سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«سید مرتضی » یكی از چهره های امید آفرین و هدف بخش و سازنده جهان تشیع و بلكه افتخار اسلام به شمار آمده ، آثار علمی و زندگی اجتماعی و شخصیت معنوی او برای همه نسلها آموزنده و الهام بخش ‍ است
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سید مرتضی

«سید مرتضی » یكی از چهره های امید آفرین و هدف بخش و سازنده جهان تشیع و بلكه افتخار اسلام به شمار آمده ، آثار علمی و زندگی اجتماعی و شخصیت معنوی او برای همه نسلها آموزنده و الهام بخش است.

ولادت

سید مرتضی در ماه رجب سال 355 هجری قمری در شهر بغداد دیده به جهان گشود نامش علی فرزند «ابو احمد حسین»فرزند موسی بن محمد بن موسی بن ابراهیم فرزند امام موسی بن جعفر علیه السلام است كه نسب او با پنج واسطه به امام هفتم علیه السلام می رسد. كنیه اش ابوالقاسم است و پدر و مادرش نیز از افراد لایق آن روزگار بودند. پدرش حسین موسوی به «طاهر اوحد ذوالمناقب»معروف بود كه منصب نقابت و رسیدگی به كار و زندگی سادات دودمان ابوطالب و مسۆ ولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستی زائران خانه خدا را كه از منصبهای مهم آن روز بود به عهده داشت مادرش نیز بانویی بزرگوار و دانشمند بود كه شیخ مفید پیشوای شیعیان كتاب «احكام النساء» را به خاطر او تاءلیف و تدوین كرده است .

آغاز تحصیل

پیشوای شیعه «شیخ مفید» شبی در خواب دید حضرت فاطمه زهرا دخت گرامی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دست دو فرزندش ‍ امام حسن و امام حسین علیه السلام را گرفته ، آنها را به نزد او آورد و پس از سلام گفت : «جناب استاد! این دو پسران من هستند، به آنها علم فقه و احكام دین بیاموز!» استاد از خواب برخاست و پس از انجام كارهای لازم و با اندیشه های مختلفی كه گریبانگیر او بود به محفل درس خود كه مسجد براثا واقع در محله شیعه نشین بغداد بود،آمد و پس از لحظاتی درس را شروع كرد. در كلاس درس مساءله خاصی پیش نیامد و موضوع خواب روشن نشد ولی چند لحظه پس از پایان درس دید زنی باوقار خاصی در حالی كه دست دو فرزندش را گرفته و پیرامونش را زنانی كه گویا از كنیزان او هستند همراهی می كنند وارد مسجد شدند و پس از سلام نشستند. وقتی استاد فهمید كه او فاطمه دختر ناصر كبیر است به احترام او از جا برخاست .

مادر دو فرزند (علی و محمد) خطاب به استاد گفت : جناب شیخ ! این دو پسر بچه ، پسران من هستند آنان را خدمت شما آوردم تا علم فقه بیاموزند! مرجع بزرگ شیعه فوری به یاد خواب شب گذشته افتاد و شروع به گریستن نمود. همه حاضران مبهوت شدند و سبب گریه او را سۆال كردند. استاد لب به سخن گشود و خواب شب گذشته خود را كه تعبیر شده بود برای آنان نقل كرد، سپس با كمال اشتیاق تعلیم و تربیت آن دو برادر را به عهده گرفت و در پیشبرد آنان به درجات علمی و عملی همت گماشت و آنچنان درهای علوم و معارف اسلامی را به روی آنان گشود كه هر دو از نوابغ روزگار و عالمان نامدار به شمار آمدند.

استادان

سید مرتضی (علی ) تا آن زمان كه خود بر فراز كرسی استادی تكیه زد در نزد شماری از پاكان عصر خویش برای فراگیری علوم آسمانی به ادب زانو زد و بهره ها برد. در ذیل یادی از آن خدا ترسان عرصه علم خواهیم كرد.

1 - شیخ مفید (متوفی 413 ق): شخصیت ممتازی كه به قول نجاشی فضل و برتری او در فقه ، كلام ، روایت ، علم و وثاقت مشهورتر از آن است كه توصیف و تعریف شود او توانست شاگردانی بلند آوازه و نابغه و پركار همانند شیخ طوسی و سید مرتضی را تقدیم جامعه اسلامی بدارد.

2 - ابومحمد هارون فرزند موسی تلعكبری (متوفی 380 ق): او دانشمند و فقیهی برجسته و كم نظیر بود و از جمله راویان مشهوری است كه از مرحوم كلینی روایت نقل می كند.

3 - شیخ محمد صدوق (متوفی 381 ق): او از بزرگان و پیشتازان حدیث است كه به قول شیخ طوسی وی دانشمندی بزرگ ، پاسدار احادیث ، آگاه به رجال و نقاد اخبار بود كه در میان قمی ها كسی در پاسداری از اعم حدیث و دانش زیاد همانند او دیده نشده است و حدود 300 كتاب تاءلیف كرده است .

4 - حسین بن علی بابویه برادر شیخ صدوق : او فقیهی بزرگوار و محدثی شناخته شده است كه از پدر و برادرش حدیث نقل كرده است .

در ردیف استادان سید مرتضی رحمه الله نام بزرگان دیگر هم به چشم می خورد كه ما به موجب اختصار فقط به ذكر نام آنان كه در كتاب ارزشمند الغدیر آمده اكتفا می كنیم : 1 - احمد بن علی بن سعیدكوفی 2 - محمد بن عمران كاتب مرزبانی 3 - ابویحیی ابن نباته 4 - ابوالحسن علی بن محمد كاتب 5 - ابوالقاسم عبدالله بن عثمان بن یحیی 6 - احمد بن سهل دیباجی .

شاگردان

1 - شیخ طوسی : وی پنج سال پس از ورود به بغداد (كه مركز گسترش علوم اسلامی و حوزه علمیه شیعه به شمار می رفت ) و استفاده از محضر استادان گرانقدر بویژه مفید - با كمال تواضع در مجلس درس سید مرتضی حاضر شد و بیست و سه سال تمام از محضر این استاد وارسته علم و ادب آموخت و به مقام والایی رسید و شاگردان بسیاری تربیت كرد كه گفته شده شاگردان مجتهد او از عالمان شیعه بیش از سیصد نفر بود و شاگردانش از علمای اهل تسنن بیش از آن بود كه بتوان آن را شمرد.

2 - ابویعلی سلار دیلمی : او از فقهای بزرگ شیعه و از شاگردان سید مرتضی و شیخ مفید بود و اصلش از دیلم (رشت امروز یا نواحی آن منطقه ) است . از آنجا به بغداد هجرت كرد و از محضر آن دو استاد بزرگ دانش و معرفت را فراگرفت و توانست فوق العاده مورد توجه استادش سید قرار گرفته ، جانشین او در منصب قضا در شهرهای حلب گردد.

3 - ابوالصلاح حلبی : او از عالمان و فقهای مشهور است . این شهر آشوب درباره او می گوید: ابوالصلاح حلبی از شاگردان سید مرتضی رحمه الله است و كتابی دارد به نام «بدایه»در فقه و شرحی دارد بر كتاب ذخیره سید مرتضی .

4- قاضی ابن براج طرابلسی : او از فقها و دانشمندان و شاگردان مشهور سید مرتضی رحمه الله است كه گفته شده سید مرتضی ماهانه هشت دینار - كه در آن زمان مبلغ بالایی بوده است - به او شهریه می داد و مدت بیست و سه سال تمام در طرابلس قضاوت می كرد. از این رو به او قاضی طرابلسی گفته اند.

نام شمار دیگری از شاگردان سید كه در كتب معتبر آمده از این قرار است : شریف ابویعلی محمد بن حسن بن حمزه جعفری ، ابو الصمصام مروزی ، سید نجیب الدین كراجكی ، شیخ ابوالحسن سلیمان صهرشی ، جعفر بن محمد دوریستی ، ثابت بن عبدالله نباتی ،شیخ احمد خزاعی ، شیخ مفید ثانی ، شیخ ابوالمعالی احمد بن قدامه ، شیخ ابوعبدالله محمد فرزند علی صلواتی و ابوزید فرزند كیابكی حسینی و...

حوزه درس سید

حوزه درس او ویژگیهایی داشت كه به سختی می توان نمونه آن را در درس ‍ دیگر عالمان یافت . از ویژگی مجلس درس او این بود كه همه گونه افراد با هر عقیده ای می توانستند در محضر او حضور یابند و از علوم مختلفی كه وی تدریس می كرد استفاده نمایند. نقل شده زمانی مردی یهودی كه از قحطی و تنگدستی رنج می برد به حضور استاد رسید و از وی تقاضای یادگیری علم نجوم كرد. سید مرتضی با گشاده رویی تقاضای او را پذیرفت و دستور داد هر روز مبلغی به او بپردازند. آن مرد یهودی مدتی در درس ‍ استاد شركت كرد و زندگی خود را از طریق همان مبلغ گذراند و پس از گذشت مدتی نه چندان زیاد، تحت تاثیر عظمت و برخوردهای مكتبی شریف مرتضی قرار گرفت و مسلمان شد.

مرحوم محدث نوری می نویسد: «سید مرتضی - قدس سره - علوم زیادی را تدریس می كرد» خصوصیت دیگر حوزه درس او این بود كه به هر شاگردی به فراخور حالش شهریه می پرداخت . نقل شده كه این استاد بزرگوار به شاگرد ممتازش شیخ طوسی ماهانه دوازده دینار می پرداخت .

ویژگی دیگر درس او این بود كه بزرگان بسیاری در آن شركت می كردند، حتی گاهی استاد عالی قدرش شیخ مفید رحمه الله نیز در درس او حضور می یافت . در این باره چنین گفته شده است :

«تمام فاضلها و دانشمندان عرب و عجم از جملات او متحیر، توگویی سیبویه همه زمانهاست و سبحان(124)قرن چهارم ، تواءم با حكمت لقمان و زهد سلمان . وقتی در درس خواجه نصیر نام او برده شد مۆ دبانه گفت : صلوات الله علیه ! چون سید مرتضی به درس مفید حاضر گشتی ، مفید به احترام او از جا برمی خاستی و گاه كرسی درس خود به او دادی و از بیان و تقریر او نشاط كردی و در جلو او بر روی مباركش لبخند شادی زدی ؛ كه گویی سیمای معصومین بینی و گاه كه به یاد خواب زهرا علیهاالسلام می افتادی اشك شوق و محبت به گونه جاری ساختی .»

دارالعلم و كتابخانه سید

در زمان سید مرتضی رحمه الله شهر بغداد در مدتی كوتاه شاه گسترش علم و ادب بود. در آن روزگار شیفتگان دانش و معرفت از دورترین نقاط جهان به آنجا می آمدند تا از محضر استادانی چون سید مرتضی توشه ای گرفته ، به دیار خود بازگردند و اقوام خود را ارشاد نمایند. در ظاهر هیچ مشكلی برای تحصیل علوم و معارف انسانی و اسلامی فرا روی آنان دیده نمی شد جز فقر و تنگدستی افراد - بویژه در سالهایی كه قحطی شدید در شهر رخ نمود و مردم از جمله دانش پژوهان را در تنگنا و سختی قرار داد. در آن سالها طلاب بیش از دیگران برای تاءمین زندگی و نیازمندیهای تحصیلی خود در زحمت بودند و كتابخانه ای نیز در آن زمان در شهر وجود نداشت . از این رو سید مرتضی بر آن شد تا بخشی از خانه خود را به اهل علم اختصاص دهد تا شاگردان و دانش پژوهان با استفاده از آن و كتابخانه اش ، به تحقیق و مطالعه و مذاكرات علمی و تاءلیف بپردازند؛ كه آن مركز بعدها «دارالعلم » نامیده شد. مرحوم علامه امینی می نویسد: «ابن طی»گفته : او اولین كسی است كه خانه اش را دارالعلم قرار داد و برای مباحثه و مناظره آماده كرد.

ابولقاسم تنوخی ، قاضی مدائن و شاگرد سید می گوید:«كتابخانه وی (سید مرتضی ) دارای هشتاد هزار جلد كتاب بود كه او آنها را خوانده یا تاءلیف كرده بود یا مطالب آنها را به خاطر داشت .»

كار ارزشمند دیگری كه سید مرتضی در این زمینه انجام داد این بود كه یكی از روستاهای متعلق به خود را برای تاءمین كاغذ دانشمندان و فقها وقف نمود و مخارج زندگی شاگردان را نیز از درآمد املاكش می پرداخت .

البته معلوم نیست املاكی كه سید در اختیار داشته از ملك شخصی خود وی بوده بلكه به احتمال زیاد این اموال متعلق به بیت المال بوده و سید مرتضی آنها را در جاهای مناسب از جمله در راه پیشبرد اهداف اسلام و تربیت شاگردان و رسیدگی به نیازمندان جامعه هزینه می نموده است .

تالیفات سید مرتضی

خداوند متعال به سید مرتضی ذوق و استعدادی سرشار داده بود و او نیز از این نعمت بزرگ الهی به خوبی بهره برداری كرد و در نتیجه تلاش و كوشش ‍ در مدتی نه چندان طولانی هنرمندی صاحب قلم ، شاعری متعهد مجتهدی عارف ، محققی توانا،اسلام شناسی ورزیده و آگاه و خدمتگزاری لایق و دلسوز برای اسلام و مسلمانان گردید. او علاوه بر داشتن مسۆولیتهای مهم اجتماعی و تربیت شاگردان تالیفات مهمی در زمینه فقه و اصول ، تفسیر، علوم قرآن ، كلام ، حدیث و ادبیات به جامعه عرضه كرد كه تعدادی از آنها در ایران و كشورهای عربی چاپ و منتشر شده است و دانشمندان و ادبا از آنها استفاده می كنند.

مرحوم علامه امینی در الغدیر نام 86 اثر او را بیان كرده و مرحوم سید محسن امین نیز نام 89 كتاب وی را برشمرده و آنها را ستوده است .

یكی از كتابهای وی دیوان معروف او با بیست هزار بیت است . او علاوه بر مقام علمی و اجتهاد دارای ذوق شعر و ادب بود و در زمان ایشان غیر از برادرش سید رضی شاعری همانندش نبود. كتاب دیگر او «امالی» است كه در موضوع فقه و تفسیر و حدیث و شعر و فنون ادب است .

نكته مهمی كه در تالیفات وی وجود دارد این است كه در هر زمینه كه وارد تحقیق شد سنگ تمام را گذاشته و آنچه در آن قابل بحث و تحقیق بوده بیان كرده است . از این رو بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی در مورد كتاب «شافی» كه در بحث امامت نگاشته شده ، چنین فرموده است :

«كتاب شافی سید مرتضی علم الهدی (متوفی در سال 436) كه بهترین كتابها و مشهورترین مصنفات در این باب است در دسترس همه است ؛ كه هر چه متاخرین درباره امامت نوشتند، كمتر از آن است كه در شافی سید مرتضی تحقیق كرده است .»

نكته دیگر اینكه تعداد زیادی از كتابهای او درباره مسائل آن روز جامعه و بعضی از آنها در پاسخ به سۆ الات افراد در شهرهای مختلف آن ایام بوده است ؛ همانند كتاب مسائل ناصریه ، مسائل طرابلسیه ، مسائل موصلیه ، و... كه نشان دهنده این است كه آن بزرگوار با همه اشتغالات علمی و تربیت شاگردان ، با مردم جامعه خود نیز ارتباط تنگاتنگ داشته و عالمی مردمی بوده است كه به مسائل و مشكلات فكری و اعتقادی آنان اهمیت می داد و به آنها رسیدگی می كرده است .

سید مرتضی احیاگر قرن چهارم

در میان مسلمانان معروف است كه خدای بزرگ در آغاز هر صد سال (یك قرن ) كسی را بر می انگیزد تا دین را رونقی بخشد و در نشر احكام و نگهداشت آن بكوشد. استاد محمد رضا حكیمی در این مورد می گوید: شاید مدرك این عقیده حدیثی باشد كه ابوداود... از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل كرده است كه فرمود: «خداوند بزرگ برای این امت در سر هر صد سال ، كسی را بر می انگیزد تا دین او را تازگی بخشد و رواج دهد.» این حدیث در كتابهای مختلف با عبارات گوناگون نقل شده و بعضی از نویسندگان نام احیاگر هر قرن را هم مشخص كرده اند.

نویسنده كتاب «علمای بزرگ شیعه از كلینی تا خمینی»می نویسد:

شیعه می گوید: «مجدد مكتب در قرن اول باقرالعلوم علیه السلام و فرزندش امام صادق علیه السلام بودند. در قرن دوم حضرت ثامن الحج علی بن موسی علیه السلام در قرن سوم محمد بن یعقوب كلینی و در قرن چهارم سید مرتضی اعلی الله مقامه »

و در این زمان هم باید گفت : احیاگر اسلام در آغاز قرن پانزدهم بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی - رضوان الله تعالی علیه - است كه اسلام را زنده و مسلمانان را سر بلند كرد.

دانای هنرور در سخن دانشمندان

علامه حلی می گوید: «علم الهدی در علوم بسیاری یگانه بود. دانشمندان ما بر وفور فضل و دانش او اتفاق نظر دارند. در دانشهایی مانند علم كلام و فقه و ادب از قبیل شعر و لغت و جز اینها بر همگان مقدم بود... شیعه از زمان وی تا عصر ما كه در سال 693 هجری است از كتابهای او استفاده كرده اند. او ركن طائفه (شیعه ) و معلم آنهاست .»

علامه بحر العلوم كه خود سرآمد فقهای شیعه بود، می نویسد: «علی بن حسین ... ابوالقاسم مرتضی علم الهدی ، ذوالمجدین و صاحب الفخرین و الریاستین ، مروج دین جدش ، سرور ثقلین در قرن چهارم ، به روش پیشوایان برگزیده ، او سرور علمای اسلام و پس از ائمه اطهار علیه السلام از همه كس ‍ برتر است . او دانشهایی گرد آورد كه نصیب هیچ كس نشد و از فضایلی برخوردار گردید، كه او را از همه كس ممتاز گردانید، دانشمندان مخالف و موافق درباره فزونی فضلش اتفاق نظر دارند و به تقدمش بر تمامی دانشمندان پیشین و پسین معترف می باشند.»

ابوالعلا معری در پاسخ افرادی كه از او درباره سید پرسیدند، در ضمن دو بیت شعر عربی چنین گفت :

«ای كسی كه آمده ای تا درباره سید مرتضی از من بپرسی ، بدان كه او از هر نقص و عیبی پیراسته است . اگر او را ببینی ، خواهی فهمید كه وجود همه مردم در مردی جمع ، و روزگار در یك ساعت متمركز گشته و جهان در یك خانه قرار گرفته است »

سید مرتضی و مسئولیتهای اجتماعی

سید مرتضی علاوه بر فعالیتهای علمی و فرهنگی و مسئولیتهای اجتماعی و رهبری جامعه اسلامی ، پس از وفات برادرش سید رضی در سال 406 ق . مسئولیت نقابت و امارت حج و نظارت بر دیوان مظالم را به عهده گرفت .

از زمان خلفای بنی امیه تا زمان معتضد عباسی ، فرزندان علی بن ابیطالب علیه السلام همیشه تحت تعقیب و مراقبت خلفا و ماءموران بودند. چون با حكام ستمگر مبارزه می كردند. از این رو آنان اغلب در شهرهای مختلف متواری بودند و معمولا در جنگ و گریزها به شهادت می رسیدند. وجود امامزادگان متعدد در نقاط مختلف و دور افتاده حاكی از همین مبارزات است . هنگامی كه حكومت و خلافت در سال 279 ق . به معتضد عباسی واگذار شد موضوع احترام به علویان و تعیین سرپرست مطرح شد و در هر شهری یكی از بزرگان سادات یا علمای علوی نقابت یعنی سرپرستی سادات آن شهر یا منطقه را به عهده گرفت .

او علاوه بر نظارت بر نسب و دفاع از حقوق و حفظ شرافت آنان موظف بود در میان آنان قضاوت كند، سرپرستی اموال و دارایی یتیمان را بر عهده گیرد، احكام الهی را در صورت ارتكاب گناه درباره آنان جاری كند، دختران و زنان بی سرپرست را شوهر دهد و از بی سرپرستان مراقبت كند. كسی كه این مسئولیت ها را به عهده می گرفت بایستی دانشمند و مجتهد باشد تا قضاوت او معتبر و نافذ باشد.

امارت حج هم مسئولیت بزرگی بود كه ریاست و رهبری زائران خانه خدا را به عهده داشت و معمولا شخص خلیفه آن را به عهده داشت . ولی گاهی خلیفه این مسئولیت بسیار مهم را به شخصی كه شایستگی داشت واگذار می كرد.

نظارت بر دیوان كه در آن به اعمال ظالمانه حكام و امرا و رجال بزرگ دولت زیر نظر شخص خلیفه رسیدگی می شد. نیز یكی از مسئولیتهای خطیر اجتماعی بود.

این سه مسئولیت مهم در سال 406 ق . (پس از وفات سید رضی كه بیش از بیست سال آنها را به عهده داشت ) به برادرش سید مرتضی واگذار شد و تا آخر عمر آنها را به عهده داشت و به خوبی از انجام امور مربوط به آنها برآمد.

شایسته ذكر است كه موقعیت اجتماعی و مسائل سیاسی ، فرمانروایان ستمگر را وادار می كرد تا آن مسئولیت های مهم و برادرش نیز به منظور خدمت به اسلام و مسلمانان آن مسئولیت ها را پذیرفتند تا در سایه آن بتوانند خدمات ارزنده برای جامعه انجام دهند وگرنه این مسئولیت ها چیزی نبود كه بر عظمت و شخصیت آنان بیفزاید و به آنها افتخار كنند. از این رو است كه می بینیم او به پیروی از جد بزرگوارش به وضع بیچارگان و محرومان جامعه خود رسیدگی می كرد؛ تا جائی كه سید شریف تاج الدین حسینی حلبی می نویسد:

«او پیوسته مراقب حال مستمندان و مواظب بسیاری از خانواده های نیازمند بود و برای افراد بی بضاعت ماهانه مقرر داشته بود كه خود آنان از منبع آن خبر نداشتند و پس از رحلت سید كه ماهانه قطع گردید متوجه شدند.»

وصیت تكان دهنده و عشق به نماز

سید مرتضی در وصیت خود چنین آورده است : «تمام نمازهای واجب مرا كه در طول عمرم خوانده ام به نیابت از من دوباره بخوانید»

وقتی این سخنان از ایشان نقل شد نزدیكان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند چرا؟! شما كه فردی وارسته بودید و اهمیت فوق العاده ای به نماز می دادید، علاقه مند و عاشق نماز بودید و همیشه قبل از فرارسیدن وقت نماز وضو گرفته ، آماده می شدید تا وقت نماز فرا رسد، حال چه شد كه این گونه وصیت می كنید؟!

سید در پاسخ فرمود: آری من علاقه مند به نماز بلكه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از راز و نیاز هم لذت فراوان می بردم ، از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شماری می كردم تا وقت نماز برسد و این تكلیف الهی را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذت از نماز، وصیت می كنم كه تمام نمازهای مرا دوباره بخوانید زیرا تصور من این است كه شاید نمازهای من صد در صد خالص برای خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدی از آنها به خاطر لذت روحی و معنوی خودم به انجام رسیده باشد! پس همه را قضا كنید چون اگر یك درصد از نماز هم برای غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهی نیست و می ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیازهای من مورد پذیرش خدای منان قرار نگیرد!

آری ! اشتغالات علمی و اجتماعی و سیاسی او نه تنها جلو جلوه های عبادی و معنوی او را نتوانست بگیرد، بلكه او در میدان هم گوی سبقت را از دیگران ربود و الگو قرار گرفت .

اینجاست كه باید گفت : او به راستی «مرتضی»و بحق «شریف» بود كه با گذشت زمان و ارائه كوششهای افزون و حوادثی كه در زندگی او پیش ‍ آمد و سبب شد كه به نامها و القابی همانند: شریف مرتضی ، علم الهدی ، ذوالمجدین و ابوالثمانین مشهور گردد.

وداع با سید

سید مرتضی سرانجام پس از عمری پربار و انجام كارهایی بزرگ و ارزنده در حدود هشتاد سالگی در روز یكشنبه 25 ربیع الاول 436 ق در شهر بغداد به جوار حق شتافت و به دست «ابوالحسین نجاشی»و با كمك«محمد بن حسین جعفری» و «سلار بن عبدالعزیز» و دیگر شاگردانش ‍ غسل داده شد و سپس فرزندش سید محمد بر او نماز خواند و در خانه اش ‍ واقع در محله كرخ به خاك سپرده شد و با مرگ او یكی از چهره های درخشان قرن چهارم و با مرگ او یكی از چهره های درخشان قرن چهارم در بغداد افول كرد. پس از مدتی پیكر مطهر او به كربلا منتقل شد و جوار جد بزرگوارش حضرت سید الشهدا علیه السلام در كنار قبر برادرش سید رضی در مقبره ابراهیم حجاب (نیای بزرگشان ) دفن گردید.

در كتاب «رجال بحرالعلوم»آمده است : به من خبر رسید كه بعضی از فرمانروایان روم - فكر می كنم سال 942 - قبر مرحوم سید مرتضی را كندند و دیدند كه بدن او هنوز (بعد از پانصد سال و اندی ) تازه است و زمین و خاك ، آن را تغییر نداده و نقل شده كه آثار حنا نیز هنوز در دستها و موهای صورتش وجود داشته است .


منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه.

تهیه و تنظیم: سید صدرالدین مرتجی-گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین