• تعداد بازديد :
  • شنبه 1392/04/01
  • تاريخ :

شیداترین پروانه شمع ولایت

حضرت فاطمه

 

هنوز چند ماهى از حجة الوداع و بیعت همگان با وصىّ مصطفى صلی الله علیه وآله نگذشته بود كه ابر سیاه پیمان‌ شكنى جامعه اسلامى را به تیرگى و سیاهى كشانید. هنوز چند ساعتى از عروج آخرین پیامبر نگذشته بود كه امت او تیغ حق‌ كشى از نیام كینه و نفاق بر كشیدند و بر قلب یگانه وصىّ او نشاندند. هنوز چند لحظه‌‌اى از غسل بدن مطهر پیامبر رحمت نگذشته بود كه پیروانش، پاره تن و یگانه دختر او را مورد دردناک‌ ترین بى مهری ‌ها و ظلم ‌ها قرار دادند.

تشنگان قدرت که در كمین نشسته بودند، در «سقیفه» جمع شدند و بـرخـلاف دسـتـور خـداونـد و فـرموده پیامبرش خلافت را از وصیّ او گرفته و به دیگرى سـپـردنـد و بـا تـمـام قـدرت و تـوان به صحنه سیاسى آمدند، گروهى را با تهدید و فشار مـرعـوب سـاختند، با دسته اى از راه معامله و تقسیم قدرت كنار آمدند، عده اى را با حاتم بخشى با خود هماهنگ كردند و با یك كودتاى خزنده، قدرت را به دست گرفتند.

در آن شـرایـط چـه كـسى و چـگـونـه مـى بـایـسـت از حریم قدسی ولایـت دفـاع كـند؟ از یک سوی مسلمانان در آن آزمایش سخت با سكوت خود راه خـطـا را در پـیـش گـرفـتـنـد، روح حـمـاسـى و شـهادت طلبى میدانهاى جنگ را از دست دادند و شـمـشـیـرهـا را غلاف كردند، به انزوا گرویدند و تنها نظاره گر حوادث تلخ شدند.

صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به این واقعیت تلخ اشاره كرده، فرمودند:

«بعد از آن سوابق درخشان و روشن شدن حق به كجا مى روید، پس از اعلان حق، آن را كجا پنهان كردید. چرا بعد از آن تلاشها به گذشته خود رجوع نمودید و بعد از ایمان مشرك شدید، چرا پـس از آن شـجاعتها از گروهى كه بعد از پیمان بستن سوگندهاى خود را شكستند، ترسیدید و آنان در دین شما رخنه وارد كردند».(1)

و از سوی دیگر، امـام عـلى بن ابی طالب علیه السلام نـیـز نـمـى تـوانـست دست به شمشیر برد، هر چند ذوالفقار بدر و اُحد و خیبر در كـنارش و دست خیبركنش همچنان پرتوان بود، اما حقیقت این است كه آن حضرت با حمایت چه كسانى مى بایست دست به شمشیر بزند؟ و اگر قدرت طلبان كودتاگر را كنار زد، با حمایت چه كسانى حكومت كند. آن حضرت به این واقعیت تلخ اشاره كرد و فرمود:

«نـگـاه كـردم، دیدم براى گرفتن حق خود یاورى جز خاندان خویش ندارم، به مرگ آنان راضى نـشدم، چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلوئى كه گویا استخوانى در آن گیر كرده بود، جرعه حوادث را نوشیدم».(2)

پس چه كسى باید از حریم ولایت دفاع كند و از امام زمان خویش جانبدارى نماید؟ چه كسى باید نـقـاب از چـهـره مـدعیان دروغین بردارد؟

اگر زهرای مرضیه علیهاالسلام و آن خطبه ‌هاى هدایت ‌گرانه ‌اش نمی ‌بود، امروز ما نیز باور نمی ‌کردیم كه حق با امام على علیه ‌السلام بوده است؛ چرا كه نفاق ‌ها، کینه ‌ها، دنیاگرایى‌ ها، ساده ‌انگارى ‌ها، سیاست ‌بازى ‌ها، تطمیع‌ ها، تبلیغ‌ ها، تحریف ‌ها دست به دست هم داده و امامت را چنان به انزوا كشانده بود كه حتى اجازه نمی ‌داد فریاد حق جویى امیر مومنان به گوش احدى از آیندگان برسد

گـویـا تنها فاطمه علیهاالسلام براى این امر خطیر انتخاب شده است. زیـرا هیچ كس دیگر نمى توانست در آن شرایط در برابر تهاجمات سازمان یافته و فتنه هاى كـور، بـا بـصـیـرت و آگاهى لازم چونان بانوی دو عالم یك مبارزه پیروز را آغاز و بخوبى تـداوم بـخـشد. او بـا عـرفـان و مـعـنویتى كه از قرآن دارد، با صبر و تحملى كه از رسـول خـدا آمـوخـتـه اسـت، و بـا جـسـارت و شجاعتى كه از امیرمومنان علی علیه السلام دیده است مى تواند در برابر تجاوز غاصبان بایستد و تا پاى جان از ولایت دفاع كند. مطمئنا هر كس غیر از دختر پیامبر می‌بود او را شكست مى دادند، هر شخصیت دیگرى اگر مى‌بود با انواع تهمتهاى ناروا او را به انزوا مى كشاندند. هر مقاومتى اگر مى شد آن را در هم مى شكستند. هر دسته، گروه و لشكرى را با نام اسلام و در قالب جهاد اسلامى تار و مار مى كردند. اما آنان در برابر شجاعت، بصیرت و شهادت طلبى فاطمه زهرا علیهاالسلام درمانده شدند، نقابهایشان دریده شد و ماهیت پلیدشان افشا گردید.

باری، فاطمه علیهاالسلام شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقى كه با سوختن و فداسازى خویش به همگان آموخت كه امام برحق چونان كعبه است؛ كعبه‌ اى كه مردم بایستى بر گِردش طواف نمایند؛ نه او بر گِرد مردم: « مَثَلُ الاِمامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ اِذْ تُۆْتى وَ لا تَأْتى ».(3)

این فاطمه علیهاالسلام بود كه عاشقانه ‌ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه علیهاالسلام بود كه یگانه‌ترین اسوه‌ دهى را در همرهى با ولایت ادا ساخت؛ همو كه پهلویش شكست و در خون نشست؛ اما لحظه‌‌اى از یاورى ولّى امر خویش از پاى ننشست؛ همو كه با فریادهاى جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایتمدارى را در گوش جان پیروان خویش طنین ‌انداز ساخت:

حضرت فاطمه زهرا

«یا اَبَاالْحَسَنِ! روُحى لِروُحِكَ الفِداءُ وَ نَفْسى لِنَفسِكَ الْوِقاءُ. إِنْ كُنْتَ فى خَیْر كُنْتُ مَعَكَ وَ إِنْ كُنْتَ فى شَرّ كُنْتُ مَعَكَ؛ (4)اى ولى امر من! روحم به فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیكى به سر برى و چه در سختى و بلا گرفتار شوى! »

ضرورت دفاع از حریم امامت و رسواسازى پیشوایان ضلالت، باعث شد تا خداوندگار حیا و پوشیدگى به میدان سخنورى گام گذارد و با ایراد خطبه‌ هایى حماسى و شورآفرین، زیباترین قطعات ادب را رقم زند.

فاطمه علیهاالسلام كه میراثدار فصاحت فصیح‌ترین مردم عرب بود، در شرایطى بحرانى و بدون هیچ آمادگى قبلى چنان خطبه‌هایى ایراد فرمود كه به جاودانه ‌ترین قطعات ادبى در تاریخ ادبیات عرب تبدیل گردید. او میراث دار رسول بود و براى حفاظت از رسالت، با ایراد خطبه ‌هایى بى مثال بانى بناى بلاغت گشت و طلایه دار كاروان خطابت. بارى، اگر یگانه كفو و همانندش امام على علیه ‌السلام را استثنا كنیم، می ‌توان او را «یكه تاز میدان فصاحت و بلاغت» در آن دوران نامید؛ بزرگ بانویى كه در گستره فصاحت و بلاغت نیز یگانه سرور بانوان جهان از ازل تا ابد گشت.

از آن یگانه بانوى خلقت سه خطبه تاریخى گزارش شده است:

1. خطبه اى آتشین و قیام انگیز در مسجد مدینه؛

2. خطبه اى افشاگرانه و هشدارآمیز در جمع زنان مهاجر و انصار در منزل؛

3. خطبه اى بیدارگرانه و نكوهش آمیز در میان مردم كوچه در نزدیك منزل.

اگر زهرای مرضیه علیهاالسلام و آن خطبه ‌هاى هدایت ‌گرانه ‌اش نمی ‌بود، امروز ما نیز باور نمی ‌کردیم كه حق با امام على علیه ‌السلام بوده است؛ چرا كه نفاق ‌ها، کینه ‌ها، دنیاگرایى‌ ها، ساده ‌انگارى ‌ها، سیاست ‌بازى ‌ها، تطمیع‌ ها، تبلیغ‌ ها، تحریف ‌ها دست به دست هم داده و امامت را چنان به انزوا كشانده بود كه حتى اجازه نمی ‌داد فریاد حق جویى امیر مومنان به گوش احدى از آیندگان برسد.

مطمئنا هر كس غیر از دختر پیامبر می‌بود او را شكست مى دادند، هر شخصیت دیگرى اگر مى‌بود با انواع تهمتهاى ناروا او را به انزوا مى كشاندند. هر مقاومتى اگر مى شد آن را در هم مى شكستند. هر دسته، گروه و لشكرى را با نام اسلام و در قالب جهاد اسلامى تار و مار مى كردند. اما آنان در برابر شجاعت، بصیرت و شهادت طلبى فاطمه زهرا علیهاالسلام درمانده شدند، نقابهایشان دریده شد و ماهیت پلیدشان افشا گردید

حضرت فاطمه علیهاالسلام در قیام پرحماسه فرهنگى ‌اش، لحظه ‌اى از افشاگرى و روشنگرى‌ هاى هدایت ‌بخش خویش دست بر نداشت تا به همه مسلمانان طول تاریخ بفهماند كه سكوت در مقابل مهاجمان فرهنگى پذیرفتنى نیست؛ غفلت در مقابل هدف‌گیرانِ ولایت و رهبرى عقلایى نیست؛ پرده‌ پوشى در مقابل منافقان داخلى فضیلتى نیست؛ ساده ‌انگارى در مقابل طرح پرشتاب براندازى، تحمل ‌كردنى نیست و آن هنگام كه اصل و اساس اسلام به ورطه خطر افتاده باشد، هیچ تقیه و بهانه ‌اى براى احدى، چه زن و چه مرد، شرعى نیست. باید به پاخاست؛ باید فریاد برآورد؛ بایستى در برابر ضلالت قد علم كرد و همچون سیلى بنیانكن بر تیره خارهاى نفاق خروشید.

حضرت فاطمه علیهاالسلام، در مقابل بدعت و تحریف اسلام، آرام ننشست، برخاست، جوشید و خروشید، افشاگرى نمود و روشنگرى كرد؛ چرا كه با الهام الهى و تحدیث جبراییل از آینده خبر داشت و مى ‌دانست این روشنگری‌ ها عاقبت دل‌هاى لایقى خواهد یافت و نقش بى ‌نظیرى را در به ثمر رسانى امامت و محقق ‌سازى هدف خلقت ایفا خواهد نمود.

آرى، قیام فرهنگى فاطمه زهرا علیهاالسلام، حماسه ‌اى بود كه تنها از عهده خودش بر می ‌آمد. رسالت و امامت، تحقق ‌بخش هدف خلقت بود و این صدیقه کبری علیهاالسلام بود كه امامت را حیاتى دیگر بخشید، رسالت را مایه ثمر و خلقت را به هدف نزدیك گردانید.

 

پی نوشت:

1) احتجاج طبرسى: 1/140 .

2) نهج البلاغه، خطبه 26 .

3) بحارالانوار: 36/353.

4) كوكب الدُرّى : 1/196.

 

خطبه فدكیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

فرآوری: ابوالفضل صالح صدر  

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

جامى از زلال كوثر؛ محمدتقى مصباح یزدى.

فاطمه علیهاالسلام حامی ولایت؛ سید محمد حسینی شاهرودی.

 

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .

وبگردی

UserName