تبیان، دستیار زندگی
در مطالب گذشته پیرامون راه‌کارهای قرآنی رفتارسازی در کودکان،‌عفت عمومی در خانواده،‌اصل وفای به عهد و اهمیت آن، سخن گفتیم. در شماره پیشین و نوشتار حاضر، الگوی رفتار صحیح قرآنی در اختلافات زن و شوهر تبیین شده و می‌شود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

قرآن کریم و سبک زندگی (11)

اشاره:

در مطالب گذشته پیرامون راه‌کارهای قرآنی رفتارسازی در کودکان،‌ عفت عمومی در خانواده، ‌اصل وفای به عهد و اهمیت آن، سخن گفتیم. در شماره پیشین و نوشتار حاضر، الگوی رفتار صحیح قرآنی در اختلافات زن و شوهر تبیین شده و می‌شود.


زن و شوهر

ناسازگاری و تفاهم نداشتن زن و شوهر به یکی از سه نحو اتفاق می‌افتد:

1 - ناسازگاری و نافرمانی شوهر 2 - نافرمانی زن 3 - ناسازگاری هر دو با یکدیگر.

به بیان دیگر، یا یکی از زن و مرد، ناسازگار و بی علاقه به ادامه زندگی خانوادگی است و طرف دیگر، دوستدار خانواده و خواستار تداوم زندگی مشترک است، یا این که هر دو از زندگی مشترک ناراضی هستند. قرآن کریم طی سه آیه شریفه در سوره نساء به هر سه نوع اختلاف اشاره و راه حل آن را ارائه می‌کند. خداوند در این آیات از نافرمانی و ناسازگاری هر یک از زن و شوهر به «نشوز» و از نارضایتی هر دو به «شقاق» تعبیر می‌کند. روز گذشته، آیه مربوط به ناسازگاری مرد که آیه شریفه 128سوره نساء است، مطرح و دیدگاه مفسران درباره آن بیان شد. پیش از ادامه بحث، شایسته است، مقایسه‌ای میان قرآن کریم با تورات و انجیل درباره توجه به ازدواج انجام شود، هرچند تحقیق چندانی در این زمینه انجام نشده است.

جایگاه ازدواج در قرآن و کتاب‌های مقدس مسیحیان و یهودیان

قرآن کریم با این که در مسائل مهم عبادی چون نماز از بیان تمامی جزئیات عبور کرده است، درباره خانواده و ازدواج که به طور مستقیم به هدایت انسان‌ها مربوط نمی‌شود، نسبتاً به تفصیل، طرح بحث کرده و در آیات متعددی به آن پرداخته و به مسائل جزئی خانواده اشاره کرده است. این در حالی است که می‌توان گفت در مسیحیت و تعلیمات آن، کم و بیش رهبانیت و تجرد ترویج می‌شود و راهبه‌ها و کشیش‌ها نیز حق تشکیل خانواده ندارند. به نوشته یکی از محققان، در متون عهد جدید، اعم از تعلیمات حضرت عیسی(ع) و نامه‌های پولس، به تجرد توصیه شده و بیشتر تعلیمات کلیسا مبنی بر مجرد ماندن است.

قرآن کریم در عین این که حیات اخروی را اصیل می‌داند، اما بر پیوند مستحکم دنیا و آخرت تاکید می‌کند.

بنا به تعلیمات پولس، ازدواج، تنها از آن رو مفید است که شخص را از گناه باز می‌دارد، به این معنا که اگر انگیزه شخص از ازدواج رسیدن به رستگاری آخرت نباشد، ازدواج یک تعهد دنیوی عبث و بیهوده تلقی می‌شود. پولس می‌گوید: «اگر با زن بسته شدی، جدایی مجوی و اگر از زن جدا هستی، دیگر زن مخواه» (عهد جدید رساله اول پولس، باب 7، فقره 27، به نقل از مجله حدیث زندگی، ش34)، علاوه بر این،طلاق نیز در انجیل حرام شمرده شده است. البته تورات نگاه مثبتی به ازدواج دارد تا آن جا که رسم ازدواج با دو زن یا کنیز و یا ازدواج موقت در سراسر کتاب مقدس، آشکارا دیده می‌شود و از داستان حضرت ابراهیم(ع) و همسرانش ساره و هاجر، حضرت یعقوب(ع) و همسرانش لبه و راحیل، و حضرت داوود(ع) و حضرت سلیمان(ع)، مجاز بودن چند همسری در یهودیت کهن برداشت می‌شود. (کتاب اول پادشاهان، باب 11، فقره3، کتاب دوم تواریخ، باب13، فقره 21 به نقل از همان مأخذ) بر این اساس، قرآن کریم به ازدواج و احکام مربوط به خانواده،از همه شرایع پیشین کامل‌تر پرداخته است.

خانواده

علت توجه قرآن کریم به خانواده

اکنون این سوال مطرح می‌شود با توجه به این که قرآن کتاب هدایت است، چرا به ازدواج و مباحث خانواده توجه وافری نشان داده است؟

در پاسخ باید گفت، این مسئله بیانگر تفاوت نگاه قرآن به دنیا و زندگی دنیوی در مقایسه با انجیل موجود است. به این معنا که چون در انجیل آخرت گرایی پررنگ است، به ازدواج نیز بیشتر از همین منظر نگریسته و عمدتاً به کارکرد ازدواج در جلوگیری از گناه توجه کرده است. در حالی که قرآن کریم در عین این که حیات اخروی را اصیل می‌داند، اما بر پیوند مستحکم دنیا و آخرت تاکید می‌کند و می‌فرماید: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا؛ و هر کس در این [جهان] کور[دل] باشد، در آخرت [نیز] کور و گمراه‌تر [از کور] خواهد بود.» (اسرا/72)

علاوه بر این، قرآن اگرچه زندگی دنیا را مقدمه و کشتزار آخرت و محلی برای توشه برداشتن برای زندگی در آن دنیا می‌داند، اما سعادت دنیوی و برخورداری از حیات طیبه در دنیا را یکی از اهداف و مقاصد پیامبراکرم(ص) و دین اسلام می‌شمارد. (لیقوم الناس بالقسط، یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة ...) با چنین نگرشی، خانواده نقشی برجسته و پررنگ در راستای انسان سازی و جامعه سازی پیدا می‌کند و جایگاه محوری را در احکام فردی و اجتماعی به خود اختصاص می‌دهد. به همین دلیل حقوق مدنی اسلام و به ویژه حقوق مدنی خاص (خانواده) یکی از شاهکارهای قانون گذاری در جهان پیشرفته امروز است.

خانواده، نقشی برجسته و پررنگ در راستای انسان سازی و جامعه سازی دارد و جایگاه محوری را در احکام فردی و اجتماعی به خود اختصاص می‌دهد. به همین دلیل حقوق مدنی اسلام و به ویژه حقوق مدنی خاص (خانواده) یکی از شاهکارهای قانون گذاری در جهان پیشرفته امروز است.

اختلافات خانوادگی؛ نحوه برخورد با نشوز زن

در بلاغ‌های گذشته به بحث اختلاف خانوادگی ناشی از نشوز و سر باز زدن مرد از ایفای حقوق زوجیت پرداختیم و راه حل قرآن را برای نحوه برخورد زن با نشوز شوهر بیان کردیم. در بلاغ حاضر، این مسئله مطرح می‌شود که اگر علت اختلاف و تزلزل خانواده، نشوز و نافرمانی زن باشد، چگونه باید با آن برخورد کرد؟

خداوند در آیه شریفه 34 سوره نساء به این سوال پاسخ می‌دهد و خطاب به مومنان چنین دستور می‌دهد: «وَاللّاتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِی المَضاجِعِ وَاضربوهُنَّ فَاِن اَطَعنَکُم فَلا تَبغُوا عَلَیهِنَّ سَبیلاً اِنَّ اللّه َ کان عَلِیًّا کَبیراً؛ و زنانی که از سازگاری آنان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید و [اگر موثر واقع نشد] در بستر از آنان دوری کنید و [اگر آن هم موثر واقع نشد و هیچ راهی برای وادار کردن آن‌ها به انجام وظایفشان جز شدت عمل نبود] آنان را تنبیه کنید، و اگر از شما پیروی کردند به آن‌ها تعدی نکنید و [بدانید] خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (و قدرت او بالاترین قدرت‌هاست).»

زن و مرد

چارچوب اطاعت از شوهر

این آیه شریفه، نحوه برخورد با زن ناشزه را بیان می‌کند. اما پیش از تبیین آن، باید نشوز زن معنا و به طور مصداقی روشن شود که به چه رفتاری نشوز گفته می‌شود؟

برای فهم نشوز زن نیز باید چارچوب اطاعت زن از شوهر مشخص شود. چنان که در بلاغ قبل گفتیم «نشوز» به معنای نافرمانی، تمرد، سر بر تافتن و نوعی پرخاش و برافروختگی نسبت به حقوق همسری است. بنابراین، نشوز زن یعنی ایفا نکردن حقوق زوجیت و حقی که بر گردن او در امر زوجیت است؛ مانند این که از هم‌خوابی با شوهر خودداری کند و یا بدون اجازه از خانه بیرون رود و مانند این موارد که در فقه به طور دقیق تبیین شده است.

درباره چارچوب اطاعت زن از شوهر که خداوند از ویژگی فرمانبری زن از شوهر با تعبیر «قانتات» در همین آیه یاد می‌کند و متضاد نشوز و نافرمانی است، باید گفت: چارچوب این اطاعت در خصوص زناشویی است، به این معنا که پیروی از همسر، تنها در مواردی است که دستورش مطابق با دین الهی باشد. بنابراین، بر زن واجب است که در امور زناشویی فرمانبر باشد و در شئون زندگی خانوادگی، اگر خواسته‌ی شوهر، موافق فرمان الهی نباشد، نباید آن را اطاعت کند. البته زن می‌تواند با شرط ضمن عقد، دامنه وظایف خود را مقید و محدود و دامنه حقوق و اختیارات شوهر را کوتاه کند. در ادبیات فقهی و حقوقی، از اطاعت زن با عنوان «تمکین» یاد می‌شود که آن نیز به تمکین عام و تمکین خاص تقسیم می‌شود. تمکین خاص مربوط به زناشویی و تمکین عام مربوط به کل زندگی خانوادگی است.

نویسنده: محمدعلی‌ ندائی


شبکه تخصصی قرآن تبیان

مطالب مرتبط:

قرآن کریم و سبک زندگی 10

قرآن کریم و سبک زندگی 9

قرآن كریم و سبک زندگی 8

قرآن کریم و سبک زندگی 7

مجموعه كامل یادداشت‌های قرآنی