سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
عارفان خداشناس و سالك الی الله، تحت سرپرستى ولى الله الاعظم، واسطه فیض شده و در موارد بسیارى، دیده و شنیده شده است كه توانسته اند با یك اشاره مرض را از بدن بیماری خارج كرده و یا موجود بی جانی را به حركت وادار نمایند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حسن رضائی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ولایت تكوینیه آخوند كبیر

عارفان خداشناس و سالك الی الله، تحت سرپرستى ولى الله الاعظم، واسطه فیض شده و در موارد بسیارى، دیده و شنیده شده است كه توانسته اند با یك اشاره مرض را از بدن بیماری خارج كرده و یا موجود بی جانی را به حركت وادار نمایند.

روح انسان از قابلیتهایی برخوردار است كه می تواند با طی یك سری از ریاضت ها و مشقتها، به اعمال خارق العاده ای دست بزند كه به هیچ وجه نمی توان آنها را با علوم تجربی متداول توجیه و تفسیر نمود. این ریاضت ها اگر در مسیر مشروع خود باشند، قدرت های عجیب روحانی برای انسان به همراه می آورند كه در برخی موارد، از آنها تعبیر به ولایت تكوینی می كنند.

 

بررسی های فلاسفه و متكلمین اسلامی و همچنین مشاهدات نشان می دهند كه، ولایت تكوینى فقط مختص به انسان كامل و حجت هر زمان یعنى پیامبر و امام معصوم نیست، بلكه  مقام ولایت، درجاتى دارد كه هرچند مراحل بالاى آن مختص اولیاء الهى است، اما مدارج پائین و متوسط آن را، مۆمنان عارف هم می توانند دست پیدا كنند.

 

ولایت را به معنای قرب و نزدیكی گرفته اند.(1)استاد مطهرى در تعریف ولایت تكوینى مى‏فرمایند: « ولایت تكوینى این است كه انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت، به مقام قرب الهى نائل مى‏گردد و اثر وصل به مقام قرب ـ البته در مراحل عالى آن ـ این است كه معنویت انسانى كه خود حقیقت و واقعیتى است، در وى متمركز مى‏شود و با داشتن آن معنویت، قافله سالار معنویت، مسلط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجت زمان مى‏شود.»(2)

 

انسان كامل در واقع بیان انسان آرمانی است و هر دینی دیدگاه خود را درباره آن بیان كرده است، شناخت انسان كامل از نظر قرآن كریم نیز، در واقع شناخت نوع نگاه قرآن به انسان و بیان غایت و هدف از تربیت قرآنی است. «ارتباط بحث از انسان كامل با مذهب شیعه نیز روشن است و به گفته عفیفی: بحث انسان كامل ارتباط وثیقی با مسأله ولایت و امامت نزد شیعه دارد»(3)

 

با توجه به تعریفی كه از ولایت تكوینی ارائه گردید، باید گفت این ولایت موجب می گردد كه انسان به این قدرت دست پیدا كند كه در امور خارجی تصرف نموده، و واسطه فیض الهی بر دیگر موجودات باشد. این افراد می توانند به اذن الهی در طبیعت تصرف نموده(4) و آن را به گونه دیگری رقم بزنند؛ عارفان خداشناس و سالك الی الله، در حد خود داراى اینگونه كرامات هستند و تحت سرپرستى ولى الله الاعظم،  واسطه فیض هم مى‏شوند و در موارد بسیارى، دیده و شنیده شده است كه توانسته اند با یك اشاره مرض را از بدن بیماری خارج كرده و یا موجود بی جانی را به حركت وادار نمایند. هر چند همانطور كه گفته شد، عرفا و مومنین متخلق، تنها می توانند به مراحل پایینی از این ولایت دست پیدا نمایند، اما همین نیز حاكی از مقام قرب آنان به درگاه احدیت است، چرا كه فقط در سایه نزدیكی و قرابت به صفات كمال و جلال الهی است كه این قابلیتها  در روح انسان شكوفا می گردند و از این طریق در آب و آتش و ...... تصرف نموده و به آنها امر و نهی می نمایند و خود جلوه ای ولایت تكوینیه الهی و ولایت تكوینی حضرات معصومین (ع) می شوند. كتب تراجم و احوالات عرفا و علما و بزرگان دین، حكایات واقعی بسیاری را از این كرامات و خارق عاداتی كه توسط این سالكان راه خدا صورت گرفته است، برای آیندگان نقل نموده اند، باشد كه با مطالعه پیرامون شخصیت این بزرگواران، زمینه مناسبی برای تخلق به اخلاق الهی فراهم گردد.

 

در همین رابطه حضرت آیة الله شیخ محمد على اراكى (ره) نقل می كند كه : « پدرم نقل كرد كه آخوند كبیر ملا محمد ، پدر مرحوم آقا ضیاء عراقى، ارتزاقش از یك قطعه زمینى در همان اطراف سلطان آباد (اراك ) بود، زارعت مى كرد و نان سال خودش و عیالش از همان قطعه زمین بود، یك وقت كه حاصل آن زمین را در خرمنگاه جمع كرده بودند و در اطرافش هم خرمنهای دیگری بوده است، كسى عمدا یا سهوا آتش روشن مى كند، باد هم بوده و آتش افتاد بود توى خرمنها، به محض افتادن آتش ،خرمن ها آتش مى گیرد، تا آتش همه خرمن ها را مى گیرد كسى به آخوند مى گوید :چه نشسته اى ؟نزدیك است آتش خرمن شما را بگیرد، آخوند تا این را مى شنود عبا و عمامه را بر مى دارد و قرآن را به دست مى گیرد و مى رود به بیابان و رو به آتش و در دستش هم قرآن مى گوید : اى آتش این نان خانواده و اهل و عیال من است، ترا به این قران قسم به این خرمن متعرض نشو! پدرم مى گفت تمام آن قبه ها (كپه ها و خرمن ها )كه در اطراف بود خاكستر شد و این یكى ماند هر كس كه مى آمد ،انگشت به دهان مى گرفت و متحیر مى شد كه این چه جور سالم مانده ولى من از قضیه خبر داشتم .»(5)


پی نوشت‏ها:

1.ابى الحسین احمد بن فارس بن زكریا ، معجم مقاییس اللغة، ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى،  ج6 ، ص 141

2.مرتضى مطهرى، ولاءها و ولایتها، قم، انتشارات صدرا، ص 57 ـ 56

3.آیت الله مكارم شیرازی، پیام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، ج 9 ، ص 163 ـ 162

4.مصاحبه آیة اراكى با مجله حوزه، شماره 12

منابع:

مجله حوزه

تهیه و فراوری: فربود، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین