سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از مهم‌ترین زمینه‌های بروز سختی‌های و فشارهای مادی و معنوی، روگردانی از یاد حق است. یادی که مایه آرامش و اطمینان جان و دل است و نبود آن سبب احساس اضطراب و ترس و افسردگی در روان می‌گردد. پس باید درهای زندگی را سوی خدا باز کنیم.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نتیجه روی‌گردانی از یاد حق


از مهم‌ترین زمینه‌های بروز سختی‌های و فشارهای مادی و معنوی، روگردانی از یاد حق است. یادی که مایه آرامش و اطمینان جان و دل است و نبود آن سبب احساس اضطراب و ترس و افسردگی در روان می‌گردد. پس باید درهای زندگی را سوی خدا باز کنیم.


خدا

ضنک ‌به معنی سختی و تنگی است که در اثر فشار و شدت مسائل گوناگون انسانی و طبیعی صورت می‌گیرد. این فشار زندگی، تنها به خاطر درآمد اندک و فقر نیست، بلکه در اثر بخل و حرص و آرزوهای دراز آدمی، عرصه را بر او تنگ می‌کند و دیگر علاقه‌ای به ایثار و بخشش و لطف به دیگران ندارد.

از مهم‌ترین زمینه‌های بروز سختی‌های و فشارهای مادی و معنوی، روگردانی از یاد حق است. یادی که مایه آرامش و اطمینان جان و دل است و نبود آن سبب احساس اضطراب و ترس و افسردگی در روان می‌گردد. هنگامی که انسان مسوولیتش را فراموش می‌کند ،از یاد حق غافل می‌شود و غرق در شهوات و حرص و طمع می‌گردد، زندگی‌اش در تنگنای معنوی قرار می‌گیرد، نه عرفانی که جانش را بسازد و نه اخلاقی که او را در برابر طوفان شهوات آرام کند.

در حقیقت تنگی روزگار بشر، بیشتر به خاطر کمبودهای معنوی است که به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابودی امکانات و وابستگی به جهان ماده است؛ و آن دل به حق سپرده، از این نگرانی در امان است.

مضیقه زندگی در کلام علامه طباطبایی

علّامه طباطبایی رحمه‌الله دلیل مضیقه زندگی را چنین بیان می‌فرماید:

«این که خداوند می‌فرماید: «زندگی‌اش سخت شود» یعنی تنگنایی؛ دلیلش این است که هر کس پروردگار خود را فراموش کند و از یاد او برود، راهی برایش نمی‌ماند غیر این که به دنیا چنگ زند و آن را تنها مطلوب و هدف خویش قرار دهد؛ و برای تحصیل آن بکوشد و تمام همت خود را صرف درست کردن زندگی و گسترش آن کند. زندگی چنین کسی، کم باشد یا زیاد، او را بسنده نیست؛ زیرا هر چه به دست آورد، باز راضی نشود و سعی می‌کند بیشتر و بیشتر به چنگ آورد.

بنابراین، هر چه به دست آورد دلش افزون‌تر می‌طلبد؛ به علاوه، غم و نگرانی و اضطراب و ترس از پیشامدها و بلاهای ناگواری چون مرگ و بیماری و آفت و حسادت بدخواهان و توطئه دشمنان و ناکامی در کوشش‌ها و از دست دادن کسان و چیزهایی که دوست دارد، او را پیوسته دل‌تنگ و بی‌قرار می‌سازد. در صورتی که اگر مقام و عظمت پروردگار خویش را می‌شناخت و همواره به یاد او بود، یقین می‌یافت که نزد پروردگارش حیاتی جاودانه و نیامیخته با مرگ و نیستی دارد، و ملکی زوال‌ناپذیر و عزتی ناب و تهی از خواری، و شادی و مقام و کرامتی بی‌پایان در انتظار اوست،  و درمی‌یافت دنیا گذرگاه است و زندگی آن در قیاس با زندگی اخروی ناچیز است. اگر این نکته‌ها را درمی‌یافت، به همان مقدار از دنیا که برایش مقدر شده، قناعت می‌کرد و معیشتی که بهره‌اش گشته است کفایتش می‌کرد و خود را در تنگنا و سختی قرار نمی‌داد.» (2) ایشان در بحث دیگری با عنوان گفتاری درباره معنای عذاب در قرآن می‌نویسد:

همچنان که در تفسیر آیه: وَ قُلْنَا یَادَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ» (3) و گفتیم: ای آدم؛ تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید.

هر کس پروردگار خود را فراموش کند و از یاد او برود، راهی برایش نمی‌ماند غیر این که به دنیا چنگ زند و آن را تنها مطلوب و هدف خویش قرار دهد؛ و برای تحصیل آن بکوشد و تمام همت خود را صرف درست کردن زندگی و گسترش آن کند. زندگی چنین کسی، کم باشد یا زیاد، او را بسنده نیست؛ زیرا هر چه به دست آورد، باز راضی نشود و سعی می‌کند بیشتر و بیشتر به چنگ آورد.

توضیح دادیم: حقیقت امر آن است که خوشحالی، غم، شادی، اندوه و امید و ترس انسان و سختی کشیدن و آسایش دیدن او، همگی نخست بر محور دید او درباره خوشبختی و بدبختی می‌چرخد و سپس نعمت و عذاب و اموری از این قبیل، بسته به چیزی است که به آن نسبت داده می‌شود. مثلاً روح برای خود نوعی خوشبختی و بدبختی دارد و جسم نوعی دیگر. همچنین این دو مقوله برای حیوان مفهومی دارد و برای انسان مفهومی به همین ترتیب ...

انسان ماده‌پرستِ دنیاخواه که خلق‌و‌خوی‌های الهی را به خود نگرفته و به آداب و تربیت‌های او پرورده نشده است. خوشبختی را همان خوشبختی مادی می‌داند و به سعادت روح، یعنی خوشبختی معنوی اهمیتی نمی‌دهد. از این‌رو در راه به دست آوردن مال و فرزند و مقام و در راه سلطه جویی و قدرت‌طلبی، آزمندانه می‌کوشد. او گر چه بیش از همان چیزی كه می‌خواسته، اکنون به آن رسیده است، اما در حقیقت، خواهان نعمت و لذت‌های خالص خیالی خود بوده است. به همین علت، وقتی به لذتی می‌رسد آن را همراه با هزاران درد و غم می‌یابد.

بنابراین تا زمانی که به آنچه می‌خواهد نرسد، آن چیز برایش آرزو و مایه حسرت است و همین که به آن رسید می‌بیند كه آن خواسته‌ی او نیست؛ زیرا در آن عیب‌ها و کاستی‌هایی می‌بیند که با غم و دردها و عوامل بی‌ارزش که به آن‌ها دل خوش کرده بود همراه است. از طرف دیگر به چیزی فراتر از این امور مادی هم که مایه آرامش دل و تسلی خاطر در برابر از دست رفته‌ها باشد، دل نبسته است.

بنابراین باز گرفتار حسرت می‌شود. پس آنچه به دست می‌آورد مایه غم و درد او می‌شود و از این‌رو رهایش می‌کند و به سراغ چیزی بهتر از آن می‌رود تا شاید دل دردمندش را شفا دهد و آنچه به دست نمی‌آورد، مایه دردمندی و دریغ خوردن‌های او می‌شود. چنین است حال او وقتی چیزی را به دست می‌آورد و حال او که چیزی را به دست نمی‌آورد ...» (4)

درخشش دانش آموزان ناحیه3کرج در کنگره سراسری قرآن کریم

تفسیر آیه شریفه در کلام امام صادق (علیه‌السلام)

در برخی روایات از امام صادق علیه‌السلام، درباره آیه:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا» (5)

و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود.

پرسیدند؟ و حضرت فرمودند:

ولایت امیرالمۆمنین (علیه‌السلام) است؛ و نابینایی در آخرت از کوردلی در دنیاست که ولایت علی‌بن ‌ابی‌طالب را نپذیرفته است و او در قیامت سرگردان است. (6) این حالت آشفته، مجازات روی‌گردانی از هدایت حق یا ولایت امام علی (علیه‌السلام) است که موجب نابینایی درون و بیرون می‌گردد؛ و هر کس از الگوی حق در دنیا اعراض کند، گرفتار شرایط سخت معیشتی و بد دلی شود که اثر آن در قیامت آشکار می‌شود.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:

مَنْ اصْبَحَ وَ الدُّنیا اکْبَرُ هَمِّهِ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَی‌ءٍ وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصالٍ: هَمًّا لایَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً، وَ شُغُلًا لایَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لایَبْلُغُ غَناهُ أَبَداً، وَ أَمَلًا لایَبْلُغُ مُنْتَهاهُ أَبَداً. (7)

کسی که صبح کند و بزرگ‌ترین تلاش او دنیا باشد، نزد خدا هیچ مرتبه‌ای ندارد و چهار خصلت پیوسته گریبانگیرش باشد:

1- اندوهی که هرگز از او جدا نشود.

2- گرفتاری‌ای که هرگز از آن رهایی نیابد.

3- فقری که هرگز به بی‌نیازی و توانگری نینجامد.

4- و آرزویی که هرگز پایان نپذیرد.

امام باقر (علیه‌السلام) در فراز از دعایی که معروف به دعای جامع است، می‌فرمایند:

اسْأَلُکَ اللَّهُمَ الرَّفاهِیَةَ فی مَعِیشَتی ما أَبْقَیْتَنی، مَعِیشَةً أَقْوی بِها عَلی طاعَتِکَ وَ أَبْلُغُ بِها رِضْوانَکَ وَ أَصیرُ بِها إِلی دارِ الْحَیَوانِ غَدْاً وَ لا تَرْزُقْنی رِزْقًا یُطْغِینی وَ لاتَبْتَلِنِی به فقرٍ أَشْقی بِهِ مُضَیِّقاً عَلَیَّ. (8)

خدایا؛ از تو می‌خواهم تا زنده هستم زندگی مرا در آسایش قرار دهی، چندان که در طاعت تو نیرومندتر گردم و به خشنودی تو دست یابم؛ و فردای قیامت به وسیله آن به بهشت که خانه زندگی من است، بروم. به من آن چنان روزی مده که سرکشم کند، و به فقری گرفتارم مکن که در تنگنای بدبختی افتم و...

 

پی نوشت‌ها:

(1) - طه (20) : 124.

(2) - تفسیر المیزان: 14/ 225، ذیل آیه 124 سوره طه.

(3) - بقره (2) : 35.

(4) - تفسیر المیزان: 3/ 11، ذیل آیه 4 سوره آل عمران.

(5) - طه (20) : 124.

(6) - تفسیر نور الثقلین: 3/ 405، حدیث 170، ذیل آیه 124 سوره طه.

(7) - مجموعة ورّام: 1/ 130.

(8) - الکافی: 2/ 589، حدیث 26؛ بحار الأنوار: 91/ 269، باب 43، حدیث 3.


باشگاه کاربران تبیان - برگرفته از تبلاگ: زندگی به سبک اسلامی و ایرانی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین