سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتی «قاعده تصادف» در سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر برنده پنج سیمرغ بلورین شد و بهنام بهزادی بیش از تمام سینماگران سیمرغ‌های تازه طراحی‌شده جشنواره فجر را به خانه برد به‌نظر می‌رسید قرار است اتفاق‌های خوشایندی برای این اثر سینمایی رخ دهد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بن بست سینمای مستقل

چرا مناسبات اكران، فضای تنفس به سینمای مستقل نمی‌دهد؟


وقتی «قاعده تصادف» در سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر برنده پنج سیمرغ بلورین شد و بهنام بهزادی بیش از تمام سینماگران سیمرغ‌های تازه طراحی‌شده جشنواره فجر را به خانه برد و هنگامی که اعلام شد دومین ساخته این فیلمساز در فهرست اکران نوروزی قرار گرفته به‌نظر می‌رسید قرار است اتفاق‌های خوشایندی برای این اثر سینمایی رخ دهد.

سینمای مستقل

اما چند روز بعد، اکران فیلم‌های نوروزی درحالی آغاز شد که فیلم قاعده تصادف به علت آماده نشدن کپی‌هایش چند روز دیرتر به نمایش عمومی درآمد. از سوی دیگر، این فیلم کمتر از بقیه فیلم‌های نوروزی سالن در اختیار داشت و پس از دو هفته از همین سالن‌های کم‌تعداد نیز کاسته شد تا صدای اعتراض کارگردان قاعده تصادف بلند شود؛ اعتراضی که پیش از این با همین ادبیات از سوی برخی کارگردان‌ها عنوان شده بود. درواقع ماجرای اکران نامناسب فیلم‌های موسوم به فرهنگی که محصولات سینمای مستقل هستند، داستانی قدیمی است.

تازه فیلم قاعده تصادف که برخوردار از جوایز پرتعدادی از جشنواره فجر است، فیلم خوش‌اقبالی از این جریان بود که توانست در یکی از مهم‌ترین فصل‌های اکران، گروه سینمایی در اختیار بگیرد چون همین اکران نه‌چندان مناسب برای برخی از کارگردانان فیلم‌های مستقل، چیزی شبیه آرزو است.

میان گزینه‌های اکران نوروزی تنها نماینده فیلم‏های موسوم به فرهنگی و هنری قاعده تصادف بود؛ فیلمی که به‌نظر می‏رسید به‌دلیل دیده‌شدنش در سی‌ویکمین دوره از جشنواره فیلم فجر و کسب پنج سیمرغ بلورین و همچنین محتوای متفاوت و جوان‌پسندش با اقبال همراه شود اما تأخیر چندروزه‌اش در اکران نسبت به سایر فیلم‏ها، در کنار کاهش سانس‏های سینماهای نمایش‌دهنده این فیلم، باعث شد که قاعده تصادف آنچنان که باید، دیده نشود. ساخته جدید بهنام بهزادی با داستانی ساده و غیرکلاسیک به روابط جوانان پرداخته که همین ساختار متفاوت و فضای رئالیستی می‌توانست باعث جذب مخاطبان جدی سینما شود، درحالی‌که وضعیت نابسامان اکران و محدودبودن سالن‏های نمایش‌دهنده قاعده تصادف امکان و فرصت تماشای آن را تا حدی از مخاطبان گرفت. بهنام بهزادی، کارگردان قاعده تصادف نسبت به این وضعیت انتقاد کرده و گفته فیلمش و جوایزی که دریافت کرده کمترین اهمیتی برای مسئولان ندارد و بسیاری از دستگاه‌های مسئول یا صاحب امکان برای اطلاع‌رسانی و تبلیغ توجهی به این فیلم نکرده‌اند.

با این حال وضعیت اکران فیلم‏های خاص سال‌هاست که چندان تعریفی ندارد و چاره اندیشی‏ها برای گره‌گشایی از این مشکلات همچنان با شکست مواجه می‏شوند. عدم‌حمایت بخش دولتی در کنار بی‌میلی سینماداران و اختصاص‌ندادن سالن‏ها به فیلم‏های فرهنگی منجر به مهجورماندن و بایگانی شدن فیلم‏ها می‌شود چراکه سینمادار اکران فیلم‏های تجاری و پرمخاطب را به فیلم‏های خاص ترجیح می‏دهد و اینگونه فیلم‏ها را فاقد جذابیت می‏داند.

در دورانی که دولت، متولی اکران بود (از 1362تا 1377) این دسته از فیلم‌ها در فضایی گلخانه‌ای امکان اکران عمومی در گروه‌های سینمایی را می‌یافتند ولی از وقتی که تعیین مناسبات اکران به عهده بخش خصوصی گذاشته شد، شرایط برای فیلم‌های مخاطب خاص تغییر کرد. با نگاهی به اکران فیلم‏های متفاوتی چون «خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی، «دونده» امیر نادری و «نار و نی» سعید ابراهیمی‌فر در اواخر دهه60 که در مدت محدودی اکران شدند می‌توان به این نتیجه رسید که در هر دوره‌ای هستند تماشاگرانی که سینما برایشان جنبه سرگرمی ندارد و از این فیلم‏ها استقبال می‏کنند.

سینمای ایران

تا اواخر دهه70 نیز برخی از سینماها به‌صورت محدود و پراکنده فیلم‏های به‌اصطلاح آن زمان هنری را به نمایش در می‌آوردند.

در یک دهه اخیر، معاونت سینمایی طرح‌هایی را برای ایجاد رونق در اکران فیلم‌های مخاطب خاص اجرا کرد که تقریبا همه آنها به شکست انجامید. با توجه به بی‌سروسامانی وضعیت اکران فیلم‏های خاص با پیشنهاد طرح «آسمان باز» در سال83 به‌نظر می‌رسید تهیه‌کنندگان و سازندگان این فیلم‏ها نسبت به اکران فیلم‏هایشان آسوده خاطر خواهند شد. این طرح به‌گونه‌ای بود که فیلم‏ها در سه سینمای ایران، فرهنگ و فلسطین به‌مدت یک‌هفته به نمایش درآیند. فیلم‏هایی چون «امتحان»، «قدمگاه»، «خاموشی دریا»، «سیمای زنی در دوردست»، «دانه‌های ریز برف» و «کنار رودخانه» در این طرح که به‌مدت یک سال عملی شد به اکران رسیدند.

پس از شکست طرح آسمان باز بار دیگر طرحی در قالب جشنواره‌ای 250روزه پیشنهاد شد که قرار بود براساس آن حدود 40-50فیلم به‌صورت چرخشی به نمایش درآیند؛ طرحی که به‌دلیل تنوع فیلم‏ها و رفتار انفعالی مدیریت وقت سینما به مرحله اجرایی نرسید.

چندی بعد خانه سینما و شورای صنفی نمایش طرح اکران فیلم‏های فرهنگی را بار دیگر در دستور کار قرار دادند به‌طوری که فیلم‏ها در دو گروه سه سینمایی و به‌صورت چرخشی در زمان حداقل چهار هفته اکران شوند و درصورت استقبال، نمایش آنها تمدید شود. در این دوره نیز سینماداران رغبتی به اکران فیلم‏ها نشان ندادند و درنتیجه این طرح با شکست مواجه شد.

با این حال و با توجه به روند رو به افزایش تولیدات سینمایی در سال‌های اخیر در کنار محدودیت سالن‏ها، دیگر مجالی برای دیده‌شدن فیلم‏های خاص فراهم نمی‌شود. سال گذشته نیز در ادامه طرح‌های شکست‌خورده‏، طرح اکران مخاطب خاص به محمد درمنش واگذار شد که بار دیگر بارقه امید را در دل تهیه‌کنندگان و کارگردانان زنده کرد که به این طرح نیز جامه عمل پوشانده نشد.

اوایل سال گذشته محمد درمنش در رابطه با اجرای فاز دوم طرح اکران مخاطب خاص گفت که این طرح پس از طی مراحل اداری و اختصاص بودجه آغاز خواهد شد اما ‌ماه‌ها از این وعده گذشت و خبری از اجرایی‌شدن این طرح نشد.ظاهرا مشکلی که باعث تداوم‌نیافتن طرح اکران مخاطب خاص شد، مسئله بودجه بود؛ بودجه‌ای که سال90 به این طرح اختصاص یافت در سال91 که سال تولیدات فاخر دولتی بود به اکران مخاطب خاص نرسید. حتی مصاحبه‌های امیدوارکننده علیرضا سجادپور معاون سابق سازمان سینمایی هم که چند بار ابراز امیدواری کرد اکران فیلم‌های مخاطب خاص از سرگرفته شود هم در نهایت روزنه‌ای نگشود.

شاید وقتی دیگر، مشکل اکران فیلم‌های فرهنگی حل شود؛ وقتی که یک سلیقه واحد برای اکران تصمیم‌گیری نکند و با متر و معیارهای کلیشه‌ای برای فیلم‌های غیرکلیشه‌ای تصمیم‌گیری نشود

با آغاز سال92 فیلم قاعده تصادف گروه گرفت و بهتر از خیلی از فیلم‌های فرهنگی این سال‌ها فروخت و دیده شد؛ هرچند در مقام مقایسه با دیگر فیلم‌ها، این فیلم متفاوت چنان که باید نه سینما در اختیار داشت و نه دیده شد. در شرایطی که همه راه‌ها برای حل مشکل اکران فیلم‌های متفاوت به بن‌بست رسیده، یک راهکار مناسب وجود دارد که برخی از کارشناسان و سینماگران نیز به آن اشاره کرده‌اند ولی متاسفانه همت یا انگیزه‌ای برای اجرایش وجود ندارد. واقعیت این است که فیلم‌های خاص و هنری نیازی به اکران گسترده و در اختیار گرفتن سالن‌های پرتعداد ندارند. این نوع فیلم‌ها در برخی از سالن‌های موجود به سختی می‌توانند مخاطب بیابند و تجربه‌های شکست‌خورده گذشته نشان می‌دهد که این فیلم‌ها به جای سالن پرتعداد به سینمای مناسب نیاز دارند. برخی از سینماها به لحاظ بافت جغرافیایی در مناطقی واقع شده‌اند که آثار متفاوت در آنها نمی‌توانند به گیشه مناسبی دست پیدا کنند. بهترین راه برای حل مشکل اکران فیلم‌های فرهنگی، اختصاص سالن‌های مناسب در مدت‌زمان طولانی است. پردیس‌هایی که در اختیار نهادهای دولتی هستند و چندان دغدغه بازگشت سرمایه ندارند و در عین حال از امکانات قابل قبولی نیز برخوردار هستند می‌توانند یک سالن خود را به صورت ثابت در اختیار فیلم‌های هنری بگذارند؛ اتفاقی که باید با ثبات، برنامه‌ریزی و اطلاع‌رسانی همراه باشد. اگر چهار سالن مناسب در تهران به مدت دو ماه فیلم‌های ارزشمندی را که در شرایط عادی امکان اکران گسترده را ندارند به نمایش درآورند، این سینماها به تدریج به عنوان پاتوق‌هایی فرهنگی میان علاقه‌مندان جدی سینما شناخته می‌شوند.

سینمای ایران

 کسانی که فیلم‌های روز سینمای جهان را دنبال می‌کنند و معمولا مشتری فیلم‌های متداول ایرانی نیستند، مخاطبان اصلی این آثار محسوب می‌شوند؛ تماشاگرانی که معمولا از سوی سینماداران نادیده گرفته شده و خوراک فرهنگی مناسبی برایشان درنظر گرفته نمی‌شود.

تلقی سنتی برخی از سینماداران، تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان باعث شده تا طیف‌های مختلف مخاطبان بالقوه سینما درنظر گرفته نشوند. براساس این تلقی فیلمی که ساختار متفاوتی داشته باشد و فرضا با روایت غیرخطی داستانش را بیان کند مناسب اکران عمومی نیست و اگر هم اکران شود یا باید در زمان‌های مرده و کم‌رونق روی پرده بیاید یا تک‌سانس‌هایی به آن اختصاص داده شود؛ اکرانی باری به هر جهت که نتیجه‌اش همین وضعیت فعلی است.

برای حل مشکل هم نمی‌توان از سینماهای بخش خصوصی انتظار داشت که برای رونق‌بخشیدن به اکران فیلم فرهنگی وارد گود شوند. وقتی تنها سینمای متعلق به وزارت ارشاد که یکی از بهترین، مجهزترین و پرمخاطب‌ترین سینماهای پایتخت نیز هست فیلمی فرهنگی (قاعده تصادف) را از پرده پایین می‌آورد و فیلمی کاملا تجاری (رژیم طلایی) را جایگزینش می‌کند نمی‌توان از سینمادار بخش خصوصی با انبوه مشکلات و مسائلی که با آن دست به گریبان است، انتظاری داشت. اینکه سینما فرهنگ سرانجام اکران قاعده تصادف را پس از کشمکش‌های فراوان، از سر گرفت هم تنها حکم داروی مسکنی دارد که موقتا از درد بیمار می‌کاهد ولی او را به بهبودی نمی‌رساند. با توجه به اینکه در ماه‌های پایانی مأموریت مدیران سینمایی فعلی به‌سر می‌بریم، خیلی نمی‌شود امیدی به حل مشکل اکران فیلم‌های خاص و متفاوت داشت. فقط می‌توان امیدوار بود مدیران بعدی سینما، به نظر کارشناسان اهمیت بدهند و گذشته را چراغ راه آینده سازند. شاید وقتی دیگر، مشکل اکران فیلم‌های فرهنگی حل شود؛ وقتی که یک سلیقه واحد برای اکران تصمیم‌گیری نکند و با متر و معیارهای کلیشه‌ای برای فیلم‌های غیرکلیشه‌ای تصمیم‌گیری نشود.

 

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع: همشهری

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین