی و دو زبانگی است. در این مقاله از مجموعه عوامل بالا، دو زبانگی مورد بررسی قرار می گیرد.

دو زبانگی

 

دو زبانگی چیست و دو زبانه كیست ؟

شواهد حاكی از این واقعیت است كه دو زبانگی به عنوان یك پدیده در تمام كشورها وجود دارد. حدود نیمی از جمعیت دنیا دو زبانه هستند. فرد دو زبانه به دو زبان، در حدی تسلط دارد كه می تواند بر حسب ضرورت هر یك از دوزبان را به تناوب و به جای دیگری در عمل به كار گیرد. بنابر آنچه گفته شد برخی كودكان، دو زبان را به خوبی یاد می گیرند اما برخی دیگر یك زبان را بهتر از زبان دیگر می دانند، زبانی كه كودك بهتر با آن صحبت زبان برتر”‌ Dominant language”‌نامیده می شود.  

نتایج مطالعاتی كه روی تأثیر دو زبانگی بر رشد گفتار و زبان و مهارت های مربوط به آن ها صورت گرفته است را می توان به سه دسته تقسیم نمود: 

1- در مطالعاتی فرض بر این بوده كه كودكان دو زبانه در مقایسه با كودكان تك زبانه در رشد مهارت های زبانی و شناختی مشكلاتی دارند و تماس زودهنگام با زبان دوم پیش از یادگیری كامل زبان اول، ممكن است به تأخیر زبان اول بیانجامد و همچنین كارایی و مهارت در زبان دوم ممكن است ناشی از تكامل نسبی در زبان اول باشد.  

 

2- مطالعات دیگری نظرات بالا را تأیید نمی كنند و بالعكس بر تأثیرات مثبت دو زبانگی بر رشد گفتار و زبان صحه می گذارند و نشان می دهند كه دو زبانگی می تواند نتایج مثبتی روی ساختار فكری و انعطاف پذیری آن داشته باشد و كودكان دو زبانه نسبت به تك زبانه ها از درك بیشتری نسبت به جنبه های مفهومی كلمات برخوردارند.  همچنین دیده شده كه بین دو زبانگی و رشد شناختی ارتباط بسیار قوی وجود دارد، دو زبانه ها در طبقه بندی اهداف خلاقیت، شكل -گیری مفهوم، حافظه، آگاهی فرازبانی، ثبات دركی، حل مسئله، نقش پذیری، مفاهیم علمی، حساسیت اجتماعی و فهم دستورات پیچیده، برتری دارند. یادگیری دو زبان به طور همزمان روی رشد زبان دركی، زبان اول(مادری) تأثیر سوء ندارد و حتی زمینه را برای عملكرد بالاتر زبان دوم، فراهم می كند 

.

3- دسته سوم مطالعات بیانگر این نكته هستند كه دو زبانگی نه شانس تأخیر و آسیب زبانی را افزایش و نه كاهش می دهد. در همین ارتباط محققان با مرور مطالعات سه فرض منطقی را در مورد تأثیر دو زبانه بودن در یادگیری زبان را مطرح نمودند:
 
الف. دو زبانگی می تواند منجر به تأخیر زبانی شود.
ب.  دو زبانگی می تواند سبب رشد سریع زبان شود.
ج.  دو زبانگی هیچ تأثیری بر روی رشد زبان ندارد.
 

آن ها به این نتیجه رسیدند كه مراحل عمومی رشدی در كودكان دو زبانه و تك زبانه از لحاظ زمان رسیدن به یك سطح قابل مقایسه، مشابه می باشند، یعنی تولید اولین كلمات، رسیدن به اولین 50 كلمه و شروع تركیب كلمات تقریباَ در زمان های مشابهی اتفاق می افتد و این اتفاقات زمانی به وجود می آید كه دامنه واژگانی در دو زبان در حد قابل توصیفی هستند و به همین شكل می توانیم ترتیب و سن فراگیری شكل های مختلف نحوی را نیز با هم مقایسه نماییم. این نویسندگان خاطر نشان كردند كه تعداد واژگان بیانی در هیچ كدام از زبان ها در كودكان دو زبانه كمتر از كودكان تك زبانه نبود.

 

در خصوص مراحل عمومی رشد، آن ها به این نتیجه رسیدند كه توانایی های زبانی كودكان دو زبانه در مقایسه با توانایی های زبانی كودكان تك زبانه، نه به طورقابل توجهی تأخیر دارد و نه پیشرفته است. بنابراین ترتیب و سرعت رشد در كودكان دو زبانه مشابه كودكان تك زبانه می باشد.

 

مطالعات و مطالب بیان شده نشان می دهد دو زبانگی به تنهایی نمی تواند عامل ایجاد مشكلات یا تأخیری در گفتار و زبان كودكان گردد، صحبت كردن با دو زبان مثل هر مهارت دیگر است و برای این كه بچه دو زبان را خوب یاد بگیرد نیاز به تمرین زیاد و محیط غنی زبانی دارد، والدین در فراهم آوردن و تسریع آن می توانند كمك كنند.

 

اگر چه نظر اغلب دانشمندان این است كههر چه سن كودك كمتر باشد فراگیری زبان دوم آسان تر می باشد و این به علت انعطاف پذیری فوق العاده ذهن كودك در سنین پایین است ولی اگر گفتار و زبان كودك متناسب با سنش رشد و توسعه نیافته و بنا به نظر ریكاردلی 12 باید سطوحی از مهارت زبانی در كودكان دو زبانه به دست آمده باشد تا دو زبانگی روی شناخت او تأثیر منفی نگذارد، بهتر است كه زبان دوم در حدود 4-6 سالگی آموزش داده شود تا مطمئن شویم كه زبان اول در حد كفایت در كودك شكل گرفته است و این رویكردی است كه با توجه به تجربه كاریم و نتایج كسب شده در اغلب موارد انتخاب می كنم.

 

بنابراین اگر كودكی بنا به دلایلی همچون ناشنوایی، عقب ماندگی ذهنی، فقر محیطی یا عوامل ناشناخته و...  دچار تأخیر و مشكلاتی در رشد گفتار و زبان باشد، دو زبانگی دركنار سایر عوامل می تواند رشد و توسعه گفتار و زبان را تا حدودی دچار مشكل كند اما به تنهایی به عنوان یك عامل مستقل در ایجاد اختلال گفتار و زبان در كودكان عادی نقش ندارد. انتخاب رویكرد تك زبانه برای یك مدت كوتاه بدون سلب شانس دو زبانه بودن می تواند مشكلات این كودكان را تا حدودی كاهش دهد. ضمن آنكه با تقویت زبان قوی تر می توانیم اثرات درمانی را به زبان دیگر هم انتقال داد.

 

دو زبانگی

 

مفاهیم اولیه در دوزبانگی

بر اساس نوع یادگیری دو زبانگی به

الف – دو زبانگی طبیعی: اگر شخص از طریق غیر از آموزش دوزبانه شود..
ب- دو زبانگی غیر طبیعی: اگر شخص از طریق برنامه های آموزشی زبان دوم را یادبگیرد.
 

میزان تسلط بر دو زبان

بر اساس این معیار دو زبانگی به

الف – دوزبانگی هم پایه
ب – نا هم پایه

در دوزبانگی هم پایه شخص بر هر دو زبان در تمام ابعادش تسلطی یکسان دارد.

در دوزبانگی نا هم پایه فرد هر دو زبان را می داند اما تنها بر یکی تسلط کامل دارد.

  

در دو زبانگی هم پایه شخص برای زبان مادری و زبان دوم قواعد کامل را در ذهن دارد طوری که آن دو زبان در هم تداخل ندارند. این افراد توانایی تفکر و  اندیشیدن به هر دو زبان را دارند. در دو زبانگی نا هم پایه الگو های زبان مادری همواره در هنگام صحبت کردن به زبان دوم  بروز می کند و فرد زبان دوم را با لهجه ی زبان مادری صحبت می کند.

 

 نقش اجتماعی زبان

دو زبانگی بر اساس این معیار:

الف – دو زبانگی خانگی

ب – دوزبانگی مدرسه ای

ج – دوزبانگی خیابانی

 

دوزبانگی خانگی: هرگاه شخص به سبب نظیر ازدواج با فردی که دارای زبان دیگری است مجبور است در خانه به زبان دوم و در محیط های دیگر به زبان اول تکلم نماید. دوزبانگی مدرسه ای: یعنی فرد از زبان دوم فقط در مدرسه استفاده می کند.

 

 دو زبانگی خیابانی: یعنی فرد از زبان دوم تنها در خیابان و کوچه وبازار از زبان دوم استفاده می کند و در خانه از آن استفاده نمی شود.

 

 گونه های زبان

الف – دو زبانگی شفاهی

ب- دو زبانگی کتبی

ج – دو زبانگی کامل

 

دو زبانگی شفاهی: هرگاه فرد به گونه ی شفاهی زبان دوم مسلط باشد و تنها از دو مهارت گفتن و شنیدن استفاده کند.

 

 دو زبانگی کتبی: زمانی که فرد تنها از دو مهارت خواندن و نوشتن زبان دوم استفاده کند.

 

دوزبانگی کامل: زمانی که فرد هم به گونه ی شفاهی و هم گونه ی کتبی مسلط باشد و از چهار مهارت گفتن ،گوش دادن ،خواندن  و نوشتن استفاده کند.

 

 عوامل مۆثر در یادگیری و آموزش  زبان دوم

 

1- سن زبان آموز:

فرضیه دوران بحرانی یا سن مطلوب یادگیری زبان دوم با توجه به انعاف پذیری مغز

برای یادگیری زبان دوم سن مطلوب بر اساس نظریات دو عصب شناس بنفیلد و رابرتز بین 4 تا 10 سالگی است.

اریک لنه برگ زیست شناس گفته است سن یادگیری زبان دوم بین 2 تا 14 سالگی است. چون بعد از آن سن رسیدن به لهجه ی اصلی زبان دوم تقریبا امکان پذیر نیست و کوشش معلمان برای از بین بردن لهجه های دانش آموزان راه به جایی نخواهد برد.

 

  عوامل مۆثر در یادگیری و آموزش  زبان دوم

فرضیه دوران بحرانی یا سن مطلوب یادگیری زبان دوم مطرح می کند که با توجه به استدلاهای شناختی و عاطفی یادگیری زبان دوم در دوره ی نوجوانی و بزرگسالی مشکل است. چون در این سن آگاهی فرد سبب می گردد فرایند طبیعی یادگیری زبان متوقف گردد. همچنین کودکان بر زبان دوم نگرش مثبت دارند در صورتی که بزرگسالان گاهی در مقابل زبان دوم جبهه گیری می کنند.  

 

  عوامل مۆثر در یادگیری و آموزش  زبان دوم

ویژگی های روان شناختی زبان آموز

الف – ویژگی های ذهنی (استعداد)

ب- ویژگی های عاطفی (نگرش ، انگیزه و شخصیت)

 

استعداد:

برای یادگیری زبان  دوم استعداد و قریحه خاصی لازم است. محیط یادگیری، روش تدریس معلم ومحتوای درسی تفاوت هایی را در یادگیری زبان دوم  ایجاد می کند.

ویژگی های عاطفی (نگرش ، انگیزه و شخصیت )

 

نگرش:

عقاید شخص در باره ی زبان دوم و یادگیری آن( شناختی)

میزان احساسات مثبت و منفی شخص نسبت به زبان دوم (عاطفی)

مقاصد رفتاری یا رفتار واقعی شخص نسبت به زبان دوم ویادگیری آن (کرداری)

بایستی در دانش آموزانی که زبان دوم را یاد می گیرند نگرش مثبت از نظر روانی ایجاد کنیم.

 

انگیزه:

در یادگیری و آموزش زبان دوم انگیزه های درونی به  علاقه ی زبان آموز به یادگیری زبان مرتبط است.

انگیزه های بیرونی شامل محرک های بیرونی مانند تایید والدین و آموزگاران تشویق و نمره ی خوب

 

شخصیت: (برونگرایی؛درونگرایی ؛ سازگاری)

برونگراها در یادگیری زبان دوم  مستعد ترو  موفق تر هستند چون یادگیری زبان مستلزم ، تمرین  وصحبت کردن در کلاس و محیط است.

سازگاری:

یعنی توانایی قرار دادن خود به جای دیگری (فرافکنی ) فردی که قدرت سازگاری بالایی دارد به جهت توانایی فراکنی در آموختن زبان دوم موفق تر است.

 

2- عوامل اجتماعی – فرهنگی محیط زبان آموز

در یادگیری زبان دوم اشتراکات فرهنگی و اجتماعی بین زبان اول ودوم عامل موثری در یادگیری زبان است.

 کسی که زبان دوم را یاد می گیرد در کنار قواعد دستوری و روابط معنایی بایستی رفتار های اجتماعی و فرهنگی زبان دوم را نیز بداند (فرا زبانی )

 

3_ زبان مادری دانش آموز:

الف – باز دارندگی

ب- تداخل

ج- خطاهای زبانی.

 

الف- باز دارندگی:

زبان مادری وقواعد ان مانعی اساسی در یادگیری زبان دوم است چون نفوذ عمیق زبان مادری درذهن موجب می شود هرگز زبان دوم به حد مطلوب یاد گرفته نشود. براساس نظریات روان شناسان رفتارگرا انتقال و تداخل زبان اول در زبان دوم مانع یادگیری است. این تداخل ها در تعمیم های بی مورد و ساده سازی قواعد رخ می دهد. مثال کار برد سوزیدم  به جای سوختم.

 

ب – تداخل:

یعنی تاثیر مداوم خصوصیات زبان مادری یادگیرنده در کابرد زبان دوم است. مثل هماهنگی های مصوت ها در ترکی که طبق آن مصوت هجای دوم با هجای اول هماهنگ می شود.  و این ویژگی در هنگام صحبت به زبان فارسی خو را نشام می دهد  نظیر کلمات سواد – شلوار               ساواد - شالوار

 

ج-خطاهای زبانی:

هرگونه انحراف از هنجار های زبان دوم خطا نامیده می شود. انحراف در زبان گفتاری یا نوشتاری است.

انواع خطاهای زبانی:

الف - خطاهای توانش: این خطا در نتیجه ی به کار بستن قواعد توسط زبان اموز که هنوز با هنجارهای زبان دوم منطبق نیست که شامل خطاهای آوایی – صرفی – نحوی واژگانی – معنایی

ب- خطا های کنش: اشتباهات در کاربرد زبان است که در قالب تکرار ها ،صحبت کردن های بیمورد و لغزش های زبانی است مثال به جای قاشق از کلمه ی چنگال استفاده شود.

 

 شرایط مطلوب دو زبانه شدن

1- استعداد های فطری (ذهنی ): آن دسته از توانایی هایی که امکان یادگیری زبان را به ما می دهد نظیر استعداد ،شخصیت

 

2-توانایی های اکتسابی: ان مهارت های که فرد در طول زمان آن هارا کسب می نماید.

 

  انواع توانایی های اکتسابی

توانایی های آوایی:

توانایی هایی که تسلط بر نظام آوایی زبان دوم را میسر می سازد  که عبارتند از:

 

الف – حساسیت شنوایی مناسب که تمایز بین آواهای زبان دوم را میسر می گرداند

ب- حساسیت تلفظی مناسب که تلفظ صحیح کلمه ها و جمله ها ی زبان دوم را فراهم می سازد.

ج- مهارت در تولید و ادراک تمایز آهنگ جمله ها، تکیه کلمات و مکث های لازم در گفتار

 

تواناییهای واژگانی:

این توانایی زبان آموز را یاری می دهد تا بر روابط واژگانی زبان دوم تسلط یابد.  این توانایی ها عبارتند از:

الف- ذخیره مناسب واژگانی از کلمه های زبان دوم

ب- توان تشخیص و درک سریع واژگان شنیده شده

ج- توان فهم سریع معانی بافتی کلمات زبان دوم

د- توان یادآوری ترکیبات لغوی زبان دوم

ه- توان تولید سریع واژگان برای ارسال پیام

و- توان حدس معانی مفهومی و معانی مصداقی کلمات زبان دوم

 

توانایی های دستوری:

الف – توان تمایز بین اقسام گوناگون کلمه و اجزای جمله

ب- تشخیص جایگاه ونقش صرفی و نحوی کلمه

ج- تشخیص صحیح انواع جمله ها

د- ساختن جمله های مختلف طبق قواعد زبان دوم

 

توانایی های سبکی:

به وسیله ی این توانایی ها  می توان سبک های مختلف رسمی ، دوستانه ،غیر رسمی مۆدبانه و....  را تشخیص داد و نیز موفق به ساخت آنها شد.

 

شم زبانی:

استفاده ی ناخود آگاه از زبان وجایگیر و درونی شدن قواعد زبان دوم در ذهن را شم زبانی می گویند.

توانایی استفاده ی ناخود آگاه از زبان دوم

 

تفکر به زبان دوم:

تفکر و اندیشدن به زبان دوم هدف و نتیجه ی نهایی یادگیری زبان است کسی که به این مهارت دست یابد در کلیه ی دروس موفق است.

 

 رویکرد های آموزش زبان دوم

 

1- رویکرد های نوشتار بنیاد:

الف-روش دستوری:

در این روش قواعد دستوری (صرفی و نحوی)زبان دوم با گروهی از کلمات به زبان آموزان آموخته می شود.  سپس آنان بر طبق قواعد دستور زبان دوم ،با کلمات مربوط جمله های کتبی می سازند و می نویسند.  هدف اصلی تمرین قواعد دستور زبانی است نه جمله سازی. (کسب دانش زبانی  بیشتر از  کاربرد زبانی)

مثال: ساختن فعل ماضی ساده {ریشه فعل  + شناسه ها}

رفتم – رفتی – رفت

به تدریس شفاهی زبان و آموزش تلفظ عناصر زبانی توجه نمی شود.

 

ب- روش ترجمه:

در این روش با ارائه ی متون نوشتاری در کلاس با استفاده از زبان اول (مادری ) به ترجمه ی متون پرداخته می شود. در مراحل اولیه ترجمه ی زبان دوم به زبان اول صورت می پذیرد سپس سعی می شود ،ترجمه کنار گذاشته شود.

آنچه که خواندید شرحی بود به دوزبانگی و انواع آن. در مقالات بعدی به مسائل آموزشی و تحصیلی دانش آموزان دوزبانه خواهیم پرداخت.

 

2-رویکرد های گفتار بنیاد


مرکز یادگیری سایت تبیان

تهیه: نسیم گوهری

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین