سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اشاعره به دلیل اعتقاد به جبر، گفت و گو درباره عدالت خدا را سزاوار نمی دانند و معتقد بودند هر آنچه خداوند انجام می دهد عدل است اگر چه به نظر ما ظلم باشد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عدل الهی اصل کدام مذهب است؟

عدل الهی

چرا میان صفات خداوند تنها عدل او جز اصول دین شیعه قرار دارد و چرا اهل تسنن عدل را قبول ندارند؟

كلیه فرقه های اسلامی به توحید و نبوت پیامبر گرامی اسلام و معاد اعتقاد دارند. البته در فهم برخی از جزئیات اختلافاتی است و آن هم به دلیل نزدیك بودن یا دور بودن از اصل و منبع علم یعنی اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.

درباره امامت، شیعه معتقد به امامت است و اهل سنت چنین اعتقادی را ندارد. همچنین شیعه به عدل نیز به عنوان یكی از اصول دین اعتقاد دارد. اما در اهل سنت، تنها معتزله به چنین اصلی اعتقاد دارند. و علت این كه جزء اصول دین آمده به خاطر آن است كه از گذشته های دور و در گفت و گوی با دانشمندان مذاهب، علمای شیعه بر عدالت خداوند تأكید داشتند به همین جهت از اصول مذهب شیعه شمرده شد. اما برخی از مذاهب اهل سنت مانند اشاعره به دلیل اعتقاد به جبر، گفت و گو درباره عدالت خدا را سزاوار نمی دانند و معتقد بودند هر آنچه خداوند انجام می دهد عدل است اگر چه به نظر ما ظلم باشد. اما شیعیان معتقد بودند خداوند جز عدل كاری انجام نمی دهد، لذا اگر ظلمی در جامعه دیده می شود از كوتاهی مردم و ظلم حاكمان است.

درباره مفهوم عدل توجه شما را به مطالب زیر جلب می كنیم:

عدل به معانی از قبیل؛ قصد، میانه در امور، وضع و قرار دادن هر چیزی در جایگاهش، موزون بودن و تساوی به كار می رود كه در هیچ یك از این معانی در مقابلش ظلم نیست.

معنای دیگر عدل عبارت است از رعایت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذی حق ،این معنای از عدل گرچه در مقابل ظلم قرار می گیرد و ظلم در مقابلش عبارت از پایمال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران، لكن این معنای از عدل هم به خداوند متعال اطلاق نمی شود و عنوان «عدل الهی» به خود نمی گیرد.

 استاد مطهری در این زمینه می فرماید این معنی از عدل و ظلم به حكم این كه از یك طرف براساس اولویت ها است و از طرف دیگر از یك خصوصیت ذاتی بشر ناشی می شود كه ناچار است یك سلسله اندیشه های اعتباری استخدام نماید و بایدها و نبایدها بسازد و حسن و قبح انتزاع كند از مختصات بشری است و در ساحت كبریایی راه ندارد .زیرا... او در هر چه و هرگونه تصرف كند در چیزی تصرف كرده كه به او تعلق دارد و ملك مطلق اوست.

حكما معتقدند كه هیچ موجودی بر خدا حقی پیدا نمی كند كه دادن آن حق انجام وظیفه و اداء دین شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود كه به دقت تمام وظایف خود را در برابر دیگران انجام می دهد

اما برای عدل به معنایی كه بر خداوند متعال اطلاق می شود «عدل الهی»، معانی متعددی ذكر كرده اند:

1. عدل در خداوند یعنی دوری آفریدگار از انجام هر عملی كه برخلاف مصلحت و حكمت است.

2. عدل در خداوند یعنی همه انسانها در پیشگاه خداوند از هر جهت یكسان و برابرند و هیچ انسانی نزد او بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا.

3. قضاوت و یا دانش به حسن: یعنی خداوند هیچ عملی را هر چند خیلی ناچیز و كوچك باشد از هیچ كس ضایع نمی كند.

4. یعنی این كه خداوند هر پدیده و مخلوقی را در جای خود آفریده و مواد تركیبی هر موجودی را به اندازه لازم آن معین كرده و تعادل و تناسب در تمام پدیده های جهان آفرینش وجود دارد.

5. عمل بر مبنای هدف: یعنی تمام آفرینش در جهان هستی بر مبنای هدف است و هیچ چیز بیهوده و بی هدف نیست و برای هر یك از این معانی به آیاتی تمسك جسته اند. (اصول اعتقادات، اصغر قائمی، ص 46- 44).

لكن همه این موارد در حقیقت بیان بعضی مصادیق عدل الهی است و جامع ترین تعریف در این زمینه كه شامل همه موارد فوق می شود تعریف استاد مطهری است كه می فرمایند [عدل الهی به معنای] رعایت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود یا كمال دارد و در توضیح این تعریف می فرمایند:

هر موجودی در هر مرتبه ای كه هست از نظر قابلیت، استفاضه استحقاقی خاص به خود دارد. ذات مقدس حق كه كمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است به هر موجودی آنچه را كه برای او ممكن است از وجود و كمال وجودعطا می كند و امساك نمی نماید عدل الهی در نظام تكوین طبق این نظریه یعنی هر موجودی هر درجه از وجود كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت می كند.

اشاعره به دلیل اعتقاد به جبر، گفت و گو درباره عدالت خدا را سزاوار نمی دانند و معتقد بودند هر آنچه خداوند انجام می دهد عدل است اگر چه به نظر ما ظلم باشد

از نظر حكمای الهی صفت عدل آن چنان كه لایق ذات پروردگار است و به عنوان یك صفت كمال برای ذات احدیت اثبات می شود به این معناست... حكما معتقدند كه هیچ موجودی بر خدا حقی پیدا نمی كند كه دادن آن حق انجام وظیفه و اداء دین شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود كه به دقت تمام وظایف خود را در برابر دیگران انجام می دهد. عدل خداوند عین فضل و عین جود اوست یعنی عدل خداوند عبارت است از این كه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در حدی كه امكان تفضل به آن موجود باشد دریغ نمی دارد. (مجموعه آثار شهید مطهری، ج 1، صص 82 - 81).

برای دقیق تر بودن تعریف با توجه به حوزه های اصلی عدالت خداوند می توان عدل الهی را به اقسام كلی زیر تقسیم كرد:

1. عدل تكوینی: خداوند به هر موجودی به اندازه شایستگی های او از مواهب و نعمت ها عطا می كند. به بیان دیگر خداوند متعال به هر یك از بندگان خویش به اندازه ظرفیت وجودی و به قدر قابلیتشان از كمالات بهرمند می سازد.

2. عدل تشریعی: خداوند از یك سو در وضع تكالیف و جعل قوانینی كه سعادت انسان در گروه آن است فروگذاری نمی كند و از سوی دیگر هیچ انسانی را به عملی كه بیش از طاقت و استطاعت اوست مكلف نمی سازد.

3. عدل جزائی به خداوند در مقام پاداش و كیفر بندگان خود جزای هر انسانی را متناسب با اعمالش مقرر می كند.

نكته ای كه در آخر تذكرش لازم است این كه ، عدل مانند علم و قدرت یكی از اوصاف خداوند متعال است ولی به دلیل اهمیت وصف ناپذیر آن جایگاه ویژه ای در مباحث اعتقادی و كلامی دارد تا آنجا كه از عدل به عنوان یكی از اصول پنجگانه دین یا مذهب یاد می شود و این

 اولا به خاطر نقش اساسی این اصل در جهان بینی ما،

ثانیا، به خاطر این كه از همان سده های نخست محل بحث بوده و

 ثالثا، به خاطر شبهات زیادی كه در رابطه یا این اصل شده و مباحث مفصل درباره این اصل مطرح شده كه جای تفصیل نیست.

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: سایت آل البیت

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین