سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«اى برادران من! امروز در جان نثارى کوتاهی ننمایید و چنین خیال نكنید كه حسین علیه السلام برادر ماست و ما پسران یك پدر هستیم؛ نه چنان است؛ آن بزرگوار امام و سید و بزرگ و پیشواى ما بوده و حجت خداوند عالمیان در روى زمین و فرزند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ستارگانی بر گِرد ماه

حضرت عباس

از بصیرت نافذ و اندیشه ژرف قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام آنكه در روز عاشورا تنها به جانبازى و ایثارگرى خود اكتفا نورزید و در آن عرصه خون و شهادت، برادرانش را نیز به سوى سعادت جاودانه رضوان بزرگ الهى فرا خواند، تا اینكه فداى مكتب توحید گردند و ابوالفضل علیه السلام در فقدان آنها به صبر و شكیب بنشیند و به اجر صابران نائل آید.

بدین لحاظ آن حضرت، برادران تنى خود، عبدالله، جعفر و عثمان را فرا خواند و به آنان فرمود:

«اى برادران من! امروز در جان نثارى کوتاهی ننمایید و چنین خیال نكنید كه حسین علیه السلام برادر ماست و ما پسران یك پدر هستیم؛ نه چنان است؛ آن بزرگوار امام و سید و بزرگ و پیشواى ما بوده و حجت خداوند عالمیان در روى زمین و فرزند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه و نور دیده رسول خدا صلى الله علیه و آله است».(1)

عبداللّه بن على بن ابى طالب

عبداللّه، فرزند امیرالمۆمنین امام على علیه السلام، از جمله چهار پسر فاطمه دختر حزام بن خالد، اُمُّ البنین علیهاالسلام، است كه در كـربـلا بـه شهادت رسید.(2) برخى نام وى را عبداللّه اكبر و كنیه اش را ابـومـحـمـد نـوشـته اند.(3) او 8 سال از حضرت عباس علیه السلام كوچك تر بود و 25 سال زندگى كرد و از خود فرزندى به یادگار نگذاشت.(4) عـبـداللّه هـمراه امام حسین علیه السلام از مدینه تا مكه و سپس به كربلا آمد؛ عبداللّه و بـرادرانـش (عـبـاس و عـثـمـان و جـعـفـر) بـا وجـود این كه شمر به آنها امان داد نـپـذیـرفتند و سالار شهیدان را تنها نگذاردند.(5)

در گـزارش آمـده اسـت: روز عاشورا، عـبداللّه بن على علیه السلام گفت : اى برادر [ خطاب به امام حسین علیه السلام] از غم فراق بـرادران ]جوانان بنی هاشم[ طـاقـتم تمام گشته و از تشنگى جانم به لب رسیده است . اجازه فرما به آنان بپیوندم و خود را از غم این جهان فانى برهانم . آن حضرت با دیده اشكبار اجازه فرمود. عبداللّه بن على علیه السلام پیش از برادران خویش به میدان رفت و چنین رجز خواند:

اَنَا ابْنُ ذِى النَّجْدَةِ والاِفْضالِ                          ذاكَ عَلىُّ الخَیْرِ ذُو الْفِعالِ

سَیفَ رسول اللّهِ ذوالنِّكالِ                          فى كُلِّ یومِ ظاهِرُ الاَهوالِ

«مـن پـسـر مـرد دلاور و بـا فـضـیـلتـم، آن مرد [ امام ] على علیه السلام نیكوكار مى باشد؛ شمشیر پیامبر خدا و كیفردهنده اى كه ترس از وى هر روز آشكار بود».

عبداللّه جـنگ شدیدى كرد و در حمله نخست، صد و بیست تن از سپاه دشمن را به هلاكت رساند و سپس به دست هانى بن عروه حضرمى یا فردى دیگر به شهادت رسید.(6)

پس از آن سه تن، عباس بن على علیهماالسلام نیز بزرگترین و آخرین فرزند ام البنین علیهاالسلام بود كه به میدان رفت و به شهادت رسید. وقتی امام حسین علیه السلام جان نثارى آن بزرگواران را مشاهده نمود، گریه بر وى مستولى گردید و فرمود: اى برادر، خداوند عالمیان به تو جزاى خیر دهد

در زیارت ناحیه مقدسه بر وى چنین درود فرستاده شده است:

السَّلامُ عـَلى عـَبـْدِاللّه بـْنِ اَمیرِ المۆ منین ، مُبْلىَ البَلاءِ والمُنادِى بِالوَلاءِ فی عَرْصَةِ كـَرْبـَلاءِ والمـَضـْرُوبِ مـُقـْبـِلا وَمـُدْبـِرا، لَعـَنَ اللّهُ قـاتـِلَهُ هـانـِىَ بـْنَ ثـُبـیـتـِ الحَضْرَمىِّ.(7)

درود بـر عـبـداللّه فرزند امیرالمۆ منین؛ آزمایش شده در مصیبت و منادى دوستى (خاندان رسـول اللّه) در مـیـدان كـربـلا، آن كسى كه از هر سوى ضربه خورد و زخمدار شد. خدا قاتل وى «هانى بن ثُبیتِ حضرمى» را لعنت كند!

 

جعفر بن على بن ابى طالب

جعفر بن على علیه السلام از جمله فرزندان اُمُّ البنین علیهاالسلام است.(8) امـام على علیه السلام بـه خـاطـر عـلاقـه فـراوانـى كه به برادرش جعفر داشت نام فرزندش را جعفر نـهـاد.(9) بـسـیـارى بـر ایـن بـاورنـد كـه وى در مـوقـع شـهـادت 19 سـاله بـود.(10)

روز عاشورا، جعفر پس از عبدالله اجازه نبرد گرفت و به میدان رفت، و با آنکه بسیار جوان بود، چنین رجز خواند و ابراز شجاعت كرد:

اِنّى اءَنَا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالى                            اِبْنُ عَلِىّ الْخَیْرِ ذُوالنَّوالِ

ذاكَ الْوَصِىُّ ذُوالسِّنا وَالْوالى                        حَسْبى بِعَمّى جَعْفَرُ وَالْخالِ

أَحْمى حُسَیْنا ذَى النَّدَى الْمِفْضالِ (11)

«من، جعفر، داراى مقامى والا هستم پسر على علیه السلام نیكوكار و بخشنده مى باشم. آن عـلى علیه السلام كـه وصـى پـیامبر بلندمرتبه و داراى ولایت است؛ عمویم جعفر و دایى ام از جهت شرافت بس است مرا. از حسین علیه السلام كه صاحب فضیلت است پشتیبانى خواهم كرد».

حضرت عباس

بـه روایـتى در همین هنگام تیرى به وسیله خولى اصبحى پرتاب شد و به پیشانى یا چـشـم او اصـابـت كـرد،(12) و بـه روایـت دیـگـر هانى بن ثبیت حضرمى او را به شهادت رساند.(13)

در زیارت ناحیه چنین آمده است:

اَلسَّلامُ عـَلى جـَعـْفـَرِ بـْنِ اءَمـیـرِ الْمـُۆْمِنینَ، اَلصّابِرِ بِنَفْسِهِ مُحْتَسِبا، وَالنّائى عَنِ الاَْوْطـانِ مـُغـْتَرِبا، اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلْقِتالِ، اَلْمُسْتَقْدِمِ لِلنِّزالِ، اَلْمَكْثُورِ بِالرِّجالِ، لَعَنَ اللّهُ قاتِلَهُ هانِىَ ابْنَ ثُبیْتِ الْحَضْرَمىَّ.(14)

درود و سـلام بـر جـعفر بن امیرالمۆ منین كه صبر بر بلا كرد، و براى جهاد و دفاع قـیام كرد، و از وطن آواره شد و با دشمن به جنگ پرداخت تا بدنش سپر تیر بلا گردید، لعنت خدا بر قاتلش هانى بن ثبیت حضرمى .

 

عثمان بن على بن ابى طالب

ابـوعـمـر(15)، عثمان فرزند دیگر امام على علیه السلام و اُمُّ البنین علیهاالسلام ، دو سال پس از برادرش عبداللّه دیده به جهان گشود و هنگام تولدش، امـیرالمومنین علیه السلام فرمود: به یاد برادرم، «عثمان بن مظعون»(16) او را «عـثـمـان» نـامـیـدم .(17) بـرخـى مـدت عـمـرش را 21 سال و بعضی نیز 33 سـال نوشته اند.(18)

آورده اند: روز عاشورا پس از عبدالله، برادرش ‍ عثمان به میدان رفت (19) ولى اكثر مورخان آورده اند: وى پس از برادرش عمر بن على علیه السلام رهسپار میدان شد و چنین رجز خواند:

إِنّى اَنَا عُثْمانُ ذُو المَفاخِرِ                           شَیْخى عَلِىُّ ذُو الْفَعالِ الظّاهِرِ

وَإِبْنُ عَّمِ النَّبِى الطّاهِرِ                               اءَخُو حُسَینٌ خَیْرَةُ الاءَخائِرِ

وَ سَیِّدُ الكُبّارِ وَ الاءَصاغِرِ                              بَعْدَ الَّرسوُلِ وَ الْوَصِىِّ النّاصِر(20)

«اى برادران من! امروز در جان نثارى کوتاهی ننمایید و چنین خیال نكنید كه حسین علیه السلام برادر ماست و ما پسران یك پدر هستیم؛ نه چنان است؛ آن بزرگوار امام و سید و بزرگ و پیشواى ما بوده و حجت خداوند عالمیان در روى زمین و فرزند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه و نور دیده رسول خدا صلى الله علیه و آله است»

«مـن عـثمان صاحب افتخاراتم ، آقایم على علیه السلام است كه كارهاى نیكش آشكار و عموزاده پیامبر پاك است، برادرم حسین علیه السلام از بهترین نیكان و پس از پیامبر و على علیهماالسلام، سرور هر كوچك و بزرگ است» .

درباره شهادت وى آورده اند: خَولى بن یزید اَصْبحى تیرى به پهلوى عـثـمـان بـن على علیه السلام زد، از اسب به زمین افتاد، آنگاه فردى از ابان (دارم) وى را به شهادت رساند(21)

در زیارت ناحیه بر وى چنین درود فرستاده شده است :

«اَلسَّلا مُ عـَلى عـُثـْم انَ بـْنِ اءَمـِیرِ الْمُۆ مِنینَ سُمِّىَ عُثْم انَ بْنَ مَظْعُونٍ، لَعَنَ اللّهُ ر امِیَهُ بِالسَّهْمِ خوْلىَ بن یَزِیْدِ الاءَصْبَحِّى اَلاَیْادِىَّ [ اَلاَبانِىَّ] الدّارِمِىَّ».(22)

درود بر عثمان بن على كه هم نام عثمان بن مظعون بود، خدا تیر زننده به وى خولى بن یزید اصبحى ابانى دارمى را لعنت كند.

 

آخرین یادگار

شهادت این سه برادر، جراحت بزرگى بود كه بر قلب داغدار حضرت عباس علیه السلام وارد شد.(23) پس از آن سه تن، عباس بن على علیهماالسلام نیز بزرگترین و آخرین فرزند ام البنین علیهاالسلام بود كه به میدان رفت و به شهادت رسید. وقتی امام حسین علیه السلام جان نثارى آن بزرگواران را مشاهده نمود، گریه بر وى مستولى گردید و فرمود: اى برادر، خداوند عالمیان به تو جزاى خیر دهد.(24)

 

پی نوشت:

1) محن الأبرار: ترجمه عاشر بحار، صفحه 279. سردار كربلا: صفحه 322.

2) تاریخ طبرى، ج 5، ص 153، 415، 438 و 465، دارالمعارف ؛ مروج الذهب ، ج 3، ص 63.

3) ناسخ التواریخ ، ج 1، ص 336 ـ 337؛ فرسان الهیجاء، ج 1، ص 250.

4) مـقـاتـل الطـالبـیین ، ص 81 ـ 82، دارالمعرفة ؛ ابصارالعین ، ص 67 ـ 68، مركز الدراسات الاسلامیة لحرس ‍ الثورة.

 5) انساب الاشراف ، ج 3، ص 391، دارالفكر؛ عمدة الطالب ، ص 357.

6) ریاض الشهاده ، ج 2، ص 197 ـ 198؛ فرسان الهیجاء، ج 1، ص 250. مـناقب ، ج 4، ص 116؛ مقاتل الطالبیین ، ص 81 ـ 82، دارالمعرفة ؛ تاریخ طـبـرى ، ج 5، 448 ـ 449 و 468، دارالمـعـارف ؛ مـقـتل الحسین علیه السلام، خوارزمى ، ج 2، ص 34، انوارالهدى ؛ ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 109، كـنـگـره جـهـانـى هـزاره شـیـخ مفید؛ ابصار العین فى أنصار الحسین علیه السلام ، ص 67 ـ 68، مركز الدراسات الاسلامیة لحـرس الثـورة ؛ مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 702؛ نـفس المهموم ، ص 295 ـ 296؛ ذخیرة الدارین ، ص 141؛ وسیلة الدارین ، ص 257 ـ 258.

7) الاقبال بالاعمال الحسنة ، ج 3، ص 74؛ بحارالانوار، ج 45، ص 63.

8) مـقـتـل الحـسـیـن علیه السلام خوارزمى ، ج 2، ص 33، انوارالهدى ؛ انصارالحسین علیه السلام ، شمس الدین ، ص 130؛ تسمیة من قتل ، شماره 3.

9) ابـصـارالعـیـن ، ص 69، مـركـز الدراسـات الاسـلامـیـة لحـرس الثـورة ؛ اعیان الشیعه ، ج 4، ص 129.

10) اعیان الشیعه ، همانجا؛ مقاتل الطالبیین ، ص 83؛ انصار الحسین علیه السلام ، شمس الدین ، ص 130، الدار الاسـلامـیـة .

11) مـنـاقـب ابـن شـهـرآشـوب ، ج 4، ص 116.

12) مـنـاقـب ابـن شـهـرآشـوب ، ج 4، ص 116؛ انصار الحسین علیه السلام ، شمس الدین ، ص 130، الدارالاسلامیة .

13) كـامـل ابـن اثیر، ج 4، ص 76؛ اعیان الشیعه ، ج 4، ص 129، انصار الحسین علیه السلام ، شـمـس الدیـن ، ص 130، الدار الاسـلامیة ؛ ارشاد مفید، ج 2، ص 109، كنگره جهانى هزاره شـیـخ مـفـیـد، اقـبـال ، ج 3، ص 74؛ بـحـارالانـوار، ج 45، ص 66؛ تـسـمـیـة مـن قتل شماره 30.

14) الاقبال ، ج 3، ص 74؛ بحارالانوار، ج 45، ص 66.

15) ناسخ التواریخ ، ج 2، ص 238.

16) عـثـمـان بـن مـظـعون از صحابه نیك و زاهدى بود كه پس از سیزده نفر اسلام آورد و دو بـار هجرت كرد و در جنگ بدر شركت نمود و نخستین كسى بود كه پس از هجرت در مـدیـنـه در گذشت . وقتى از دنیا رفت رسول خدا فرمود: رحمت خدا بر تو باد! سپس خـم شـد و او را بـوسـیـد. پـس از بـلنـد شـدن چشمان آن حضرت را گریان دیدند، رسول خدا بـر وى نـماز گزارد و او را در بقیع به خاك سپرد و گاه بر سر قبر او حاضر مى شد؛ ذخیرة الدارین ص 147؛ فرسان الهیجاء ج 1، ص 262.

17) ابـصـار العـیـن ، ص 68، مـركـز الدراسـات الاسلامیة لحرس الثورة ؛ ذخیرة الدارین ، ص 147.

18) مقاتل الطالبیین ، ص 83، دارالمعرفة ؛ ناسخ التواریخ ، ج 2، ص 238.

19) ابـصـار العـیـن ، ص 68، مـركـز الدراسـات الاسلامیة لحرس الثورة ؛ ذخیرة الدارین ، ص 147.

20) الفـتـوح ، ج 5، ص 206. ر.ك مـنـاقـب آل ابى طالب ، ج 4، ص 116؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمى ج 2، ص 29؛ ابصارالعین ، ص 68، مركز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة ؛ ناسخ التواریخ ، ج 2، ص 238.

21) مناقب ، ج 4، ص 116.

22) الاقبال ، ج 3، ص 75، بحار الانوار، ج 45، ص 67.

23) ابصار العین: ص 35.

24) محن الأبرار: ترجمه عاشر بحار، صفحه 279.

ابوالفضل صالح صدر            

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

پژوهشى پیرامون شهداى كربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، جلد اول، على ربانى خلخالى.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین