سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در تاریخ سینما بسیار است آثاری كه ماندگار شده‌ و همواره در اذهان دوستداران سینما و در محافل‌شان جایگاهی قابل اعتنا داشته‌ است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

در خاطره‌های سینما


در تاریخ سینما بسیار است آثاری كه ماندگار شده‌ و همواره در اذهان دوستداران سینما و در محافل‌شان جایگاهی قابل اعتنا داشته‌ است. آثاری كه برای نخستین‌بار به بیان دغدغه‌هایی متعالی با بسط و پردازشی دراماتیك پرداخته‌اند و با خلق لحظات و بزنگاه‌های داستانی مناسب، تحت عنوان آثاری پیشرو از آنها یاد شده است.

فیلم

اما تنها عده كمی از فیلمسازان و آثار سینمایی بوده‌اند كه رمز ماندگاری‌شان نه تنها در «دوست‌ داشتنی» بودن، كه همواره در «نزدیك بودن به كمال» و «ذات متعالی هنر سینما» نیز بوده و هست. در یادداشت پیش رو تلاش شده تا هرچند مختصر، به دلایلی چند از انبوه خصایص ماندگار برخی از این آثار اشاره شود.

 

همشهری كین

ساخته شهیر ارسن ولز، نمونه بی‌نظیری است برای آن‌كه بدانیم چگونه اصول فرم روایی در اثری كاركردی خاص دارند. پیرنگ متكی بر جستجوی اثر راهنمایی است بر این‌كه چگونه سببیت و شخصیت‌های هدف‌گرا در روایت سینمایی نقش دارند. كین یك نمونه ناب و پیشنهادی پیشرو برای سینماست.

از آنجا كه با به بازی گرفتن دانسته‌های ما، تمایز داستان و پیرنگ را آشكار می‌سازد و نشان می‌دهد كه چگونه ابهام با توجیه‌ناپذیری برخی عناصر مشخص پدید می‌آید و با فصل‌های فاصله‌گذار ابتدایی و انتهایی، مبین آن است كه چگونه یك فیلم می‌تواند از الگوهای ساختمان روایی سینمای كلاسیك هالیوود فاصله بگیرد و با روایتی منحصر به‌فرد، تجربه مخاطب را با نحوه متفاوت هدایت جریان مصالح داستانی شكل دهد.

راز ماندگاری اینجاست: الگوهای سبكی ذكر شده بارها در كین، گسترش روایی فیلم را بسط و تجربه مخاطب را به طرق مختلف شكل می‌دهد. این پیشرو بودن در روایت و قهرمان‌پردازی نامرسوم تا سال‌ها آثار بسیاری را در تاریخ سینما تحت تاثیر خود قرار داد.

 

جویندگان

وسترن ساخته 1956 جان فورد فقید، فراتر از فیلمی دو ساعته است كه ماجرایش در پنج سال می‌گذرد. فیلم ادیسه‌ای است دوست‌داشتنی و نفسگیر برای قهرمانی زمخت و سختگیر كه قرار است بیاموزد تا خانواده، نژاد یا جنسیت و بیگانگی را درك كند.

در دوره پسا‌مولف، فیلم‌های سینمایی دوام می‌آورند، چرا كه در آنها چیزی هست كه دیگر خود فیلمسازها صاحب‌شان نیستند. و از آنجا كه جویندگان تحت تاثیر تشویش‌های نژادپرستانه خلق شده، صاحب یك ویژگی است كه از تمام ویژگی‌های دیگر پیشی می‌گیرد: قهرمانی هولناك كه با اشتیاقی متراكم، می‌داند كه باید خود را نیز نفی كند و این پرداخت متفاوت قهرمان و فرجامی به‌یاد‌ماندنی در انتهای فیلم، راز ماندگاری فیلمی است كه مخاطبش را آموزش می‌دهد تا بابت پرهیز از سیاسی‌كاری دیگری را تحسین كند و كیست كه این آموزه اخلاقی را آن هم در دل چنین داستان عامه‌پسندی كه از سوی یكی از ماهرترین فیلمسازان وسترن‌ساز تاریخ سینما كه استاد روایت سر راست نیز بود، با جان و دل نپذیرد؟

 

یكی از تعیین‌كننده‌ترین ساخته‌های آلفرد هیچكاك، فیلمساز شهیر و فقید و فیلمی كه در نظرسنجی متاخر ماهنامه «سایت اند ساوند» از منتقدان سینمایی بالاخره پس از سال‌ها «همشهری كین» ارسن ولز را پایین كشید و در صدر جدول بهترین‌های تاریخ سینما ایستاد، تلفیقی یگانه از غافلگیری و تعلیق در بهترین شمایل ممكن است

سرگیجه

یكی از تعیین‌كننده‌ترین ساخته‌های آلفرد هیچكاك، فیلمساز شهیر و فقید و فیلمی كه در نظرسنجی متاخر ماهنامه «سایت اند ساوند» از منتقدان سینمایی بالاخره پس از سال‌ها «همشهری كین» ارسن ولز را پایین كشید و در صدر جدول بهترین‌های تاریخ سینما ایستاد، تلفیقی یگانه از غافلگیری و تعلیق در بهترین شمایل ممكن است.

در رویكرد هیچكاك به تریلر، تفاوت میان تعلیق (تماشاگر به نمایندگی قربانی فریب‌خورده، اكنون دانای حقیقت و نگران چیزی است كه در پی است) و معما (تماشاگر حقیقت را نمی‌داند) مساله اساسی به حساب می‌آید. این یكی از مهم‌ترین آثار تاریخ سینماست كه در آن طی رویكردی نوین در عوض كارآگاه، «قربانی» شخصیت محوری داستان می‌گردد؛ اما رمز ماندگاری كجاست؟ در این‌كه داستان كارآگاهی مخلوق وی در عوض آن‌كه نمایش غلبه منطق باشد، نشانگر ناتوانی آن است و مهم‌تر آن‌كه هیچكاك ترس و آرزوهای خویش را به شخصیت اسكاتی فرگوسن منتقل ساخته و برای مسائل وی مجموعه‌ای از راهكارهای منطقی ارائه می دهد؛ اما دست آخر او را ناامید از یافتن منطق وقایع رها می‌سازد؛ در حالی‌كه خود قربانی پلیدی سرشت خویش شده است.

رمز ماندگاری اینجاست: سرگیجه، روبنای جنایی خود را كنار می‌گذارد و وارد قلمروی رموزی می‌شود كه پیش از این، چنین درخشان ترسیم نشده بود.

 

كازابلانكا

یكی از بهترین نمونه‌های فیلم عامه‌پسند سرگرم‌كننده عشقی است كه البته انباشته از دیدگاه‌های ایدئولوژیك و سیاسی نیز هست.

كازابلانكا با آن‌كه موضوعی‏ عشقی دارد، به نوعی فیلم جنگی هم محسوب‏ می‏شود؛ به سیاست هم دامن می‏زند؛ پیام دوستی‏ و رفاقت را نیزدر خود دارد و برای‏ هر مخاطبی با هر سلیقه و طرز تفكر جذاب باقی می‏ماند و این‏ عاملی است كه در توفیق ملودرام برای مخاطب‏ مۆثر است.

با دنیای رویایی‏ و آرمانی كاراكترهای فیلم كه سرشار از آرزوی‏ رسیدن به سرزمین آزادی است ـ طبق گفته نریشن‏ ابتدایی فیلم:«آمریكا» ـ ، كازابلانكا تصویرگر دنیایی است كه ساكنانش بی‏وقفه در تلاش برای رسیدن به دنیایی هستند كه شبه رمانس‏ جلوه می‏ كند.

فیلم، بیانیه‏ای‏ اعتراض‏آمیز علیه هر نوع بی‏عدالتی و ناجوانمردی‏ است. راز ماندگاری اینجاست: كازابلانكا جرأت و اطمینان ادامه زندگی‏ را به ما می‏بخشد و با تأكید بر شجاعت و تمامیّت، كسانی را به سوی خود جذب‏ می‏ كند كه می‏ خواهند بدون به كارگیری نیروی‏ عقلانی سرگرم شوند.

فیلم

2001؛ یك ادیسه فضایی

«2001؛ یك ادیسه فضایی» چیزی فراتر از بهترین اثر علمی ـ‌ تخیلی تاریخ سینماست. یكی از مهم‌ترین ساخته‌های نابغه بزرگ سینما، استنلی كوبریك فقید، اثری است عظیم و بزرگ كه روایتگر فلسفه و چیستی خلقت انسان است.

فیلم سرشار از آینده‌نگری‌های دقیق است و البته از داستانی كه نویسنده آن آرتور سی. كلارك یكی از بزرگ‌ترین ایده‌پردازان و آینده‌نگارهای معاصر است و سازنده‌اش كارگردانی است كه متفاوت‌ترین و دور از دسترس‌ترین ایده‌های تمام دوران‌ها را با چیرگی هرچه‌تمام‌تر به تصویر كشیده، غیر از این هم انتظاری نمی‌رود! ساخته مانای كوبریك فقید به روایت چندگانه‌ای از مرزها، محدودیت‌ها و خطرهای توسعه رایانه‌های هوشمند می‌پردازد و نگرانی جایگزین شدن ماشین به جای انسان و در واقع جایگزین شدن اعتماد انسان به ماشین به جای اعتماد به انسان را مطرح می‌كند.

«2001؛ یك ادیسه فضایی» البته همراه با تفسیرها و روایت‌های متعدد فلسفی، اسطوره‌ای، روان‌شناسی و فنی نیز است.

دیدن این فیلم دروازه‌ای است برای ورود به دنیای جادویی علمی ـ تخیلی. به چه دلایلی بیش از این در توضیح ماندگاری اثری چنین پیشرو و بدعت‌گذار، نیاز است؟!

 

هشت و نیم

مشهورترین ساخته فدریكو فلینی، فیلمساز خلاق و بزرگ ایتالیایی، اثری است كه با آن قدم در عرصه خیالبازی شخصی نهاد. در این فیلم گوئیدو با بازی مارچلو ماسترویانی یك كارگردان سینماست كه ظاهرا شخصیت خود فلینی است و تهیه فیلمی را به عهده گرفته، اما در نیمه راه نیروی خلاقه‌اش ته می‌كشد.

این ناتوانی بتدریج او را ـ و مخاطب را ـ به جهان ناخودآگاه رویاها، كابوس‌ها، فانتزی‌ها و بازگشت‌های متعدد به گذشته پرتاب می‌كند؛ جهانی كه پیوسته با زمان حال و منطق روایی آشفته قهرمان داستان تداخل می‌یابد.

وقتی گوئیدو سرانجام از ناخودآگاهش رهایی می‌یابد، به این حقیقت می‌رسد كه فیلمی كه در ذهن داشته هرگز ساخته نخواهد شد ـ حال آن‌كه خودِ «هشت و نیم» ُمین اثر فلینی تقریبا كامل شده است! ـ در پایان اثر تمام كاراكترهای زندگی كارگردان همراه این فیلم سقط جنین شده دست هم را گرفته و بر گرد دایره سیرك به رقص می‌پردازند و گوئیدو ـ كه اكنون پسركی بیش نیست ـ در وسط ایستاده و آنها را كارگردانی می‌كند.

رمز ماندگاری همین است: این تمثیل فراواقعی از جان كندن هنرمند در جریان خلاقیت، موفق به دریافتی عمیق از فرآیند ساخته‌شدن خود می‌گردد و نوعی تجلّی رویاگون است از فانتزی‌های ذهن بشری. اثری كه در دهه 60 میلادی این‌چنین انگاره‌های ذهنی مخاطبش را به بازی بگیرد و او را به سراچه خیال دعوت كند، شایسته تحسینی ابدی است.

 

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع: جام جم

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین