سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یک بار من از ارث پدری فرشی خریدم و آقای بهشتی(ره) هیچ حرفی به من نزدند، هر چند اعتقاد داشتند که زندگیشان نباید از مرز طلبگی خارج شود اما این را برای خود تجویز می‌کردند و من کاملا آزاد بودم که مطابق نظر ایشان عمل کنم یا نکنم. در هر حال، بعد از چند ماه از خ
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حسن رضائی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

الگوهای رفتاری بزرگان در خانواده

الگوهای رفتاری بزرگان در خانواده
یک بار من از ارث پدری فرشی خریدم و آقای بهشتی(ره) هیچ حرفی به من نزدند، هر چند اعتقاد داشتند که زندگیشان نباید از مرز طلبگی خارج شود اما این را برای خود تجویز می‌کردند و من کاملا آزاد بودم که مطابق نظر ایشان عمل کنم یا نکنم. در هر حال، بعد از چند ماه از خرید فرش پشیمان شدم و آن را فروختم.

یکی از وظایف روحانیت علاوه بر تبیین معارف دینی، الگو دهی به جامعه در عرصه عمل است. کردار یک روحانی باید تبلیغ دین باشد و مردم را به نحوه رفتارهای اجتماعی و دینی رهنمون سازد. یکی از این عرصه‌ها عرصه ارتباط درون خانواده است، شخصیت فرزندان تا حدودی گویای وضعیت اجتماعی درون خانواده و شخصیت والدین است. اگرچه این امر کلیت ندارد اما غالبا اینگونه است و برداشت مردم نیز به همین شکل است.

 

با این اوصاف این توقع جامعه اسلامی، وظیفه روحانیت را برای تربیت فرزند و نحوه ارتباط با خانواده سنگین‌تر می‌کند. شکست در تربیت فرزند و سردی در ارتباطات خانوادگی یک روحانی تأثیر به مراتب سنگین‌تری از وجود این مشکلات در زندگی یک فردی عادی، در افکار اطرافیان خواهد گذاشت.

 

به همین خاطر و به خاطر مصلحتی که در نفس این حسن رفتار وجود دارد، بزرگان حوزه همواره در این راستا کوشیده‌اند و برای ارتباط درون خانوادگی نیز به خوبی نقش یک الگو را ایفا نموده‌اند.

در سیره بزرگان الگوهای مختلف رفتاری مشاهده می‌شود که به تعدادی از آن اشاره می‌نماییم.

 

ارائه مسیر به جای اجبار به رفتن

یکی از آسیب‌های ارتباط روحانیون با خانواده‌، سخت گرفتن بر آنهاست که البته غالبا از غیرت دینی و آشنایی آنها با معارف و ارزشی که برای آن قائل هستند نشأت گرفته است اما این دسوزی باید از طریق صحیح به کار برده شود چرا که واکنش‌های احساسی ممکن است که نتیجه عکس دهد.

 

بدون شک تقید و تدین یک روحانی نشأت گفته از اعتقادات و باورهای اوست، باورهایی که با این عمق در اعضای خانواده او وجود ندارد چرا که روشن است خانواده یک روحانی به اندازه او از دین مطلع نیستند و نباید انتظار داشت که همواره مانند او رفتار نمایند.

وظیفه یک روحانی این است که علاوه بر آگاه نمودن آنها از معارف دین نقش یک الگوی عملی را نیز برای آنان ایفا نموده و بر آنها سخت نگیرد.

 

این طرز رفتار و نتیجه آن به خوبی در سیره بزرگان مشهود است، همسر شهید بهشتی می‌گوید: یک بار من از ارث پدری فرشی خریدم و آقای بهشتی(ره) هیچ حرفی به من نزدند، هر چند اعتقاد داشتند که زندگیشان نباید از مرز طلبگی خارج شود اما این را برای خود تجویز می‌کردند و من کاملا آزاد بودم که مطابق نظر ایشان عمل کنم یا نکنم. در هر حال، بعد از چند ماه از خرید فرش پشیمان شدم و آن را فروختم. (1)

 

دختر ایشان نیز می‌گوید: حتی یک بار هم نشد که پدر در امر عبادات به ما دستور بدهد، مثلا بگویند پاشو برو نمازت را بخوان. ولی رفتار خودشان طوری بود که ما الگو می‌گرفتیم. ایشان همیشه نماز اول وقت می‌خواندند و وقتی نماز را دیر می‌خواندیم با ظرافت تذکر می‌دادند.(2)

 

همسر امام(ره) نیز می‌گوید:

امام در مسائل خصوصی زندگی من دخالت نمی‌كردند. اوایل زندگی‌مان، یادم نیست هفته اول یا ماه اول به من گفتند: من كاری به كار تو ندارم. به هر صورت كه میل داری لباس بخر و بپوش اما آنچه از تو می‌خواهم این است كه واجبات را انجام بدهی و محرمات را ترك بكنی، یعنی گناه نکنی (3)

 

خوش خلقی در خانواده

تأثیر محبت در درون خانواده و پرهیز از رفتارهای خشن بدیهی بوده و در روایات نیز به آن اشاره شده است، وقتی شخصی نزد امام کاظم(ع) از فرزند ناسازگار خویش شکایت می‌کند، حضرت می‌فرمایند:

«لَا تَضْرِبْهُ‏ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِل‏» (4)

او را مزن، (بلکه) با او قهر نما و (قهرت) را طولانی مکن.

سیره بزرگان نیز گویای تأثیر چنین رفتاری در خانواده است، دکتر مجتبی مطهری فرزند شهید مطهری(ره) می‌گوید: شیوه تنبیهی ایشان این بود که ابتدا نصیحت می‌کردند و می‌گفتند که کار ما درست نبوده و موقعی که موضوع خیلی جدی می‌شد قهر می‌کردند، حداکثر سه روز، یعنی ما تاب نمی‌آوردیم، واقعا قهر پدر برای ما فوق العاده تلخ بود. خودشان هم از این که قهر را طولانی کنند پرهیز می‌کردند.(5)

 

در سیره مرحوم حاج آقا مصطفی(ره) نیز آمده است که ایشان با بچه‌ها بسیار مهربان بود و رفتارش طوری بود که بچه‌ها مشکلات را راحت تحمل می‌کنند. آنها حتی مرگ پدری به این خوبی و مهربانی را خوب تحمل کردند. او در تمام برنامه‌های بچه‌ها بسیار دقت داشت و مخصوصا روی درسشان حساسیت داشت و لحظه‌ای از آنها غافل نمی‌شد. (6)

 

هرگز مهربانی و عطوفت در رفتار با خانواده نباید فدای امور نامربوط شود، همسر شهید نواب از رفتار ایشان در خانواده می‌گوید: آقا بسیار خوش خلق بودند. گاهی زمانی در اوج هیجان با دوستانشان در مورد مسائل مملکتی و جنایات شاه صحبت می‌کردند، من ایشان را صدا می‌کردم تا مسئله‌ای را با ایشان در میان بگذارم. می‌دیدم در نهایت ملایمت و آرامی صحبت می‌کنند. تعجب می‌کردم و می‌گفتم: مگر شما نبودید که فریاد می‌کشیدید؟ پس چرا ناگهان این همه تغییر اخلاق دادید؟ ایشان می‌گفتند: «اگر من از دست کسی عصبانی شوم نباید عصبانیتم را سر شما خالی کنم. انسان نباید برای زن و فرزندش خشونت به خرج دهد» (7)

 

اهمیت دادن و توجه به خانواده

اگرچه هر مردی در عرصه اجتماعی وظایفی دارد و روحانیت نیز از این قاعده مستثنی نیست اما این مشغله‌ها نباید به روابط اجتماعی درون خانواده لطمه بزند، چرا که این امر موجب می‌شود تا خانواده و فرزندان احساس نمایند به آنها توجهی نمی‌شود.

 

همسر شهید نواب در وصف ایشان می‌گوید: از صفات برجسته آقا، وفای به عهد و خوش قولی ایشان بود. زمانی که به سفر می‌رفتند، اگر می‌گفتند: بیست روز دیگر برمی‌گردم، درست سر موعد مقرر باز می‌گشتند و برنامه ریزی ایشان همیشه مرتب بود. (8)

 

رابطه شهید بهشتی(ره) در خانواده انصافا می‌تواند به عنوان الگو به طلاب جوان معرفی شود، ایشان علی رغم مشغله‌های کاری، روزهای جمعه را به خانواده اختصاص داده و بر آن تأکید داشتند، که نشان از اهمیت دادن ایشان به مسائل خانواده دارد. یکی از دوستان ایشان می‌گوید: یک روز جمعه خدمت ایشان رسیدم و گفتم که یکی از مقامات سیاسی خارجی به تهران آمده و درخواست ملاقات کرده است. آقای بهشتی(ره) قبول نکردند و گفتند این ملاقات را نمی‌پذیرم، مگر این که امام به من تکلیف کنند چون روز جمعه من متعلق به خانواده است و در این ساعات باید به فرزندانم دیکته بگویم و به درسهایشان و همینطور کارهای خانه برسم.(9)

 

خانواده‌ها نیاز به تفریحات سالم و نشاط دارند، معمولا فرزندان روحانیون محدودیت‌هایی دارند که باید در جای دیگر جبران شود؛ تفریحات نامشروع که خیلی از جوانان به سمت آن کشیده می‌شوند باید در میان جوانان خصوصا خانواده های روحانی جایگزین مناسب داشته باشد.

 

همسر شهید بهشتی(ره) می‌گوید: ایشان به نشاط من و بچه‌ها خیلی توجه داشت. در آن دوران محیط‌های تفریحی خیلی برای خانواده‌های مذهبی مناسب نبود. او ما را سوار ماشین می‌کرد و به اطراف تهران جاهای خلوت و خوش اب و هوا می‌برد و یکی دو ساعت قدم می‌زدیم. برای بچه‌ها شیرینی و بستنی می‌خرید و با آنها بازی می‌کرد تا خستگی هفته از تنشان بیرون برود و برای درس هفته آینده آماده باشند.

 

اگر در سفری امکان داشت که ما را ببرد، هرگز تردید نمی‌کرد. حتی سفرهای کاری هم ما را می‌برد و در آنجا اگر شده نصف روز را با ما صرف کند، این کار را می‌کرد. مثلا وقتی در مشهد قرار بود با علمای برجسته آنجا دیدار کند ساعتی را هم به خانواده اختصاص می‌داد و در آن ساعات، اگر دعوتش هم می‌کردند نمی‌پذیرفت. (10)

 

ایجاد حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس

امر و نهی زیاد موجب از بین رفتن روحیه اعتماد به نفس در فرزندان می‌شود، و در مقابل محول کردن مسئولیت‌هایی در خانواده به فرزندان و نظر خواهی از آنها در امور خانه علاوه بر تقویت اعتماد به نفس آنها موجب ایجاد حس مسئولیت پذیری آنها برای آینده می‌شود.

 

همسر شهید بهشتی(ره) در رابطه با این ویژگی ایشان می‌گوید:

شهید بهشتی(ره) طوری با بچه‌ها رفتار می‌کرد که همیشه احساس می‌کردند حرف خیلی مهمی زده یا کار خیلی مهمی کرده‌اند و به این ترتیب اعتماد به نفس بچه‌ها را تقویت می‌کرد تا بتوانند مستقل فکر کنند و راحت حرفشان را بزنند. در خانه صندوق قرض الحسنه‌ای درست کرده بود که در آن پولی بگذارند و بعد هم روی حساب و کتاب دقیقی وام بدهند.دفترچه‌ها کوچکی را هم برای پرداخت اقساط درست کرده و به بچه‌ها داده بود. علیرضا هم مسئول دریافت و پرداخت بود. کتابخانه خانه هم حساب و کتاب داشت و کسانی که می‌خواستند از آن استفاده کنند کارت عضویت داشتند و کتابهایی که به امانت داده می‌شدند، در دفتری ثبت می‌شدند.(11)

 

خانم ملوک السادات بهشتی می‌گوید: پدرم به ما پول تو جیبی می‌دادند ولی می‌گفتند که فقط برای خرید خوراکی نیست و باید از آن لوازم التحریر و دفترمان را هم بخریم و یا اگر قصد داریم برای کسی هدیه بخریم، بهتر است مقداری از این پول را پس انداز کنیم و به این شکل بودجه بندی را به ما یاد می‌دادند. گاهی هم مثلا روز مادر، پول تو جیبی ما کفاف خرید هدیه مناسب برای مادر را نمی‌داد. در این موقع پولی را به ما قرض الحسنه می‌دادند و بعد به تدریج پس می‌گرفتند تا تعهد نسبت به پرداخت قرض را هم یاد بگیریم. (12)

 

پی نوشت ها:

1- مجله یاران، شماره 8، تیرماه 1385، ص70.

2- همان، ص74.

3- پایگاه تحلیلی اسلام ناب.

4- بحار الانوار، ج101، ص99.

5- مجله یاران، شماره 5و6، فروردین و اردیبهشت 1385، ص53.

6- همان، شماره 12، آبان ماه 1385، ص54.

7- همان، شماره 2، دی ماه 1384، ص20 و 21.

8- همان.

9- همان، شماره 8، تیرماه 1385، ص73.

10- همان، ص70.

11- همان.

12- همان، ص73.

 

 

مسلم زمانیان

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین