سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در روزهای اخیر طرح یک فرضیه که سراینده شعر معروف «علی ای همای رحمت» استاد شهریار نیست، هیاهو و جنجال زیادی در فضای رسانه ای برانگیخته است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد رنجبر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

هیاهو بر سر شعر استاد شهریار

آیا سراینده شعر«علی ای همای رحمت» شهریار نیست؟


در روزهای اخیر طرح یک فرضیه که سراینده شعر معروف «علی ای همای رحمت» استاد شهریار نیست، هیاهو و جنجال زیادی در فضای رسانه ای برانگیخته است.

هیاهو بر سر«همای رحمت» استاد شهریار

ماجرا از این قرار است: جواد محقق در مراسم گرامیداشت روز ملی شعر و ادب فارسی گفته بود با وجود احترام فراوانی که برای شهریار قائلم در سال 60 یا 61 و در زمان حیات ایشان این موضوع را مطرح کردم که شائبه‌هایی وجود دارد که شعر «علی ای همای رحمت» سروده شهریار نباشد، ولی این مسئله شان ایشان را هم کاهش نمی‌دهد. به هر حال تحقیقات ادبی باید راه خودش را برود تا بتواند پرتوی بیشتری را در روی واقعیات بیفکند. البته من در این مورد مقاله‌ای هم نوشتم اما وقتی ماجرای خواب شهریار و دیدارش با مرحوم آیت الله مرعشی نجفی رخ داد از انتشار آن به احترام این رخداد صرفنظر کردم، اما معتقدم باید بالاخره روزی این مسئله مطرح شود.

فعلاً سکوت می‌کنم

همین گفته کافی بود تا سیل اعتراض ها و واکنش های مختلف جاری شود. محقق هم در پاسخ عنوان کرد: من این مسئله را مطرح کردم، البته نه به عنوان طرح قضیه، بلکه از حیث طرح یک پژوهش ادبی و به دوستانی هم که از حرف‌های من رنجیده بودند، گفتم باید اجازه بدهند کار پژوهشی آن انجام شود، با باد کردن در رگ‌های گردن، این مسئله حل نمی‌شود! چون من به این دوستان قول داده‌ام فعلاً صحبتی نکنم تا آن کار پژوهشی انجام شود و مستندات قضیه دربیاید، فعلاً سکوت می‌کنم تا ان‌شاءالله کار کمی سر و سامان بگیرد. او این را هم گفته که شهریار شاعر بزرگی است و شعرهای خوبی هم دارد ؛به عنوان مثال شعر «شب علی» او کمتر از این شعر نیست.البته محقق نام شاعری را هم که او معتقد است شعر «علی ای همای رحمت» در دیوان او چاپ شده، ذکر نکرده .

تشکیک در این شعر دادن نسبت ناروایی به شهریار است

محمدجواد محبت از جمله کسانی بود که به ادعای محقق واکنش نشان داد. او گفت: در ارتباط با این شعر مرحوم شهریار، صحبت از خوابی است که مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی در مورد این شعر دیده است و در آن اشاره شده که ایشان در عالم خواب شهریار را در مجلس شعری دیده که حضرت علی (ع) در آن حضور داشته‌اند و ماجراهایی که همه می‌دانند. با توجه این مسئله به نظرم تشکیک در این شعر دادن نسبت ناروایی به شهریار است و صحیح نیست. جدای از این، حرف و حرمت آقای مرعشی زیر سئوال می‌رود؛ به ویژه اینکه ایشان از ارادتمندان حضت علی (ع) هستند. این شاعر همچنین گفت: شعر «علی ای همای رحمت» شعری امروزی است و ساختار شعری‌اش هم معاصر است. این شعر بعید است که از زبان شاعری در سال‌های دور در این وزن و شکل شعری سراییده شده باشد.

جواد محقق: با وجود احترام فراوانی که برای شهریار قائلم در سال 60 یا 61 و در زمان حیات ایشان این موضوع را مطرح کردم که شائبه‌هایی وجود دارد که شعر «علی ای همای رحمت» سروده شهریار نباشد، ولی این مسئله شان ایشان را هم کاهش نمی‌دهد. به هر حال تحقیقات ادبی باید راه خودش را برود تا بتواند پرتوی بیشتری را در روی واقعیات بیفکند.

این شعر متعلق به میرزا آقا مصطفی است؟

بر خلاف گفته محمد جواد محبت ، عباس خوش عمل با محقق هم نظر است. او 25 سال پیش در مقاله‌ای مفصل در روزنامه اطلاعات اعلام کرده بود شعر محمدحسین شهریار در وصف حضرت علی (ع) با اندکی تغییر در اصل متعلق به میرزا آقا مصطفی افتخار العلماء، شاعر دوره قاجار، متخلص به «صهبا» بوده است.این  شاعر و پژوهشگر ادبی که در زمینه تصحیح اشعار آئینی به تحقیق و پژوهش مشغول است ، با بیان اینکه مطلع شعر، «علی ای سحاب رحمت تو چه آیت خدایی» است، افزود: مطلع شعری که شهریار سروده «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» است و در واقع شهریار تنها با جابجایی کلمه «همای» به جای «سحاب» و تغییر ردیف، شعر خود را در وصف امام اول شیعیان سروده است.

شهریار هرگز سارق نیست

از سوی دیگر محمدعلی مجاهدی دیدگاه جالبی طرح می کند. دیدگاهی که می تواند گره گشا باشد. او با اشاره به موضوع «توارد» در ادبیات گفت: در شعر و ادبیات بحث مهمی با عنوان «توارد» وجود دارد و آن به این معنی است که یک شاعر بدون این‌که از سروده شدن شعری توسط شاعر دیگری اطلاع‌ داشته باشد، در فضایی قرار می‌گیرد و شعری می‌سازد که بعد مشخص می‌شود یک بیت یا مصرع این شعر قبلا در شعر شاعر دیگری آمده است؛ این در حالی است که شاعر دوم روحش از سروده شدن چنین شعری توسط شاعر دیگر خبردار نبوده است. بنابراین و با توجه به موضوع مهم «توارد» در ادبیات نمی‌توانیم بگوییم شهریار و دیگر شاعرانی که احیانا چند بیت از شعرشان شبیه شعر دیگر شاعران است، سارق ادبی‌اند؛ چون گاهی اوقات مسأله «توارد» به وجود می‌آید و چون دو شاعر از یک نگاه به دریافت و شهود مشابهی می‌رسند، امکان دارد چیزی که به تصویر می‌کشند نیز مشابه باشد، بنابراین این موضوع را نباید بهانه قرار دهیم و بگوییم این بزرگان دچار سرقت ادبی شده‌اند.

هیاهو بر سر«همای رحمت» استاد شهریار

شعری که شهریار آن را تکامل بخشید

مفتون امینی هم تقریبا حرف محمدعلی مجاهدی را بیان می کند. این شاعر می گوید: من خودم این شعر را دیده‌ام که فکر می‌کنم در دیوان ذاکر تبریزی یا جویای تبریزی آمده است و حالا درست یادم نیست. من این دیوان را در کتابخانه شفق تبریز دیدم، اما بعد هرچه دنبالش گشتم، نبود. شعر ذاکر تبریزی یا جویای تبریزی هم دقیقا بر همین وزن است و همین مضمون را دارد، اما شعر شهریار بهتر است.امینی البته تاکید دارد: این سرقت ادبی نیست، اتفاق عجیبی هم نیست و شاعران دیگر هم این تجربه را دارند. اما این موضوع به این معنی است که شعر «علی ای همای رحمت» کاملا از شهریار نیست. یعنی اگر شعر شاعر قبلی نبود، امروز شعر «علی ای همای رحمت» شهریار هم نبود و از این نظر، شاعر پیش از او نسبت به شهریار فضل تقدم دارد. اما من معتقدم شهریار بسیار بهتر به این موضوع پرداخته و شعر او شعر بهتری است.

«تاثیرپذیری»؛ از ریشه‌های مهم آفرینش شاهکارهای ادبی

برای پی بردن به جایگاه کمی و کیفی تاثیرپذیری در شعر فارسی، نقل فرازی از کتاب اخیر دکتر شفیعی کدکنی «رستاخیز کلمات» بی‌مناسبت نخواهد بود. آنجا که دکتر شفیعی‌کدکنی در بحث آشنایی‌زدایی، بیتی از سنائی را می‌آورند و نشان می‌دهد که نبوغ حاف1 چگونه از آن بیت، بیتی شاهکار خلق کرده است:

آن را که زندگیش به عشق است مرگ نیست

هرگز گمان مبر که مرگ او را فنا بود

و خواجه همه آن حرفها را که در روزگارِ او تکراری به نظر می‌رسیده، با تغییر هنرسازه‌ها، دگرگون کرده و گفته است:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوامِ ما

وقتی بیت حافظ را - که قرنهاست به گونه ضرب‌المثل درآمده - می‌خوانیم هرگز به این نمی‌اندیشیم که این همان حرفهای سنایی و ماقبلِ سنایی است. اینها همه از برکتِ آشنایی‌زدایی است و فعّال کردنِ هنرسازه‌های بی‌رمق شده و غیر فعّال.

(رستاخیز کلمات، دکتر شفیعی کدکنی، ص 107 و 108)

مجاهدی: گاهی یک شاعر بدون این‌که از سروده شدن شعری توسط شاعر دیگری اطلاع‌ داشته باشد، در فضایی قرار می‌گیرد و شعری می‌سازد که بعد مشخص می‌شود یک بیت یا مصرع این شعر قبلا در شعر شاعر دیگری آمده است. بنابراین و با توجه به موضوع مهم «توارد» در ادبیات نمی‌توانیم بگوییم شهریار سارق است.

شان استاد شهریار

جایگاه ادبی و اخلاقی استاد شهریار نیاز به هیچ شرح و توضیحی نیست. او رتبه و منزلتی بالا در صفحه ادبیات ایران زمین دارد و با طرح چنین شبهه هایی مخدوش نمی شود. در گزارش مان سعی کردیم دیدگاه موافقان و مخالفان درباره این نظر را ذکر کنیم .

ذکر این نکته ضروری است که شبهه ها و مسائلی این چنین ابتدا باید در محافل خصوصی و به طور تخصصی طرح شوند و پس از پخته شدن و رعایت همه جوانب به جامعه راه یابند. حالا که این نظریه رسانه ای شده می بایست در فضایی مبتنی بر احترام و شان استاد شهریار و ادب گفتاری موافقان و مخالفان، آن را به نتیجه رساند. آن طور که از گفته های مطرح شده بر می آید این است که شعر همای رحمت متعلق به استاد شهریار است ؛ حال ممکن است خواسته یا ناخواسته از شعری تاثیر پذیرفته باشند. هر چه باشد مهم این است که اکنون شعری رسا و ماندگار در وصف مولای متقیان از زبان شهریار بزرگ جاری شده. چه بسیار آفرینش های ادبی بزرگی در جهان که ایده اولیه آن متعلق به کس دیگر بوده.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیام‌ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی فضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوش‌تر بنوازد این نوا را:

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 

فرآوری: احمد رنجبر

بخش ادبیات تبیان


منابع: مهر/ایسنا/فارس

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین