سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«إن جبریل(علیه السلام)كان اذا أتی النبی لم‌یدخل حتی یستأذنه واذا دخل علیه قعد بین یدیه قعده العبد». همانا جبرئیل(علیه السلام) وقتی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد می‌شد اجازه می‌گرفت و مانند بندگان در مقابل او می‌نشست.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حالات غیر عادی پیامبر

وحی


یكی از مطالبی كه در ارتباط با وحی مطرح می‌شود و فهم آن برای ما مشكل است، كیفیت نزول وحی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) است. از روایات استفاده می‌شود كه پیامبر قبل از بعثت گاهی از راههای مختلف با عالم ملكوت ارتباط داشته‌اند.


ارتباط پیامبر با عالم ملکوت قبل از بعثت

علی‌بن‌ابراهیم(ره) می‌گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در 37 سالگی خوابهایی می‌دیدند كه كسی به او خطاب می‌كند: یا رسول‌الله، و ایشان این مطلب را از مردم مخفی می‌كردند. و گاهی كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای چراندن گوسفندان ابوطالب به اطراف مكه می‌رفت، شخصی را می‌دید كه به او خطاب می‌كند: یا رسول‌الله. حضرت سۆال كرد: تو كیستی؟ جواب داد: من جبرئیل هستم. خداوند مرا فرستاده تا تو را به پیامبری انتخاب نمایم.(1)

بعد از رسالت این ارتباطها به صورت قوی‌تر، بین پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خداوند وجود داشته است. سیوطی می‌گوید: وقتی پیامبر به رسالت مبعوث شد، دائماً با جبرئیل(علیه السلام) در ارتباط بوده است، ولی دو بار او را در صورت واقعی خودش دیده است:

 1. زمانی كه خود رسول‌الله(صلی الله علیه و آله) درخواست كرد تا او را در چهره واقعی ببیند.

2. در شب معراج نیز رسول الله(صلی الله علیه و آله) جبرئیل(علیه السلام) را به صورت واقعی خودش مشاهده نمود.(2)

اما بعضی از محققان گفته‌اند: نظر صحیح این است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) یك مرتبه در غار حرا و مرتبه دوم در شب معراج، جبرئیل(علیه السلام) را به صورت واقعی خودش دیده است.(3) ولی می‌توان گفت: بین این دو نظریه اختلاف اساسی وجود ندارد، یعنی ممكن است آن مرتبه اول كه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) درخواست كرده جبرئیل(علیه السلام) را در چهره واقعی خود ببیند،در ارتباط با همان غار حرا بوده است، زیرا درخواست رۆیت در كلام آنها به صورت مطلق ذكر شده است.

ارتباط با برترین موجود که مجرد از ماده است، برای انسان مادی کاری ساده نیست، به ویژه اگر این ارتباط بدون واسطه باشد، از این رو این حالات غیر عادی هنگام این ارتباط، امری قابل توجیه و پذیرفتنی است

حالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هنگام نزول وحی

در هنگام نزول وحی، جان و روح پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنان تجلیگاه نور حق می‌شد كه بدن مطهر آن حضرت شروع به لرزش می‌كرد، و عرق سرد بر پیشانی‌اش می‌نشست، به طوری كه او را شست‌وشو می‌دادند و در پارچه‌ای می‌پوشاندند. گاهی نیز حالت التهاب و برافروختگی به او دست می‌داد و رنگ رخسار مباركش به سرخی و كبودی می‌گرایید و زمانی هم چنان سنگین می‌شد كه مركبی كه سوار بود، از راه رفتن می‌ایستاد. اگر بر شتری یا اسبی سوار بود، كمر حیوان خم می شد و به نزدیك زمین می رسید .

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «موقعی كه سوره مائده بر پیامبر نازل شد، ایشان بر استری به نام «شهبا» سوار بودند وحی بر ایشان سنگینی كرد، به طوری كه حیوان ایستاد و شكمش پایین آمد دیدم كه نزدیك بود ناف او به زمین برسد، در آن حال پیامبر از خود رفت و دست خود را بر سر یكی از صحابه نهاد»(4)

عباده بن صامت می گوید: «هنگام نزول وحی گونه های پیامبر(صلی الله علیه و آله) درهم می كشید و رنگ او تغییرمی كرد در آن حال سر خود را فرو می افكند و صحابه نیز چنین می كردند»(5) امام صادق(علیه السلام)در روایتی فرمودند: این حالات برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگام وحی مستقیم رخ می‌داده است.(6)

حضرت محمد

«عن زرارة قال جعلت فداك الغشیة اللتی تصیب رسول‌الله(صلی الله علیه و آله) اذا نزل علیه الوحی؟ فقال: ذلك اذا لم‌یكن بینه و بین الله احد، ذاك اذا تجلی الله له».(7)

زراره نقل می‌كند: از امام صادق(علیه السلام)سۆال كردم: غشی كه بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) عارض می‌گشت هنگام نزول وحی بود؟ فرمود: این حالت زمانی بود كه بین او و خداوند هیچ‌كس واسطه نبود، و خداوند با عظمت و جلال بر او تجلی می‌كرد.

در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام)آمده است:

«إن جبریل(علیه السلام)كان اذا أتی النبی لم‌یدخل حتی یستأذنه واذا دخل علیه قعد بین یدیه قعده العبد».(8)همانا جبرئیل(علیه السلام) وقتی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد می‌شد اجازه می‌گرفت و مانند بندگان در مقابل او می‌نشست.

این وحی بدون واسطه تنها حالات ظاهری پیامبر را تحت تأثیر قرار می داد و دگرگون می کرد؛ زیرا پس از برطرف شدن این حالت هر آنچه را به او وحی شده بود، در ذهن داشت و بی کم و کاست به مردم ابلاغ می کرد. در وحی مستقیم کلام الهی در اعماق وجود رسول خدا تأثیر می گذاشت و این تأثیر فراتر از امور طبیعی و حسی بود، از این رو  این وحی تأثیر گذارتر  و سنگین تر از وحی غیر مستقیم بود.

«إن جبریل(علیه السلام)كان اذا أتی النبی لم‌یدخل حتی یستأذنه واذا دخل علیه قعد بین یدیه قعده العبد». همانا جبرئیل(علیه السلام) وقتی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد می‌شد اجازه می‌گرفت و مانند بندگان در مقابل او می‌نشست

دلایل حالات پیامبر (صلی الله علیه و آله)هنگام دریافت وحی مستقیم

به وجود آمدن چنین حالاتی هنگام دریافت وحی مستقیم می تواند دلایل مختلف داشته باشد:

1ـ ارتباط انسان مادی با برترین موجود مجرد:

هر چند پیامبران انسان های کاملی هستند، ولی در عین حال انسان اند و در جهان مادی؛ مانند سایر افراد بشر زندگی می کنند." قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ ...." (9) بگو من بشری همانند شما هستم که به من وحی می رسد که خدای شما خدای یکتا است".ارتباط با برترین موجود که مجرد از ماده است، برای انسان مادی کاری ساده نیست، به ویژه اگر این ارتباط بدون واسطه باشد، از این رو این حالات غیر عادی هنگام این ارتباط، امری قابل توجیه و پذیرفتنی است.

2ـ ثقالت و سنگینی معارف بلند اعتقادی و توحیدی:

خداوند در این باره می فرماید:" لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ ، وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ "(10) اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و متلاشی می گشت و این مثال ها را در قرآن برای مردم بیان می کنیم که اهل عقل و فکر شوند.

3ـ سنگینی اجرای دستورات الهی در جامعه:

شاهد این بار سنگین الهی بر پیامبر عظیم الشأن، مصائب و سختی هایی بود که در طول مدت رسالت خود برای برپا ساختن کلمه توحید تحمل کرد.

ادامه دارد......

 

پی نوشتها:

1ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج18، ص184.

2ـ جلال‌الدین سیوطی، الدر المنثور، ج6، ص123.

3ـ فضل‌بن‌حسن طبرسی، مجمع البیان، ج9، ص173 ـ 175 و ج10، ص446؛ فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج2، ص618.

4ـ تفسیر عیاشی، ج1، ص 388.

5ـ طبقات ابن سعد، ج1، ص 131.

6ـ بحارالانوار، ج18، ص270.

7ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج18، ص256؛ محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج18، ص79.

8ـ شیخ صدوق، اكمال الدین، ص85.

9ـ فصلت/6.

10ـ حشر/21.

                                                                                                                                              فرآوری: انصاری نسب  

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع:

مقاله تاریخ و علوم قرآن از منظر امام خمینی(ره) و دیگران، حجت‌الاسلام محمدحسین محمدی ،مجله طلوع، تابستان 1385، شماره 18.

تاریخ قرآن، آیة الله محمدهادی معرفت.

سایت islamquest

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین