وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
موهبت ایمان به خداوند متعال موجب می شود، انسان مومن در سختی ها و دوراهی های زندگی با استعانت از درایت و كیاست خدادادی، مسیر درست را انتخاب كرده و به وادی خطا و اشتباه وارد نگردد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

درایت ملا على كنى(ره)

درایت ملا على كنى(ره)
موهبت ایمان به خداوند متعال موجب می شود، انسان مومن در سختی ها و دوراهی های زندگی با استعانت از درایت و كیاست خدادادی، مسیر درست را انتخاب كرده و به وادی خطا و اشتباه وارد نگردد.

هر چند برخی درایت را در شكل متداول و معمول آن، به معنای زرنگی كردن در تحقق منافع مادی می دانند و اگر چه این زیرکی و کیاست و فراست، اگر همراه با تضییع حقوق دیگران و زیر پا گذاشتن حدود الهی نباشد، بی مانع است، ولی در نظرگاه دین و پیشوایان دینی، شخص با درایت و فراست واقعی كسی است كه در پرتو ایمان و بصیرت مومنانه خود، راه حق از باطل و مسیر خیر را از شر تمیز داده و در جاده مستقیم بندگی و عبودیت حق قدم بر می دارد و دید نافذ او که ثمره ایمان و اعتقاد عمیق اوست، به درون و باطن امور و حوادث نفوذ می کند و از سطحی نگری و ساده اندیشی و ظاهربینی به دور است.

 

با توجه به آنچه گفته شد، بر اساس فرهنگ اسلامی، ایمان یكی از عوامل اصلی تحقق درایت و كیاست در درون مومن بوده، چرا كه انسان مومن در سایه ایمان و نور آن، حقایق را می نگرد و در همان وقتی که نگاه ظاهربینان سطحی نگر، از ظاهر حوادث و حقایق تجاوز نمی کند، نگاه خدایی و تیز بین انسان مومن و وارسته به عمق و لایه های درونی آنها راه می یابد. البته گاهی این بصیرت و فراست ذاتی و خدا داد است و معلول عواملی مانند تقوا و پاکی پدر و مادر و خوردن لقمه حلال و.....، ولی در غالب موارد این نور ایمان است كه زمینه فراست و درایت مومن را فراهم می آورد. امیرالمومنین علی (ع) در پاسخ به این پرسش که «زیرک ترین مردم کیست؟» فرمود:«کسی که رشد و بالندگی خود را از گمراهی تشخیص دهد، تمایل به رشد داشته باشد و در مسیر رشد حرکت کند.»(1)

 

مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی(ره) در این باره می فرمایند: « مومن زیرك است، مومن داناست. در روایات هست كه مومن خیلی كیاست و فراست دارد. مومن از همه جهات راه‌ها را مراقب است تا كلاه سرش نرود و با خدای خودش نزدیك بشود. «المومن كیس». اول می گویند مومن زیرك است اما من می‌گویم كه زیركی و حیله مال دنیاست. اینها مال طبیعت است و خیلی هم خوب نیست، زیرا راه آدم را دور می‌كند. اما كیاست و فراست و زیركی حقیقی، دم به دم خلوص عمل می‌آورد؛ راحت‌تر، قشنگ‌تر و با ادب‌تر. آدم را نزدیك می‌كند. هر چه خدا مرحمت كند و ایمان آدم قوی تر بشود این زیبایی طریق زیاد می‌شود. می‌گویند در آخر الزمان، مومنین و مومنات علم را از ثریا می گیرند، از بس كه فراست و كیاست دارند.»(2)

 

موهبت ایمان به خداوند متعال موجب می شود، انسان مومن در سختی ها و دوراهی های زندگی با استعانت از درایت و كیاست خدادادی، مسیر درست را انتخاب كرده و به وادی خطا و اشتباه وارد نگردد. امام باقر علیه السلام می فرماید:«مراقب زیرکی مومن باشید زیرا او با نور خدا می نگرد.» (3)

 

بر این اساس، هیچ مومنی نیست مگر اینكه در حد وجودی خود، بهره ای از درایت و كیاست داشته و به میزان ایمانش، با نور خدا می‌نگرد. نکته آخر این که، سیره بزرگان دین و مرجعیت شیعه، سرشار از تصمیم گیرهای مدبرانه و همراه با درایت بوده است كه در ادامه به ذكر یكی از این درایت ورزی ها می پردازیم.

 

«آیت الله آقاى حاج شیخ محسن حرم پناهى امام جماعت مسجد محمدیه قم، از مرحوم جدشان عالم الهى مرحوم آقاى شیخ حسن حرم پناهى كه از شاگردان مرحوم ملا على كنى است، نقل می كند كه گفته است: ناصرالدین شاه یكى ازعلماى شهرستانى را كه مرتكب خلافى شده بود به تهران احضار كرده بود كه او را تنبیه نماید. مرحوم كنى كه از قضیه خبردار شد، با همكارى و مشورت یكى دیگر از علماى معروف تهران، دستور دادند در آن روزى كه آن عالم خلافكار مى خواست وارد تهران شود، اهالى و تجار و بزرگان تهران به استقبال آن عالم رفتند و او را با سلام و صلوات و احترام زیاد وارد منزل مرحوم كنى كردند و چند روزى مردم تهران به زیارت آن عالم مى آمدند، ناصرالدین شاه وقتى وضع را چنین دید از تصمیم قبلى خود منصرف شد، وقتى آمد و رفتها تمام شد، مرحوم كنى دستور داد چوب و فلكى حاضر كردند و آن عالم را خواستند و فرمودند: ما براى حفظ حرمت و حیثیت روحانیت كه به وسیله شاه لكه دار مى شد، این نقشه را كشیدیم و نقشه شاه را نقش بر آب كردیم و نگذاشتیم شاه شما را تنبیه نماید، ولى اكنون به خاطر آن خلافى كه خلاف مقام روحانیت بوده در لباس روحانیت انجام داده اى باید تنبیه و تعزیر شوی، پس پاهاى او را به فلك گذاشته یك سرفلك را من گرفتم و سر دیگرش را شخصى گرفت و مرحوم كنى خود چوب بر پاهاى او زد و بدین وسیله حرمت علم و عالم در نظر عامه مردم محفوظ ماند و هم حكم الهى و تعزیر شرعى و تنبیه و گوشمالى بر آن شخص ‍ خلافكار انجام گرفت.» (4)


پی نوشت‏ها:

1.محمد باقر مجلسی، بحارالانوار،‌ بیروت، دارالاحیاء التراث، ج 71، ص 267

2.طوبای محبت، قم، انتشارات طوبای محبت، ج پنجم

3.محمد باقر مجلسی، همان، ج 67، ص 73

4.نعمت‌الله حسینی، مردان علم در میدان عمل،قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج8،ص78

منابع:

مردان علم در میدان عمل

تهیه و فرآوری: فربود، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین