تبیان، دستیار زندگی
خواندن رمان «شب رنج موسی» نوشته مصطفی جمشیدی برای آن گروه از خوانندگان کتاب که به موضوعات تاریخی و شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام علاقه دارند خالی از لطف نیست. به ویژه آنهایی که دوست دارند درباره شخصت امام موسی صدر اطلاعات داستانی بیشتری کسب کنند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ماجرای ناپدید شدن امام موسی صدر


خواندن رمان «شب رنج موسی» نوشته مصطفی جمشیدی برای آن گروه از خوانندگان کتاب که به موضوعات تاریخی و شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام علاقه دارند خالی از لطف نیست. به ویژه آنهایی که دوست دارند درباره شخصت امام موسی صدر اطلاعات داستانی بیشتری کسب کنند.

ماجرای ناپدید شدن امام موسی صدر

داستان رمان «شب رنج موسی» از آن جا آغاز می‌شود که بعد از این که امام موسی صدر (از رهبران شیعی در کشور لبنان) طی سفری رسمی به کشور لیبی به دعوت معمر قذافی، توسط افراد ناشناس وابسته به دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی به رهبری معمر قذافی ربوده و ناپدید می‌شود، کنجکاوی طرفداران امام موسی صدر نسبت به سرنوشت این رهبر شیعی هم شکل می گیرد که باعث می شود دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی به فکر چاره اندیشی برای رد گم کردن در این ماجرا بیفتد. برای این منظور، عوامل این دستگاه امنیت از فردی به نام «ابراهیم اسماعیل محدث قوشه» که از نظر ظاهری شباهت بسیاری به امام موسی صدر دارد، استفاده کرده و با کار کردن روی چهره و قیافه و همچنین رفتار او، از وی می خواهند به عنوان بدل امام موسی صدر در چند نقطه از مراکز حساس جهان ظاهر شود تا به این وسیله، شایعه خروج امام موسی صدر از لیبی به این شکل تقویت شود.

دو فرد با نفوذ دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی؛ موسی کوسا و ملازم احمد هم که در شکل گیری این سناریو نقش اساسی داشته اند، با انتقال حساب شده بدل امام موسی صدر به کشور ایتالیا و ظاهر شدن او در هتلی در این کشور، بخشی از شایعه حضور امام موسی صدر در مکانی غیر از کشور لیبی تحت سلطه معمر قذافی را به اجرا می گذارد. ادامه این سناریو به اجرای نمایشی این سفرهای فرمایشی در چند کشور دیگر است که بنا بر دلایل مختلف تحقق نمی یابد. با این حال، روایت های مختلفی از حضور امام موسی صدر در نقاط گوناگون از زبان افراد مختلف بیان می شود که هیچ یک قطعیت ندارد و تنها سایه سنگین عوامل دستگاه امنیتی حکومت وقت کشور لیبی به رهبری معمر قزافی بر مسئله ناپدید شدن امام موسی صدر در کشور لیبی حس می شود.

کلیت پیرنگ داستان شب رنج موسی، در کنار خرده روایت های متعددی که دارد، به یک روایت نسبتاً برجسته ای تکیه دارد که به منزله نخ تسبیح نه چندان محکم، سعی در پیوند دادن و انسجام بخشیدن به اجزای پراکنده داستان دارد. این روایت نسبتاً برجسته، حضور پررنگ شخصیت بدل امام موسی صدر در طول داستان است که گویا تنها سلاح دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی در کم رنگ جلوه دادن ماجرای ناپدید شدن امام موسی صدر در این کشور بوده است.

این شخصیت در بیشتر بخش های داستان حضور دارد و آن جاها هم که خودش حضور ندارد، شخصیت های دیگر درباره او حرف می زنند و به نوعی سایه او در داستان همواره احساس می شود. بنابر این، تکیه داستان بر شخصیت«ابراهیم اسماعیل محدث قوشه»(بدل امام موسی صدر) که قبل از وارد شدن به این ماجرا به عنوان یکی از افسران ارتش لیبی خدمت می کرده، بیش از هر چیزی مشهود است. به بیان دیگر، پیرنگ داستان متکی به این بخش ماجرا است و اگر آن را از کل داستان حذف کنیم، چارچوب طرح و پیرنگ اثر فرو می ریزد؛ چرا که بقیه اجزای داستان قابل اتکا نیستند و تنها موردی که نویسنده با قطعیت روی آن کار و تآکید کرده است، در وهله اول موضوع ناپدید امام موسی صدر و در مرحله بعدی حضور بدل وی در این ماجرا است.

از نظر شخصیت پردازی هم ماهیت این نوع آثار ایجاب می‌کند، یک شخصیت اصلی یا قهرمان در مرکزیت داستان حضور داشته باشد که در این اثر، شخصیت امام موسی صدر از چنین ویژگی برجسته‌ای برخوردار است. اما نوع سرنوشتی که این شخصیت در جهان خارج از داستان دارد، نویسنده را مجبور کرده به عمق وجودی این شخصیت نزدیک نشود و در واقع به رغم نیاز داستان، نویسنده از شخصیت اصلی به شدت دور بوده است. شخصیت امام موسی صدر در این داستان حضور فیزیکی ندارد و بیشتر در کلام دیگر شخصیت‌هاست که حضور پیدا می‌کند.

در بخش فضاسازی، نویسنده بیشتر به کلی گویی روی آورده و از جزئی نگاری در ساختن فضاهای مورد نظر خود معمولاً دوری کرده است. بخشی از این مسئله به فضاهای پراکنده در طول داستان مربوط است که وقایع آن بیشتر در جغرافیا و لوکشن‌های ناآشنا و غریب برای نویسنده و مخاطب ایرانی اتفاق می‌افتد

مخاطب هر جا در لا به لای صحبت‌های دیگر شخصیت‌ها، درباره امام موسی صدر می‌شنود، کنجکاو می شود به اصل ماجرا نزدیک شود، اما این اتفاق معمولاً نمی‌افتد، چون ماهیت مسئله به گونه‌ای است که باعث می شود مخاطب همواره از اصل ماجرا دور بماند. با این حال، شخصیت امام موسی صدر در طول داستان تقریباً با همه ابعادش به خواننده معرفی می‌شود. هر چند مخاطب در طول داستان، به غیر از چند صحنه به شدت کوتاه با شخصیت امام موسی صدر مواجه نمی شود. آن هم از زاویه نگاه مأموران دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی و شخص بدل وی که در نگاه و کلام آنها هم اغلب تحسین و ستایش از شخصیت امام موسی صدر دیده می‌شود.

علاوه بر شخصیت محوری امام موسی صدر و یک شخصیت مکمل دیگر؛ «ابراهیم اسماعیل محدث قوشه»(بدل امام موسی صدر)، چندین شخصیت فرعی هم در بخش‌های مختلف داستان حضور دارند که از میان آنها می‌توان به «موسی کوسا»، «ملازم احمد»، «سلیم»، « صادق الوفاقی»، «ناصر نجیب»، «ماریه»، «موسی ضباط»، « زیلا»، «محمد جمیل»، «سعید زرقان»، «فوزی جمالی»، «ادریس»، «عبدالله السنوسی» اشاره کرد. البته همه این افراد به یک اندازه در ماجراهای داستان نقش ندارند و برخی از آنها در یک فصل داستان حضور دارند و در فصول بعدی دیگر خبری از آنها نیست.

همچنین تعدادی شخصیت با عناوین عام مانند «پیرمرد»، «پزشک» و مهم تر از همه آنها، فردی به نام «K» در ماجراهای داستان نقش دارند که شخصیت« K» مأمور ویژه‌ای در پرونده امام موسی صدر است و به لحاظ امنیتی ترجیح داده از اسم مستعار k استفاده کند. به این ترتیب تعداد زیاد شخصیت‌های فرعی باعث شلوغی بیش از حد فضای داستان شده و اغلب به دلیل حضور کم این افراد در صحنه های داستانی، مخاطب فرصت آشنایی با این شخصیت ها را پیدا نمی کند. برای همین نمی‌توان به ماندگاری این شخصیت های فرعی در ذهن مخاطب چندان امیدوار بود. حتی برخی از آنها در حد یک تیپ باقی می‌مانند و در طول داستان فرصت تبدیل شدن به شخصیت کامل را پیدا نمی کنند.

در بخش فضاسازی، نویسنده بیشتر به کلی گویی روی آورده و از جزئی نگاری در ساختن فضاهای مورد نظر خود معمولاً دوری کرده است. بخشی از این مسئله به فضاهای پراکنده در طول داستان مربوط است که وقایع آن بیشتر در جغرافیا و لوکشن‌های ناآشنا و غریب برای نویسنده و مخاطب ایرانی اتفاق می‌افتد. برای مثال، وقتی نویسنده می‌خواهد از کوچه ها و خیابان های شهر طرابلس در کشور لیبی بنویسد، به ساختن یک فضای عمومی برای خیابان‌های این شهر بسنده می کند که بیشتر شبیه خیابان های آشنا در شهرهای مختلف کشور خودمان ایران است. یا موقعی که نویسنده می‌خواهد از مخفیگاه های دستگاه امنیتی حکوممت وقت لیبی بنویسد، به فضای عمومی یک چهاردیواری ساده بسنده می‌کند که دیوارها و همچنین سقفی دارد و در آهنی محکم که کسی پشت میله‌های آن اسیر است.

در مجموع، مخاطب وقتی مطالعه داستان شب رنج موسی را به پایان می‌رساند و مدتی از آن فاصله می گیرد، قادر به تجسم فضاهای داستانی آن نیست. یعنی منظره و فضای ماندگاری از مکان های وقوع صحنه‌های این داستان در خاطرش نمی ماند. این مسئله به ساختار اثر لطمه می زند، اما خارج از دنیای داستان، به دلیل محدودیت هایی که اغلب ریشه در مسایل مالی دارد و معمولاً برای بسیاری از نویسندگان پیش می آید که نتوانند به جغرافیای مورد نظر برای فضاسازی صحنه های داستان خود سفر کنند، نمی توان چندان به نویسنده این داستان هم خرده گرفت، چرا که او بعد از انتشار کتاب در مصاحبه ای با یکی از رسانه ها از پیگیری های خود برای سفر به کشورهای لبنان و لیبی برای آشنایی بیشتر با جغرافیای مورد نظر داستان گفته که به نتیجه نرسیده و او سرانجام به تخیل محض خود بسنده کرده و فضاهای عمومی ساخته و داستان را پیش برده است. همچنین از ظرفیت های پیدا و پنهان عنصر دیالوگ در داستان شب رنج موسی به شکل بهینه استفاده شده و نویسنده توانسته با بهره گیری از این عنصر پیش برنده در روایت داستان سود جسته و روایت مورد نظر خود را پیش ببرد. به بیان دیگر، حجم وسیعی از بار این داستان بر دوش دیالوگ است. شخصیت ها مدام با هم صحبت می کنند و اطلاعات مورد نظر نویسنده از این طریق به خواننده منتقل می شود. هر چند این رویکرد یک طرفه در جاهایی از داستان باعث یکنواختی و کسالت در روایت داستان می شود، اما کاستی‌های دیگر داستان به این شکل تا حدودی برطرف می شود.

از طرف دیگر، چون بخش وسیعی از داستان به لحاظ ماهیت آن، جنبه پلیسی، معمایی و طبعاً پرسش و پاسخی دارد، آدم ها مدام همدیگر را مورد موأخذه و پرسش قرار می دهند تا به حقیقت ماجرا پی ببرد که این خواسته هم تا پایان داستان تحقق نمی یابد.

«- عجب شباهتی! واقعاً تو نمی دانستی با گذاشتن ریش این قدر به امام شبیه می‌شوی؟

-  نه. یعنی بله. اما اینها چه ربطی به ماجرای دستگیر شدنم دارد؟

افسر پلیس، مدارک(برگه ای ارسال شده) را زیر و رو کرد و دقایقی به سکوت گذراند.

- از چند روز پیش ساکن هتل ساوینا شده‌ای؟ و چرا اینجا را انتخاب کردی؟(مرد حالا قیافه غمزده‌ای به خود گرفته بود!)

- ملازم، یعنی من و طرطوسی و موسی کوسا سال‌ها پیش- شاید ده سال پیش به این هتل آمده بودیم. کوسا هر سال، هر وقت اراده کند می آید آنجا. چیز پیچیده ای نیست...» ( ص 185 و 186)

در مجموع، نویسنده رمان شب رنج موسی با ترکیب چندین خرده روایت موازی اما مرتبط با هم سعی کرده تصویری کلی از ماجرای ناپدید شدن امام موسی صدر در کشور لیبی را به مخاطب خود ارائه دهد که به لحاظ اسنادی و تاریخی چندان قابل دفاع نیست، اما به دلیل شیوه روایت که ترکیبی از مستندات تاریخی و تخیل نویسنده است، اثری داستانی با تکیه بر واقعیت‌های تاریخی خلق شده که می‌تواند برای گروهی از خوانندگان که به داستان هایی با پس زمینه واقعیت های تاریخی علاقه دارند جذابیت داشته باشد.

خوانندگان عادی داستان هم در این اثر با گروهی از عوامل دستگاه امنیتی حکومت وقت لیبی به رهبری معمر قذافی مواجه هستند که بعد از ربودن امام موسی صدر، مدام در حال نقشه کشیدن و به فکر انحراف افکار عمومی از موضوع ناپدید شدن رهبر شیعیان هستند. آنها در بسیاری از مواقع به لحاظ امنیتی در ترددهای خود از رمز عبور استفاده می کنند که عنوان «طرابلس آویشن ندارد!» یک از آنهاست.

پایان داستان هم باز است و هیچ گونه قطعیتی دیده نمی‌شود. هر چند در فصل های مختلف داستان، نویسنده در پایان فصل با آوردن عبارت برجسته «تو آنجا بودی؟»، که طبعاً منظور شخصیت اصلی؛ امام موسی صدر است، روی زنده بودن این مرجع بزرگ شیعی به صورت تلویحی تأکید می‌کند. با این حال، داستان اصلی در کتاب شب رنج موسی، قصه آدم هایی است که در ناپدیدن شدن امام موسی صدر نقش داشته‌اند و حالا هر یک به نوعی سعی در بیان وارونه واقعیت دارند.

چاپ اول(1391) رمان«شب رنج موسی» نوشته مصطفی جمشیدی، در 200 صفحه، با شمارگان 3300 نسخه و با قیمت 7000 تومان از سوی نشر روزگار در تهران چاپ و منتشر شده است.

بخش کتاب و کتابخوانی تبیان


منبع: فارس