سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در روش و منش زندگانی علما بزرگ و مردم دار حوزه های علمیه نیز، توجه به ضعفا و مساكین سابقه دیرینه داشته و به یكی از سنن باارزش علما مردمی تبدیل شده است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حسن رضائی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

توجه شیخ جعفر به فقرا

توجه شیخ جعفر به فقرا
در روش و منش زندگانی علما بزرگ و مردم دار حوزه های علمیه نیز، توجه به ضعفا و مساكین سابقه دیرینه داشته و به یكی از سنن باارزش علما مردمی تبدیل شده است.

همه جوامع در طول تاریخ بشری از شكل گیری دهكده های اولیه تا عصر جدید و ظهور دولت- ملت ها، همگی به نوعی شاهد بروز فاصله طبقاتی در جامعه بوده، بگونه ای كه برخی همواره از مكنت و ثروت برخوردار بوده اند و عده ای دیگر، در سطح پایین تری از رفاه و آسایش روزگار را بسر می كرده اند. از همین رو نیز، دستگیری از نیازمندان و كمك به  رفع حوائج مردم در همه ادیان و فرق و جوامع دین مدار و بی دین و.... امری پسندیده بوده و به علت تطابق با فطرت انسانی دائما مورد سفارش بوده است.

 

شاید بتوان ادعا كرد كه دین مبین اسلام بیش از هر اندیشه و مکتب بشری به رسیدگی به امور فقرا و مساكین جامعه، بذل توجه نموده و كوشش كرده است با وضع قوانین و صدور دستورات و فرامین اخلاقی و ارزشی، جامعه را به سمت انفاق و اطعام و كمك به نیازمندان و مواردی از این دست سوق دهد، و لذا قرآن و سنت و سایر منابع حقوق اسلامی، سرشار از فرامین و رهنمودهای تامین کننده رفاه حال این طبقات درمانده جامعه است.

 

از سوی دیگر، فرهنگ اسلامی طوری مسلمانان را تربیت و هدایت كرده است كه فرد فرد این جامعه، همچنان که به حفظ حیات و رفاه خویش اهمیت می دهند، نسبت به آسایش دیگران نیز مسئولیت داشته و باید در اندیشه غم و شادمانی دیگران نیز باشد . این جامعه همان است که خداوند آنرا خانواده خود (عیال لله ) دانسته است و بافت آن در سوز و ساز و فقر و غنا و بی نیازی و نیازمندی به هم گره خورده و آمیخته شده است .

 

با توجه به آنچه گفته شد، قرآن با تعابیر متعدد مۆمنان را به كمك به فقرا و مساكین فرمان داده است؛ از جمله در آیه: «اَنفِقوا مِمّا رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِیَ یَومٌ لا بَیعٌ فیهِ ولا خُلَّةٌ و لا شَفـعَةٌ» (بقره/ 254) به انفاق کردن در دنیا پیش از فرا رسیدن قیامت، دستور داده است.( منافقون/10) نیز گاه خداوند به پیامبر اکرم(ص) توصیه فرموده که این فرمان الهی را به بندگان خدا ابلاغ کند: « قُل لِعِبَادِیَ الَّذینَ ءامَنوا یُقیمُوا الصَّلوةَ ویُنفِقوا مِمّا رَزَقنـهُم سِرًّا و عَلانِیَةً مِن قَبلِ اَن یَأتِیَ یَومٌ لا بَیعٌ فِیهِ...»( ابراهیم/31) و گاه مۆمنان را به سبب انفاق نکردن در راه خدا توبیخ کرده است(1): «و ما لَکُم اَلاّ تُنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ...»( حدید/ 10)

 

سیره اهل بیت عصمت و طهارت نیز، سراسر مملو از زیبایی كمك و همنشینی و توجه به فقرا و درماندگان می باشد. « وقتی امام باقر (ع) پدرش علی بن الحسین (ع) را غسل می داد، چشم همراهان او به بدن امام سجاد (ع) افتاد و دیدند كه زانوها و سرانگشت پاهای او، از زیادی سجده پینه بسته است و كتف او نیز پینه بسته است . به امام باقر (ع) عرض كردند: پینه بستن پای او از ادامه سجده های مكرر و طولانی است، اما شانه های او چرا پینه بسته است ؟ امام (ع) فرمود: اگر پدرم نمرده بود چیزی به شما نمی گفتم . روزی نبود مگر اینكه او مسكین یا مساكینی را در حد امكان سیر می كرد و وقتی شب می شد، آنچه از خوردنی در منزل اضافه داشت در كیسه ای می گذارد و در هنگامی كه مردم می خوابیدند، آنها را بر دوش می گذارد و بسوی منازل افرادی می رفت كه از روی حیا از مردم در خواستی نداشتند و آنها را بین آنها تقسیم می كرد، به گونه ای كه آنها متوجه نشوند، تنها من می دانستم و البته هدف او این بود كه بطور پنهانی و بدست خود صدقه بدهد و می فرمود: صدقه السر تطفی غضب الرب كما تطفی الماء النار فاذاتصدق احدكم فاعطی بیمینه فلیحفها عن شماله . صدقه پنهانی شعله های غضب پروردگار را خاموش می كند، همان گونه كه آب آتش را خاموش می كند، وقتی كسی از شما با دست راست خود صدقه می دهد، آن را از دست چپ مخفی بدارد.(2)

 

در روش و منش زندگانی علما بزرگ و مردم دار حوزه های علمیه نیز، توجه به ضعفا و مساكین سابقه دیرینه داشته و به یكی از سنن باارزش علما مردمی تبدیل شده است. مرحوم محدث نورى در احوالات شیخ جعفر كاشف الغطا نقل می كند كه :‌ « او به ضعفاء و فقراء و مومنین  بسیار توجه مى نمود و در این باره حكایات زیادى دارد كه اگر جمع شود یك كتاب بزرگ مى شود و از جمله آن حكایات، حكایتى است كه شایسته است از باب نمونه ذكر شود و آن این است كه ثقه عدل جناب سید مرتضى نجفى كه در اوئل عمر خود، شیخ را درك كرده نقل فرموده است كه روزى شیخ، براى نماز ظهر دیر كرد مردم كه از آمدن شیخ مایوس شدند، هر كدام مشغول نماز خود شدند و نماز را فرداى بجاى آوردند كه ناگاه شیخ داخل مسجد شد، چون ایشان را دید كه فرادى نماز مى خوانند، آنان را توبیخ و سرزنش كرد و فرمود: آیا در میان شما یك نفر آدم عادل نبود كه نماز را با جماعت بخوانید؟! در این حال نظرش به شخصى از تجار افتاد كه مردى صالح و معروف به وثاقت بود كه مشغول به نماز است، شیخ تشریف برد پشت سر آن مرد ایستاد و به او اقتدا كرد، مردم نیز تماما اقتدا كردند، آن مرد چون فهمید كه شیخ و تمام حاضرین به او اقتدا كرده اند، خجالت كشید و مضطرب شد ولى نمى توانست نماز را قطع كند، بالاخره نماز را تمام كرد در حالى كه از شرم غرق عرق شده بود، پس از جاى خود برخاست و به شیخ عرض كرد آقا تو با این عملت مرا كشتى، شیخ او را بنشانید و فرمود باید نماز عصر را هم پشت سر تو اقتدا كنیم، آن مرد التماس زیادى كرد كه مرا معاف كنید مرا چه با امامت، فرمود باید نماز عصر را هم بخوانى، آن مرد تضرع بسیارى كرد كه من قدرت این كار را ندارم، شیخ فرمود: یا باید نماز عصر را به امامت بجا بیاورى یا آن كه دویست شامى براى فقرا حاضر نمائى (شامى پولى بوده قریب به دو هزار دینار ) عرض كرد: مى دهم فرمود: الان حاضر است، آن مرد دویست شامى حاضر كرد، شیخ آن پول ها را گرفت و در مسجد بین فقراء تقسیم كرد، آن وقت خود در محراب ایستاد و نماز عصر را با جماعت خواند.»(3)


پی نوشت‏ها:

1.محمد حسین طباطبایی، المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج19، ص174 ـ 175.

2.محمد رضا اکبری ، قصه های تربیتی چهارده معصوم (علیه السلام) ، قم، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع(ص76

3.شیخ عباس قمى ، فوائد الرضویه، تهران، انتشارات خیام، ص 72

منابع:

فوائد الرضویه

تهیه و فراوری: فربود، گروه حوزه علمیه تبیان