سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اهدافى مانند بیدارى قلوب، درك عاقبت پیشینیانى كه از نظر قدرت و قوت و خدم و حشم بر انسانهاى كنونى برترى داشتند، درك عاقبت گنهكاران و دروغگویان، درك چگونگى خلقت و عظمت آن و دیدن شگفتیهاى خلقت و... كه هر كدام از آن به تنهایى براى پنددهى و عبرت‏آموزى به انسان
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تا حالا دقت کردی! که عبرت بگیری!

عبرت

عبرتها به وسعت دنیا گسترده است. هر پدیده، آیه‏اى از آیات الهى است و پیامى دربردارد. هر كس دیده‏اى عبرت بین داشته باشد، مى‏تواند از لابلاى پدیده‏ها، پیامها را دریابد. براى آگاهى و بیدارى انسان هشدارها داده شده است و عبرتها بى‏پرده و آشكار رخ نموده‏اند. به فرموده امیرالمۆمنین علیه السلام، اگر انسان چشم باز كند و ببیند، وسایل بینایى او فراهم است، و اگر گوش شنوا داشته باشد، سخنان حق گفته شده است و اگر اهل هدایت باشد، وسایل هدایت فراهم است.

ولى افسوس كه از این همه منابع عبرت‏آموز، اندكى از مردم پند مى‏گیرند و بخش عظیمى از مردم چشم عبرت‏بین ندارند و همچنان در شهوات نفس و غفلتها گرفتارند:

مَا اَكْثَرُ العِبَرُ وَ اَقَلُّ الاِعْتِبَارُ.

عبرتها چه بسیارند و عبرت گیرچه كم!

تاریخ و حوادث مختلف آن، از ابتداى آفرینش تاكنون، از مهمترین و اصلى‏ترین منابع عبرت‏آموزى است كه در منابع اسلامى به صورت گسترده‏اى به آن اشاره شده است. بخش عظیمى از آیات قرآن، ذكر مباحث تاریخى در قالب داستان، قصه و خاطره تاریخى است و همه اینها با هدف پندآموزى و عبرت‏دهى به مخاطبان صورت گرفته است. زیرا غالبا پس از ذكر هر قصه یا جریان تاریخى، به این هدف اشاره شده است. مثلاً، پس از ذكر داستان حضرت یوسف علیه السلام، به عنوان نتیجه تربیتى آن، چنین مى‏فرماید:

«لَقَدْ كَانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِى الاَلْبَابِ، مَا كَانَ حَدِیثا یُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِیقَ الّذِىَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ كُلِّ شَى‏ءٍ وَ هُدَىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُۆمِنُونَ.

در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود؛ بلكه وحى آسمانى است، و هماهنگ است با آنچه پیش‏روى او (از كتاب آسمانى پیشین) قرار دارد، و شرح هر چیزى (كه پایه سعادت انسان است)؛ و هدایت و رحمتى است براى گروهى كه ایمان مى‏آورند!

امیرالمۆمنین علیه السلام نیز در نهج‏البلاغه، بخش عظیمى از تلاش خود را به بیان عبرتهاى تاریخى اختصاص داده است. به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى‏شود:

ـ وَ اِنَّ لَكُمْ فِى القُرُونِ السَّالِفَةِ لَعِبَرةٌ. اَیْنَ العَمَالِقَةُ وَ ابْنَاءُ العَمَالِقَةِ، اَیْنَ الْفَرَاعِنَةُ وَ اَبْنَاءُ الفَرَاعِنَةُ.

همانا در قرنهاى گذشته براى شماعبرتى است، عمالقه (پادشاهان حجاز و یمن) و فرزندانشان كجا رفتند؟ فرعونها و فرزندانشان كجایند؟

اهدافى مانند بیدارى قلوب، درك عاقبت پیشینیانى كه از نظر قدرت و قوت و خدم و حشم بر انسانهاى كنونى برترى داشتند، درك عاقبت گنهكاران و دروغگویان، درك چگونگى خلقت و عظمت آن و دیدن شگفتیهاى خلقت و... كه هر كدام از آن به تنهایى براى پنددهى و عبرت‏آموزى به انسان كافى است

واعْتَبِروا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ، قَدْ تَزَایَلَتْ اَوْ صَالُهُمْ، وَزَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَأَسْمَاعُهُمْ، وَذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَعِزُّهُم.

ـو از آنچه برگذشتگان شما رفت عبرت گیرید كه چگونه بندبند اعضاى بدنشان از هم گسست، چشم و گوششان نابود شد و شرف و شكوهشان از خاطره‏ها محو گردید.

ـ فَاعْتَبِرُوا بِمَا اَصَابَ الاُمَمُ المُسْتَكْبِرینَ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنْ بَأسِ اللّهِ وَصَوْلاتِهِ وَوَقَایِعِهِ وَمَثُلاَتِهِ.

از آنچه از عذاب و صولت خدا و وقایع و عقوبتهاى او به امتهاى مستكبر پیش از شما رسید پند گیرید.

ـ و احْذَرُوا مَانُزِّلَ بِالاْءُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلاَتِ بِسُوءِ الاَْفْعَال

از كیفرهایى كه در اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امت‏هاى پیشین واقع شده برحذر باشید.

ـ فَاعْتَبِرُوا بِحَال وَلَدِ اِسْمَاعِیلَ وَبَنِى‏اِسحقِ وَ بَنِى‏یَعْقُوبَ عَلَیْهِمِ السَّلامُ

از حال فرزندان اسماعیل، فرزندان اسحاق و فرزندان یعقوب عبرت گیرید.

امام علیه السلام با بیان سرگذشت اقوام و ملل گذشته و توصیف زندگى و مرگ آنها، مردم را به عبرت‏گیرى از سرانجام نیك و بد آنها فرامى‏خواند. مربیان نیز مى‏توانند در تربیت متربیان خود، از همین روش بهره بگیرند و با بیان تاریخ و حوادث تلخ و شیرین آن، درس زندگى به آنها بیاموزند. بررسى این سرگذشتها، متربیان را با مباحثى آشنا خواهند ساخت كه در پرتو آن به نكاتى دست خواهند یافت كه در سیر و سلوك آنها، تأثیر عمیقى مى‏گذارد. نكاتى مانند:

امام علی

1. خداوند مفسدان را به سبب فساد و ظلمشان هلاك مى‏كند.

2. تأخیر توبه و ندامت تا زمان نزول بلا سودى به حال انسان ندارد.

3. خداوند بندگان مۆمنش را یارى مى‏دهد و در دل دشمنان آنها رعب و وحشت ایجاد مى‏كند.

4. خداوند فتنه‏ها و توطئه‏هاى منافقین و بدخواهان را خنثى مى‏كند.

5. تغییر سرنوشت انسانها، به خواست و رفتار خود آنها بستگى دارد.

و دهها نكات تربیتى دیگر كه همگى درسها و عبرتهایى هستند كه تربیت‏آموزان خردمند مى‏توانند به آنها دست یابند و آنها را در زندگى خود به‏كار بندند.

براى سهولت دستیابى این افراد به این نتایج گرانبها، بهتر است مربى قبل از بیان تاریخ، سۆالاتى در همین زمینه طرح كند و اذهان آنان را آماده سازد. او به هنگام بیان تاریخ، با طرح سۆالاتى دیگر، به تجزیه و تحلیل آن بپردازد و نكات ارزشى و یا ضد ارزشى داستان را با كمك آنها مشخص كند و در پایان، موقعیت كنونى تربیت‏آموزان را با آن پیش‏آمدها تطبیق دهد و عبرتها و درسهاى آن را بیان كند. البته گاهى هم بهتر است نتیجه‏گیرى را به خود آنان واگذار نماید.

نكته قابل توجه اینكه به موازات مطالعه تاریخ، با سیر و سفر در آفاق و انفس‏نیز، مى‏توان به همان نتایج دست یافت. به عبارتى دیگر، بیان تاریخ و سیر و سفر در روى زمین، دو روى یك سكه‏اند كه یكى از طریق حس شنوایى و دیگرى از طریق حس بینایى، انسان را به تفكر و اندیشه در سرگذشت پیشینیان فرا مى‏خواند. تاریخ فقط حوادث وقوع یافته و عكسهاى خشك و بى‏روح آنها را براى ما مجسم مى‏سازد، در حالى كه آثار باقیمانده از دورانهاى قدیم، در نقاط مختلف كره زمین، اسناد زنده و گویایى است كه اشكال و صور و نقوش دل و روح، تفكرات، قدرت و عظمت و یا حقارت و زبونى اقوام گذشته را به ما نشان مى‏دهد. ویرانه كاخهاى ستمگران، بناهاى شگفت‏انگیز اهرام مصر، برج بابل و كاخهاى كسرى، آثار تمدن قوم سبأ و هزاران آثار به‏جاى مانده از اقوام گذشته در گوشه و كنار جهان، هر یك در عین خاموشى، هزاران زبان دارند و سخنها مى‏گویند.

قرآن كریم در آیاتى گوناگون و گاه به صورت امر، انسان را به سیر در زمین دعوت مى‏كند.

امام علیه السلام با بیان سرگذشت اقوام و ملل گذشته و توصیف زندگى و مرگ آنها، مردم را به عبرت‏گیرى از سرانجام نیك و بد آنها فرامى‏خواند. مربیان نیز مى‏توانند در تربیت متربیان خود، از همین روش بهره بگیرند و با بیان تاریخ و حوادث تلخ و شیرین آن، درس زندگى به آنها بیاموزند

سِیرُوا فِى الاَرْضِ فَانْظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ.

در روى زمین سیر كنید و ببینید عاقبت كار مجرمان به كجا رسید!

و در آیه‏اى دیگر در قالب استفهام انكارى مردم را به این امر فرا مى‏خواند.

این فراخوانى، اهداف مقدسى را دنبال مى‏كند كه در آیات مختلف به آن اشاره شده است. اهدافى مانند بیدارى قلوب، درك عاقبت پیشینیانى كه از نظر قدرت و قوت و خدم و حشم بر انسانهاى كنونى برترى داشتند، درك عاقبت گنهكاران و دروغگویان، درك چگونگى خلقت و عظمت آن و دیدن شگفتیهاى خلقت و... كه هر كدام از آن به تنهایى براى پنددهى و عبرت‏آموزى به انسان كافى است.

امیرالمۆمنین علیه السلام نیز مطالعه آثار گذشتگان را وسیله عبرت و مایه هشدار مى‏داند:

اَوَ لَیْسَ لَكُمْ فِى آثَارِ الاَوَّلِینَ مُزْدَجِرٌ وَ فى آبائِكُم الْماضین تَبْصِرَةٌ وَ مُعْتَبِرٌ انْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؟

آیا براى شما در آثار پیشینیان وسیله عبرتى نیست كه شما را (از كرداربد) بازدارد؟ و آیا اگر اندیشه كنید در زندگى پدران خود، آگاهى و عبرت‏آموزى نیست؟

و در جاى دیگر آن حضرت، از تأثیر و نفوذ این آثار بى‏زبان، در چشمان عبرت‏گیر و گوشهاى شنوا سخن مى‏گوید:

و اگرچه آثارشان محوشده و اخبارشان منقطع گشته است، ولى چشمهاى عبرت بین، آنها را مى‏نگرد و گوش هوش، اخبارشان را مى‏شنود و با غیرزبان خود با ما حرف مى‏زنند.

به هر حال سیر در زمین و به تعبیر امروزى، جهانگردى و گردشگرى، یكى از شیوه‏هاى عبرت‏آموزى است كه مربیان مى‏توانند از این طریق، تربیت‏آموزان خود را در موقعیت عبرت و تأثیرپذیرى از آثار به جاى مانده از پیشینیان قرار دهند. چرا كه جهانگردى با هدف عبرت‏آموزى، قلب انسان را خاشع و دانا، چشم او را بینا و گوش وى را شنوا مى‏گرداند و از خمودى و جمود رهایى مى‏بخشد.

  بخش نهج البلاغه تبیان


منبع: عبرت و تربیت در قرآن و نهج‏البلاغه محمدرضا قائمى ‏مقدم

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین