سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
30 ذی القعده سالگرد شهادت غریبانه محبوب دل امام غریب علی بن موسی، جواد الائمه است. امامی که مظلومیتش آن چنان جانسوز است که دل سنگ نیز با شنیدن آن مظلومیت ها پر از غم و درد می شود .
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سوگنامه ابن الرضا(ع)

سوگنامه ابن الرضا(ع)
30 ذی القعده سالگرد شهادت غریبانه محبوب دل امام غریب علی بن موسی، جواد الائمه است. امامی که مظلومیتش آن چنان جانسوز است که دل سنگ نیز با شنیدن آن مظلومیت ها پر از غم و درد می شود .

برای نوشتن این مقاله با خود بسیار اندیشیدم. با خود گفتم: من که باشم که بخواهم درباره امامی سخن گویم که پدر مهربانش حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام درباره او فرمودند: هذا المولود الذی لم یولد مولود اعظم برکة علی شیعتنا منه. این نوزادی است که مولودی برای شیعیان ما پر برکت تر از او، به دنیا نیامده است. (1)

 

اما دوست دارم در سوگ او قلمم بر کاغذ به پیش رود، گرچه قلمم از بیان مظلومیت حضرتش عاجز است.

می خواهم با این سوگنامه نامم را در زمره دوستانش ثبت کنم. یاد آن پیرزنی افتادم که در بازار برده فروشان مصر در صف خریداران یوسف مصری ایستاده بود. به او گفتند: پیرزن، تمام درباریان و اغنیای مصر خریدار یوسف اند، تو چه پنداشته ای؟! گفت: می دانم که دستم به یوسف کنعان نمی رسد اما می خواهم همه گویند:او هم خریدار یوسف است!

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید                 یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر                 کز آتش درونم دود از کفن برآید

 

می خواهم برای خودم و شما دوستان و محبین حضرتش از مظلومیت آن امام شهید بگویم تا در سوگش به ماتم نشینیم.

مظلومیت ابن الرضا علیه السلام کم نظیر است. آب و گل این خاندان را با مظلومیت سرشته اند. از آن روزی که امیرالمومنین علی علیه السلام را دست بسته به مسجد بردند و حقش غصب نمودند، مظلومیت فرزندان پیامبر شروع شد و هنوز هم ادامه دارد!

 

امام نهم ما شیعیان مصائبی را تحمل نمودند و ظلم هایی به حضرتش وارد شد که کسی توان تحمل این همه درد و رنج را ندارد!

 

برخی از مظلومیت های محبوب دل سلطان طوس را برای شما بیان می دارم:

 1-دوری از پدر در 5 سالگی:

امام جواد علیه السلام یگانه فرزند علی بن موسی الرضا علیه السلام بود. پس از آن که چهل و هفت سال از عمر شریف امام رضا علیه السلام سپری شد خداوند منان جواد الائمه علیه السلام را به حضرتش عطا نمود. عشق این پدر و پسر آسمانی به یکدیگر مثال زدنی است. این عشق چون عشق امام حسین علیه السلام به آقا علی اکبر علیه السلام است.

چه سخت است دوری پدر و پسری که از جان و دل یکدیگر را دوست می دارند. تنها 5 سال بیشتر از بهار عمر ابن الرضا علیه السلام نگذشته بود که ظلم مامون عباسی او را از پدرشان جدا ساخت.

 

آیا این درد فراق، درد کمی است ؟! یعقوب در فراق یوسفش با این که می دانست این فراق روزی به وصال بدل می شود چنان شبانه روز گریست که سوی چشمش از دست رفت. چه حالی داشت ابن الرضا علیه السلام که می دانست فراق پدر هرگز به وصال ختم نمی شود.

 

امام رضا علیه السلام با چشمی گریان در کنار کعبه ایستاده بود و با خانه خدا وداع می کرد، و پس از طواف، به مقام ابراهیم رفت و در آن جا به نماز ایستاد.

موفق خدمتکار حضرت رضا علیه السلام می گوید: حضرت جواد علیه السلام را در کنار حجر اسماعیل دیدم نشسته و به راز و نیاز مشغول است، نشستن آن حضرت به طول کشید، به او عرض کردم : فدایت شوم برخیز!

فرمود: نمی خواهم از این جا بر خیزم مگر این که خدا بخواهد. او در این هنگام بسیار غمگین بود، نزد حضرت رضا علیه السلام رفتم و ماجرا را گفتم، امام رضا علیه السلام نزد حضرت جواد علیه السلام آمد و فرمود: ای محبوب دلم برخیز!

حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: نمی خواهم از این مکان برخیزم. امام رضا علیه السلام فرمود: چرا بر نمی خیزی؟ او عرض کرد: چگونه برخیزم با این که شما را می بینم به گونه ای با خانه خدا وداع می کنی که گویی دیگر به این جا باز نمی گردی.(2)

 

2-شهادت پدر در غربت:

هشت بهار بیش از عمر شریف ابن الرضا علیه السلام نگذشته بود که پدر مهربان خویش امام رضا علیه السلام را از دست داد.

کدام پسر خلفی است که در سوگ پدری چون امام رضا علیه السلام که در غربت و به دور از شهر و دیار و اهل و عیال و مظلومانه و غریبانه به شهادت رسیده باشد، صبرش طاب نشود و جگرش خون.

حال خونین دلان که گوید باز               و ز فلک خون خم که جوید باز

هر کس عزیزش را از دست می دهد برای تسلای دلش هر چند روزی بر سر مزار عزیز سفر کرده اش حاضر می شود. اما خراسان کجا و مدینه کجا. قبر سلطان طوس کجا و خانه جواد الائمه علیه السلام در مدینه کجا!

 

3- دور ساختن حضرت از مدینه:

حسین مکاری یکی از یاران امام جواد علیه السلام می گوید: در بغداد خدمت امام جواد علیه السلام شرف یاب شدم و زندگیش را دیدم. در ذهنم خطور کرد، اینک که امام به این زندگی مرفه رسیده است هرگز به وطن خود، مدینه باز نخواهد گشت!

امام لحظه ای سر به زیر افکند آن گاه سر برداشت و در حالی که رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: ای حسن! نان جوین و نمک خشن در حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من از آن چه مرا در آن می بینی محبوب تر است.(3)

دوری از مدینه و حرم نبی الله برای اهل بیت بسیار جانسوز است. مدینه خانه امن ائمه است. کدام انسانی است که او را مجبور به ترک خانه و دیارش کنند و او گرفتار اندوه نشود.

 

4- ازدواج اجباری با دختر قاتل پدر

مامون، فریب کار و نیرنگ بازی بود که تاریخ به خود کمتر همانند او دیده است. او خود را شیعه می خواند اما امام شیعیان را با دست خود مسموم و به شهادت رساند.

پس از به شهادت رساندن امام رضا علیه السلام مامون نابکار بنابر دلایلی که مهترین آن زیر نظر داشتن امام جواد علیه السلام بود، دخترش را به اصرار و اجبار به عقد حضرت در آورد. چه سخت است بر آزاد مردی چون جواد الائمه علیه السلام ازدواج با دختر قاتل پدر.

 

امام مظلوم ما حتی در خانه اش هم آسوده نبود. ایشان ناچار به زندگی با ام الفضل بودند. زنی که دشمن خاندان رسالت و ولایت بود!

اگر ذره ای از محبت امام جواد علیه السلام در دل سنگ ام الفضل بود او چگونه می توانست حضرت را مسموم و به شهادت برسانند.

امام جواد  علیه السلام یگانه مردی بود که تمام زنان آرزوی همسری او را در سر داشتند اما ام الفضل به جای عشق ورزیدن به حضرت، نفرت در دل پلید خود جای داده بود. دل او از سنگ خارا هم سنگ تر بود. او حتی به کنیزان اجازه نداد که در دم جان دادن که حضرت جواد علیه السلام  تقاضای آب نمود، جرعه آبی به حضرت برسانند و ایستاد و جان دادن پاره دل امام رضا علیه السلام را نظاره کرد!کدام مظلومی را در دنیا چون امام جواد سراغ دارید؟!

 

5- شهادت در غربت:

امام جواد علیه السلام چون پدر غریبشان به دور از دیار و اهل و عیال و خاندان جان به جان آفرین تسلیم کردند. روزی که امام جواد علیه السلام شربت شهادت را نوشیدند، امام هادی علیه السلام هشت بهار از عمر شریفش بیشتر نگذشته بود و به دور از پدر در مدینه می زیستند!

 

6-جوانترین امام شهید:

شما خود قضاوت کنید، آیا بیست و پنج سال، عمر درازی است؟!معتصم عباسی آن خونخوار سیه دل، به جوانی حضرت هم رحم نکرد!

بگذار تا بگیرم چون ابر در بهاران                کز سنگ لاله خیزد روز وداع یاران

 

پی نوشت ها:

1-سیره چهارده معصوم/ص 750

2- سیره چهارده معصوم/ص 758

3-سیره پیشوایان/ص 559

 

مهدی صدری

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان 


منابع:

سیره چهارده معصوم /محمد محمدی اشتهاردی/نمونه/قم/78

سیره پیشوایان/مهدی پیشوایی/موسسه امام صادق/قم/79

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین