وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
انسان وقتی ثروتش را از منابع محدودی بدست می آورد، طبیعی است که این محدودیت سبب ایجاد دستاوردها و نتایج محدودی نیز می شود. همان گونه که خود شیء محدود است، اگر از آن مصرف شود، از مقدار آن کاسته می شود. اما در باره خداوند سبحانه و تعالی، چیزی از خزینه ها و گ
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دست بگشاییم برای ثروت بی نهایت خداوند !

شرح دعای افتتاح قسمت سوم


خدایا این اندک از بسیار، برای من خیلی اهمیت دارد. زیرا خواسته های من با ضروریات و نیازهای طبیعی زندگی من مربوط می شوند. می خواهم که زندگی من سرشار از راحتی و اطمینان و ثبات باشد. نمی خواهم که فشارها باعث باز داشتن من از تو شود. نمی خواهم که مصائب بر من فرود آیند و مرا از روی آوردن به سوی تو دور نمایند.


خدا

عظمت مطلق خداوند

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لا شَریکَ لَهُ فی خَلْقِهِ وَلا شَبیهَ لَهُ فی عَظَمَتِهِ...» ؛ ستایش خدایی راست که شریکی در خلقتش ندارد و شبیهی در عظمت او نیست.

ما وقتی خداوند را تصور می کنیم، او را با یگانگی و الوهیت و آفرینندگی اش تصور می نماییم. زیرا او تنها آفریده همه خلایق است و هیچ کس دیگری آنها را نیافریده است. او به تنهایی خالق است و در این امر شریکی ندارد. زیرا شریک نیز باید خالق باشد تا این که در جایگاه ربوبیت و الوهیت قرار بگیرد و در صورتی که همه موجودین آفریده های خداوند هستند، چگونه امکان دارد که آنان شرکای خداوند باشند؟

و اگر بخواهیم که عظمت خداوند را در برابر عظمت غیر خداوند تصور نماییم، نمی توانیم ببینیم که از نظر عظمت، غیر خداوند شبیه خداوند باشد. به این اعتبار که بعضی از مردم ممکن است در باره دیگران دچار اغراق شوند و آنها را به خداوند تشبیه نمایند.

در این زمینه معادله بسیار روشنی وجود دارد و آن این که تفاوت عظمت خداوند و عظمت مخلوقات در این است که عظمت خداوند مطلق است  و چیزی آن را محدود نمی نماید. در حالی که عظمت مخلوقات محدود به حدود و مرزهای خاصی می باشد. دوم این که عظمت خداوند بخشی از ذات خداوند است. بنابراین خداوند به ذات خود عظیم است و عظمت خود را از کسی نگرفته است.

حتی نباید پیامبران و ائمه را بخوانی. یعنی این که بگویی: یا الله یا محمد... این کار جایز نیست. آری باید به حضرت محمد (صلی الله علیه آله) توسل بجویی برای این که نزد خداوند برای تو شفاعت کنند. این کار ضرری ندارد. این که بگویی: یا الله یا علی... به همان معنایی که می گویی: یا الله... جایز نیست. آری باید از خداوند بخواهی که علی (علیه السلام) برای تقرب تو به خداوند، تو را شفاعت نماید. زیرا که اولیای الهی از بندگان خدا شفاعت می نمایند. این ضرری ندارد.

ما همه این بزرگواران را بزرگ می دانیم و آنان را شفیع قرار می دهیم. زیرا آنان به خداوند نزدیک هستند ولی در شخصیت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بخشی از الوهیت وجود ندارد و در شخصیت حضرت علی (علیه السلام) بخشی از الوهیت وجود ندارد و در شخصیت ائمه (علیه السلام) بخشی از الوهیت وجود ندارد و در شخصیت همه پیامبران و اولیا (علیه السلام) بخشی از الوهیت وجود ندارد. «بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ *لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ » (انبیاء/26-27).

بعضی از مردم از عطا و بخشندگی ملول و خسته می شوند و می گویند که خودمان خانواده و عیال داریم و اگر به بخشندگی ادامه دهیم، در نهایت خودمان دچار فقر و تنگدستی می گردیم. از این رو اگر در ابتدا دچار شور و نشاط باشند، اما با مرور زمان و بسیاری نیازمندان از شور و نشاط بخشندگی شان کاسته می شود. ولی خداوند متعال که به هستی و اشیاء وجود بخشیده است، چیزی از خزائنش کاسته نمی شود

خداوند متعال خطاب به پیامبران نموده و به ایشان می فرماید: «

وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْكَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ » (زمر/65) ؛ به تو و پیامبران پیش از تو وحی شده است که اگر شرک بیاورید اعمالتان ناچیز گردد و خود از زیان کنندگان خواهید بود .

یعنی این که راز بزرگی و عظمت شما نزد خداوند، یکتاپرست بودن شما می باشد. بنابراین اگر یکی از شما به خداوند شرک بورزد، همه ریز و درشت عمل شما از بین خواهد رفت و نابود خواهد شد.

از این رو می خواهیم که روح توحید را حفظ نماییم.

بعضی از مردم ممکن است که در شخصیت پیامبران و ائمه اغراق به خرج دهند و سیمایی الهی به آنان بدهند. حتی بعضی از مردم ممکن است که از روی آگاهی در شخصیت بزرگان اغراق کنند و آنان را بیشتر از خداوند دوست بدارند. من در باره این موارد بارها مثال زده ام: ممکن است که در خیابان راه بروی و بشنوی که العیاذ بالله فردی به خداوند دشنام می دهد ولی تو متوقف نشده و می گویی که نمی خواهم مشکلی ایجاد نماید. اما اگر بشنوی که فردی دارد به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) دشنام می دهد، تو می ایستی و داد و بیداد به راه می اندازی. همین طور اگر فردی به رئیس حزب یا جنبش و سازمان دشنام دهد، آیا دنیا را خراب نمی نمایی؟ ولی از کنار کسی که دارد به خداوند متعال دشنام می گویند بی خیال می گذری.

 

همه چیز به وجود خداوند دلالت می نمایند

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْفاشی فِی الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ» ؛

وقتی که می خواهیم تصور نماییم که خداوند امری دارد که وجود از طریق آن جریان می یابد و ستایشی برای اوست که ریشه در عظمت او دارد، ما نیازمند آن نیستیم که دقت و تعمق به خرج دهیم و اشیاء را مورد بررسی قرار دهیم.

از این رو از مۆمن حقیقی، دارای عمیق ترین ایمان پس از پیامبر خدا، علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: "چیزی را ندیدم مگر این که با او و در او و پیش از او و بعد از او خدا را دیدم." هر چیزی را که می بینم، در آن نشانه ای از قدرت الهی خداوند سبحانه و تعالی می یابم و علامتی از وجود خداوند متعال می بینم.

رحمت

کرم مطلق خداوند

«الظاهر بالكرم مجده، الباسط بالجود یده»؛

مجد خداوند نیز از طریق کرم او هویداست. زیرا کرم الهی همه موجودات را در بر می گیرد. او کسی است که اسباب هدایت هر چیزی را به او عنایت کرده است؛ مورچه برای خود نظم معینی دارد. زنبور نیز برای خود نظم مشخصی دارد. عنکبوت نیز برای خانه و حمایت از خود نظم معینی دارد. اینها چیزهای کوچکی هستند.

"الباسط بالجود یده الذی لا تنقص خزائنه"

انسان وقتی ثروتش را از منابع محدودی بدست می آورد، طبیعی است که این محدودیت سبب ایجاد دستاوردها و نتایج محدودی نیز می شود. همان گونه که خود شیء محدود است، اگر از آن مصرف شود، از مقدار آن کاسته می شود. اما در باره خداوند سبحانه و تعالی، چیزی از خزینه ها و گنجینه هایش کاسته نمی شود. زیرا خداوند بی نیاز است و همه چیزی برای او می باشد و ملک او حد و مرزی ندارد و چیزی که حدی ندارد، غیر ممکن است که دچار کاستی و کاهش شود. «قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّیوَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا » (کهف/109). از این رو انسان از خداوند همه چیز را طلب می نماید. زیرا گنجینه های خداوندی دچار کم و کاستی نمی شود.

"ولا تزیده كثرة العطاء الا جوداً وكرماً"

بعضی از مردم از عطا و بخشندگی ملول و خسته می شوند و می گویند که خودمان خانواده و عیال داریم و اگر به بخشندگی ادامه دهیم، در نهایت خودمان دچار فقر و تنگدستی می گردیم. از این رو اگر در ابتدا دچار شور و نشاط باشند، اما با مرور زمان و بسیاری نیازمندان از شور و نشاط بخشندگی شان کاسته می شود. ولی خداوند متعال که به هستی و اشیاء وجود بخشیده است، چیزی از خزائنش کاسته نمی شود. 

 

حقیر بودن خواسته ها در برابر کرم خداوند

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ قَلِیلًا مِنْ كَثِیرٍ مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیْهِ عَظِیمَةٍ وَ غِنَاكَ عَنْهُ قَدِیمٌ وَ هُوَ عِنْدِی كَثِیرٌ وَ هُوَ عَلَیْكَ سَهْلٌ یَسِیرٌ» در این فراز از دعا، بعد از حمد و ستایش، انسان در برابر خداوند می ایستد تا این که نیازهای خود را با او مطرح نماید. او در برابر خداوند خود از خواسته های مهم خویش در امور مهم دنیوی و اخروی سخن می گوید. به خداوند سبحانه و تعالی می گوید: "اللهم إنی أسألك قلیلا من كثیر" خدایا این نیازهایی را که در پیشگاه تو مطرح می نمایم، در برابر نیازهای بسیارم یا نیازهای دیگر مردم که در برابر تو مطرح شده اند یا در برابر کرم بزرگ و ملک عظیم تو اندک هستند.

ممکن است که در خیابان راه بروی و بشنوی که العیاذ بالله فردی به خداوند دشنام می دهد ولی تو متوقف نشده و می گویی که نمی خواهم مشکلی ایجاد نماید.اما اگر بشنوی که فردی دارد به پیامبر (صلی الله علیه و آله)و امام علی (علیه السلام) دشنام می دهد،تو می ایستی و داد و بیداد به راه می اندازی

خدایا این اندک از بسیار، برای من خیلی اهمیت دارد. زیرا خواسته های من با ضروریات و نیازهای طبیعی زندگی من مربوط می شوند. می خواهم که زندگی من سرشار از راحتی و اطمینان و ثبات باشد. نمی خواهم که فشارها باعث باز داشتن من از تو شود. نمی خواهم که مصائب بر من فرود آیند و مرا از روی آوردن به سوی تو دور نمایند.

نیازهایی که به درگاه تو آورده ام، برای خودم خیلی مهم هستند. زیرا که نشان دهنده نیازهای دنیوی و اخروی من به شمار می آیند. اما تو ای خدا! از همه این چیزهایی که با تو مطرح کرده ام، بی نیاز هستی. 

 

انسان چه چیزی را باید از خداوند بخواهد؟

خدایا! اینها قضایای اساسی زندگی من هستند. خدایا! من گناهکارم. تمام زندگی من لبریز از گناهانی است که در برابر تو انجام داده ام. خدایا! من همان اشتباه کاری هستم که اشتباهاتش او را احاطه کرده اند. خدایا! من همان ظالمی هستم که به خودش ستم کرده است. خدایا! به درگاه تو پناه آورده ام و از تو می خواهم که از گناهانم در گذری. از تو می خواهم که از اشتباهاتم در گذری. از تو می خواهم که از ظلم و ستمم در گذری.

خدایا! من در برابر تو ایستاده ام و اینها نیازهای اساسی من هستند. از تو می خواهم که مرا از زیر فشارهای این نیازها برهانی. زیرا من در فردای قیامت توان آن را ندارم که در برابر تو قرار گیرم، در حالی که گناهانم بر پشتم سنگینی می کنند و اشتباهاتم اطرافم را گرفته اند و ظلم به خودم، سرنوشتم را فراگرفته است و کردارهای زشتم، مرا در برابر گواهان رسوا کرده است. می خواهم که گناهانم را ببخشی و از اشتباهاتم در گذری و ستمهایم را ببخشی و اعمال زشتم را بپوشانی و حس من این است که خدایا همه اینها را به من خواهی داد. زیرا تو همان خدای بخشنده و غفور و در گذرنده و بردبار و  پوشنده هستی.  

فرآوری: محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سید محمد حسین فضل الله

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین