سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
روزی در مسجد مشغول به صحبت بودیم، که در مسأله ای اعتقادی بحثی شروع شد و او در صحبت خود خلیفه ی اول و دوم را بر امیرمؤمنان علی (علیه السلام) برتری داد و به آیات و روایاتی استدلال کرد ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مقایسه‌ای که از اصل اشتباه بود!

امام زمان

از جمله افرادی که سعادت دیدار امام زمان خویش؛ حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت کبری را به دست آورد، محمد بن ابی القاسم حاسمی است.

داستان تشرف او در کتاب های متعددی از جمله کتاب " ریاض العلماء" تألیف جناب میرزا عبدالله اصفهانی ( شاگرد برجسته علامه مجلسی (ره) ) نقل شده است. ایشان در فصل دوم از خاتمه ی قسمت اول در کتاب خود نقل می کند:

شیخ ابوالقاسم بن محمد بن ابی القاسم حاسمی فاضل و عالم کامل معروف به حاسمی است. او از بزرگان مشایخ اصحاب ما است. حکایت وی داستان مناظره ای است که میان او و یکی از علماء اهل سنت که در شهر همدان واقع شده است.

شرح این حکایت از زبان خودش اینچنین است:

شخصی از علمای اهل سنت بود به نام رفیع الدین حسین که با وی مصاحبت قدیمی و شراکت مالی داشتم ولی از آنجا که هیچ یک از ما عقائد و آراء خود را از دیگری مخفی نمی کرد غالبا به شوخی یکدیگر را ناصبی و رافضی خطاب می نمودیم ولی هیچ گاه با یکدیگر در مسائل اعتقادی بحث نمی کردیم.

روزی در مسجد شهر همدان که معروف به مسجد عقیق بود نشسته و مشغول به صحبت بودیم، که در مسأله ای اعتقادی بحثی شروع شد و او در صحبت خود خلیفه ی اول و دوم را بر امیر مۆمنان علی(علیه السلام) برتری داد و در استدلال بر مدعای خویش آیات و روایات بسیاری را مطرح نمود. از جمله مصاحبت خلیفه ی دوم در غار با پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اینکه او در میان مهاجرین و انصار به صدیق اکبر ملقب گردید و ...

پس از شنیدن کلام او، گفتم: چطور می توانی خلیفه دوم را بر سید اوصیاء و سند اولیاء و حامل لواء و امام انس و جن و قسیم دوزخ و جنت برتری دهی در حالی که می دانی آن حضرت صدیق اکبر و فاروق ازهر و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آلله و زوج بتول عذراء است و نیز می دانی که زمانی که رسول خدا به سوی غار رفت آن جناب در بستر آن حضرت خوابید و رسول خدا صلی الله علیه و آله ابواب خانه های صحابه را از مسجد منسد فرمود مگر باب خانه ی آن جناب را و نیز علی علیه السلام را بر کتف شریف خود به جهت شکستن اصنام(بت ها) در صدر اسلام بالا برد و خداوند متعال در ملأ اعلی فاطمه را به علی علیه السلام تزویج فرمود و آن جناب بود که با عمرو بن عبدود مقاتله نمود و نیز خیبر را فتح فرمود و هیچ گاه حتی به اندازه چشم به هم زدن، به پروردگار حکیم شرک نورزید و رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را به چهار پیغمبر تشبیه نموده و فرمود: هر که می خواهد آدم را در عملش و نوح را در حلمش و موسی را در شدتش و عیسی را در زهدش مشاهده کند، به علی بن ابیطالب نظر کند.

پس از شنیدن کلام او، گفتم: چطور می توانی خلیفه دوم را بر سید اوصیاء و سند اولیاء و حامل لواء و امام انس و جن و قسیم دوزخ و جنت برتری دهی در حالی که می دانی آن حضرت صدیق اکبر وفاروق ازهر و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آلله و زوج بتول عذراء است و نیز می دانی که زمانی که رسول خدا به سوی غار رفت آن جناب در بستر آن حضرت خوابید و رسول خدا صلی الله علیه و آله ابواب خانه های صحابه را از مسجد منسد فرمود مگر باب خانه ی آن جناب را

با وجود این همه فضائل و کمالات ظاهره باهره و با قرابتی که آن جناب با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته و با برگردانیدن آفتاب برای او چگونه می توانی حکم به برتری خلیفه بر امام علی (علیه السلام) نمایی؟!

به همین صورت گذشت و هر یک بر رأی خویش استوار بودیم و به هیچ نتیجه ای نمی رسیدیم، لذا رفیع الدین پیشنهادی مطرح نمود که اولین کسی که داخل مسجد شد هر حکمی در حقانیت مذهب من یا مذهب تو نماید همان را اطاعت می‌کنیم.

از آنجا که بنده می دانستم اهل همدان غالبا بر مذهب اهل سنت اند از قبول این شرط نگران بودم ولی چاره ای جز پذیرفتن آن نداشتم لذا با اکراه به آن رضایت دادم.

بعد از قرار شرط مذکور بلافاصله جوانی که از رخسارش آثار جلالت و نجابت ظاهر بود و در ظاهرش بر می آمد که مسافر است وارد مسجد شد و در مسجد دوری زد و نشست. رفیع الدین از جای خود برخواست به سرعت و اضطراب نزد او رفته و بعد از سلام، بحثی که بین ما واقع شده بود را بیان نمود و در اظهار عقیده خود برای آن جوان مبالغه ی بسیار نمود و قسم موکد خورد و او را قسم داد که نظر خود را اظهار کند.

آن جوان در پاسخ او بدون معطلی این دو بیت شعر را فرمود:

متی اقل مولای افضل منهما                                             اکن للذی فضلته متنقصا

            الم تر ان السیف یزری بحده                                       مقالک هذا السیف احدی من العصا

 

معنای شعر: اگر بخواهم در مقایسه بین مولایم علی (علیه السلام) و آن دو نفر بگویم مولایم با فضیلت تر از آن هاست، در حقیقت منزلت مولای خویش را پایین آورده ام ... آیا نمی بینی، اگر بگویی شمشیر از عصا بُرنده تر است، شمشیر با برندگی اش تو را به خاطر این مقایسه سرزنش خواهد کرد؟

و وقتی از خواندن این دو بیت فارغ شد هر دو از فصاحت و بلاغت او متحیر شدیم. سپس برخواستیم که از احوال آن جوان جستجو کنیم که کیست و از چه قبیله یا شهری است؟ ولی از نظرمان غایب شد و اثری از او ظاهر نشد.

رفیع الدین که هنوز از مشاهده این صحنه در تحیر بود، پس از مشاهده ی این واقعه مذهب باطل خود را رها نمود و مذهب حق اثنی عشری را اختیار کرد.

فرآوری: علی سیف

بخش مهدویت تبیان


منبع: کتاب عبقری الحسان. علامه نهاوندی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین