سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
صراط واحد است، و آن راهى است كه باید انسان بسوى خداوند تعالى طى كند؛ مؤمنان از راه مستقیم، و كافران و منافقان و بدكاران از راه اعوجاج و انحراف طى مى كنند
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اهل اعراف با بهشتیان و دوزخیان چه می‌گویند؟

جهنم

در آیات قرآن که وصف اعراف و اتفاقاتى که در آن موقف رخ مى دهد، گفتگوى رجال اعراف با بهشتیان و دوزخیان آمده است از جمله در آیه زیر: «وَ بَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَ عَلَى الاْعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ كُلاَّ بِسِیمَا'هُمْ؛ و میان آن دو (گروه) حجابى است، و بر اعراف مردانى (والامقام) هستند که هر دو (گروه ) را از سیمایشان مى شناسند» (اعراف/46).

أعرافِ حجاب و پرده، قسمت هاى بالاى آنرا گویند. و نیز اعراف، نام براى تپّه ها و تل هاى بلندى است كه از رَمْل هاى بیابان تشكیل شده است، و غالباً بواسطه وزش بادهاى تند این تل هاى رملى بوجود مى آید. و چون در این آیه، اعراف به دنبال حجاب ذكر شده است، محتمل است كه معناى اوّل از آن مراد باشد. و بودن مردانى بر روى اعراف، معناى دوّم را تقویت میكند. ولیكن بین این دو معنى در آیه مباركه، منافات و مغایرتى نیست، زیرا كه معناى حجاب : «ما یَحْجُبُ شَیْئاً عَن شَیْءٍ ؛چیزى كه چیزى را از چیز دیگرى مستور كند» مى باشد، و بنابراین میتوان گفت كه: این مردانى كه بر روى اعراف قرار دارند، در مقام و محلّ مرتفع و بلندى هستند كه بر هر دو جمعیّت، از گروه بهشتیان و گروه جهنّمیان سیطره و إشراف دارند، و بر هر دو منزل و درجه از بهشت و دوزخ واقف مى باشند. و به همین جهت «كانوا عَلَى الاْعْرافِ؛ روى اعراف هستند»، تا آنكه همه طبقات و اصناف را به سیما و علائمشان بشناسند. چون مادّه لغویِ اعراف از عَرَفَ یَعْرِفُ مَعْرِفَةً و عِرْفاناً به معناى شناختن و دانستن است.

 

گفتگوى بهشتیان و جهنمیان از پشت حجاب

خداوند تعالى در قرآن كریم در سوره حدید، وصف اعراف را با تعبیر «سُور» كه به معناى دیوار است، و گفتگوى بین بهشتیان و دوزخیان را كه در اینجا آمده است، در آنجا به عنوان گفتگوى بین منافقین و منافقات با مۆمنین و مۆمنات بیان میكند؛ و چنانكه مى بینیم در هر دو جا بیان یك امر و حقیقت را به دو عنوان و تعبیر مى نماید:

«یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَـافِقُونَ وَ الْمُنَـ'فِقَا'تُ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُورِكُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَآءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُم بِسُورٍ لَهُ و بَابُ بَاطِنُهُ و فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظَـ'هِرُهُ و مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ؛ روز قیامت روزى است كه مردان منافق و زنان منافق، به كسانى كه ایمان آورده اند میگویند: شما به ما نظرى كنید! و نگاهى بیندازید! تا بدینوسیله ما از نور چهره شما، مقدارى براى خود بهره برداشته و اقتباس كنیم! به آنها در پاسخ گفته مى شود: شما به عقب و قهقرا برگردید! و از آنجا طلب نور كنید! در این حال بین این دو دسته، دیوارى زده مى شود كه درى دارد؛ و آن در، ظاهرى دارد و باطنى؛ در باطنش رحمت است، و در ظاهرش از مقابل در، عذاب است» (آیه 13 سوره حدید).

صراط واحد است، و آن راهى است كه باید انسان بسوى خداوند تعالى طى كند؛ مۆمنان از راه مستقیم، و كافران و منافقان و بدكاران از راه اعوجاج و انحراف طى مى كنند

و در ذیل آیه اعراف داشتیم: «وَ نَادَى'´أَصْحَـ'بُ النَّارِ أَصْحَـ'بَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنَ الْمَآءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَهُ قَالُو´ا إِنَّ اللَهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَـ'فِرِینَ ؛ و جهنّمیان به بهشتیان ندا مى كنند: قدرى از آب و یا طعامى كه خداوند به شما روزى كرده است، بر ما رحمت آورده و إفاضه كنید! در جواب آنها اهل بهشت میگویند: خداوند آن آب و طعام را بر كافران حرام كرده است» (آیه 50).

در قیاس این دو آیه واقع در سوره اعراف و سوره حدید، مى بینیم كه: گفتار منافقین به مۆمنین كه به ما نظرى كنید تا از نور شما توشه اى برگیریم، و آنچه در جواب مى شنوند كه به عقب و پشت برگردید و از آنجا التماس نور كنید ( اُنظُرُونا نَقْتَبِسْ مِن نُورِكُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَآءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا ) بعینه همان گفتار اهل جهنّم است به اهل بهشت كه: بر ما از آب و طعامى كه خدا به شما داده است بدهید! و جواب مى شنوند كه: خداوند آنها را بر كافران حرام نموده است ( أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنَ الْمَآءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَهُ قَالُو´ا إِنَّ اللَهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَـ'فِرِینَ).

پس بنابراین، سور و دیوارِ كشیده شده بین منافقین و مۆمنین، همان حجاب و اعراف فاصل بین بهشتیان و دوزخیان است. و در آیه سوره حدید كه فقط منافقین را بر روى درِ این سور قرار داده است، به جهت آنست كه آنان با مۆمنین در ظاهر امرشان اشتراك دارند، چون بنا به فرض منافق هستند. پس درِ این دیوار كه باطنش و حقیقتش ایمان و واقع است، رحمت؛ و ظاهرش از جلوى در، عذاب است؛ و منافقان چون از حقیقت خبرى ندارند، از باطن كه رحمت است سودى نمى برند، و فقط از ظاهر اسلام و ایمان در دنیا استفاده كرده اند كه آنهم در محشر به صورت عذاب جلوه گر میگردد.

آخرت

پیوستن مومنین به باطن و منافقین و کفار به ظاهر در آخرت

و حاصل معنى آنستكه حجاب و دیوار چیز واحدى هستند ولى داراى دو وجهه و دو جهت: ظاهرى و باطنی، ظاهرش عذاب است و باطنش رحمت. كسانى كه به باطنش رسیده اند، از فوز و كامیابى إیمان و حقیقت بهرمند شده اند؛ و كسانى كه به ظاهرش اكتفا كرده و از باطن خبرى ندارند همان دسته اى هستند كه از حقیقت ایمان و عقیده پاك بى بهره اند، و فقط براى حفظ مصالح شخصیّه ایمان آورده اند، و همان دسته اى هستند كه از ظاهر در برابر این دیوار در عذابند. و گویا این دیوار چنین است كه اگر هر آینه انظارشان از ظاهر تجاوز میكرد و به باطن میرسید، به نعیم الهى میرسیدند و رحمت حقّ آنانرا فرا میگرفت؛ ولى چون به ظاهر قناعت كردند، از درون آن بى بهره اند. پس دیوار و حجاب یكى است؛ ظاهرى دارد و باطنی. و مۆمنان و كافران، در مقابل خود فقط یك راه به سوى خدا دارند كه باید بپیمایند، و این راه واحد است، همچنانكه دیوار و حجاب واحد است.

 

اختلاف مومنین و کفار در پیمودن راه خداوند

 اختلاف فقط از ناحیه ادراك و فهم آنهاست؛ عیناً مانند حالى كه در دنیا دارند، كه بین مۆمنان و كافران فرقى نیست در اینكه هر دو باید راهى را كه به سوى خدا دارند طى كنند؛ این راه را مۆمنان بطور استقامت طى مى كنند و گام در صراط مستقیم مى نهند، و كافران منحرف مى شوند و بطور اعوجاج و كجى مى پیمایند. پس همه با هم هستند، و اختلاف از جهت استقامت و انحراف نفوس است، و از جهت اراده و انتخاب خوب و یا اراده و انتخاب زشت. و لذا مى بینیم در ذیل آیه سوره حدید وارد است كه:

روز قیامت روزى است كه مردان منافق و زنان منافق، به كسانى كه ایمان آورده اند میگویند: شما به ما نظرى كنید! و نگاهى بیندازید! تا بدینوسیله ما از نور چهره شما، مقدارى براى خود بهره برداشته و اقتباس كنیم! به آنها در پاسخ گفته مى شود: شما به عقب و قهقرا برگردید! و از آنجا طلب نور كنید! در این حال بین این دو دسته، دیوارى زده مى شود كه درى دارد؛ و آن در، ظاهرى دارد و باطنى؛ در باطنش رحمت است، و در ظاهرش از مقابل در، عذاب است»

 «یُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى ' وَ لَـ'كِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الاْمَانِیُّ حَتَّى ' جَآءَ أَمْرُ اللَهِ وَ غَرَّكُم بِاللَهِ الْغَرُورُ؛ (چون بین منافقان و مۆمنان دیوار زده مى شود، و سور كشیده مى شود) منافقان به مۆمنان میگویند: مگر ما با شما در دنیا نبوده ایم و معیّت نداشته ایم ؟! مۆمنان در پاسخ میگویند: آرى! ولیكن شما خود را به فتنه و فساد انداختید! و پیوسته انتظار كشیدید! و در شكّ و تردید بسر بردید! و آرزوهاى دراز شما را فریفت، تا آنكه امر خدا نازل شد و مرگ گریبانتان را گرفت، و آن غَرور و شیطان و نفس گول زننده و فریب دهنده شما را گول زد (و با خدعه و مكر شما را در غفلت نگاه داشت، تا ناگهان امر خدا آمد و كار از كار گذشت )» (آیه 14 سوره حدید).

و این همان امر واحدِ  ذ ووجهین را میرساند، كه منافقان با مۆمنان از هر جهت از جهات طبیعى و مزایاى مادّى در دنیا با هم بودند، در یك زمین، و یك عشیره، و یك غذا، و یك كسب و كار، و یك پدر و مادر، و یك مقدار عمر، و بالاخره چنانكه مى بینیم در این جهات طبیعى مَیْزى و فرقى ندارند، و لیكن نیّت و هدف و أخلاق و گرایش معنوى تفاوت داشت، و همین موجب شد كه آنان را به دوزخ بكشاند و مۆمنان را به بهشت رهبرى كند. پس صراط واحد است، و آن راهى است كه باید انسان بسوى خداوند تعالى طى كند؛ مۆمنان از راه مستقیم، و كافران و منافقان و بدكاران از راه اعوجاج و انحراف طى مى كنند. و قبل از آیه اعراف آمده است:

«وَ نَادَى '´ أَصْحَـ'بُ الْجَنَّةِ أَصْحَـ'بَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُم مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُۆَذِّنُ بَیْنَهُمْ أَن لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى الظَّـ'لِمِینَ * الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَهِ وَ یَبْغُونَهَا عِوَجًا وَ هُم بِا لاْ خِرَةِ كَـ'فِرُونَ؛ اهل بهشت به اهل جهنّم گویند: حقّاً آنچه را كه پروردگار ما به ما وعده داده بود، حقّ و محكم و ثابت یافتیم! آیا آنچه را هم كه پروردگار شما به شما وعده داده بود (از پاداش سخت ) حقّ و محكم و ثابت یافتید؟! در پاسخ گویند: آرى! و در این حال إعلان كننده اى اعلام میدارد كه: لعنت خداوند بر ظالمان است؛ آن كسانى كه مردم را از راه خدا بازداشتند، و راه را به روى آنها بستند، و آن را كج و مُعوج پنداشتند، و به آخرت كافر شدند» (آیه 44 و 45).

 

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: آل البیت

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین