سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتی زلیخا از حضرت یوسف (علیه‌السلام) تقاضای کامجویی کرد، قبل از این کار پارچه ای برداشت و بر روی خدایش (بت) انداخت و گفت: دیگر خدا نمی‌بیند؛ و از خدایش هم عذر خواهی کرد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

درسی از زلیخا !


وقتی زلیخا از حضرت یوسف (علیه‌السلام) تقاضای کامجویی کرد، قبل از این کار ،پارچه ای برداشت و بر روی خدایش (بت) انداخت و گفت: دیگر خدا نمی‌بیند؛  و از خدایش هم عذر خواهی کرد.


حضرت یوسف

زلیخایی که بت پرست است از یک سنگی به دست تراشیده، حیا کرد و پارچه ای بر روی آن نهاد که گناهی را که انجام می‌دهد خدایش نبیند و حیای بین خود و خدایش (بت) را حفظ نمود.

ما در برابر خدای خود ، ودر خلوت وجودی خود چگونه رفتار می کنیم؟

فکر می کنیم در خلوت هستی کسی ما را نمی بیند؟

دروغ می‌گوییم و ادعای مسلمانی می‌کنیم؟! ادعا می‌کنیم که قرآن را قبول داریم.

اگر راست می‌گویی که مسلمانی، هیچ وقت تنها نیستی، تو سرّ و علن نداری، برای تو همیشه علن است.

مرحله بالاتر آن است که آن موجودی که بر تمام وجودت احاطه دارد، او «عالِم الْغَیْبِ وَ الشَّهادَة» است.

این آیه شریفه را دقت کنید که چه قدر زیبا است وقتی که می‌خواهد مسئله فرشتگان را تعبیر کند اوّلش می‌گوید:

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ :

و به یقین ما انسان را آفریدیم و آنچه را كه نفسش بدان سبب در او وسوسه مى‏كند مى‏دانیم و ما به او از رگ گردن و رگ‏هاى خونش نزدیك‏تریم.(16 ، ق)

إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ :

(به یاد آر) آن گاه كه آن دو (فرشته) دریافت‏كننده، از راست و از چپ او نشسته (افكار و اعمال او را) دریافت مى‏كنند.(17 ، ق)

می‌گوید من از رگ گردن به تو نزدیک‌تر هستم. به عبارتی در این عبارت ، نزدیک بودن خدا و حضور او در همه حال را با بیانی زیبا یادآور می شود و این یعنی

 

عالم محضر خدا است، در محضر خدا گناه نکنید

ما چه بدانیم و بخواهیم و چه ندانیم و نخواهیم، جهان، محضر خداست. اگر این را بدانیم و به آن مۆمن باشیم و اگر خدا را حاضر و ناظر بدانیم و در عین حال او را از داشتن جا و مکان، منزه بدانیم و خانه دل را از غیر خدا پاک سازیم، به کمالات نفسانی می‌رسیم و محیط زندگی را محل رشد و تکامل خود و دیگران قرار می‌دهیم.

فرق است بین اینکه ما عالم را سراسر، محل حضور خدا و محضر او بدانیم یا آن را محل غیبت او بشناسیم.

و چه راحت حیای بین خودمان و خدایمان را از بین بردیم و از هیچ گناهی در مقابلش چشم پوشی نکردیم، از گفته‌هایش چه راحت عبور کردیم و چه راحت حضورش را نادیده گرفتیم در حالی که امام حسین علیه‌السلام فرمود: عمیت عین لا ترک علیها رقیبا(خداوندا کور باد چشمی که تو را نبیند)

بزرگترین وظیفه ما در عالم چیست؟

بزرگ‌ترین وظیفه ما در برابر این عالم همین است که خدا را در سراسر اجزاء و ذره ذره عالم و وجود خودمان حاضر و ناظر بدانیم

چنین دیدگاهی ما را از غفلت می‌رهاند و پیوسته ما را به حضور می‌طلبد. به قول خواجه شیراز:

                   «حضوری گر همی خواهی از او غافل مشو حافظ        متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها»

در این آینه زیبای جهان هستی، باید جمال محبوب و زیبایی خیره‌کننده او را مشاهده کرد.

 

مراقب حیای بین خود و خدایمان باشیم

بعضی از ما انسان ها یادمان رفته است که عالم محضر خداست؛ و چه راحت حیای بین خودمان و خدایمان را از بین بردیم و از هیچ گناهی در مقابلش چشم پوشی نکردیم، از گفته‌هایش چه راحت عبور کردیم و چه راحت حضورش را نادیده گرفتیم در حالی که امام حسین علیه‌السلام فرمود: عمیت عین لا ترک علیها رقیبا(بحارالانوار، ج 98، ص 226) : (خداوندا کور باد چشمی که تو را نبیند.)

خداوندی که فرمود:

حجاب بگیرید از نامحرم و خودتان را بپوشانید؛ ولی نمی‌دانم چرا بعضی‌ها حجاب را گرفتن اما...... نه در مقابل نامحرم بلکه در برابر خداوند، حجابی بین خودشان و خدایشان گرفتند که سال‌ها آن حجاب از خدا دورشان کرد.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  


منابع:

وبلاگ حجاب و عفاف

سایت حوزه

بیانات مرحوم حجت الاسلام آقا مجتبی تهرانی

مقاله وظیفه انسان در برابر هستی ، عالم محضر خداست ؛ نوشته دکتر احمد بهشتی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین