وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
... آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمى‌توان دید و حال آنكه دست او در میان دست توست؟
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

الطاف حضرت حجت(عج) و علامه حلّى

علامه حلی

یكى از برازنده‌ترین فقهاء شیعه و رأس و رئیس امامیه آیت اللّه على الاطلاق مرحوم حسن بن یوسف مشهور به علامه حلّى متوّفاى ”726”هجری است كه با تألیف كتاب‌هاى گرانقدرش حقوق عظیمى بر امت اسلام و بویژه بر فقها و علماى بزرگ و مراجع گرانقدر شیعه در ادوار مختلف دارد.

 

عنایت امام زمان علیه السّلام نسبت به علامه حلّى

این بزرگوار از فقهاء نامدار و علماء بزرگى است كه عنایت حضرت ولى عصر «ارواحنا فداه» درباره او به ظهور پیوسته و مشهور السنه و افواه و كتب گردیده است.

 

امام زمان علیه السّلام، علاّمه را در نوشتن كتاب یارى مى‌كند

قاضى نور اللّه شهید در شرح حال این بزرگوار و این نابغه فقاهت مى‌فرماید:

«از جمله مراتب عالیه كه جناب شیخ به آن امتیاز دارد آنست كه بر السنه اهل ایمان اشتهار یافته كه یكى از علماء اهل سنت كه در بعضى فنون علمى، استاد جناب شیخ بود كتابى در ردّ مذهب شیعه امامیه نوشته بود و در مجالس، آن را بر مردم مى‌خواند و آنان را اضلال مى‌نمود و از بیم آنكه مبادا كسى از علماء شیعه ردّ آن نماید آن را به كسى نمى‌داد كه بنویسد و جناب شیخ، همیشه در صدد راهى بود كه آن كتاب را بدست آورد تا ردّ آن نماید. بناچار علاقه استاد و شاگردى را وسیله عاریه كتاب مذكور نمود و چون آن شخص نمى‌خواست یكباره دست رد بر سینه او بزند گفت: سوگند یاد كرده‌ام كه این كتاب را زیاده از یك شب پیش كسى نگذارم جناب شیخ آن یك شب را نیز غنیمت دانسته كتاب را گرفت و به خانه برد كه در آن یك شب به مقدار ممكن از آن كتاب، نقل نماید و چون به نوشتن آن كتاب مشغول شد و نیمى از شب بگذشت خواب بر او غلبه كرد و در این وقت حضرت صاحب الامر علیه السّلام آمدند و به علامه فرمودند: «كتاب را به من واگذار و تو بخواب» و چون علاّمه از خواب بیدار شد آن نسخه به كرامت حضرت صاحب الامر علیه السّلام تمام شده بود. (1)

پس، از آن مرد پرسید:

آیا در این زمان كه غیبت كبرى است مى‌توان صاحب الامر را دید یا نه؟ و در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد.

آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمى‌توان دید و حال آنكه دست او در میان دست توست؟

پس، از آن مرد پرسید: آیا در این زمان كه غیبت كبرى است مى‌توان صاحب الامر را دید یا نه؟ و در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمى‌توان دید و حال آنكه دست او در میان دست توست؟

حل مسائل علامه به‌وسیله امام زمان علیه السّلام و ارائه مدرك فتوى به او

مرحوم میرزا محمد تنكابنى «رحمة اللّه علیه» مى‌گویند:

«در السنه و افواه، اشتهاد دارد. . . « و خود ایشان به واسطه مرحوم آخوند لاهیجى از آقا سید محمد فرزند آقا سید على صاحب مناهل نقل مى‌كنند » كه علامه در شب جمعه به زیارت سید الشهداء علیه السّلام مى‌رفت تنها و بر الاغى سوار بود و تازیانه‌اى در دست مبارك داشت در اثناء راه شخص عربى پیاده به همراه علامه به راه افتاد و باهم به مكالمه مشغول شدند. چون قدرى باهم سخن گفتند. بر علامه معلوم شد كه این شخص، مرد فاضلى است پس در مسائل علمیه باهم صحبت داشتند و علامه فهمید كه آن شخص، بسیار صاحب علم و فضیلت و متبحر است لذا مشكلاتى كه براى او در علوم مانده بود یك‌به‌یك از آن شخص سۆال مى‌كرد و او حل مى‌نمود تا اینكه سخن در مسئله‌اى واقع شد و آن شخص فتوایى گفت علامه منكر آن شد و گفت: حدیثى برطبق فتوى نداریم، آن مرد گفت: شیخ طوسى در تهذیب حدیثى در این باب ذكر كرده و شما از كتاب تهذیب فلان مقدار را از اول بشمارید كه در فلان صفحه و فلان سطر، این حدیث، مذكور است.

علامه در حیرت شد كه این شخص كیست؟ پس، از آن مرد پرسید:

آیا در این زمان كه غیبت كبرى است مى‌توان صاحب الامر را دید یا نه؟ و در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد.

آن حضرت خم شد و تازیانه را از زمین برگرفت و در میان دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمى‌توان دید و حال آنكه دست او در میان دست توست؟

علامه بى‌اختیار خود را به زیر انداخت كه پاى آن حضرت را ببوسد پس غش نمود و چون به هوش آمد كسى را ندید و پس از آنكه به خانه بازگشت رجوع به كتاب تهذیب نمود و آن حدیث را در همان ورق و همان صفحه و همان سطر كه آن حضرت نشان داده بودند یافت و علامه اعلى اللّه مقامه به خط خود در حاشیه كتاب تهذیب در آن مقام نوشت: این حدیث، آن چیزى است كه حضرت صاحب الامر علیه السّلام با ذكر صفحه و سطر از این كتاب نشان داد.

مرحوم تنكابنى مى‌گوید: آخوند لاهیجى مى‌گفت: من همان كتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث، خطّ علامه را مشاهده كردم كه به مضمون سابق بود. (2)

 

پی نوشت:

1) مجالس المۆمنین، ج 1 ، ص 573

2) محمد تنكابنى، قصص العلماء، ص 359

بخش مهدویت تبیان


منبع: عنایات حضرت مهدی موعود (عج) به علماء و مراجع تقلید

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین