سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
زمانی افت تحصیلی مهم می‌شود که دانش آموز از درس کناره گیری کند؛آن وقت است که والدین و معلم‌ها باید درصدد رفع این مشکل برآیند؛ چرا که آینده دانش آموز با چالشی جبران ناپذیر مواجه می‌گردد. در این گفتار سعی شده تا با نشان دادن دلایل این امر و راهکارهایی به ..
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دیگه نمی خوام درس بخونم!

دیگه نمی خوام درس بخونم !

- " دیگه نمی خوام درس بخونم مگه زوره؟ آخه چند بار باید این واحدهای درسی رو بیافتم؟ می خوام مثل دوستم جلال اوستا شم یه اوستا مکانیک ماهر. اصلاً ازهرچی حساب و کتابه خسته شدم.

 

وقتی دبیر ادبیات موضوع تکراری انشاء رو پای تخته نوشت دست بلند کردم و گفتم خوب معلومه که ثروت بهتره کسی که پول نداشته باشه که نمی تونه درس بخونه اونم با کلی غرولند من رو از کلاس انداخت بیرون! گفت که حاضر جوابی کردم؟ گفت: ما هم اشتباه کردیم اومدیم معلم شدیم و با شما بچه ها سر و کله می‌زنیم، اگه رفته بودیم تو کار بازار، حالا وضع ما هم بهتر از این‌ها بود. خوب حالا من هم می خوام برم دنبال اون ثروت مگه بده؟ اون وقت دیگه مثل این آقای دبیر غصه نمی خورم." 

 

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن است. افت تحصیلی یکی از موضوعاتی است که شاید همه دانش آموزان در طول سال‌های تحصیل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند. اما زمانی افت تحصیلی مهم می‌شود که دانش آموز از درس کناره گیری کند؛ آن وقت است که والدین و معلم‌ها باید درصدد رفع این مشکل برآیند چرا که آینده دانش آموز با چالشی جبران ناپذیر مواجه می‌گردد. گاهی اوقات افت تحصیلی از عوامل درونی نشأت می‌گیرد و گاه عوامل محیطی دارد. اقتصاد بیمار، تدریس بد، وابستگی به کمک‌های آموزشی خارج از مدرسه، بیماری، سرخوردگی‌های اجتماعی و خانوادگی و... از جمله عواملی هستند که هر کدام در افت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارند.

 

دیگه نمی خوام درس بخونم !

یکی از دلایل عمده افت تحصیلی مخصوصاً در دانش آموزان دوران دبستان وابستگی آنان به والدین است. وقتی وابستگی در دوران ابتدایی بین والدین و فرزند شکل گیرد و آن نیروی کمکی به هر علتی نتواند به وی کمک کند؛ آن گاه زمینه افت تحصیلی در کودک پدید می‌آید. از آنجا که وابستگی به مرور زمان شکل می‌گیرد قطع وابستگی نیز باید در طول زمان صورت بگیرد. کودک باید روزی روی پای خود بایستد و بتواند تکالیفش را به تنهایی انجام دهد، ولی عادت دادن او به این که همیشه کسی در دروس مدرسه به وی کمک کند این تفکر را در او به اثبات می رساند که همیشه کسی برای تکیه کردن وجود دارد. سرانجام با از بین رفتن این تکیه گاه تحصیلی، نشانه‌های افت تحصیلی در کودک جلب توجه می‌کند.

 

این به این معنی نیست که اصلاً به فرزند خود کمک نکنید بلکه هدف شما از کمک باید این باشد که او را در شرایطی قرار دهید که اگر ضعفی دارد بتواند روی پاهای خود بایستد. اگر والدین ، فرزندان خود را به جای یادگیری در مدرسه به یادگیری در محیط خانه وابسته کنند برای همیشه معلول یک علت بزرگ باقی خواهند ماند. البته اگر به طور ناخواسته فرزند را به خود وابسته کرده باشید با اولین تلاش نمی‌توانید شرایط را برای داشتن استقلال تحصیلی در وی به وجود آورید؛ حتی ممکن است قطع کمک‌های آموزشی شما سبب افت تحصیلی موقت فرزندتان گردد، شما باید زمان مناسبی را برای قطع کمک‌های آموزشی خود انتخاب کنید. بهترین زمان برای این کار وقتی است که امتحانات جدی در پیش روی دانش آموز شما وجود ندارد.

 

دیگه نمی خوام درس بخونم !

عوامل موثر بر افت تحصیلی:

  1.  عوامل مربوط به خود دانش آموز مانند عوامل فیزیولوژیکی، ذهنی و روانی، عدم انگیزش، نداشتن اعتماد به نفس، عدم برنامه ریزی و..
  2. . عوامل مربوط به خانواده مانند اختلاف خانوادگی، وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین، مقایسه نادرست فرزندان با همسالان و...
  3. عوامل مربوط به مدرسه مانند مزاحمت و شوخی‌های نابجا با همسالان، رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه، جو عمومی حاکم بر مدرسه به لحاظ درسی و...
  4.   عوامل مربوط به اجتماع مانند دوستان ناباب، استفاده نادرست از کلوپ‌های ورزشی و تفریحی در سال تحصیلی و...

 

نکته دیگر اینست که برخی از دانش آموزان در اغلب درس‌ها، دچار نوعی اضطراب می‌شوند و این مسئله سبب افت تحصیلی آن‌ها می‌گردد. بنابراین، معلم در برخورد با اشتباهات ناشی از اضطراب، باید آگاهانه عمل کند. این بدان معنی است که عکس‌العمل معلم، باید در حدّ کمکی جزئی بروز کند تا در نتیجه، دانش آموز بتواند تا حدودی مسئله را حل کند و به میزانی از تجربه موفقیت دست یابد.

معلمی که بدون توجه به تفاوت‌های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می‌نماید و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی‌توانند انتظارات او را برآورده سازند و این جاست که معلم به تنبیه روی می‌آورد. اصل برای یک معلم خوب اینست که باید هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگی به کلاس داشته باشد. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهراً از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی‌رود! تنبیهات غیر بدنی نیز ( طعنه، سرزنش، دشنام ، تحقیر و..) ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست.

 

حضرت علی(ع) می‌فرماید: زیاده‌روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می‌کند. این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می‌کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می‌سازد. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار، آن‌ها را تذکر دهد. چرا که آشکار گویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرأت و شهامت شاگرد می‌شود و با لجبازی سعی در تکرار عمل می‌نماید. 

 

دیگه نمی خوام درس بخونم !

متأسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می‌شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه، دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می‌نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می‌سازد و حداقل کاری که می‌کند دل سرد شدن از درس است.

 

درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد، اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد چون بهره هوشی، استعدادها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش‌های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. ممکن است دانش آموزی مرتب مورد سرزنش خانواده قرار گرفته باشد و در جواب آن‌ها لجاجت و سرکشی را نشان دهد. در کنار او دانش آموز دیگری است که از فرط توجه و حمایت والدین نیازی به توجه درس و معلم نمی‌بیند! حال چگونه می‌توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم.

 

درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن می‌تواند راه گشا باشد. راه حل درست و منطقی در برخورد با دانش آموز اینست که به او توجه و احترام داشته باشیم. اصولاً تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می‌بخشد و انسان از آن لذت می‌برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست؛ معلم باید با صبر و حوصله‌ای که به خرج می‌دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده گیرد و در عوض به دنبال کوچک‌ترین و کم اهمیت‌ترین مورد برای تشویق باشد.

 

چشم پوشی عیب‌ها و سعه‌ صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک‌ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم‌تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می‌باشد. اگر معلم با دانش آموزان صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلاً او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می‌شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می‌کند و خود را موظف به پیروی از او می‌بیند.

«كرزیك (1966) در یكی از مطالعاتش از محصلین علل بی میلی‌شان به انجام تكالیف و در نتیجه افت تحصیلی را جویا شد. آنان عمدتاً این سه مورد را ابراز داشتند:" مزاحمت‌های درون خانه _ عدم جذابیت تكالیف _ تماشای تلویزیون _ آموزگاران نیز مهم‌ترین علل را به ترتیب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زیاد بودن تكالیف و عدم رسیدگی و كنترل اولیاء ذكر کرده‌اند. "
دیگه نمی خوام درس بخونم !

مطالعه‌ای که بنگرت- دراونز، کولیک،کولیک ودمرگان در 1991انجام دادند، نشان داد بازخورد ، وقتی بیشترین تأثیر را دارد که به شیوه‌ای تشویقی و تقویت کننده ارائه شود و دانش آموزان نیز به درستی در جهت تغییر دادن پاسخ‌ هایشان به سمت پاسخ‌های صحیح هدایت شوند. به علاوه می‌توان به صورتی خلاق از اشتباهات استفاده کرد؛ مثلاً معلم می‌تواند متنی اشتباه ( یا آزمونی حل شده) را به دانش آموزان ارائه دهد تا خودشان آن را تصحیح کنند، یا در یک آزمون تستی چند گزینه‌ای، گزینه‌ی نادرست را به عنوان پاسخ معرفی کند. نخستین سطح آگاه کردن دانش آموز از اشتباهی است که مرتکب شده.

 

در سطوح بعدی، معلم با شیوه‌های متفاوتی، تا حدودی کمک متناسب را ارائه می‌کند. بازخورد معلم نیز می‌تواند به اشکال مختلفی ، _ از برخورد توهین آمیز تا برخوردی بی تفاوت و در نهایت به صورت تشویق _ بروز و ظهور یابد. لازم به ذکر است که توجه اضافی معلم به پاسخ نادرست دانش آموز، نباید به درازا بکشد؛ چرا که ممکن است دانش آموز، چنین برخوردی را توهین تلقی کند.

 

در نهایت چند توصیه نیز به والدین داریم:

  •  ترس از رفوزه شدن یا گرفتن نمرات بد در امتحانات یکی از عواملی است که سبب افت تحصیلی شدید دانش آموز می‌شود. ترس از شکست، او را ضعیف می‌کند و هدف‌هایش را به عقب هل می‌دهد. باید به فرزند راه مبارزه با مشکلات را آموخت. با صحبت کردن و تعریف خاطرات از دورانی که خودتان دانش آموز بودید ترس وی را از امتحانات کاهش دهید.
  •  دوستان در سرنوشت فرزند شما نقش مؤثری دارند. بکوشید به طور غیر مستقیم روی دوستان او کنترل داشته باشید؛ مراقب ارتباط ‌هایی که آن‌ها با دیگران در خارج از محیط خانواده برقرار می‌کنند باشید. می‌توانید به وی بیاموزید هر کسی را به دوستی قبول نکند. بکوشید علاوه بر داشتن شناختی از دوستان نزدیک فرزندان خود، شناختی از خانواده آن‌ها نیز داشته باشید.
  •  همواره باید مراقب روح و جسم فرزندتان باشید و به تغذیه او در طول سال تحصیلی خصوصاً هنگام امتحانات اهمیت ویژه‌ای قائل شوید. دانش آموزی که غذای کافی نمی‌خورد همواره در کلاس درس خسته، افسرده و زود رنج است و چیزی نمی‌آموزد. 
  •  خیلی از دانش آموزان در فاصله سال‌های راهنمایی - دبیرستان دل به عشق‌های زودرس می‌دهند که سبب انحراف فعالیت‌های ذهنی آن‌ها از مطالب درسی می‌باشد. در چنین شرایطی دانش آموزان به جای صرف انرژی خود برای مطالعه، دل به احساسات و طرف مقابل می‌دهند و تمام تلاش را برای جلب توجه طرف مذکور متمرکز می‌سازند و از مسیر اصلی منحرف می‌شوند. به فرزند خود بیاموزید که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن چنین عشق‌های زودرسی آن‌ها را به پیروزی نهایی می‌رساند.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه کننده: مریم عرفانیان

تنظیم: مریم فروزان کیا

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین