سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر انسان به این باور برسد که نیاز او به خدا همیشگی است. آن وقت تا توان دارد به عبادت او مشغول خواهد شد. همانگونه که امام سجاد علیه السّلام برای عبادت حدی قائل نبودند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چرا خداوند را عبادت کنم؟

امام سجاد

در این روزگار که قحطی معنویت به اوج خود رسیده آنچه برای انسانها از هر چیزی ضروری تر است، برگشت بسوی خداست. و این برگشت در مناجات با خداوند عالم ظهور و بروز پیدا می کند. برای هر کسی که قصد ارتباط با خدا را دارد سۆالهایی مطرح است. از جمله: چگونه با خدا مناجات کنیم؟  چرا و با چه انگیزه ای عبادت کنیم؟ به چه مقدار عبادت نماییم؟ راههای توفیق بر مناجات چیست؟

مناجات نوعی ارتباط است. برای داشتن ارتباطی صحیح چه باید کرد؟ اهمیت و حساسیت موضوع ارتباط با خالق ایجاب می کند انسان از آگاهان و سالکان این راه استمداد جوید. با نظری به عبادت‌کنندگان در طول تاریخ کسانی عابدتر از انبیاء و اولیای الهی به چشم نمی خوردند. در میان این بزرگان، اهل بیت علیهم السّلام در جایگاه ویژه ای هستند. یکی از اهل بیت علیهم السّلام که همگان را خیره عبادت خود کرد، امام چهارم شیعیان زین العابدین سیدالساجدین علی بن الحسین علیهماالسلام حضرت سجاد صلوات الله علیه است.

 

حد عبادت تا کجاست

 اگر انسان به این باور برسد که نیاز او به خدا همیشگی است. آن وقت تا توان دارد به عبادت او مشغول خواهد شد. همانگونه که امام سجاد علیه السّلام برای عبادت حدی قائل نبودند.

فاطمه یكى از دختران حضرت على علیه السّلام وقتى كه دید برادرزاده‏اش چگونه خود را در عبادت خدا به سختى انداخته است به جابر  گفت: برو و به این على بن حسین- كه یادگار پدرش است و از كثرت عبادت و سجده، بینى‏اش شكافته و پیشانى و زانوانش پینه بسته- بگو از خودش مواظبت نماید و خود را این قدر در عبادت خدا به رنج و زحمت نیندازد.[1]

 

انگیزه عبادت

عبادت هر چند به انگیزه ترس از عقاب اخروی و یا طمع بهشت در فقه جایز شمرده شده است اما اینها انگیزه های متوسط است. حد اعلی انگیزه را باید از اهل بیت علیهم السّلام آموخت.

امام‏ سجاد علیه السّلام فرمود: من كراهت دارم كه خداوند را عبادت‏ كنم و مقصود رسیدن به ثواب او باشد، اگر چنین باشم مانند بنده‏اى طمع كار خواهم بود كه براى مزد كار مى‏كند، و اگر به او مزدى ندهند كار نمى‏كند و علاقه‏اش را نشان نمى‏دهد.

از طرف دیگر كراهت دارم كه خداوند را براى ترس از عقاب و یا عذابش عبادت كنم، و اگر چنین كنم مانند بنده‏اى بدكار خواهم بود كه اگر نترسد كارى نمى‏كند،

گفته شد: پس چرا خداوند را عبادت مى‏كنید؟

فرمود: براى اینكه او را شایسته عبادت مى‏دانم و بمن نعمت داده است.[2]

تمایل و رغبت انسان به راز و نیاز با خدا توفیقی است که شامل حال هر کس نشود. یکی از راههای بدست آوردن توفیق بر مناجات درخواست از خود خداست. همانطور که در دعا آمده: اللهم ارزقنی توفیق الطاعة. و از سوی دیگر باید از او خواست تا زمینه مناجات برایش فراهم شود

پا جای پای پیامبر

هنگامى كه جابر بن عبد اللَّه (بر امام) وارد شدند، امام‏ سجاد علیه السّلام در محراب عبادت‏ بودند، جابر مشاهده كرد امام علیه السّلام از عبادت زیاد لاغر شده است، حضرت سجاد علیه السّلام از جاى خود برخاست و از حال او جویا شد و او را در كنار خود نشانید.

جابر متوجه او شد و گفت: یا ابن رسول اللَّه این عبادت زیاد براى چیست و چرا خود را این چنین به مشقت افكنده‏اید، مگر نمى‏دانى كه خداوند بهشت را براى شما خلق كرده و براى كسانى كه شما را دوست مى‏دارند و دوزخ را هم براى دشمنان شما آفریده است.

امام سجاد علیه السّلام فرمودند: اى مصاحب رسول خدا! مگر نمى‏دانى كه جدم رسول خدا همه اعمال گذشته و آینده‏اش مورد رضایت خداوند بود ولى باز هم در عبادت كوشش مى‏كرد، پدرم فداى او باد كه به اندازه‏اى عبادت كرد تا ساقهایش ورم كرد. به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله عرض شد: تو این گونه خدا را عبادت مى‏كنى در حالى كه گناهان گذشته و آینده‏ات آمرزیده است، رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: درست است ولى من نباید بنده شاكرى باشم.

هنگامى كه جابر مشاهده كرد سخنانش در او اثر نمى‏كند و او هم چنین به‏ جد و جهد سخن مى‏گوید، گفت: یا ابن رسول اللَّه باید كارى كنى كه جانت محفوظ باشد، شما از خاندانى به شمار مى‏روید كه مردم به وسیله شما بلاها را دور مى‏كنند، و سختیها را برطرف مى‏سازند و باران رحمت را نازل مى‏كنند.

حضرت محمد

امام علیه السّلام فرمود: اى جابر من همواره بر طریق پدران خود هستم، و این كار را ادامه خواهم داد تا به آنها ملحق كردم،

در اینجا جابر بن عبد اللَّه متوجه حاضران شد و گفت: در میان فرزندان انبیاء مانند على بن الحسین صلوات اللَّه علیهما دیده نشده است.[3]

 

زیاد امّا کم

عظمت و بزرگی خداوند و نعمت های بی شمارش باعث شده که بندگان خالص و همیشگی با وجود عمری عبادت چنین احساسی داشته باشند که عبادتی نکرده اند. و اگر عبادتی داشته شایسته عبادت خداوند را نداشته است همانطور که در روایت داریم: «ما عبدناک حق عبادتک»؛ کسی قادر نیست نه خدا را آنچان که هست بشناسد و در نتیجه قادر نخاهد بود حق بندگی را بجا آورد.

اگر انسان به این باور برسد که نیاز او به خدا همیشگی است. آن وقت تا توان دارد به عبادت او مشغول خواهد شد. همانگونه که امام سجاد علیه السّلام برای عبادت حدی قائل نبودند

حسن بن محبوب، از یونس بن ابى فاخته‏ روایت كرده كه گفت: امام‏ سجّاد علیه السّلام را دیدم كه وقتى به گورستان رسید، گریه سختى نمود و فرمود! آه چرا عمر خود را در غیر طاعت خدا تباه كردم و چنانچه سزاوار بود، او را عبادت‏ نكردم، تا هم از عذاب او نجات یابم و هم به درجات عالیه برسم.[4]

در این روایت از نتایج و ثمرات عبادت نیز سخن به میان آمده است. دو ثمره بسیار مهم که یکی نجات از عذاب اخروی و دیگر رسیدن به درجات بلند بهشت است.

 

راهی بر توفیق مناجات

تمایل و رغبت انسان به راز و نیاز با خدا توفیقی است که شامل حال هر کس نشود. یکی از راههای بدست آوردن توفیق بر مناجات درخواست از خود خداست. همانطور که در دعا آمده: اللهم ارزقنی توفیق الطاعة. و از سوی دیگر باید از  او خواست تا زمینه مناجات برایش فراهم شود.

یکی از شرایط مناجات تندرستی است. این است که امام سجاد علیه السّلام در دعای مکارم الاخلاق به خداوند عرضه می دارند:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِی صِحَّةً فِی عِبَادَةٍ. [5]

خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست! و مرا تندرستى براى عبادت‏، و... ارزانى دار![6]

اما چگونه مناجات کردن مجالی دیگر می طلبد که به تفصیل به این مهم پرداخته شود.

 

پی نوشت:

1) قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله - محرمى، غلام حسن، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)، دفتر انتشارات اسلامى- ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش، ص 210.

2)مجلسى، محمد باقر- عطاردى قوچانى، عزیز الله، ایمان و كفر ( ترجمه كتاب الإیمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64)، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش، ج2، ص 10

3) همان، ج‏2، ص184 و185.

4) دیلمى، حسن بن محمد - سلگى نهاوندى، على، إرشاد القلوب / ترجمه سلگى، ناصر - قم، چاپ: اول، 1376ش، ج‏1 ؛ ص151.

5) على بن الحسین علیه السلام، امام چهارم، الصحیفة السجادیة، دفتر نشر الهادى - قم، چاپ: اول، 1376ش. ص100.

6) حكیمى، محمدرضا و حكیمى، محمد و حكیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش،ج‏1 ،ص519.

سید روح الله علوی              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین