سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
نزدیک به دو ماه است که دچار وسواس فکری فوق العاده شدیدی شده زندگی برایم بی معنی و احساساتم کمرنگ و حتی گاهی اوقات بی رنگ شده است. می ترسم در این حالت بمانم و چیزهای دیگری را از دست بدهم.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

راهکارهای اسلامی برای درمان وسواس فکری !


نزدیک به دو ماه است که دچار وسواس فکری فوق العاده شدیدی شده ام.  زندگی برایم بی معنی و احساساتم کمرنگ و حتی گاهی اوقات بی رنگ شده است. می ترسم در این حالت بمانم و چیزهای دیگری را از دست بدهم.

وسواس

وسواس از دسیسه ها و دام های شیطان است ولی در عین حال امری طبیعی است که با برخورد صحیح با آن به راحتی قابل حل می باشند. البته باید توجه داشت که درمان و رهایی از آن نیازمند زمان است و باید به آرامی و تدریج صورت پذیرد.

به جز معصومین علیهم السلام بخش عظیمی از انسانها ممکن است در مواردی، در افکار، عقاید و اعمال خود دچار نوسانات و فراز و نشیب هایی شوند، در وجود خدا شک کنند، یا در درستی حکمی از احکام الهی دچار تردید هایی شوند. ولی با استعانت از خداوند متعال و با صبر و مقاومت با آن مبارزه کرده و به حالت عادی خود بر می گردند.

اولین گام در مبارزه با وسوسه ها ریشه یابی آنها و شناخت منشأ آنهاست. منشأ بعضی از وسوسه در ضعف یا خطاء و اشتباه در دریافت و تجزیه و تحلیل اطلاعات و آگاهی های دینی است که در این صورت باید با مطالعات بیشتر، پرسش از افراد آگاه و بحث و گفتگو با آنان این ضعف ها و اشتباهات را بر طرف نمود.

در بعضی از مواقع شک و تردیدهایی برای انسان حاصل می شود که نه تنها مضر نیستند بلکه بسیار سودمند و عین ایمان هستند.

شک و تردید در اعتقادات دو گونه است. یکی ابتدایی و موقت که زمینه یقین است؛ دوم شک دائمی و همیشگی. شک‌های دائمی از مرض‌های روحی است و سلامت روحی و جسمی، فرد و جامعه را در معرض خطر می‌اندازد. بنابراین باید با دقت معالجه گردد. توضیح این که همانگونه یقین و علم باعث آرامش روح و موجب تکامل انسان است؛ در مقابل شک و تردید موجب اضطراب و سلب آرامش و مانع حرکت و تکامل است. به همین جهت در اسلام شک با شرک برابری می‌کند.[1]  

چنان که فلیسوفان اسلامی نیز رد شکاکیت را در رأس کارهای فلسفی و علمی خود قرار می دهند و با ابزار فکر و اندیشه به مبارزه با این بیماری می پردازند تا جامعه را از این خطر نجات دهند. [2]

اما شک و تردید ابتدایی که زمینه یقین است مذموم نیست، بلکه نشانه آغاز بلوغ عقلی و فکری است. توضیح این که انسان همان گونه که از نظر جسمی دارای بلوغ است ، از نظر فکری و عقلی نیز دارای بلوغ است که از زمان بلوغ جسمانی ( سالگی9) آغاز و تقریباً در سن چهل سالگی کامل می شود. ملاصدرا معتقد است در انسان ابتدا ویژگی های مادی و جسمی پدید می آیند و تقویت می شوند، اما ویژگی های روحی و عقلی پس از تقویت و تکمیل ویژگی های جسمی پدید می آیند و تقویت می گردند. [3]

غالبا افكار مشوش و آلوده از بازى‏هاى شیطان و وسوسه‏هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نیك است و انسان باید در برابر این نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پركردن فضاى قلب و سینه از یاد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى‏هاى خلقت او جایى خالى براى شیطنت شیطان در قلب خود باقى نگذارد

به نظر می رسد یکی از دلایلی که بسیاری از جوانان در سن بلوغ جسمی دچار شک و تردید در مسائل اعتقادی می شوند، همین نکته است؛ یعنی در سن بلوغ، عقل آغاز به فعالیت می کند، اما آنچه تا به حال بیشتر به آن انس داشته مسائل مادی بوده است و نسبت به مسائل ماورای مادی یا انس نداشته یا نمی توانسته به عمق آن پی ببرد. زمان بلوغ که آغاز حرکت تکاملی عقل است، می خواهد به عمق اعتقادات و باورهای خود برسد و حقیقت آن را درک کند، قهراً با سۆالات متعددی روبرو خواهد شد. البته این بدان معنا نیست که این نوع شک مریضی نیست و نباید درمان شود، بلکه به این معنا است که نباید از آن هراس و واهمه داشت و باید با دقت و بدون نگرانی به درمان آن پرداخت.

در هر صورت به نظر می رسد این نوع شک مذموم نیست، بلکه اگر درست مدیریت شود زمینه خوبی برای رسیدن به یقین است. بهترین مدیریت ارتباط داشتن با مربیان آگاه و دلسوز و دانشمندان دینی است.

نکته مهم قابل تذکر این است که احساس نگرانی از پدید آمدن حالت شک و تردید نشانه خوبی از سلامت روح است، بلکه براساس روایات این احساس نگرانی علامت ایمان خالص شخص است. شخصی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید و گفت: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هلاک شدم. "رسول خدا فرمود شیطان به سراغت آمد و به تو گفت چه کسی تو را خلق کرد و تو گفتی خدا، پس او گفت خدا را چه کسی خلق نمود. مرد گفت: درست است یا رسول الله. سپس پیامبر فرمود: این ایمان محض است". [4]

در بعضی از موارد گناه و معصیت موجب سست شدن اعتقادات و وسوسه در آنها می شود که باید با توبه به درگاه خداوند و جبران گناهان زمینه و آثار وسوسه را از بین ببریم.

در بعضی از موارد ضعف ایمان و عدم اعتماد به نفس موجب وسواس می شود که باید برای مبارزه با آن در صدد تقویت ایمان و اعتماد به نفس باشیم.  

شخصی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید و گفت: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) هلاک شدم. "رسول خدا فرمود شیطان به سراغت آمد و به تو گفت چه کسی تو را خلق کرد و تو گفتی خدا، پس او گفت خدا را چه کسی خلق نمود. مرد گفت: درست است یا رسول الله. سپس پیامبر فرمود: این ایمان محض است"

راهکارهای عملی درمان وسواس

از آنجا كه معمولاً این افكار به هنگام بیكارى به سراغ فرد مى‏آید، سعى كنید با یك برنامه‏ریزى دقیق و حساب شده تمام اوقات شبانه ‏روزى خود را پر كنید و هیچ گاه بیكار نباشید. به مطالعه، نظافت اتاق، كمک به دوستان، ورزش و... مشغول باشید و هر گاه بیكار شدید خود را به كارى مشغول سازید.

2ـ هرگاه افكار مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار دیگرى كنید و با ایجاد حواس‏پرتى از آن افكار مزاحم دورى كنید.

3ـ هرگاه این افكار به سراغتان آمد و متوجه شدید، وسط افكار به خود بگویید: «بس است دیگر» و بدین وسیله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى دیگر خواهید رفت.

4ـ ذكر این نكته لازم است كه غالبا افكار مشوش و آلوده از بازى‏هاى شیطان و وسوسه‏هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نیك است و انسان باید در برابر این نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پركردن فضاى قلب و سینه از یاد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى‏هاى خلقت او جایى خالى براى شیطنت شیطان در قلب خود باقى نگذارد.

5- تلقین؛ به خود تلقین كنید كه من مى‏توانم شک و تردیدهایم را رها كنم و به اصول فكرى خود كاملاً باور و ایمان دارم.

6- اذکار (لا اله الا الله) و (لاحول و لاقوة الا بالله) و تلاوت سوره ناس، کمک خوبی برای عبور از این افکار است.

 

پی نو شت ها:

[1] کلینی، کافی، ج 2، ص 129، "عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَقُولُ کُلُّ قَلْبٍ فِیهِ شَکٌّ أَوْ شِرْکٌ فَهُوَ سَاقِطٌ".

[2] حسن زاده آملی، حسن، معرفت نفس، ج 1، ص 5  -  12 ، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1362هـ ش، بی جا.

[3] ملا صدرا، اسفار، ج 9، ص 93، اول صفت که در نفس آدمی حادث می شود و سر بر می آورد صفت چهارپایگی است که در کودک، شهوت و شکمبارگی غلبه دارد. آن گاه صفت درندگی که باعث غلبه، دشمنی و مناقشه است به وجود می آید و بعد از آن صفت شیطانی پیدا می شود که ابتداء مکر و نیرنگ در او غلبه می یابد. و بعد از اینها صفت عقل که ظاهر کننده نور ایمان و از حزب الله تبارک و تعالی و لشکر فرشتگان است در او خلق می شود. نیروی عقل از ابتدای بلوغ شروع به رشد می کند و در چهل سالگی به حد کمال می رسد، اما لشکر شیاطین قبل از بلوغ در قلب جای می گیرند و بر او مسلط می شوند و نفس با آنها الفت می گیرد و به تبعیت آنها در شهوت، آزاد و رها است. اما از زمان بلوغ که لشکر عقل در قلب شروع به رشد می کند، جنگ و مبارزه در میدان قلب شروع می شود، پس اگر عقل ضعیف باشد، شیطان بر او مسلط می شود؛ و این شخص در نهایت از لشکر شیطان خواهد بود و در قیامت با آنها محشور خواهد شد و اگر عقل به واسطه نور علم و ایمان قوی گردد همه قوا را در تحت تسلط خود در می آورد و شخص در ردیف ملائکه و با آنها محشور خواهد شد.

[4]    کلینی، کافی، ج 2، ص 425، چاپ چهارم دار الکتب الإسلامیة، تهران، ‏1365 هـ ش، "ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَکْتُ فَقَالَ لَهُ ع أَتَاکَ الْخَبِیثُ فَقَالَ لَکَ مَنْ خَلَقَکَ فَقُلْتَ اللَّهُ فَقَالَ لَکَ اللَّهُ مَنْ خَلَقَهُ فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ لَکَانَ کَذَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاکَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ". 

فرآوری: محمدی              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

اسلام کوئست 

سایت پرسمان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین