سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
کتاب وجه دیداری دارد. صرفاً ابزاری برای انباشت متن نیست. شعر دیداری، در شکل‌های مختلف‌اش، امکانی برای متنی کردن وجوه پیرامتنی کتاب است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : زهره سمیعی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مسافر زمان‌ها و معاصر زبان‌ها


کتاب وجه دیداری دارد. صرفاً ابزاری برای انباشت متن نیست. شعر دیداری، در شکل‌های مختلف‌اش، امکانی برای متنی کردن وجوه پیرامتنی کتاب است.

مسافر زمان‌ها و معاصر زبان‌ها

محمد آزرم متولد تهران است. وی از سال 1371 به طور حرفه‌ای فعالیت‌های ادبی خود را در مطبوعات آغاز کرد. به تازگی کتاب شعری از او با نام «هوم» منتشر شده که گزیده‌ای از شعرهای 84 تا 88 وی است. محمد آزرم پیش از این کتاب «عکس‌های منتشر نشده» (گزیده شعرهای 72 تا 76) و کتاب «اسمش همین است محمد آزرم» (گزیده شعرهای 76 تا 81) را در حوزه شعر تجربی منتشر کرده است. از او مقالات متعددی در دهه اخیر در زمینه تئوری ادبی به چاپ رسیده، از جمله: نظریه‌پردازی شعر «متفاوط» به عنوان موقعیت جدیدی در شعر نوشتاری، خوانش انتقادی شعر پس از نیما به ویژه چهره‌های شاخص جریان شعر نیمایی، توضیح و تبیین مفهوم پرفرمنس یا اجرا در نوشتار. وی تا به حال کارگاه‌های متعددی در زمینه بداهه‌نویسی شعر برای دانشجویان سراسر کشور و همچنین مراکز غیردولتی برگزار کرده است.

 

 به مناسبت چاپ کتاب «هوم» با او گفت‌وگویی انجام شده که خلاصه ای از آن را می‌خوانید:

جناب آزرم؛ برای شروں مجموعه «هوم» برای شخصِ شما حائز چه ویژگی‌های متفاوتی نسبت به مجموعه‌های پیشین‌تان بوده و انتشارِ آن، چه تحولی را بر سیر سرایش‌های آتی‌تان ایجاد خواهد کرد؟

**من شعر تجربی را تکرارناپذیر می‌دانم. بین کتاب‌های شعر من حتماً اشتراکات و تمایزاتی هست که خواننده منتقد می‌تواند آنها را مشخص و دسته‌بندی کند. ولی به عنوان شاعر، یعنی کسی که زمانی اثری نوشته و ساخته‌ام که برای همیشه از دسترس من دور شده است، لذت نوشتن و ساختن شعر در کتاب‌هایی که تا به حال چاپ کرده‌ام، متمایز است. شاید اشتراک کلی همه این کتاب‌ها، فاصله‌ای باشد که با آنها دارم و برایم شکلی از زمان شده‌اند. برای گفتن از ویژگی‌ها بهتر است بخشی از یادداشت «لیلا صادقی» درباره «هوم» را بخوانم که دقیقاً پاسخ شماست: آزرم، در مجموعه‌های قبلی خود به تجربه‌هایی در زمینه فعال کردن کوچک‌ترین بخش‌های زبانی در ورود به بازی‌های تفسیری دست زده بود که بدین منظور، از فرم‌های دیداری و متنی مختلفی از جمله فضای جدول، عکس، سینما، غلط‌نامه و دیگر فضاهای ممکن برای شکل‌دهی به جهانی پنهان در زیر لایه‌های متنی استفاده کرده بود، اما تمایز بارز این اثر آزرم با دو اثر پیشین او، استفاده از فضایی کلان برای شکل‌دهی به خرده متن‌های درون اثر است.

 

یکی از اولین نکاتِ قابل توجه در این مجموعه، عدمِ لحاظ کردن تقطیع و سطر‌بندی در عمده شعرهاست! به‌گونه‌ای که آثار، به شکل نثر گونه و پشت سر هم می‌آیند. شرحِ این اتفاق چیست؟

**تقطیع هر شعر، باید از فرم آن شعر تبعیت کند. از این منظر، هر تغییری در تقطیع شعر، معناهای آن شعر را تغییر می‌دهد. پس شعرهایی که تقطیع عمودی ندارند، فرمی‌دارند که به جای وقفه‌های تقطیع عمودی در تلفظ واج‌ها و موسیقی عبارت‌ها، یا دارای تقطیع افقی هستند یا سطربندی نثر. تقطیع افقی در خود، هم امکان وقفه دارد، هم حرکت. در «هوم» هم با همین نگاه، شعرها تقطیع یا سطربندی شده‌اند. تقطیع امر عارضی شعر نیست، همبسته فرم است.

 

در شعرِ «خواب دیدن...» فرم عجیبی را در سرایش به کار گرفته‌اید. حرکت از یک درصد تا صد درصد و پس از آن از منفی یک درصد تا منفی صد درصد؛ در توضیح و تعریفِ «خواب دیدن». و در پایان؛ جمله «تو تنها تعدادی از اسم‌ها هستی» که به حروفِ جدا از هم نوشته‌ شده ‌است. آیا توضیحی در مورد این شعر دارید؟

**این شعر، اثری دیداری/ مفهومی‌است. این شعر نامی‌200 سطری دارد که تکرارها و تغییرات آن می‌تواند با مفهوم خواب دیدن و منطق خواب سنخیت داشته باشد. حروف مقطعی که اشاره کردید، با پرنگ شدن بعضی از آن‌ها، دو جور خوانده می‌شود. از نگاه دیگر، این شعر مفهومی/ دیداری چالش با جدا کردن متن و حاشیه است. حاشیه در جایگاه عنوان شعر، بارها از سطری به عنوان متن اثر، وسیع‌تر و طولانی‌تر است و مدام چشم را به دنبال خود می‌کشد و برای ذهن سوال می‌سازد. به درصدها اشاره کردید و جهت معکوس ریاضی‌ای که متصور می‌کنند، هر بار که این شعر خوانده شود، می‌تواند به جنبه‌ای از چنین سوال‌هایی پاسخ دهد و ذهنیت مخاطب را درونی خود کند.

 

در شعر «تهران» و شعرِ صفحه 74 نیز از جنبه‌های دیداری در شعر استفاده کرده‌اید. رویکرد شما به این نوع شعر چیست و چه انگیزه‌ای شما را بر آن داشت که به شعر دیداری برسید؟

**کتاب وجه دیداری دارد. صرفاً ابزاری برای انباشت متن نیست. شعر دیداری، در شکل‌های مختلف‌اش، امکانی برای متنی کردن وجوه پیرامتنی کتاب است. شعر دیداری، شعری است که نمی‌توان از صفحه آن را جدا کرد. اما من پیش از «هوم» در کتاب «اسمش همین است محمد آزرم» هم شعر دیداری/ مفهومی‌منتشر کرده‌ام. درواقع سال‌هاست که به حدهای مختلف شعر، فکر می‌کنم و یکی از این حدها، وجه دیداری شعر است. در صفحه 76 «هوم» شعرعکسی هست به نام لاتین «کدیکد» در این اثر همه‌چیز به تصویر تبدیل شده است: زبان «HTML»، زبان بارکد، زبان صفر و یک، دیزالو حروف در تصویری سیاه و سفید، تکه‌ای از بافت زمخت پارچه، اعداد زوایا و حروف یونانی، ... و متن جهت‌نمایی به فارسی که صرفا یادآوری می‌کند تصویرهای درهم‌بافته این اثر عبارت‌هایی هستند که به مثابه سطر باید در نظر گرفته شوند. این انفجار درونی زبان نیست، انعکاس انفجار است که با قرار گرفتن در صفحه و الگوبرداری از منطق نوشتن، منظم شده است. این قرارداد اثر برای فرم گرفتن خودش است و قرار نیست الگویی برای آثار دیگر باشد. مرز بین خوانایی و ناخوانایی در این اثر برداشته شده است.

در «هوم» کلمات، عبارت‌ها، اصوات، حرکت‌ها و رفتارهاى زبانى‌اى شکل مى‌گیرد و پدیدار مى‌شود که با هیچ تعریف ثابتى منطبق نیست و هر کوششی برای این امر بی‌نتیجه است

«هژگوار» نیز در نوع خود متفاوت و البته عجیب است! شعری بلند که سعی دارد ریشه‌های معنایی هژگوار را در میان آثار تاریخی، هنری، فرهنگ‌های لغات و سروده‌های شاعران بیابد (با ذکر منابع و ارجاعات). کاری که معمولا در حیطه فعالیت پژوهشگران و فرهنگ‌نویسان است. چه توضیحی در مورد این اثر دارید؟

**«هژگوار» ظاهری دارد از اینها که می‌گویید ولی شعری است محض شعریت خودش. ریشه و ارجاع خودش است و همه آثار تاریخی، فرهنگی، هنری و ادبی، روایت‌ها و نام‌هایی هستند در خودش. شعری است که از خود و در خود، بازی‌های بی‌پایان زبانی می‌سازد یا به قولی، هزارتوهایی که فقط راه هستند و انگار آغاز و پایان ندارند، آن‌قدر زیاد شده‌اند که در جریان بازی خواندن شعر، متوجه ناپدیدی آنها می‌شویم و شک می‌کنیم که اصلا از ابتدا وجود داشته‌اند یا در «وانموده‌ای» از آنها سرگردان شده‌ایم. به بیانی دقیق‌تر «هژگوار» اجرایی زبانی از شعر «متفاوط» است. همان‌طور که قبلاً گفته‌ام در شعر «متفاوط» فقط معنای شعر به تاخیر نمی‌افتد، وقتی این نام وارد بازی شعر شد، باید بتواند بنیان‌های نوشتن/ ساختن شعر، موقعیت شعر بودن و مفهوم ژانر را هم به وضعیت خود دچار کند.

 

با توجه به مضامین آثار منتشر شده در مجموعه شعر جدیدتان، به نظر می‌رسد قصد داشته‌اید تفکر خود و منطقِ زبانی خاص‌تان را به مخاطبانتان گوشزد کنید. حتی در برخی از آثار، متن؛ حالتِ توضیحی و حتی یاددآوری به خود می‌گیرد (که گویا وجه تسمیه این مجموعه نیز، همین است؛ هوم!). مثلاً در قطعاتی که با «عادی چیزی برای دعا ناچیزی برای استدعا.» ختم می‌شوند: «پس شما در تشریح زندگی می‌کنید،.... نه، من در ترجیح بستگی می‌کنم. زنده‌ها در دشوار، بسته‌ها از دیوارند،...» ص50. اگر شما را در گیومه بگذارند، به روز چه امتیازی می‌دهد؟ احتیاط را با البته نقل می‌کنید یا در موارد خاص قرار می‌دهد و تا اجتناب می‌روید؟...» ص53. «خطوط برای شما منزل‌اند یا به منزله،...؟ این‌ها را می‌پرسم ببینم وقت تالیف با اتلاف چه می‌کنید؟» ص56. و در صفحه 55 هدف خود را با مخاطب درمیان می‌گذارید: «من تب را به جان شما انداختم تا برداشت‌اش معنی‌های شما باشد...». فکر می‌کنید استفاده ابزاری از این دست، تا چه حد در «شعر» جایز است؟

مسافر زمان‌ها و معاصر زبان‌ها

 

**هوم در زمینه‌های مختلف، معناهای متعددی دارد که یکی از آنها ادات تاکید است. به جز آن نام درختی است شبیه به درخت گز که پارسیان زردشتی در وقت زمزمه در دست می‌گیرند. به شکاف زمین هم گفته می‌شود. به زبان هندی به معنی ضیافت آتش است. به زبان ترکی نام گیاهی است سمی. همین طور به معنی طینت، سرشت و خمیره یا ماده است. در شاهنامه فردوسی نام مردی است که در کوه به عبادت مشغول بود و از سر اتفاق، افراسیاب را بعد از شکست و موقع فرار، دستگیر کرد و تحویل کیخسرو داد. هوم نامِ نوشابه‌ای مقدس است که دینداران زردشتی در زمان‌هایی ویژه می‌نوشند. مراسمی‌هم به همین نام بوده است. می‌بینید که با توجه به معناهای متعدد این نام، می‌توان کل کتاب را مورد خوانش قرار داد و هربار نتیجه متفاوتی گرفت.علاوه بر این، شعر می‌‌تواند در خود و با خود موقعیتی از اندیشه را به اجرا بگذارد که فقط در آن شعر امکان وقوع دارد؛ در «هوم» کلمات، عبارت‌ها، اصوات، حرکت‌ها و رفتارهاى زبانى‌اى شکل مى‌گیرد و پدیدار مى‌شود که با هیچ تعریف ثابتى منطبق نیست و هر کوششی برای این امر بی‌نتیجه است. این امکان، یکى از تفاوت‌هاى امر خلاق و نو در شعر «متفاوط» با تلقى از آن در شعرهاى معمول و حتى فلسفى است که صرفاً از یک فکر یا امر فلسفى حرف مى‌زنند و اغلب، تعریف آنها بیرون از خود شعر باقى مى‌ماند.

 

جناب آزرم، چقدر معتقدید که ابداعات‌تان در «هوم»، روزنه‌ تازه‌ای را بر آتیه‌ شعر بگشاید؟ و این روزنه‌ها چیستند؟

**ابداعی اگر در کار من هست، حاصل نگاه غیرخطی من به زمان در هنر و شعر است. من شاگرد هنر جهانم؛ مسافر زمان‌ها و معاصر زبان‌هایش، به هر هنری که تجلی کنند. شعر من عامه‌پسند نیست، به خاطر وجه تجربی‌اش قابل الگوبرداری هم نیست، شاید در استثنایی که هست، مولد ایده برای تجربه‌های جدید در شعر باشد.

 

بخش ادبیات تبیان


‌منبع: روزنامه آرمان- هادی حسینی‌نژاد

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین