سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
قلب دو گوش دارد؛ چون بنده آهنگ گناهى کند، روح‏ ایمان‏ (فرشته یا عقل یا نیروى ایمان) به او می‌گوید: نکن، و شیطان به او می‌گوید بکن، و هر گاه (مشغول ارتکاب گناه شود، مثل این‌که) روى شکم زن زانیه افتاده باشد، روح‏ ایمان‏ از او بر کنار شود
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

گناهان از بین برنده ایمان


گناهانی که انسان را از ایمان خارج می‌کند مشخص و نام ببرید؟


ایمان

پاسخ اجمالی

در روایات وارده از سوی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیه م السلام)، حقیقت و رکن ایمان، مرکب از سه چیز است: الف. شناخت و اعتقاد قلبی، ب. اقرار لفظی و زبانی، ج. عمل به اعضا و جوارح بدن. پنج چیز موجب از بین رفتن ایمان و خروج شخص، از ایمان می‌شود که یکی از آنها انجام گناهان کبیره است.

هنگامی که شخص، مرتکب گناه و معصیت کبیره‌ای می‌‌شود، یکی از ارکان ایمان که عمل به اعضا و جوارح باشد از بین می‌رود. البته این زوال و از بین رفتن، نسبی بوده نه مطلق.

در بین گناهان، برخی از گناهان؛ مانند زنا، نوشیدن شراب، حسد، حرص، طمع، افطار عمدی و بدون عذر روزه در ماه رمضان، چون دارای اثر تخریبی بیشتری در روح شخص گناه‌کار هستند، در روایات از آنان به عنوان گناهان از بین برنده ایمان نام برده شده است، ولی این موارد از باب ذکر مهم‌ترین مصداق بوده، نه این‌که زوال ایمان منحصر به انجام همین چند گناه باشد.

پاسخ تفصیلی

حقیقت و چیستی ایمان

در روایات وارده از سوی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام)، حقیقت و رکن ایمان، مرکب از سه چیز است: الف. شناخت و اعتقاد قلبی، ب. اقرار لفظی و زبانی، ج. عمل به اعضا و جوارح بدن. این سه رکن در کلام معصومین(علیه السلام) به تعابیر مختلف ذکر شده است، چنان‌که نبی مکرم اسلام می‌فرماید:‏ «الْإِیمَانُ‏ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ قَوْلٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛[1] ایمان، گره و رابطه به قلب، گفتار و اظهار به زبان و عمل به ارکان و پایه‌های معرفت است.

در روایت دیگر اباصلت هروی از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت ایمان سۆال پرسید، آن‌حضرت فرمودند: «الْإِیمَانُ‏ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ لَفْظٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْجَوَارِحِ لَا یَکُونُ الْإِیمَانُ إِلَّا هَکَذَا»؛[2] ایمان، رابطه و گره به قلب، اظهار آن به زبان و عمل به اعضا و جوارح بدن است، ایمان غیر از این امور نیست.[3]

 

گناهان از بین برنده ایمان

پنج چیز که به هم شبیه و معروف هستند، موجب از بین رفتن ایمان می‌‌شوند: 1. کفر 2. شرک 3. ضلالت و گمراهی، 4. فسق 5. انجام گناهان کبیره.[4]

در روایات وارده از سوی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام)، حقیقت و رکن ایمان، مرکب از سه چیز است: الف. شناخت و اعتقاد قلبی، ب. اقرار لفظی و زبانی، ج. عمل به اعضا و جوارح بدن. پنج چیز موجب از بین رفتن ایمان و خروج شخص، از ایمان می‌شود که یکی از آنها انجام گناهان کبیره است

بنابر این، یکی از چیزهایی که موجب زوال ایمان می‌شود انجام گناهان کبیره است که محور بحث ما است؛ از این‌رو، بحث را نسبت به آن پیگیر خواهیم شد، و از بحث پیرامون دیگر امور زایل کننده ایمان، صرف نظر می‌کنیم.

آنچه از روایات وارده از سوی معصومان به دست می‌‌آید این است که اعمال صالح، اخلاق نیکو و ترس از خداوند متعال، مانند قلعه محکمى است براى ایمان و نگه‌دارنده ایمان از دست برد شیاطین انسى و جنى‏ است، و ارتکاب معصیت و گناهان کبیره موجب زوال و از بین رفتن‏ ایمان می‌‌شود و‏ به طور ناخودآگاه در آن اثر می‌‌کند.[5]

اصبغ بن نباته یکی از یاران خاص امیرالمۆمنین(علیه السلام)، نقل می‌‌کند: «مردى خدمت امیرالمۆمنین(علیه السلام) آمد و گفت: یا امیرالمۆمنین! برخى از مردم عقیده دارند که بنده تا ایمان دارد، زنا مرتکب نمیشود، سرقت نمی کند، شراب نمی‌نوشد، ربا نمی‌خورد و مرتکب قتل نمی‌شود. این عقیده بر من گران آمده و از آن دلتنگ شده‌‏ام؛ زیرا چنان بنده‌‌اى هم نماز می‌‌خواند، مانند من دعا می‌‌کند، او از من زن می‌‌گیرد و من از او زن می‌‌گیرم و از یکدیگر ارث می‌‌بریم، با وجود این براى گناه کوچکى که بدان آلوده شده از ایمان خارج مى‌‏شود؟!

گناه

امیرالمۆمنین، علی(علیه السلام) فرمود: برادران دینی تو راست می‌‌گویند من هم این کلام را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیده‌ام».[6] سپس ایشان بیاناتی در مورد بازگشت روح ایمان ارائه می‌فرمایند.

امام صادق(علیه السلام) در این باره فرمود: «قلب دو گوش دارد؛ چون بنده آهنگ گناهى کند، روح‏ ایمان‏ (فرشته یا عقل یا نیروى ایمان) به او می‌گوید: نکن، و شیطان به او می‌گوید بکن، و هر گاه (مشغول ارتکاب گناه شود، مثل این‌که) روى شکم زن زانیه افتاده باشد، روح‏ ایمان‏ از او بر کنار شود».[7]

آنچه در این رابطه می‌توان گفت؛ با توجه به این‌که اثر تخریبی برخی از گناهان در از بین بردن و زوال ایمان، بیشتر است در روایات از آن گناهان به خصوص یاد شده است که به چند نمونه اشاره می‌‌کنیم:

از امام صادق(علیه السلام) سۆال شد: چه چیزى مایه ثبات و پا بر جایى ایمان است؟ فرمود: ورع و باز ایستادن از گناه، پرسیده شد: چه چیز باعث زوال‏ ایمان‏ است؟ فرمود: طمع.[8]

در روایتی دیگر فرمود: کسی که زنا کند و یا شراب بنوشد و کسی که روزه ماه رمضان را عمداً بخورد از ایمان خارج شده است.[9]

امام صادق(علیه السلام) در این باره فرمود: «قلب دو گوش دارد؛ چون بنده آهنگ گناهى کند، روح‏ ایمان‏ (فرشته یا عقل یا نیروى ایمان) به او می‌گوید: نکن، و شیطان به او می‌گوید بکن، و هر گاه (مشغول ارتکاب گناه شود، مثل این‌که) روى شکم زن زانیه افتاده باشد، روح‏ ایمان‏ از او بر کنار شود»

همچنین آن حضرت فرمودند: «إِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ‏ الْإِیمَانَ‏ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ»؛[10] حسد ایمان را می‌خورد و از بین می‌برد همان‌گونه که آتش هیزم را می‌‌خورد و از بین می‌‌برد.

گفتنی است زوال و از بین رفتن ایمان به سبب انجام گناه، نسبی است نه مطلق؛ یعنی تا زمانی که شخص، در حال ارتکاب گناه و معصیت است روح ایمان از او سلب می‌‌شود، ولی هنگامی که از گناه دست کشید ایمانش باز می‌‌گردد.

 چنان‌که صباح بن سیابه می‌گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم که محمد بن عبده به حضرت عرض کرد: زانى در حال زنا کردن مۆمن است؟ فرمود: نه، زمانى که روى شکم آن زن است، ایمان از او سلب شود و چون برخیزد، ایمان به او برگردد، من عرض کردم: قصد دارد دوباره هم زنا کند، فرمود: چه بسا قصد می‌‌کند دوباره زنا کند ولى نمی‌‌کند، پس با قصد زنا ایمانش سلب نشود.[11]

همان‌‌گونه که در تعریف ایمان بیان شد ایمان دارای سه رکن قلبی، زبانی و جوارحی است که هنگام ارتکاب گناه و معصیت، یکی از مهم‌ترین ارکان ایمان که عمل به اعضا و جوارح باشد از بین می‌‌رود؛ زیرا اعضا و جوارح هنگام انجام معصیت در اختیار شیطان و گوش به فرمان شیطان شده‌اند و به ندای قلبی شناخت و معرفت، گوش جان نسپرده‌اند، بنابراین، با از بین رفتن یکی از اجزای این مرکب، در روایات اسلامی، حکم به زوال آن مرکب گردیده، اما نه به طور مطلق، از این‌رو پس از انصراف از معصیت، دوباره ارکان ایمان تمام و حکم به بر گشت ایمان می‌‌شود.

 

پی نوشت:

[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول،‏ محقق و مصحح، غفارى، على اکبر، النص، ص 57، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1404 ق.

[2]. ابن بابویه، محمد بن على، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)،‏ محقق، مصحح، لاجوردى، مهدى،‏ ج 1، ص 227، نشر جهان‏، تهران، چاپ اول، 1378 ق.

[3]. در مورد حقیقت و چیستی ایمان، پاسخ‌های: 120، 1311 و 26716 را مطالعه کنید.

[4]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول،‏ محقق، مصحح: غفارى، على اکبر، النص، ص 330، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1404 ق.

[5]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ترجمه جلد 67 و 68 بحار الأنوار، مترجم، موسوى همدانى، ابوالحسن،‏ ج 1، ص 136، کتابخانه مسجد ولى عصر، تهران، چاپ اول، 1364 ش.

[6]. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(صلی الله علیه و آله)،‏ محقق و مصحح، کوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ج 1، ص 449، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، قم، چاپ دوم، 1404 ق.

[7]. کلینى، محمد، الکافی، محقق، مصحح، غفارى على اکبر - آخوندى، محمد، ج 2، ص 267، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.

[8]. همان، ج ‏2، ص 320.

[9]. همان، ج ‏2، ص 278.

[10]. همان، ج ‏2، ص 306.

[11]. همان، ج ‏2، ص 278.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: اسلام کوئست

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین